ورزش مغز - و کمی در مورد داگ

یکی از مواردی که من بیشتر در مورد وب دوست دارم این است که از مرز هنر و برنامه نویسی عبور می کند. در دوران دبیرستان ، من یک هنرمند مشتاق بودم ... همیشه جایی را نقاشی می کردم. در سال آخر ، برخی از دوره های دانشگاهی را در زمینه طراحی صنعتی گذراندم. پیش نویس مقداری از آزادی مداد من را از بین برد ، اما من از دقت در طراحی بسیار لذت بردم. من کلاس را بزرگ کردم اما هرگز در دانشگاه شرکت نکردم.

در عوض من به نیروی دریایی پیوستم و یک برق شدم. افراد زیادی تعجب می کنند که گذشته من مرا به سمت بازاریابی ، بازاریابی پایگاه داده ، طراحی وب و طراحی برنامه وب سوق داده است ... اما این یک پیشرفت طبیعی بود. منطق و نظم لازم در کار با ماشین آلات الکتریکی و الکترونیکی صنعتی تجربه منطقی و عیب یابی بسیار خوبی به من داد. این در نهایت منجر به این شد که من برای فناوری الکترونیک به دانشگاه بروم. در آن زمان ، من عیب یابی و طراحی برنامه نویسی منطقی نردبان را در PLC (کنترلرهای منطقی قابل برنامه ریزی) شروع کردم. این امر منجر به ادغام کامپیوتر ، برنامه نویسی ، یکپارچه سازی شبکه و یکپارچه سازی پایگاه داده شد.

من هم عاشق فناوری شدم و هم صنعتی که در آن بودم ... صنعت روزنامه. من می خواستم از سمت تولید کسب و کار به سمت بازاریابی و تبلیغات در این کسب و کار بروم ... اما وقتی کسی شما را با لباس آبی ببیند ، پیدا کردن شغل بازاریابی سخت است. بنابراین ... من اسب ها و واگن ها را بار کردم و بچه هایم را به غرب منتقل کردم ، و در یک شرکت بازاریابی پایگاه داده کار کردم که انبارهای داده بازاریابی را در سراسر صنعت روزنامه طراحی ، ساخته و اجرا می کرد. کار جذابی بود. من همچنین با بزرگترین روزنامه ها کار کردم و شخصاً چندین کاربرد عالی در صنعت ایجاد کردم.

من بیش از یک دهه با صنعت گیر کردم و کارهای خوبی را برای خودم انجام دادم. من حتی در صنعت به عنوان یکی از 20 نفر برتر زیر 40 سال نامزد شدم. من برای چندین نشریه صنعتی نوشتم و تجربیات خود را به کار گرفتم ، و یک ابتکار برجسته بازاریابی پایگاه داده را برای روزنامه محلی ایجاد کردم. تغییر مدیریت در آنجا تأکید کمتری بر بازاریابی پایگاه داده داشت. در دهه من روزنامه ها توسط شرکت های عظیم بلعیده می شدند ، بنابراین استعداد کارآفرینی چیزی نبود که بتوانید از آن در روزنامه محلی استفاده کنید. سرانجام تصمیم گرفتم روزنامه را رها کنم و این صنعت را پشت سر بگذارم. این یک حرکت سخت بود. خوشبختانه من در راه خروج کمی فشار آوردم. 🙂

سال بعد من صرف کمک به سایر شرکت ها در ساختن برنامه های خود شد و در نهایت با یک برنامه عالی همراه شدم هدف دقیق. این یک شرکت خارق العاده است ، یکی از سریعترین شرکتهای خصوصی در ایالات متحده. آنها یک محصول عالی دارند و من در حال حاضر به چالش کشیده ام که به پیشرفت بهتر آن ادامه دهم.

گرچه گاهی اوقات کافی نیست. من هنوز از کمک به The Indianapolis Colts ، اتاق بازرگانی ایندیاناپولیس ، میزبانی و طراحی تعداد زیادی سایت برای دوستان و همکاران ، شرکت در رویدادهای منطقه ای بازاریابی و پذیرفتن چالش های جدید بسیار هیجان زده هستم. من به راه اندازی کمک کردم من ایندی را انتخاب می کنم!، سایت ریشه ای که مردم می توانند دلیل انتخاب ایندیاناپولیس را بیان کنند. سایتی است که شتاب بیشتری می گیرد. من همچنین در حال راه اندازی کسب و کار خودم ، نرم افزار Compendium ، با شریک دیگری هستم که در آن وبلاگ نویسی ، فناوری و تجربه بازاریابی خود را فعال می کنم. من کار با سرعت و عصبانیت را دوست دارم و کار با افرادی را که نگرش "می توانند انجام دهند" دوست دارم.

من از ورزش "مغز چپ" و ساختن تصاویر با استفاده از فتوشاپ و ایلوستریتور لذت می برم. کمی خلاقیت لازم است. امشب ، روی آرم یک گروه محلی ، Rok Hollywood کار کردم. من این را برای آنها حدود یک ساعت پیش ارسال کردم. من احتمالاً قصد دارم آن را چند بار بر اساس بازخورد آنها تکرار کنم ... اما همانطور که می بینید ، من سرگرم می شوم:

روک هالیوود

نتیجه نهایی این است که من 38 ساله هستم و نمی دانم وقتی بزرگ می شوم می خواهم چه شوم! من می دانم که من در یافتن راه حل های فنی برای مشکلات بسیار دشوار و آموزش مردم در این زمینه بسیار خوب هستم. من اشتیاق واقعی به فن آوری دارم. من هیچ حوصله ای برای افرادی که بهانه می گیرند ندارم ، اما دوست دارم به افرادی که درخواست کمک می کنند کمک کنم. هیچ چیزی بیشتر از لبخند روی صورت مشتری مرا راضی نمی کند.

من یک پادشاه در همه معاملات هستم (من از یک جک تکامل یافته ام) اما هنوز بر هیچ کس مسلط نیستم. من تحمل سیاست را ندارم ، خصوصاً در دفتر. من دوست ندارم روی چیزهایی کار کنم که اهداف کمی ندارند. من از جلساتی که بدون هدف ملاقات می کنیم متنفرم (دیر حاضر می شوم و PDA خود را می آورم تا بتوانم ایمیل بزنم). من دوست دارم دیر کار کنم ... بیشترین زمان تولید من معمولاً بین ساعت 10 شب و نیمه شب است. و من دوست دارم صبح 20 بار چرت بزنم.

همه اینها و من یک پدر تنها هستم! اوقات با بچه هایم فوق العاده است. ما هنوز هم وقتی می توانیم فیلم می بینیم و خیلی با هم معاشرت می کنیم. هر دو بچه من باورنکردنی هستند. اوه ، من منتظر اولین "قرار ملاقات قهوه" خود در این آخر هفته هستم ... این بخشی از مغز من است که مدتهاست از آن استفاده نکرده ام ، برای من آرزوی موفقیت داشته باشی!

برای من کافیست! وقت خواب است.

2 نظرات

  1. 1

    من در بیشتر کودکی های پسران بزرگترم پدر تنها بودم. این مطلقاً بدترین قسمت در مورد طلاق بود - دیدن پسران من برای مدت طولانی. حالا همه آنها بزرگ شده اند و من حتی کمتر آنها را می بینم. روزگار را گرامی بدارید.

  2. 2

    در واقع وقت زیادی با آنها دارم ، استرلینگ. من حضانت بچه ها را دارم. یکی از دلایلی که من غرب میانه را انتخاب کردم این بود که آنها بتوانند بیشتر مادرشان را که دوباره ازدواج کرده و در لوئیزویل زندگی می کند ، ببینند. مطمئن نیستم بدون آنها چه می کردم!

    موافقم دوباره: طلاق. برای همه افراد درگیر وحشتناک است.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.