وبلاگ ها ، Clogs و داستان سرایی

copyblogger

برایان کلارک در آخرین زوج خود چیزی را لمس کرد پست در copyblogger که فکر می کنم ممکن است "حلقه گمشده" برای وبلاگ های شرکتی باشد (مسدود)… داستان را بگو.

من یک زن و شوهر نوشتم پست که منتقد وبلاگ های شرکتی هستند. دلیل آن این است که یک وبلاگ سازمانی می تواند تا حدودی یک اکسی مورون باشد. بسیاری از شرکت ها به وبلاگ نویسی به عنوان توسعه تلاش های بازاریابی خود ، همراه با وب سایت ، تبلیغات و بیانیه های مطبوعاتی نگاه می کنند. شرکت های دیگر در حال صعود بر روی این "رسانه جدید بازاریابی" هستند. اررغ IMHO ، وبلاگ ها قرار نیست که برای بازاریابی باشند ، آنها واقعاً برای ایجاد مکالمه با خوانندگان شما - کارمندان ، مشتریان و / یا چشم اندازها هستند.

توصیه برایان در آخرین مطالب چندگانه خود این است که گفتن داستان با نسخه بسیار کارآمد است ، و این می تواند به وبلاگ شما نیز گسترش یابد. چه ایده خارق العاده ای! شرکت ها باید این استراتژی را اتخاذ کنند. یک داستان می تواند صادقانه ، مرتبط و به موقع باشد. یک داستان می تواند نقاط قوت شرکت شما را به تصویر بکشد بدون اینکه یک تبلیغات یا بیانیه مطبوعاتی خوش فرم باشد. و ... یک داستان می تواند شروع یک مکالمه فوق العاده بین شرکت شما و افرادی باشد که وبلاگ شما را می خوانند.

داستان سرایی ممکن است استراتژی عالی برای شرکت شما باشد وبلاگ، جلوگیری از واکنش غیر صادقانه و از پیش تأیید شده گرفتگی.

داستان خود را بگویید. داستان های مشتریان خود را بگویید. حتی داستان های احتمالی خود را بگویید.

یک نظر

  1. 1

    متأسفانه این مرحله بعدی من در وبلاگ نویسی است ... و روی آن شرط بندی کنید big امیدوارم ارزش تلاش من را داشته باشد ...

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.