استفاده از تلویزیون به برندهای آسانسور

مارک تلویزیون

جذب مشتری جدید ضمن بهبود تصویر کلی برند ، یک چالش مداوم برای بازاریابان است. با چشم انداز پراکنده رسانه ای و عوامل حواس پرتی چند صفحه نمایش ، سازگاری با خواسته های مصرف کنندگان با پیام رسانی هدفمند دشوار است. بازاریابان که با این چالش روبرو شده اند ، اغلب به جای استراتژی برنامه ریزی شده تر ، رویکرد "آن را به دیوار بیندازید تا ببینید آیا می چسبد".

بخشی از این استراتژی باید همچنان شامل کمپین های تبلیغاتی تلویزیونی باشد که همچنان خود را به عنوان رسانه ای توجیه می کند که هم می تواند محصول را بفروشد و هم باعث افزایش اعتبار برند شود. تلویزیون حتی در این زمانهای پراکنده نیز مهم است و بازاریابان هوشمند برای دستیابی به اهداف و معیارهای متعدد ، به طور استراتژیک به تلویزیون روی می آورند.

تعریف "برند لیفت"

برای متن این مبحث ، "لیفت برند" افزایش مثبتی در چگونگی مشاهده مخاطبان از یک شرکت و تعداد دفعاتی است که درباره آن فکر می کنند - معیار "چسبندگی" است. نیاز به این بالابر برای بسیاری از مارک ها ، به ویژه سازندگان لوازم خانگی و دیگر شرکت هایی که محصولات گسترده ای بهم پیوسته تولید می کنند ، مهم است. بازاریابان در این شرکت ها به اطمینان خاطر می رسانند که مبارزات نه تنها باعث افزایش فروش "Product XYZ" می شوند بلکه احساسات مثبتی در مورد خود برند و سایر محصولات آن به مخاطبان می دهند. همانطور که بازاریابان تمرکز و معیارهای خود را در افزایش فروش فقط برای یک محصول گسترش می دهند ، می توانند میزان واقعی بازگشت سرمایه و تأثیرات یک کمپین را بسنجند. و مجهز به این اطلاعات ، آنها می توانند خلاقیت ها و جایگاه های آینده مبارزات را به منظور افزایش بهتر معیارهای بلند کردن نام تجاری ، تنظیم کنند.

افزایش استفاده از مارک Lift Metric

در حالی که به طور سنتی در تلویزیون استفاده می شد ، "لیفت برند" اکنون در فضای ویدئویی دیجیتال نفوذ کرده است. Nielsen اخیراً یک اثر تجاری دیجیتال راه اندازی کرده است که "افزایش برند با استفاده از معیارهای قرارگیری" را اندازه گیری می کند که طبق گفته این شرکت ، با توجه به عملکرد سایت ، گزارش دقیق درباره جایگذاری آگهی ارائه می دهد. الک شلایدر در نوشت بازگشت به اصول: چرا اندازه گیری آسانسور برند هرگز از مد نمی افتد که:

در بازار امروز ، جلب مشتری برای خرید چیزی آسان نیست ، اما در بیشتر موارد این کار همیشه با افزایش آگاهی برای یک محصول آغاز می شود ، که - در نهایت از طریق فرکانس و پیام رسانی - قصد را ایجاد می کند.

وی با بیان این نکته که آگاهی از برند باید یک هدف اصلی باشد ، این است که بعداً به محرک خرید تبدیل می شود.

بازاریابان باید تلویزیون خلاقانه خود را طوری تنظیم كنند كه محتوای كلی مارك تجاری را در آن جای دهد ، در جایی كه پیام در مورد مزایا / مزایا / انحصار / برند بودن برند و همچنین مزایای محصول باشد. به خصوص برای بازاریاب هایی که طیف وسیعی از محصولات را می فروشند ، آنها نباید فقط در یک خط تمرکز کنند بدون اینکه در مورد پیشنهاد اصلی مارک بحث کنند.

معرفی تلویزیون

چالش این است که معیار متصل به احساسات و درک مخاطب است. همچنین اهداف و احساسات را اندازه گیری می کند ، به عنوان مثال مشتری احتمال دارد محصول را به دیگران توصیه کند و این چگونه بر برند گسترده تر و فروش مستقیم تأثیر می گذارد. تلویزیون در اینجا به کار گرفته می شود زیرا این وسیله ایده آل برای عبور از بازاریابی تک محصول و تولید یک برند کلی است. بازاریابان همیشه وظیفه دارند بر میزان فروش از طریق همه کانال ها تأثیر بگذارند و تلویزیون از طریق محتوای هدفمند و مارک تجاری خلاق راهی برای پیشرفت در این کانال ها فراهم می کند.

کمپین های تلویزیونی محور با خلاقیت قوی و تأثیرگذار و ترکیب رسانه ای مناسب می توانند دامنه طولانی داشته باشند. آنها نه تنها می توانند بر محصولات تبلیغ شده تأثیر بگذارند بلکه باعث علاقه به محصولاتی می شوند که در حال حاضر در هیچ کمپین خلاقانه یا رسانه ای نمایش داده نمی شوند و فقط به تلاش های متمرکز بر برند متکی هستند.

در واقع ، مصرف کنندگان در حال پاسخگویی به خلاقیت برای یک محصول هستند که در خرده فروشان خاص برچسب گذاری می شود. اما ، آنها در همه محصولات در تمام خرده فروشی های دارای برچسب با یک بازاریاب درگیر می شوند. جورج لئون ، معاون ارشد رسانه و مدیریت حساب در Hawthorne Direct

این پدیده نیاز به خلاقیت و پیام رسانی عالی را نشان می دهد که همیشه نام تجاری را به روشی پویا و قابل اعتماد ارائه می دهد. بازاریاب ها باید تست A / B را با خلاقیت محصول محوری در مقایسه با فشار نام تجاری گسترده تری بررسی کنند و سپس نتایج را بر این اساس مقایسه کنند.

نمونه آسانسور برند در دنیای واقعی

یک خط تولید سخت افزاری را در نظر بگیرید که در Lowe's ، The Home Depot و Menards راه اندازی شده است. فرض کنید برای اندازه گیری کمپین فروش خرده فروشی ، معادل 8: 1 داشته باشد نسبت کارایی رسانه (MER) و محصولات موجود در این کمپین بیش از 350 واحد در هر امتیاز رتبه بندی هدف داشتند. همچنین ، افزایش فروش مارک برای کالاهایی که در این خلاقیت نمایش داده نمی شوند ، با بیش از 200 واحد در هر TRP افزایش یافت. برای متن ، TRP به عنوان 1 درصد از مخاطبان هدف (نه کل مخاطبان) که توسط یک تبلیغ به دست می آید ، تعریف می شود و معیاری است که به ما کمک می کند تأثیر واقعی تبلیغات تلویزیونی را درک کنیم. در مثال ، محصولات غیر تبلیغاتی که معمولاً در برنامه های تلویزیونی با اجرای خوب اجرا می شوند ، افزایش یافته اند.

همچنان که بازاریابان به برنامه ریزی استراتژی های رسانه ای سال 2017 خود ادامه می دهند ، نباید از مبارزات تلویزیونی غافل شوند. در حالی که کانال های تصویری دیجیتال البته برای مصرف کننده مستقر در تلفن همراه مهم هستند ، تبلیغات تلویزیونی استراتژیک با ترکیب و فرکانس رسانه مناسب می توانند فروش را افزایش دهند و باعث بهبود سود برند شوند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.