5 دلیل برتر مارک های تجاری برای تعیین کمیت بازگشت سرمایه اجتماعی

چالش های بازگشت سرمایه رسانه های اجتماعی

ما یک اینفوگرافیک باورنکردنی به اشتراک گذاشتیم که جزئیات چگونگی یک تجارت را می تواند بیان کند بازده سرمایه گذاری آنها در شبکه های اجتماعی را اندازه گیری کنید. اندازه گیری میزان بازگشت سرمایه در شبکه های اجتماعی بدون هیچ چالشی نیست. در حقیقت ، عدم توانایی اندازه گیری تأثیر رسانه های اجتماعی - متأسفانه - باعث شده بسیاری از شرکت ها به طور کلی رسانه های اجتماعی را کنار بگذارند.

آیا بازاریابی شبکه های اجتماعی شما موثر است؟

اندازه گیری بازده سرمایه گذاری (ROI) برای تلاش های رسانه های اجتماعی موضوع بحث انگیزی برای بازاریابان بوده است. مشاغل بیشتر از هر زمان دیگری منابع فزاینده ای را به بازاریابی شبکه های اجتماعی اختصاص می دهند ، با این حال هنوز بسیاری از آنها نمی توانند موفقیت این تلاش ها را تعیین کنند. در اینجا برخی از بهترین روندها و چالش هایی است که مارک ها در اندازه گیری بازگشت سرمایه اجتماعی با آن روبرو هستند. از طريق اهداف توسعه هزاره

5 دلیل برتر برندها برای تعیین کمیت بازگشت سرمایه اجتماعی:

  1. آنها قادر نیستند که شبکه های اجتماعی را به نتایج تجارت گره بزنند - با وجود ردیابی معیارهای تعامل ، مارک ها نمی توانند ببینند که پست ها و اشتراک های اجتماعی چگونه بر درآمد کلی تأثیر می گذارد.
  2. آنها فاقد تخصص و منابع تجزیه و تحلیل هستند - بسیاری از بازاریابان در رسانه های اجتماعی و ابزارهای تجزیه و تحلیل تازه وارد هستند. ممکن است منحنی یادگیری وجود داشته باشد زیرا بازاریابان با سیستم عامل های جدید سازگار می شوند و شروع به تخصیص منابع برای اندازه گیری بازگشت سرمایه اجتماعی می کنند.
  3. آنها از ابزارها و سیستم عامل های اندازه گیری ناکافی استفاده می کنند - در حالی که امروزه ابزارهای ردیابی شبکه های اجتماعی بسیاری وجود دارد ، اما هر پلتفرمی اطلاعات مورد نیاز بازاریاب را فراهم نمی کند.
  4. آنها از رویکردهای تحلیلی متناقض استفاده می کنند - برخی از بازاریابان به دلیل گزارش ناسازگار قادر به دریافت تصویر روشنی از موفقیت پست های خود نیستند.
  5. آنها به داده های ضعیف یا غیر قابل اعتماد اعتماد می کنند -کیفیت داده های اجتماعی دریافت شده نیز مهم است. به عنوان مثال ، سیستم عامل های رسانه های اجتماعی پر از حساب های جعلی و تکراری هستند. فعالیت های حاصل از این حساب ها گاهی اوقات می تواند بر صحت اطلاعات شما تأثیر بگذارد.

اگرچه این موضوع کاملاً به فناوری اشاره دارد ، اما من می گویم که شاید بسیاری از بازاریاب ها از رسانه های اجتماعی برای آنچه واقعاً عالی است استفاده نمی کنند. به عنوان مثال ، تحقیق در مورد موقعیت یابی محصول و بازاریابی. شما می توانید درباره مشتری ایده آل خود ، مخاطبان هدف ، جغرافیای هدف ، انگیزه های آنها ، شکایاتشان ، چالش هایشان و موارد دیگر در مورد مشتری تحقیق کنید و اطلاعات زیادی پیدا کنید. با استفاده از این داده ها ، می توانید استراتژی و پیشنهادات محصول خود را بهینه سازی کنید تا بهتر خود را متمایز کرده و به بازار عرضه کنید. چگونه آن را کمی می کنید؟ ترسیم خط نقطه ای کاملاً دشوار است ، اما می دانیم که ارزش آن را دارد.

مثال دیگر ، کمتر محبوب. مشتری با محصولات یا خدمات شما روبرو می شود و ناامیدی خود را از طریق شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد. این یک تالار گفتمان عمومی برای نمایش چگونگی پشتیبانی شما از مشتریان خود فراهم می کند. برخی از شرکت ها حتی مسئله را بر اساس تأثیر مشتری اولویت بندی می کنند ... اما ما شاهد هستیم که افراد با نفوذ بیشتری موضوع را تقویت و تقویت می کنند. اکنون آن مشتری ناامید ، اینفلوئنسر و همه طرفداران و پیروانشان در حال تماشای آن هستند.

بسته به اینکه شما یک هومرون را بزنید یا اعتصاب کنید ، تأثیر کمی بر کسب و کار شما چیست؟ گفتن این مسئله خیلی سخت است. همانطور که MDG Advertising با انتشار آخرین اینفوگرافیک خود اعلام کرد ، بازگشت سرمایه از رسانه های اجتماعی:

یافتن روش صحیح به زمان و تلاش نیاز دارد ، اما دانستن چگونگی ردیابی تأثیر رسانه های اجتماعی بر روی خط اصلی ، ارزش سرمایه گذاری را خواهد داشت.

در اینجا اینفوگرافیک کامل نشان داده شده است که چگونه مشاغل در حال مبارزه هستند ، آنچه را که قادر به اندازه گیری هستند ، جایی که بازاریابان فرصتی را می بینند و چالش های موجود را نشان می دهد.

چالش های رسانه های اجتماعی ROI

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.