معضل ساخت در مقابل خرید: 7 ملاحظه برای تصمیم گیری در مورد بهترین کار برای کسب و کار شما

ساخت در مقابل خرید MarTech

این س whetherال که آیا باید نرم افزار بسازید یا بخرید ، بحث طولانی است بین کارشناسان با نظرات مختلف در اینترنت. گزینه ایجاد نرم افزار داخلی یا خرید راه حل سفارشی آماده در بازار هنوز بسیاری از تصمیم گیرندگان را گیج نگه می دارد. در شرایطی که پیش بینی می شود بازار SaaS به دلار آمریکا برسد ، با شکوه کامل بازار SaaS شکوفا می شود 307.3 میلیارد دلار تا سال 2026 ، مشترک شدن در خدمات برای مارک ها را بدون نیاز به نگهداری سخت افزار یا منابع دیگر آسان می کند.

قبل از اینکه مستقیماً به بحث ساخت و خرید بپردازیم ، بیایید بررسی کنیم که چگونه رفتار مشتری و مسیرهای خرید نیز انقلابی داشته است. 

انقلاب دیجیتال مشتریان را با تلفن های هوشمند ، تبلت ها مسلح کرده و کاربران امروزه خواستار و انتظار خدمات هستند و بدین ترتیب محصولات پیشنهادی خود را شکل می دهند. دیگر دوران مارک های تجاری که بر انتظارات مشتری تأثیر می گذارند گذشته است. در حالی که خستگی گزینه و استبداد گزینه ها بر روند تصمیم گیری تأثیر گذاشته است ، موتورهای مقایسه قیمت ، همراه با صدای رهبران نظر مهم (KOL) و تأثیرگذاران ، به کاربران در خریدهای آگاهانه کمک می کنند.

مسیر خرید مدرن

تغییر پویایی قدرت بین مشتریان و مارک ها مسیر خرید سنتی را تغییر داده است. مسیر خرید مدرن ، با پیشرفت تکنولوژی و منابع متعدد اطلاعاتی ، محصولات را از قفسه های فروشگاه خارج کرده و در داخل اکوسیستم دیجیتال قرار داده و از موانع جغرافیایی عبور کرده و معاملات را یکپارچه و شهودی می کند.

moengage مسیر خرید مدرن
منبع: راهنمای خریدار MoEngage برای جذب مشتری

تصویر بالا نشان می دهد که چرخه سفر مصرف کننده چگونه از یک تغییر الگوی عظیم عبور کرده است ، تغییری که باعث تغییر رابطه مشتری با نام تجاری از عرضه به تقاضا شده است.  

با توجه به نکات فوق در مورد چگونگی هدف تجاری شدن مارک ها برای مشتری مداری بیشتر در فعالیت های خود ، پرداختن به معضل ساخت و خرید از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما این خیلی ساده نیست. قبل از تصمیم گیری درباره اینکه آیا بهتر است از ابتدا یک پلت فرم ایجاد کنید یا یک فن آوری موجود را به دست آورید ، در اینجا چند فاکتور ذکر شده است:

  1. هزینه ساخت و یا خرید: ساختن چیزی از ابتدا بسته به اندازه تیم / شرکت عظیم خواهد بود و شما باید ساعت کار ، زیرساخت و هزینه تعمیر و نگهداری را محاسبه کنید ، که تخمین دقیق همه آنها دشوار است. در همین حال با خرید یک راه حل برای پاسخگویی به نیازهای مختلف در یک تیم ، شاید لازم باشد هزینه های مجوز را در نظر بگیریم که براساس تعداد کاربر فعال و خدمات استفاده شده متفاوت است. 
  2. همراه داشتن خطرات هنگام خرید یا ساخت: اصلی ترین خطرات مربوط به خرید ، کنترل محدود و دسترسی به نرم افزار ، کد منبع و اشکال است ، در عین حال با ایجاد یک راه حل ، خطر اصلی در توانایی ارائه توسط تیم توسعه است که می تواند منجر به افزایش هزینه ها شود. 
  3. مشکل از طریق راه حل حل می شود: عاقلانه نیست که اگر مستقیماً به خط اصلی شما اضافه نمی شود ، از پس ساختن یک مشکل تخصصی از ابتدا بروید. معمولاً خرید وسایل مورد نیاز هر شرکتی و ساختن مواردی که شما را متمایز می کند توصیه می شود.
  4. سابقه تیم توسعه: مهارت و بلوغ تیم توسعه خود را از نظر صلاحیت ، چابکی و توانایی ارائه اندازه گیری کنید. اگر آنها تا سطح خوبی اندازه بگیرند ، ساخت نرم افزار داخلی نسبت به خرید یک راه حل آماده برای بازار منطقی تر است. 
  5. منابع موجود در اختیار شما: بودجه یک عامل تعیین کننده بزرگ در مورد بحث خرید و ساخت است. بیشتر از حد مجاز که توسط مارک ها اعمال می شود ، به ساخت نرم افزار لطف بیشتری می بخشد. برای شرکت هایی که بودجه محدودی دارند ، خرید راه حل راهی آسان برای مقابله با این مسئله است. 
  6. نیاز زمان به بازار: یکی از مهمترین عواملی که باید در نظر گرفت خرید یک راه حل استراتژی سریعتر خرید به بازار است زیرا می توان آن را در مدت هشت تا شانزده هفته تحویل داد (بسته به پیچیدگی موارد استفاده) در مقایسه با ماهها یا سالهایی که می تواند را به ساخت یک سیستم عامل در خانه.
  7. اولویت های تجارت شما: اگر راه حل داخلی خود را بسازید ، آیا اولویت کسب و کار شما خواهد بود؟ احتمالاً نه ، که اگر شرکت شما نتواند به سرمایه گذاری در آن ادامه دهد ، ممکن است آن را مهار کننده پیشرفت کند. فناوری در یک چرخه ثابت تغییر است ، این یک پروژه یک کاره نیست. شرکتی که راه حلی را تهیه می کند که می توانید خریداری کنید ، وابسته به تکامل و ادامه ارزش ارائه به مشتریان خود است.

باید از اتلاف وقت در ساختن و ایجاد چیزی که قبلاً در بازار به خوبی ساخته شده است جلوگیری کرد. هدف نهایی برای مارک ها ارائه بهترین تجربه در کلاس به مشتری است و اگر این فناوری توسط فناوری موجود وجود دارد ، آیا واقعاً باید وقت و انرژی زیادی صرف ساختن یک راه حل کرد؟ 

مهمترین تمرکز برای شرکتها می تواند تأکید بر تجربه سوختی انسانی باشد که آنها از هر نقطه لمس به کاربران ارائه می دهند و پشتیبانی و خدمات مشتری خود را بهبود می بخشند. شکاف روزافزون بین انتظارات مشتری و توانایی یک برند در تحقق آنها یکی از بزرگترین موضوعاتی است که مدیران معاصر برای حل آن تلاش می کنند. برای درک چگونگی تغییر انتظارات مشتری ، توجه به تغییرات فعالیت و نگرش کاربر همراه با تأثیر آنها بر تصمیمات خرید مهم است.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.