چگونه یک برند معتبر بسازیم

چگونه یک برند معتبر بسازیم

رهبران برجسته بازاریابی جهان آن را به روش‌های مختلفی بیان می‌کنند، اما همه موافقند که بازار فعلی سرشار از تئوری‌ها، موارد و داستان‌های موفقیت‌آمیز با محوریت برندهای انسانی است. کلمات کلیدی در این بازار رو به رشد هستند بازاریابی معتبر و برند انسانیs.

نسل های مختلف: یک صدا

فیلیپ کاتلر، یکی از پیرمردان بزرگ بازاریابی، این پدیده را دوبله می کند بازاریابی 3.0او در کتاب خود با همین نام به مدیران بازاریابی و ارتباطاتی اشاره می‌کند که «توانایی درک اضطراب‌ها و خواسته‌های انسان» را دارند.

صدای نسل جوان گورو ارتباطات است ست اخبار بایگانی، که بیان می کند که «دیگر نمی خواهیم اطلاعات مربوط به یک محصول یا خدمات به ما ارسال شود. ما می خواهیم با آن ارتباط احساس کنیم. انسان بودن تنها راه پیروزی است.» در مدل دایره طلایی معروف خود و گفتگوهای TED، سیمون Sinek اشاره می کند که چرا که یک شرکت بر اساس آن تأسیس شده است باید آنقدر قوی باشد که شرکت بتواند هر نوع محصولی را از این پلتفرم بفروشد.

علیرغم نسل های مختلف و نقاط شروع، این متخصصان بازاریابی با استعداد همه در مورد یک چیز صحبت می کنند: برندهای انسانی.

هیچ چیز جدیدی در خطر نیست. برای شرکت‌ها جدید نیست که به دنبال اصالت باشند – و برای شرکت‌ها تازگی ندارد که به جای صرف تمام وقت خود برای متقاعد کردن و اغوای مشتریان خود، بر گوش دادن به صحبت‌های گیرندگان خود و اعتراف به اشتباهات خود تمرکز کنند.

تغییر پارادایم را می توان در تحقیقاتی مانند امتیاز قدرت برند Lippincott-LinkedIn، که ثابت می کند که رویکرد شخصی تر، آسیب پذیرتر و انسانی تر به ارتباطات و برندسازی مورد استقبال مشتریان قرار می گیرد. تحقیقات نشان داده است که مصرف کنندگان از پیش بینی های کارشناسان پیشی گرفته اند و بازاریابی انسانی را به راه غیرقابل انکاری تبدیل کرده اند.

سوال این است: آیا نام تجاری شما می تواند ادامه یابد؟

برند انسانی

بازاریابی اصیل فقط ظاهر نشده است. جنبش‌ها و روندهای مختلفی در طول سال‌ها الهام‌بخش آن بوده‌اند، مانند شفافیت بیش از حد، ایجاد مشترک، منبع باز، جمع‌سپاری، برند یادگیری، ضد برندینگ و غیره.

اما دو چیز باعث تغییر پارادایم بازاریابی همزمان شده است:

1. بازاریابی معتبر بیانگر حرکات است - نه برندها

این پدیده بر روی شرکت ها متمرکز است، از طریق کار آگاهانه و مداوم بر روی شخصیت و پاسخگویی آنها، و تبدیل شدن به جنبش های سالم به جای مارک های مسطح.

نشان تجاری PepsiCo Toddy

گرفتن تادی برزیلی پپسی کمپین به عنوان مثال: 

در برزیل، فروش برای Toddy نوشیدنی شکلاتی شروع به رکود کرده بود و بازار شروع به تقاضای چیز جدیدی کرد. پپسی قبلاً یک طلسم داشت که در سطحی سطحی به‌ویژه توسط مصرف‌کنندگان جوان‌تر مورد تحسین قرار می‌گرفت. آنها او را بامزه و سرگرم کننده می دانستند، به همین دلیل است که ما تمایل به درک طلسم های برند داریم.

پپسی با دست و پا بیرون رفت و طلسم خود را سخنگوی یک حرکت خارجی کرد. پپسی یک حرکت قوی در شبکه های اجتماعی شناسایی کرده بود. طیفی از سازمان ها و افراد با تمرکز بر رواج بیانیه های بدون عمل، این حرکت را به جلو می بردند. این جنبش بر ملتی متمرکز بود که ویژگی آن فساد و نیز وعده های شکسته و پوچ بود.

پپسی پیشنهاد کرد که نسل‌های جوان از طرح‌های گفتگوی آنلاین برای بیان بیانیه‌ای از طلسم استفاده کنند. صدای گاو هر بار که یک وعده توخالی شنیده شد - و کمپین موفقیت آمیز بود.

هیچ وقت، صدای گاو زیرا مترادف با چرت و پرت را قطع کن. نسل های جوان این را اجرا کردند صدای گاو-پیام در مکالمات آنها چه آنلاین و چه آفلاین. ناگهان تادی بخشی از یک روند شد. فروش محصول افزایش یافت و پپسی برند خود را به یک حرکت تبدیل کرد.

2. تغییر از تمرکز مشتری به انسان

به جای تمرکز بر روش‌هایی برای متقاعد کردن گیرندگان، مانند کمپین‌ها، استراتژی‌ها، چرخش‌ها و غیره، بازاریابی به تدریج شروع به تمرکز بیشتر روی کشف دلیل خرید مردم می‌کند. در آینده، این نقطه شروعی برای توسعه محصول خواهد بود.

این بخشی از دلیل این است که چرا بازاریابی معتبر در مورد افراد (نه مشتریان) و اساسی ترین نیازهای ما است. این نیازها عبارتند از:

  • شنیده شدن
  • احساس درک شدن
  • یافتن معنا
  • نمایش شخصیت

نمونه ای از این جنبه دوم تغییر پارادایم را می توان در زنجیره آمریکایی Dominos مشاهده کرد.

در آغاز نواختی ها، دومینوس به دلیل کیفیت غذا، رضایت کارگران و لذت کارگر مورد انتقاد قرار گرفت. Dominos به جای دفاعی شدن و راه‌اندازی کمپین‌هایی برای متقاعد کردن مشتریان در مورد مخالف، تصمیم گرفت که استراتژی بحرانی فروتنانه و پاسخگو را اجرا کند. Dominos چندین جعبه پیتزای خود را با کدهای QR تجهیز کرد و از مشتریان خواست این کد را اسکن کرده و برای بیان نظرات خود به توییتر ببرند.

این یک استراتژی موفق بود، زیرا همه مردم نیاز به شنیده شدن و احساس درک شدن را احساس می کنند.  

این استراتژی منجر به جمع آوری مقادیر زیادی از داده ها شد که شرکت به روش های مختلف از آنها به خوبی استفاده کرد:

دومینو در میدان تایمز
اعتبار: شرکت سریع

  • به عنوان بخشی از بازاریابی داخلی و مراقبت از کارمندان، Dominos صفحه‌های کامپیوتری را در مناطقی که پیتزا تولید می‌شد راه‌اندازی کرد تا به نانواها بازخورد بی‌درنگ ارائه دهد. این به طور موثر شکاف بین کارمندان و مشتریان را پر کرد.

این کمپین منجر به افزایش 80,000 فالوور توییتر در کمتر از یک ماه شد. نتایج دیگر شامل افزایش توجه در روابط عمومی، افزایش رضایت کارکنان، بهبود همه جانبه در شهرت برند و افزایش انسانیت بود. این بازاریابی معتبر در بهترین حالت خود است!

بازاریابی که به اندازه کافی نوید می دهد

نمونه‌های شگفت‌انگیزی از شرکت‌ها وجود دارد که چشمان خود را به سمت مزایای بازاریابی معتبر باز کرده‌اند. نتیجه، داستان‌های موفقیت‌آمیزی است که توسط کمپین‌های منحصربه‌فرد ایجاد می‌شود که به خوبی با مشتریان سازگار است.

در شرکت MarTech من جامپ استوری ما در تهیه عکس‌ها و ویدیوهای استوک معتبر تخصص داشته‌ایم، بنابراین شما مجبور نیستید از همه آنهایی که ظاهر جذابی دارند استفاده کنید. ما از هوش مصنوعی برای خلاص شدن از شر تمام محتوای غیر معتبر استفاده می کنیم و روی دو کلمه کلیدی تمرکز می کنیم که جوهر بازاریابی معتبر نیز هستند: انسانیت و شخصیت.

این موارد برای الهام بخشیدن به شما برای تبدیل شدن به یک برند پاسخگوتر و انسانی تر است - و با این انتقال، از مزایای اقتصادی در طول مسیر بهره مند شوید.

بشریت

یک زنجیره خرده فروشی آمریکایی به دلیل تمام شدن محبوب ترین محصولات خود مورد انتقاد قرار گرفت. در پاسخ به این انتقاد، این شرکت یک شعار جدید و همراه با آن، یک ذهنیت جدید راه اندازی کرد: اگر در انبار هست داریم. این خود کنایه ای سخت، تأثیر مثبتی هم بر فروش و هم بر شهرت برند داشت.

در کشور خود خدا، شما می توانید با یک رستوران زنجیره ای چینی روبرو شوید که با این شعار تبلیغات می کند غذای اصلی. انگلیسی ضعیف. جدا از این طنز و کنایه از خود، خط پانچ یک موضوع کلاسیک را در صنعت رستوران بیان می کند. برای مشتریانی که به دنبال اصالت هستند، یکی از بدترین چیزهایی که ممکن است اتفاق بیفتد این است که فقط به یک رستوران ایتالیایی بروید تا توسط یک سرور کاملا دانمارکی سرو شود. چیزی که ما می خواهیم این است که پیتزاهایمان را با شور و شوق سرو کنیم.

از طرفی می خواهیم بتوانیم تک تک کلمات منو را بفهمیم و به خوبی با کارکنان ارتباط برقرار کنیم. اگر اصالت اولویت ما باشد، گاهی اوقات دشوار است. زنجیره چینی دقیقاً این معضل را بیان می کند و در این مورد موضع می گیرد.

هر دو مورد نمونه هایی از پدیده ای هستند که ترندواش دابز ناقص. این اصطلاح مجموعه ای از کلمات است عالی و ناقص. تقریباً مانند کمپین‌های Dove's Real Beauty، این دو مورد آمریکایی نشان می‌دهند که می‌توانید انسانیت خود را کشف کنید و در عین حال وعده‌های خود را به وعده‌هایی که واقعاً قابل دستیابی هستند محدود کنید. در واقع، این زنجیره‌ها تقریباً کمتر از آنچه ارائه می‌کنند وعده می‌دهند.

شخصیت

در تئوری، همه برندها شخصیتی منحصر به فرد دارند، تقریباً مانند انسان. واقعیت این است که برخی از شخصیت ها جذاب تر از دیگران هستند. برخی به روشی مثبت و رادیکال برجسته می شوند. در برخی موارد، می‌توانیم دلیل دقیق آن را مشخص کنیم و در برخی دیگر، به نظر می‌رسد که درست فراتر از دسترس ما است.

در دنیای بازاریابی، چند نمونه قابل توجه از این پدیده وجود دارد. Miracle Whip با خود متمایز است ما برای همه نیستیم داستان؛ نوشیدنی های بی گناه به شوخ طبعی و صراحت خود معروف هستند. نمونه ای از این شخصیت متنی است که در قسمت پایین اکثر کارتن های آب میوه آنها وجود دارد که در آن نوشته شده است: دیگر به پایین من نگاه نکن.

در ایالات متحده، اکثر مردم از مورد Southwest Airlines اطلاع دارند. این شرکت سیاستی را اتخاذ کرده است که بیان می‌کند هیچ اطلاعیه امنیتی نباید یکسان باشد. به یوتیوب بروید و نمونه یک مهماندار جوان را ببینید که مراحل امنیتی داخل هواپیما را طی می کند. توجه داشته باشید که چگونه این رویکرد عملاً با تشویق ایستاده برآورده می شود.

توسعه و اندازه گیری انسانیت

انسانیت یکی از معدود ویژگی هایی است که قدرت حرکت مشتریان، محصولات و همدردی را دارد. این واقعاً در تمام پارامترهای مناسب پرداخت می کند.

برای اینکه بشریت به ثمر بنشیند، باید به شکلی ساختاریافته و هدفمند از آن استفاده کرد. این به شناسایی مناطقی که نیاز به تغییر است کمک می کند و فشار نهایی را برای شروع فرآیند به ما می دهد.

یکی از بهترین راه‌ها برای تحریک این کار از طریق این چهار سؤال است:

  • چگونه می توانیم بلندتر گوش کنیم؟
  • چرا برند ما وجود دارد؟
  • چه چیزی برند ما را انسانی می کند؟
  • آیا برند ما شخصیت دارد؟

بر اساس تاملات و بحث‌های متمرکز بر این سؤالات، می‌توانید به پارامترهای مختلف و فرآیندهای بازخوردی که استراتژی، پلتفرم و ارتباطات انسانی را تشکیل می‌دهند، بپردازید. موفق باشید و به یاد داشته باشید که در طول مسیر از آن لذت ببرید. 

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.