چه کسی شما را عقب نگه می دارد؟

عقب نگه داشتن تو

یکی از مشکلاتی که اکنون در انتخابات داریم ، طولانی بودن آن است. تلاش برای انتظار داشتن از یک کاندیدا بدون اینکه جلوه خود را مانند یک مهره به نظر برسد ، این کار را بیش از یک سال انجام می دهد تقریباً غیرممکن است. این برای رئیس جمهور نیز به همین سختی است ... همه تعجب می کنند که چه کسی این مکان را اداره می کند ، زیرا او همیشه در راه تلاش برای انتخاب شدن است. و هر ثانیه از هر مرحله از هر سخنرانی به طرز مسخره ای تا حد مرگ تجزیه و تحلیل می شود تا زمانی که رسانه های ما بتوانند نوعی قراضه از موضوعی را پیدا کنند که بر روی آن قرار بگیرد. آن نفرت انگیز است.

من کاندیدا نیستم ، اما قرار دادن خود در رسانه های اجتماعی ، شما را با همان موشکافی باز می کند. در حالی که به نوشتن ، توییت کردن ، به روزرسانی و به اشتراک گذاری ادامه می دهید ، احتمال اینکه یک حرکت تند و سریع از خودتان ایجاد کنید به 100 درصد نزدیک می شود. اگر هرگز این کار را نکنید ، به راحتی قلب و اشتیاق خود را برای این کار نمی گذارید. تمام مدت پایم را به دهانم می گذارم. یک روز به مردم می گویم وجود دارد هیچ قانونی برای رسانه های اجتماعی وجود ندارد، سپس من بر سر همه افراد در + Google فریاد بزنید برای راهی که آنها از آن استفاده می کنند.

بسیاری از مردم (و شرکت ها) با تصور اینکه گرفتار تناقضی از این قبیل شوند ، خرد می شوند.

من نه.

چرا؟ من حتی نمی خواهم اجازه دهم ترس از ظاهر تند و زننده جلوی ابراز خودم را بگیرم. اگر شما آن را دوست ندارم ، به عنوان کریس بروگان اظهار نظر کرد... شما می توانید من را از حلقه خود خارج کنید.

عایشه تایلرمن در BlogWorld Expo با دو نفر شگفت انگیز آشنا شدم و می خواهم آنها را در اینجا ذکر کنم. یکی بود عایشه تایلر، شخصی با این همه استعداد (از جمله سریعترین ذکاوتی که تاکنون دیده ام) حتی نمی توانم آنها را لیست کنم.

دلتنگ لریبعد از سخنرانی اصلی ، من اتفاقاً با آنها نشستم خانم لری، سلبریتی مشهور به خاطر کار در PBS و ادامه کار در شبکه های اجتماعی ، رسانه ها و آموزش. ما ساعتها وقت صرف گفتگو کردیم ... و من حتی خوشبخت شدم که امروز صبح با خانم لری در یک کابین سهیم شدم! من حتی نمی توانم به زبان بیاورم که او چقدر شگفت انگیز بود که با او صحبت می کند.

جالب… دو نفر که تأثیر غیرقابل حذف بر من ایجاد کرد بسیار درخشان ، قوی ، سیاه ، زن و زیبا بود. اکنون - قبل از اینکه شروع به پرتاب جوک های پیرمرد کثیف خود کنید ، من همانجا شما را قطع می کنم. این زیبایی نبود که مرا به خود جلب کرد ... این یک شجاعت الهام آور این دو خانم بود. فکر کردم کنار رفتن برای من سخت است اما حتی نمی توانم همه چیزهایی را که می توانستند عایشه و خانم لری را عقب نگه دارند تصور کنم. سرعت آنها را کم نکرده است. آنها دنباله دار شده اند در همه جا آنها رفته اند و رسانه های اجتماعی فقط مورد بعدی برای تسخیر آنها است (آنها در حال پیشرفت هستند!).

من فکر کردن در مورد آن متوقف نشده است.

یکی از مواردی که باعث رشد من در این صنعت در چند سال اخیر شده است توانایی من در کار گذشته از ترس از شکست است. من به سادگی از گوش دادن به افرادی که به من گفتند من نمی توانم ، نمی خواهم یا نباید استفاده کنم ، متوقف شدم. گوش دادن به صحبت های همکاران ، دوستان و حتی خانواده را متوقف کردم. به هر حال جلو رفتم. مردمان ... من 43 ساله ام! این چقدر طول کشید تا غلبه کردم و قدم جلو گذاشتم. حتی امروز ، وقتی کسی می گوید مردمی پشت سر من صحبت می کنند یا شایعاتی را به اشتراک می گذارند ، من عقب نشینی نمی کنم - حمله می کنم. ترس 20 سال فلجم کرد. این حداقل نیمی از زندگی من ، چه شخصی و چه حرفه ای را سرقت کرده است. من بدون ترس نیستم ، اما هرگز اجازه نمی دهم ترس دوباره مرا متوقف کند.

گفت: "من در مقایسه با عایشه و خانم لری کاملا بدخواه هستم. هر دوی آنها بدون داشتن یک گروه پشتیبانی به رسانه های اجتماعی فرو می روند (من توسط افراد گیک احاطه شده بودم). هر دوی آنها از رسانه های سنتی بودند که هنوز هم با شک و تردید به رسانه های اجتماعی نگاه می کردند (و هستند). هر دو آنها زن هستند ، از نظر فرهنگی در این کشور یک شکاف بین زنان و فناوری وجود دارد. هر دو یک رزومه چشمگیر و ادامه رشد در یک حرفه سنتی داشتند. ناگفته نماند که این صنعت دقیقاً یک آهنربا تنوع نیست.

اما آنها به هر حال این کار را کردند.

چرا؟ در گوش دادن به آنها ، دلیلش این است که اشتیاق و چشم انداز آنها برای دیدن فرصتی در این صنعت بسیار بیشتر از هر ترسی است که آنها داشته اند (من حتی نمی دانم که آنها ترسیده اند!). عایشه آن را کاملاً در ویران کردن آخرین برنامه اصلی قرار داد ... f *** آنها او گفت. من گوش می دادم و به آن گوش می دادم زیرا این همان چیزی بود که من در داخل می گفتم هر وقت کسی در پشت سر من درباره عذاب قریب الوقوع من صحبت می کرد.

باید درک کنید ثانیه ای که خود را از گله جدا می کنید ، متفاوت هستید. گله می خواهد شما را به عقب بکشاند. آنها نمی خواهند شما جلوتر بروید. آنها می خواهند شما را عقب نگه دارند. نمی توانید اجازه دهید. خوشبختانه برای شما ، موارد دیگری مانند شما هستند که به شما کمک می کنند. همانطور که با دوستانم وقت می گذراندم نمایشگاه BlogWorld، فهمیدم که در خانه با افرادی هستم که می خواهند من موفق شوم. و من می خواهم که آنها نیز موفق شوند.

چه کسی شما را عقب نگه می دارد؟ من می دانم چه می توانید به آنها بگویید ... فقط از عایشه بپرسید.

2 نظرات

  1. 1

    داگ، قبلاً هرگز به وبلاگ شما نرفته بود، خانم لوری آن را در توییتر پست کرد، پس آن را بخوانید ... و به یاد داشته باشید که شما را در #Bwela دیدم اما مطمئن نبودم که کی هستید. بنابراین، این یک پست شگفت انگیز و صادقانه است. من یک شخص متفکر هستم، اما اجازه داده ام ترس مرا در زندگی ام باز دارد. من چند روز دیگر 35 ساله می شوم، اما سخت تلاش کرده ام تا این ترس را پشت سر بگذارم. من واقعاً از پست شما قدردانی می کنم و همیشه شنیدن دیگران که از آن پیچ و خم عبور کرده اند بسیار عالی است. مرسی مرد، خوش بگذره!!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.