آموزش دوچرخه سواری و ساخت نرم افزار

دوچرخهکار اخیراً یک چالش واقعی بوده است. مدیر محصول بودن یک کار جذاب است - هنگامی که واقعاً باید آن کار را انجام دهید. من می دانم که این موضوعی ساده است که می توان گفت ، اما شما واقعاً مرکز اصلی جنگ درگیر با فروش ، توسعه ، خدمات مشتری و رهبری در شرکت هستید.

برخی از مردم سایت خود را از دست می دهند که هدف ایجاد ویژگی های بیشتر یا برنامه جالب بعدی Web 2.0 نیست ، هدف این است که افراد را قادر به انجام کار خود به طور موثرتر و کارآمدتر کنیم. هر روز از من سال می شود ، "چه ویژگی هایی در نسخه بعدی وجود دارد؟"

من به ندرت به این س answerال پاسخ می دهم زیرا تمرکزم روی ویژگی ها نیست ، هدف من ایجاد راه حلی است که بازاریابان را قادر سازد کار خود را با کارایی و کارآیی بیشتری انجام دهند. توانمند سازی مشتریان شما همان چیزی است که در مورد آن است. اگر روی چیزهای بزرگ و براق تمرکز کنید ، چیزهای بزرگ و براق خواهید داشت و هیچ مشتری از آن استفاده نمی کند.

گوگل امپراطوری را با یک جعبه متن شروع کرد. من بعضی از مقاله ها را کجا خوانده ام یاهو در واقع از کاربرد گوگل انتقاد کرده است. چه کاربردی بهتر از یک جعبه متن است؟ اشتباه نکن ، یاهو! برخی از ویژگی های خارق العاده را در برنامه های آنها ایجاد می کند. من کاملاً م componentsلفه های رابط کاربری آنها را دوست دارم ، فقط از برنامه های آنها استفاده نمی کنم.

Google نحوه دوچرخه سواری را به افراد آموزش می دهد و سپس آنها به بهبود دوچرخه ادامه می دهند. Google با ایجاد جستجوی کارآمدتر از یک جعبه متن ، صدها میلیون نفر را به انجام کارهای بهتر خود رساند. جواب داد و به همین دلیل همه از آن استفاده می کنند. زیبا نبود ، صفحه خانگی جذابی نداشت ، اما به کاربران آنها این توانایی را می داد تا به طور موثر و م workثر کار کنند.

آیا می توانید 4 ساله خود را سوار یک دوچرخه کوهستان 15 سرعته با آینه های دید عقب ، سیگنال ها ، کوزه آب و غیره کنید؟ شما نمی خواهید پس چرا می خواهید یک برنامه نرم افزاری بسازید که دارای 15 سرعت ، آینه ، سیگنال و کوزه آب باشد؟ شما نباید هدف این است که آنها را یاد بگیرند که دوچرخه سواری را یاد بگیرند تا بتوانند از نقطه A به نقطه B برسند. هنگامی که نقطه A تا Point B پیچیدگی رشد می کند ، این زمانی است که شما به یک دوچرخه با قابلیت های جدید نیاز دارید که آن را پشتیبانی کند. اما فقط زمانی که کاربر واقعاً بتواند سوار آن شود!

این بدان معناست که چرخ های تمرین بسیار عالی هستند (ما این موارد را به صورت جادوگر می بینیم). هنگامی که یک کاربر واقعاً می تواند دوچرخه سواری کند ، می توانید چرخ های آموزش را بردارید. هنگامی که کاربر در دوچرخه سواری عالی عمل می کند و باید سریعتر با آن دوچرخه سواری کند ، سپس چند چرخ دنده بر روی آن قرار دهید. در صورت نیاز کاربر به آفرود ، آنها را با دوچرخه کوهستان تنظیم کنید. وقتی کاربر قصد دارد به ترافیک برخورد کند ، آینه را بیندازید. و برای آن سواری های طولانی ، در کوزه آب بیندازید.

Google این کار را با انتشار تدریجی و بهبود مستمر نرم افزار خود انجام می دهد. من این واقعیت را دوست دارم که آنها مرا با چیزی ساده قلاب می کنند و سپس آنها همچنان به آن اضافه می کنند. آنها با یک جعبه متن شروع به کار کردند ، سپس موارد دیگری مانند جستجوی تصویر ، جستجوی وبلاگ ، جستجوی کد ، صفحه اصلی Google ، اسناد Google ، Google Spreadsheets added همانطور که من به استفاده از نرم افزار آنها عادت کردم ، آنها همچنان پیشرفت می کنند این برای پشتیبانی از فرایندهای اضافی است که باعث می شود کار خود را موثرتر و کارآمدتر انجام دهم.

دوچرخه همان چیزی است که فرد را از نقطه A به نقطه B می رساند ، ابتدا دوچرخه ای عالی بسازید که سواری آن آسان باشد. هنگامی که آنها نحوه دوچرخه سواری را یاد گرفتند ، پس نگران نحوه پشتیبانی از فرایندهای اضافی با ایجاد قابلیت های جدید در برنامه خود باشید.

به یاد داشته باشید - گوگل با یک جعبه متن ساده شروع به کار کرد. من شما را به چالش می کشم تا سریعترین برنامه های در حال رشد و مشاغل موفق در وب را بررسی کنید و یک ویژگی منحصر به فرد برای همه آنها پیدا خواهید کرد ... استفاده از آنها آسان است.

خاموش برای کار

3 نظرات

  1. 1

    Fabulous post! Especially loved the analogy.

    I think what product managers have difficulty in nowadays is precisely defining when is the right time for extra the “bike” features and how to plug ’em in the already existing features that their users have grown accustomed to.

  2. 2

    Great post Doug. So many things that seem so cool really just make the job harder. Seen the book “Why Software Sucks” or “Dreaming in Code”?

    Both talk about how software is ruined by trying to be cool or super flexible vs. just getting the job done simply.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.