با نه گفتن اعتماد ایجاد کنید!

به عقبآخرین باری که مقابل یک فروشنده نشسته اید کی گفته است ، "با عرض پوزش ، ما احتمالاً قادر به تأمین آن قیمت یا / و آن انتظارات نخواهیم بود" من هرگز ، هرگز.

امشب از قراردادی که می توانستم با چشمان بسته انجام دهم دور شدم. با این حال ، من می دانم که سادگی قرارداد تکامل یافته و یک قوطی عظیم کرم را باز می کند. می خواهم یک وبلاگ را برای کسی راه اندازی و نصب کنم و سپس به طور پیش فرض به پشتیبانی وبلاگ ، پشتیبانی فناوری اطلاعات و پشتیبانی میزبانی آنها تبدیل می شوم. حدس نمی زنم - من از تجربه صحبت می کنم. به همین دلیل است که ترجیح می دهم چشم اندازها را به یک نرم افزار به عنوان یک فروشنده سرویس مانند آن ارجاع دهم خلاصه. (افشا: من یک سهامدار هستم)

مشتریانی که در زمینه وبلاگ نویسی به آنها کمک می کنم قراردادی یکبار مصرف نیستند ، ما برای پوشش دادن موارد گفته شده روابط مداوم داریم. از آنجا که پیش بینی می شود منابع من خوشحالم که می توانم آنها را در هر یک از نیازهایشان یاری کنم. امشب اینطور نبود ... من به راحتی از خواسته دور شدم زیرا فقط یک درخواست بود پروژه نقل قول هیچ چیزی به عنوان یک پروژه وب وجود ندارد که پایان یابد ... مگر اینکه شرکت زیر بار آن برود. از محتوا ، به طراحی ، به سیستم عامل ، به یکپارچه سازی ... هر پروژه وب با تغییر خواسته ها با گذشت زمان ، تکامل می یابد. وبلاگ نویسی نیز انجام می شود. و یک نرم افزار به عنوان سرویس (SaaS) یک شرکت برای رسیدگی به مشکلات و پشتیبانیهای مداوم طراحی شده است. من نیستم.

به عقیده من برگردم ... شاید اگر شرکت های بیشتری بودجه های نامعقول ، برنامه زمان بندی دیوانه و انتظارات مسخره را رد کنند ، بقیه مشاغل صادقانه می توانند با چشم اندازهای ما اعتماد سازی کنند. مشکل این است که افراد زیادی در آنجا وجود دارند ، به خصوص در بازاریابی آنلاین و دامنه رسانه های اجتماعی ، می ترسند از چند دلار دور شوند.

بسیاری از فروشندگان ترجیح می دهند قبض های خود را با هزینه مشتری پرداخت کنند تا اینکه در واقع برای تحقق وعده های خود مبلغی را دریافت کنند. جای تأسف دارد زیرا شیره ضعیف بعدی که باید در را بپیماید بلافاصله مورد حمله قرار می گیرد ، مثل اینکه آنها یک دزد 2 بیتی برای تجاوز ، غارت و خالی کردن خزانه هستند.

اگر نمی توانید پروژه ای را در یک بازه زمانی به پایان برسانید ، قول های خود را تحویل دهید یا درآمد ناچیزی از کار خود بدست آورید ، چرا فروش را انجام می دهید؟ چند ماه پیش مجبور شدم از یک دوست بزرگ و شرکتشان جدا شوم زیرا پروژه های ما در حال انجام نبود. من انتظارات آنها را برآورده نمی کردم ... و ترجیح می دهم دوستی را حفظ کنم و پول را از دست بدهم تا اینکه کاملا شکست بخورم. و ما در پروژه ای که از آن دور شدم به طرز چشمگیری شکست می خوردیم ... من آن را می دانم.

آیا می توانم از پول استفاده کنم؟ البته! پروژه های کوچکی از این دست هجوم وجه نقد زیادی به تجارت است و می تواند ما را با لول قرارداد های بزرگ روبرو کند. گرچه من فقط نمی توانم این کار را انجام دهم. با در نظر داشتن عقاید ، کاش از زمانی که تجارت خود را شروع کردم از بسیاری از قراردادهای کوچک دور می شدم.

طنز این است که اینها همان مشتریانی هستند که در جاده های بزرگتر با پروژه های قابل تحویل ، جبران خسارت خوب و جدول زمانی قابل انعطاف به من نزدیک می شوند. هر بار که اکنون "نه" می گویم ، می دانم که در حال ایجاد اعتماد و فرصت برای دستیابی به یک فرصت بهتر در جاده هستم. شما هم باید.

یک نظر

  1. 1

    ما در واقع یک نمایش کامل را در مورد "The Power of No." اجرا می کنیم. در مورد اهمیت امتناع از کار در مقاله ای از اشلی لی ، این کار من نیست ، بیشتر بخوانید.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.