خودکشی Callcenter

روز شنبه ، ما با یک مرکز تماس و یکی از مشتریانمان کار کردیم. من آن احساس روده وار و مبهم را داشتم که قرار نیست به خوبی پیش برود. روده من درست بود در حالی که ما برنامه خود را کامل داشتیم و منابع آن ماهها بیکار نشسته بودیم ، مرکز تماس هیچ چیز را لمس نکرد. ما یک نسخه ی نمایشی داشتیم و فقط توسعه دهنده آنها ظاهر شد. مشتری با مرکز تماس تماس گرفت و پرسید که برای آماده شدن چه چیزی لازم است. به مرکز تماس زنگ زدیم