داغ شدن وبلاگ ها

Depositphotos 26743721 s

این هفته هفته سختی بود. شغل من خارق العاده است و توسط همسالان و مشتریانم قدردانی می شوم. هر چند برای اولین بار ، معتقدم وبلاگ من در روابط حرفه ای من دخالت کرده است. با طولانی صحبت کردن با آنها ، من معتقدم که نگرانی با کارفرمای من وجود ندارد. رهبران من کاملاً به وبلاگ نویسی به عنوان بیان سالم اعتقاد دارند. البته ، آنها نمی توانند مسئولیت نظرات من را بر عهده بگیرند ، زیرا آنها نظر من و شخص دیگری نیست. در نتیجه ، متوجه خواهید شد که من دیگر پیوندی به کارفرمای خود ندارم. این خیلی بد است - از آنجا که من دوست دارم آنها را به عنوان یک رهبر در صنعت پایگاه داده و بازاریابی دیجیتال معرفی کنم.

موضوعی توسط مشتری که یکی از کارفرمایان قبلی من نیز بود ، مطرح شد. اگرچه وقتی رابطه آنها تحکیم شد مستقیماً در هیچ یک از شرکتها کار نکردم ... و یکی را برای دیگری نگذاشتم ، اما مشتری سوالاتی راجع به شغل من و مسئولیتهای من در رابطه با کارفرمای فعلی ام مطرح کرد.

من معتقدم که این مسئله در نتیجه چند ورودی وبلاگ ایجاد شده است که برخی از تلاش های بازاریابی کارفرمای قبلی من را مورد انتقاد قرار داده است. به اندازه کافی شگفت آور ، با تعداد انگشت شماری از افرادی که وبلاگ من را می خوانند ... کارفرمای قبلی من یکی از آنها بود. من از اینكه موضوع گفتگو در سراسر شركت بوده ام چاپلوس هستم ... بسیاری از دوستانم مرا پر كردند. سخنان من چنان آویز زد كه من معتقدم از بخشی كه قبلاً در آن كار می كردم ، از طریق شركت ، از طریق من کارفرمای فعلی و بازگشت به من! می دانستم که دارد می آید و برای آن آماده شده ام - اما هنوز هم وضعیت ناخوشایندی بود.

زیر سوال بردن از وضع موجود همیشه سالم است. در حالی که در آن شرکت کار می کردم ، رئیسی که مرا استخدام کرد ، به دلیل مسیری که به ما می برد ، شرکت گسترده ای شناخته شد. اگرچه ما دپارتمان کوچکی بودیم ، اما به عنوان یک تیم فوق العاده کار کردیم و توانستیم تحویل دهیم - بارها و بارها و بارها. دوستان با من در میان گذاشته اند که آنها معتقد نیستند تیم جدید موفقیتی را کسب کرده است که ما داشته ایم. من فکر می کنم به همین دلیل وبلاگ lil ol 'Doug چنین بوی بدی ایجاد کرد.

من اجازه نمی دهم به کسی فرصت دهم تا به وبلاگ من به عنوان منبع ثروت یا بدشانسی خود اشاره کند. من به دلیل احترام به کارفرمای فعلی خود ، مطالب موجود در وبلاگ خود را حذف کردم. من هنوز شرکتی را که در آن کار کرده ام بسیار با اهمیت نگه دارم. همچنین ، متخصصانی که با آنها کار کردم ، هیچ کس نبودند. من هنوز هم به رهبری که من را استخدام کرده و موفقیتم را به آنجا هدایت کردم بسیار فکر می کنم. و من حتی متشکرم که با مدیریت جدید از در خارج شدم. از این گذشته ، عزیمت من مرا به سمت شرکت ، صنعت و موقعیت خارق العاده ای که اکنون دارم ، هدایت می کند!

اگر اهمیتی نمی دادم اظهار نظری نمی کردم. من هنوز هم در سهامی که قبلاً در آن کار می کردم چند سهم سهام دارم. آیا سهامدار نمی تواند از شرکتی که سهام آن را در اختیار دارند انتقاد کند؟

Forbes یک مقاله عالی داشت ، حمله بلاگ ها، صحبت از هجوم وبلاگهایی که به شهرت لطمه می زند و به شرکتها آسیب می رساند. برای من جالب است که یک نشریه در برابر آزادی بیان موضع می گیرد. اگر قصد ورود به وبلاگ آسیب رساندن به شرکتی با استفاده از دروغ یا فریب است ، پس من معتقدم که این افترا است. اما اگر ورود به وبلاگ انتقادی صادقانه از شرکتی باشد که در مسیر اشتباهی قرار گرفته است ... آیا این افترا است؟ فکر نمی کنم

من معتقدم این ریاکارانه ، متعالی و پرمدعا از "مطبوعات آزاد" تحت حمایت قانون اساسی در این شرکت برای مبارزه با وبلاگ نویسی است. وبلاگ نویسی صدای من را به اندازه صدای دیگر بلند می کند و ابزاری را برای بیان آزادانه نظر من فراهم می کند. تصور کنید که چگونه وبلاگ نویسی می تواند به کشور ما در مبارزه برای دستیابی به حقوق برابر زنان و اقلیت ها کمک کند! صدای آنها بدون ترس از مجازات شنیده می شد و محافظت می شد. من شروع کردم به این باور که هیچ چیز کنایه آمیز نیست زیرا Rosa Parks این هفته در ایالت است.

خیلی دوست داشتم وبلاگ خانم پارک را بخوانم!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.