پسران و اسباب بازی ها!

مطمئن نیستم که چقدر بیشتر می توانم بگیرم! اینترنت اکسپلورر 7 ، FIrefox 2 و MacBook Pro همه در یک هفته است. من در خوراک RSS خود با چند صد پست عقب هستم ، با ایمیلم با حدود 200 ایمیل پشت سر می گذارم ... و من کارهای بیشتری نسبت به گذشته داشته ام. چه اتفاقی دارد در دنیا می افتد؟

لپتاپ MacBook Pro

اول… اینترنت اکسپلورر 7. من واقعاً تحت تأثیر مکانهای جایگزین منو و سازماندهی صفحه قرار گرفته ام. اگر قبلاً آن را امتحان نکرده اید ، تمام صفحه فوق العاده است. و البته زبانه زدن عالی است.

دوم ... فایرفاکس 2. من آن را بارگیری کردم. واقعا زیپ! من این را دوست دارم. من تست هجی را امتحان نکرده ام اما می دانم این یک ویژگی عالی است. این بدان معنی است که من می توانم Google Toolbar را تخلیه کنم.

سوم ... طبل زدن لطفاً Mac MacBook Pro. من کارهای مربوط به این توله سگ را دریافت کردم و من "فاکتور جالب" را کاملاً دور کردم. البته بعد از خرید آن ، مجبور شدم یک کیف لپ تاپ جدید بخرم که زیبا و زیبا بود. من هنوز در محل کار منتظر مانیتور هیولا هستم ... اما در کمتر از یک هفته تقریباً کاملاً تغییر شکل می دهم.

من Parallels را روی آن بارگذاری کردم (WOW!) بنابراین می توانم XP را روی یک صفحه نمایش (یا در پنجره) و OSX را روی صفحه دیگر اجرا کنم. این فقط من را دور می کند. فکر نمی کنم مدتها یک فلج ویندوز باشم. من باید در ظاهر و احساس به شما بگویم ، OSX از لحاظ ظاهر ، احساس و کارایی بسیار پیشرفته تر است. من یک دزد سیب نیستم (هنوز) ، اما می توانم یکی شوم. من فکر می کنم اولین باری که در مرزها آن را باز می کنم ، رسما یکی خواهم شد!

برخی از مواردی که در مورد Mac دوست ندارم؟ سیم برق مغناطیسی کاملاً خنک و خنک است ، اما انتهای دیگر آن مکش می کند ... این منبع تغذیه بزرگ و بزرگ است. و آنها بند ناف را بیش از حد مهندسی کردند. طراحی های زیادی برای پای های کوچک.

یک نظر

  1. 1

    اول زندگی گربه ها و سگ ها و حالا داگ روی MAC؟! باشد که هرگز نباشد!

    جالب است، همین دیروز طراح گرافیک ما (پسر MAC) و مدیر خدمات اینترنتی ما (پسر PC) متوجه شدند که آنها در واقع هنری تقلید کننده زندگی هستند. کد لباس اداری ما (بالاخره) تغییر کرد تا مجبور نباشیم کراوات بپوشیم. در روز اول قوانین جدید، پسر MAC بدون کراوات سر کار آمد، اما پسر PC به هر حال کراوات زد. آنها تبدیل به تبلیغات اپل شدند.

    اگر خاطره در کار باشد، داگ، در یک سوئیت احساس اهمیت بیشتری می‌کنی. بنابراین این سوال پیش می آید که آیا احساس مهم بودن بهتر است یا خونسردی؟

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.