نگذارید سیگنا با قتل کنار بیاید

آرام باش ، ناتالین.

اگر هرگز از مزایای شما محروم نشده اید ، با یک توافق نامه بیمه روبرو نشده اید و یا شخصی را که از شما شنیده است شنیده اید - شما یک فرد خوش شانس هستید! صنعت بیمه یکی از پردرآمدترین صنعت ایالات متحده است. ریاضیات کاملاً ساده است ، هرچه افراد بیشتری بمیرند - سود آنها نیز بهتر است.

آیا می توانیم این مورد را با اینترنت و وبلاگستان؟ آیا می توانیم موتورهای جستجو را به معنای واقعی کلمه بمباران کنیم Cigna Suck و تغییری ایجاد کنید؟ آنها ادعا می کنند که در کار مراقبت هستند. آیا این درست است؟ آیا واقعاً هزینه مراقبت بیش از مراقبت از شما نیست؟ من معتقدم که پزشکان مراقبت می کنند ، اما شرکت های بیمه انگیزه برعکس دارند.

در نامه ای در 11 دسامبر ، چهار پزشک از بیمه گر درخواست تجدید نظر کردند. آنها گفتند که بیماران در شرایط مشابه که تحت پیوند قرار می گیرند میزان بقای شش ماهه آنها حدود 65 درصد است.

سیگنا گفت که این آزمایش آزمایشی است و مشمول سیاست آنها نیست.

ناتالین سارکیسیان اکنون درگذشته است پس از سه سال مبارزه با سرطان خون و عدم پیوند لازم از شرکت بیمه وی ، سیگنا.

این چیزی نیست که از نظر من قتل درجه یک باشد. کارفرمایی که به دلیل شرایط ناامن کار ، کارمند خود را از دست می دهد ، می تواند به قتل غیرقانونی یا مرگ نادرست متهم شود ، چرا یک شرکت بیمه نمی تواند؟ Cigna این وضعیت را نادیده نگرفت ، آنها آن را تجزیه و تحلیل کردند و یک تصمیم آگاهانه را برای ترک بیمار برای مرگ انجام دادند.

این داستان ها هم مرا عصبانی می کند و هم مرا وحشت زده می کند. اگر شما سهام Cigna یا حتی صندوق سرمایه گذاری مشترکی دارید که Cigna را در ترکیب خود دارد ، من از شما می خواهم که از چنین شرکتی پشتیبانی نکنید. وقت آن رسیده است كه شركت های بیمه دست از جیب خود بگذارند و خون بسیاری از مردم كه به آنها پرداخت می كنند ، بپردازند.

اطلاعات بیشتر در مورد مبارزه ناتالین:

  1. ناتالین از دنیا رفت ، شرمنده سیگنا
  2. سیگنا ناتالین را می کشد
  3. RIP ، ناتالین
  4. ناتالین مرده است

تیم مدیریت اجرایی CIGNA - شب ها چگونه می خوابید ؟!

24 نظرات

  1. 1
    • 2

      سلام JHS

      بخش ترسناک برای من به سادگی این است - یک شرکت بیمه در این کشور این اختیار را دارد که ادعاهایی مبنی بر اینکه پزشک اصرار دارد عمر را طولانی یا حفظ کند را رد کند.

      کسب و کاری که تصمیم به مرگ یا زندگی می گیرد باید غیرقانونی باشد. ساده و ساده.

      داگ

      • 3

        داگ ،

        بله، ترسناک است، اما مدت هاست که حقیقت دارد. کل ماجرا تا حدودی طعنه آمیز است: برخی از مردم باید بمیرند زیرا عضو اهدایی در دسترس نیست. در اینجا ظاهراً موردی داشتیم که یکی بود، و او نتوانست آن را دریافت کند.

        یا به احتمال زیاد، او می توانست داشته باشد، اما پس از آن بقیه اعضای خانواده اش احتمالاً پس از سوختن منابع خود مجبور به فروش مداد در خیابان خواهند شد. به همین دلیل فکر می کردند بیمه دارند. در این عکس قطعا مشکلی وجود دارد…

        • 4

          سلام باب

          خوشحالم که شما را اینجا می بینم و امیدوارم که حال شما خوب باشد.

          خوب قرار دهید.

          امیدوارم بتوانیم فشار لازم را برای قانونگذارمان اعمال کنیم تا مراقبت از بیماران را در جایی که متعلق به خود است - با پزشک و نه شرکت بیمه - واگذار کنیم.

          داگ

  2. 5

    مشکل این است که سود شرکت های بیمه سلامت به عدم پرداخت مزایا بستگی دارد. این همان چیزی است که هنگام تلاش برای گرفتن تاییدیه برای داروهای پسرم با آن مواجه شدم. او تأییدیه ای برای Zyrtec-D داشت، که در سال 2004 زمانی که نبرد شروع شد، یک داروی غیر فرمولی بود. من این کار را نکردم. برای هر دوی ما یک دارو برای ADHD تجویز شد. مال من تایید شد؛ او نبود تا امسال که زیرتک دی برای فروش فرابورس تایید شد تایید نشد؟ اتفاقی؟ تو تصمیم بگیر.

    داستان ما در مقایسه با این جزئی است، اما اصل همچنان پابرجاست. آنها پیوند مغز استخوان و مراقبت های بعدی را پوشش داده بودند، بنابراین در ذهن خود، تعهد خود را مبنی بر تایید هرگونه درمان گران قیمت اضافی برای این دختر انجام داده بودند. من شک دارم که این درخواست در ابتدا به دست شخص آگاه رسیده باشد (برای مثال، به یادداشت های من در مورد تأیید داروهای روانپزشکی توسط متخصص گوارش مراجعه کنید)، بنابراین نه گفتن نسبتاً ساده بود. حتی پس از درخواست تجدیدنظر چهار پزشک، آنها رد کردند.

    مایکل مور تا این حد حق دارد: قرار دادن تصمیمات پزشکی در دست هر کسی غیر از پزشک بیمار، اشتباه است. و برای به اصطلاح "پزشکان" در سیگنا فقط باید بپرسم که چگونه سوگند بقراط خود را با انکارهایی که امضا می کنند آشتی می دهند.

    • 6

      مطابق با فوربسمجموع غرامت اچ ادوارد هانوی 28.82 میلیون دلار و 5 سال او 78.31 میلیون دلار است. هانوی به مدت 6 سال مدیرعامل سیگنا (CI) بوده و 28 سال در این شرکت بوده است.

      اینجوری آشتی میده

  3. 7

    متأسفانه بیشتر ما آمریکایی ها چاق، گنگ و شاد زندگی می کنیم. ما درباره تراژدی هایی از این دست می خوانیم و فکر می کنیم برای من و خانواده ام اتفاق نمی افتد. ما سعی می کنیم اهمیت آن را با افکاری مانند "او از طریق شکاف سقوط کرد" یا "به هر حال می مرد" کم رنگ کنیم. مطبوعات ما در بررسی و گزارش صحیح فعالیت های منفی و مجرمانه شرکت های بیمه کوتاهی می کنند زیرا بسیاری از بیمه ها نیز به حامیان مالی پرداخت می کنند. ما خبرنگارانی مانند جان استوسل داریم که چند ماه قبل از مرگ ناتالین از مایکل مورز فیلم Sicko را به باد انتقاد می گیرند.

    بیدار شو

    تا زمانی که همه ما به اندازه کافی خشمگین نشویم و واقعاً تماس بگیریم، نامه بنویسیم و خشم خود را اعلام کنیم، این اقدامات ادامه خواهد داشت. آن را با قلم، دهان و کتاب جیبی خود بگویید.
    با نماینده کنگره خود تماس بگیرید. به خبرنگاران غیرواقعی ایمیل بزنید. با شرکت هایی که در این برنامه های خبری تبلیغ می کنند تماس بگیرید و تهدید به تحریم کنید.

  4. 8

    کل این موضوع سوالات بیشتری را برای من ایجاد می کند و سپس پاسخ می دهد.

    از آنچه من خواندم، اگر او پیوند را انجام داد، ممکن است شش ماه دیگر زنده بماند. او مطمئناً بیشتر از این عمر نمی کرد. او یک بیماری لاعلاج داشت.

    من برای خانواده احساس می کنم. اما آن طور که برخی گزارش‌های رسانه‌ای می‌خواهند آن را بریده و خشک نکرده باشند. اگر این موضوع این بود که او این درمان را انجام دهد و 20 سال دیگر زندگی کند... این کار بیهوده ای است. اما انجام این پیوند، او را ملزم به دریافت داروهای ضد رد شدن می‌کرد... که سیستم ایمنی ضعیف او را از بین می‌برد و آن را حتی بدتر می‌کرد... که باعث می‌شد سرطان حتی سریع‌تر گسترش یابد. و سرطان در وهله اول پایانی بود.

    و من در حال حاضر در حال گذراندن نبرد خودم با شرکت های بیمه سلامت هستم. بنابراین من می دانم که آنها می توانند به درستی نامعقول باشند. و ادعای من فقط چند صد دلار است... هیچ جایی نزدیک به شش رقمی که این ادعا حول آن می چرخید.

    • 9

      سلام،

      من مطمئن هستم که تعداد زیادی قطعه وجود دارد که گم شده است، اما نکته اصلی برای من این بود که برخی از پزشکان و پرستاران درخواست درمان کردند و توسط شرکت بیمه وتو شدند. ما باید مطمئن شویم که هرگز این اتفاق نمی افتد.

      در نبرد خود موفق باشید! من یکی از بسیاری از «بیمه نشده‌ها» در این کشور هستم – من اضافه وزن دارم و نمی‌توانم آن را به تنهایی تامین کنم. (بچه های من طبق خط مشی خودشان تحت پوشش قرار می گیرند).

      داگ

  5. 10

    من به همان اندازه که به شرکت های بیمه اعتماد دارم به پزشکان اعتماد دارم.

    آیا توانایی انجام کاری که جیب های شما را با قایق های پول پر می کند را درخواست نمی کنید؟

    به همین دلیل است که می توانید برای تصمیمات رد شده به داور شخص ثالث اعتراض کنید. بنابراین شخصی که:
    الف- تحت تأثیر عواطف خانواده نیست.
    ب. تحت تأثیر نتیجه آنها نیست (برای بیمه و پزشکان می رود)

    می تواند تصمیم نهایی را بگیرد.

    این تصادفی نیست که بسیاری از پزشکان به تنهایی میلیونر هستند.

    بنابراین خارج از موضوع، آیا می گویید از مراقبت های بهداشتی همگانی حمایت می کنید؟

    • 11

      من از آشنایی با چند پزشک بسیار لذت بردم و دیدن تأثیر شرکت های بیمه بر آنها ناراحت کننده بود. یکی از دوستان من تحت فشار قرار گرفت تا «زمان کمتری را برای هر بیمار صرف کند تا «بازدهی» او بهبود یابد. همچنین دیدم که 1/3 حقوقش را برای بیمه قصور (یک صنعت سودآور دیگر) خرج می کند.

      او همچنین مجبور بود به جای داشتن مطب شخصی به گروه پزشک بپیوندد زیرا راهی وجود نداشت که بتواند با مدارک بیمه همراه شود. این یک قلب شکسته بود زیرا او یک دکتر فوق العاده بود و لیاقت نداشت که در مراقبت های بهداشتی خط تولید تونل شود.

      فکر می‌کنم متوجه خواهید شد که اکثریت قریب به اتفاق پزشکان میلیونر نیستند و حتی بیشتر از آن‌ها مراقبت از بیمار را ترک می‌کنند، زیرا باید با آن‌ها دست و پنجه نرم کنند. این یک آشفتگی است.

      پاسخ: مراقبت های بهداشتی جهانی

      من به مدت 6 سال در کانادا زندگی کردم و در واقع از مراقبت های بهداشتی همگانی حمایت می کنم (تا حدی وحشتناک از تربیت محافظه کارانه من). دلیل آن ساده است - من معتقدم پزشکی یک موضوع اجتماعی است، نه یک تجارت... حتی اگر در ایالات متحده آن را به یک تجارت پررونق تبدیل کرده ایم.

      من اعتراف می کنم که کانادا چالش های خود را دارد. با این حال، داستان های ترسناکی که در اینجا می شنویم بسیار اندک هستند.

      من معتقدم که یک مزیت تجاری بزرگ برای مراقبت های بهداشتی همگانی نیز وجود دارد - مردم از راه اندازی کسب و کار خود نمی ترسند وقتی که لازم نیست نگران مراقبت های بهداشتی برای خانواده های خود باشند. مردم دیگر ترسی از ترک مشاغل بد ندارند، که منجر به بهبود شرایط کاری می شود.

      من واقعا فکر می کنم این یک پله است. به هر حال، اگر بتوانید سالانه 28 میلیون دلار به مدیر عامل بیمه بپردازید، فرصتی برای ساده سازی وجود دارد، درست است؟

  6. 12

    جواب منفی. اگر می‌بینید که 33 درصد بیشتر از درآمد خود را برای بیمه به دولت می‌دهید... ادامه دهید. اما همانطور که در حال حاضر است ... من حدود 250 دلار در ماه برای بیمه کامل پزشکی (بسیار خوب) پرداخت می کنم. اگرچه کارفرمای من بسیار بیشتر پرداخت می کند. اما این بخشی از به کارگیری توسعه دهندگان است.

    • 13

      طعنه آمیز این است که ما قبلاً آن را پرداخت می کنیم، هرچند، ck. هنگامی که یک فرد بیمه نشده تحت درمان قرار می گیرد، شما هزینه آن را از طریق مالیات و افزایش نرخ های پزشکی و غیره پرداخت می کنید.

  7. 14

    ck -

    با توجه به نظر شما مبنی بر اینکه ناتالین شش ماه با پیوند فرصت داشته است - نادرست است. بدون پیوند، شش ماه به او فرصت داده بودند که در خارج از خانه باشد. پیوند مغز استخوان در ریشه کنی سرطان خون موفق بود اما هزینه آن آسیب کبدی بود که جبران ناپذیر بود. اگر او پیوند را دریافت کرده بود، چشم انداز یک زندگی کامل را داشت. بدون آن، او محکوم به فنا بود.

    وقتی پزشکان دیگر توانایی پزشک بودن را ندارند، سیستم کاملاً از بین می رود. اگر به آنها اعتماد ندارید، احتمالاً به این دلیل است که آنها مجبور شده اند پزشکی دفاعی را انجام دهند، جایی که بیمه گر، بیمار را راضی می کنند و خطرات مسئولیت بیمه را نیز پایین می آورند.

    اصلاح این سیستم به معنای محدود کردن جوایز خسارت ناشی از قصور و زمینه‌های دعاوی مسئولیت، محدود کردن سود بیمه‌گران و بازگرداندن فعالیت پزشکی به دست افرادی است که بیش از 100 هزار دلار برای تحصیل خود به عنوان پزشک پرداخت کرده‌اند. شما واقعاً باید مجموعه دکتر کیرشنباوم در مورد پزشکان، پول و پزشکی را برای دیدگاهی متفاوت بخوانید. از اینجا شروع کنید.

  8. 15

    هر چیزی که خواندم به نظر می رسید نشان می دهد که هدف برای پیوند کبد 65 درصد شانس زندگی برای شش ماه دیگر است.

    اکنون همانطور که در پست اولیه من گفته شد، اگر این زندگی را برای 20 سال دیگر ممکن می کرد ... همه چیز برای آن است. اما اگر شش ماه باشد... من برای هیچ کدام از این تصمیمات بالا و پایین نمی پرم. و فکر می کنم داور شخص ثالث راه حل معتبری است.

    و در حالی که آنها مشکلاتی هستند، من فکر نمی کنم که راه حل آن مراقبت های بهداشتی همگانی باشد، که فقط بار را به دوش دولت ما می برد و آنها بد می شوند.

    راه حل این است، همانطور که شما اشاره کردید به ... محدود کردن خسارات ناشی از سوء رفتار و سایر مقررات. اما من مطمئناً مدیریت بیمه درمانی را مانند هیلاری کلینتون قرار نمی دهم. صادقانه بگویم، به اندازه کافی در مورد محل خرج شدن پول مالیات من مشکل دارم... نیازی به پرداخت هزینه برای «مسائل بهداشتی» مانند جراحی بینی ندارید.

  9. 16

    CK –

    طبق مقاله آسوشیتدپرس در http://ap.google.com/article/ALeqM5hFp8DsNC_gJwb9q72kNfDiZCioSwD8TM2SAO1پزشکان UCLA می‌گویند: «...بیمارانی که در موقعیت‌هایی مشابه بیماران ناتالین هستند که تحت پیوند قرار می‌گیرند، نرخ بقای شش ماهه در حدود ۶۵ درصد دارند.»

    منظور من این است که او 65 درصد شانس زنده ماندن در 6 ماه اول را دارد و نه همانطور که شما اشاره کردید، به هر حال در 6 ماهگی بمیرد. او یک بیماری لاعلاج داشت زیرا نارسایی کبدی ناشی از درمان سرطان خون داشت. درک من این است که اگر او به 6 ماه می رسید، هر فرصتی را داشت که آن را چندین سال بیشتر کند.

    صادقانه از پست‌های شما به نظر من می‌رسد که معتقدید مراقبت‌های بهداشتی که می‌تواند تا حدی مفید باشد، باید فقط برای کسانی در دسترس باشد که می‌توانند آن را بپردازند، و اینکه بقیه بهتر است بمیرند. من با بسیاری از نکات و پیشنهادات شما موافقم. من فکر می کنم داوری شخص ثالث ایده خوبی است، به خصوص اگر سریع باشد، اما تصور شما از "ممکن است اجازه دهید او بمیرد، او به هر حال می رفت" به عنوان یک روحیه نسبتا پست ظاهر می شود. این تصور را ایجاد می کند که شما فقط به خودتان علاقه مند هستید و نه هیچ کس دیگری.

  10. 17

    غارت،
    من می‌خواهم همه زندگی کنند و به بیمه سلامت دسترسی داشته باشند، اما فکر نمی‌کنم دولت هم آن را تامین کند.

    من ترجیح می دهم دولت بسیار کمتری (یعنی منهای IRS) را ببینم، نه بیشتر از آن.

    به نظر شما بنیانگذاران ما چگونه این کار را انجام دادند؟ پاسخ این است که بار پزشکان کمتر شود (یعنی دعاوی حقوقی) و این بار بر دوش هر مالیات دهنده ای منتقل نشود. دولت ما ناتوانی خود را ثابت کرده است و نباید به زندگی پزشکی ما نیز اعتماد کرد. با سرپرستی آنها، مواردی از این دست رایج تر می شوند، نه کمتر. فقط به آمار نارسایی قلبی و میزان بقای سرطان در افراد مبتلا به سرطان نگاه کنید. طب خصوصی بسیار موثرتر است.

    اما به عنوان موردی که در دست است، اجازه دهید دوباره آن را بگویم.. اگر پیش آگهی بالقوه برای یک زندگی طولانی پس از پیوند بود... پس من با آن موافقم. اما من جمله ای که اشاره کردید را منفی خواندم.

    واقعاً دوست دارم مقاله ای خوب نوشته شده باشد، فقط به سبک حقایق در مورد آن نوشته شده است.

    این موضوع آسانی نیست و نباید با بحث های عاطفی انجام شود. فقط حقایق خانم

    • 18

      حقایق ساده است، سیگنا نمی‌خواهد برای درمان بیماری هزینه کند، همان سیگنا گلندیل این کار را با این خانواده انجام داد، آنها به هر طریقی که می‌توانستند مبارزه کردند، فقط برای اینکه متوجه شوند آژانس‌های دولتی اجازه می‌دهند این افراد از مصرف‌کننده سوء استفاده کنند، و هیچ چیز انجام شد. پوشیده شده است.

      نماینده کنگره از والنسیا، کالیفرنیا می نویسد

      نماینده کنگره نوشت: در نامه ای به تاریخ 30 مه 1996 به وزارت شرکت ها. کپی نامه ای که به جو جاشوا گادفری ارائه شد.

      کمیسر محترم اسقف،
      من از طرف رای دهندگانم جوزفین جاشوا گادفری می نویسم که مشکلات شدیدی را با مراقبت بهداشتی HMO، CIGNA دارای مجوز کالیفرنیا تجربه کرده اند.

      خانم گادفری می‌گوید CIGNA از مارس 1993 تا آگوست 1994 نتوانست به درستی سرطان ریه خود را تشخیص داده و درمان کند. ظاهراً یک سال بعد پزشکان غیر سیگنا به راحتی تومور کارسینوئید را در ریه چپ او شناسایی کردند و به خانم گادفری گفتند که تومور باید در اوایل سال 1993 تشخیص داده می‌شد. علیرغم انکار مکرر وجود تومور از سوی CIGNA، تومور در نهایت در ST حذف شد. بیمارستان جوزف در بربنک کالیفرنیا. یک آسیب شناسی پس از عمل گزارش می دهد که تومور "به طور کامل رشد کرده است ... کاملا بالغ است.

      خانم گادفری در حین معاینه توسط GIGNA بارها درخواست کرد که برای درمان پزشکی به متخصص ارجاع شود. به دلایلی غیرقابل توضیح GIGNA از مشورت با متخصص برای درمان مناسب خودداری کرد. CIGNA همچنین از انتشار سوابق پزشکی خانم گادفری خودداری کرد تا پزشک دیگری بتواند سابقه پزشکی او را بررسی کند و دستور درمان بدهد. تنها پس از ده ها درخواست، سوابق منتشر شد. با این حال، خانم گادفری معتقد است که برای محافظت از CIGNA در برابر سوء استفاده، اسناد به طور بدخواهانه تغییر داده شده اند.

      ایالت کالیفرنیا مسئولیت محافظت از مصرف کنندگان ثبت نام شده در HMOS را بر عهده دارد. ایالت ملزم به آموزش و اطلاع رسانی به مصرف کنندگان در مورد HMOS است. با بیش از 12 میلیون کالیفرنیایی در HMOS، آموزش و اطلاع رسانی به مصرف کنندگان در مورد کیفیت و دسترسی به مراقبت های بهداشتی یک تعهد مهم است. متأسفانه، اگر تجربه خانم گادفریس نشانه ای از چگونگی درمان نیازهای پزشکی مصرف کنندگان توسط HMOS باشد، ما باید سیستم مراقبت مدیریت شده را دوباره بررسی کنیم. کنگره شروع به بررسی HMOS و کیفیت درمان پزشکی آنها کرده است. بسیاری از بیماران بر این باورند که HMOS به منظور کاهش هزینه ها، به طور منظم از مراقبت و اطلاعات به بیماران خودداری می کند. "قاعده تهوع" ظاهری که پزشکان را از پیشنهاد درمانی که توسط HMO بیش از حد انجام نشده است منع می کند نیز نگرانی خاصی دارد.
      انتخاب کننده من تنها فردی نیست که در برخورد با HMO مشکل داشته است.
      (1) روث مکینز از سن دیگو زمانی درگذشت که پزشکان HMO نتوانستند آزمایش‌های پزشکی برای تشخیص و درمان بیماری قلبی و پاسخ به شوک‌های قلبی را ارائه دهند؛ (2) ویل اسپنس از لس آنجلس برای زندگی خود می‌جنگد زیرا سرطان لنفوم غیر هوچکینز اشتباه شده بود. -بیش از یک سال تشخیص داده شده است. به من گفته می شود که مانند این افراد هزاران نفر دیگر در سراسر کشور با داستان های مشابه وجود دارند.

      من با احترام می خواهم که دفتر شما این ادعاها را بررسی کند و بررسی کند که آیا HMOS ایالتی به درستی نظارت می شود و مصرف کنندگان اطلاعاتی را که برای اطمینان از مراقبت های پزشکی باکیفیت نیاز دارند داده می شود. من معتقدم سیستمی که باید از او مراقبت کند با خانم گادفری به شدت مورد بدرفتاری قرار گرفته است. در صورت کشف تخلفات، من درخواست می کنم که اقدامات اجرایی علیه نهادهایی که مسئول بدرفتاری با مصرف کنندگان هستند، انجام شود. یک بررسی جامع کمک خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود که دولت به تعهدات خود در قبال بیش از 12 میلیون مصرف کننده HMO عمل می کند. لطفاً در اولین فرصت به مدیر منطقه من، آرماندو ای. آرالوزا پاسخ دهید.
      پاسخ اداره شرکت
      پاسخ لس آنجلس، کالیفرنیا »

      جو جاشوا گادفری با مردم کالیفرنیا و این ملت به اشتراک می گذارد:
      پاسخ دپارتمان شرکت ها به نامه کنگره مورخ 2 ژوئیه 1996
      RE: فایل بدون ALPHA
      نماینده محترم کنگره،
      من نامه 30 مه 1996 شما را که در 4 ژوئن 1996 در مورد افراد فوق الذکر و طرح خدمات مراقبت بهداشتی آنها، Cigna Healthcare of California دریافت کردم، دریافت کردم.
      دپارتمان شرکت ها (?بخش؟) برنامه های خدمات بهداشتی درمانی سیگنا و سایر برنامه های خدمات مراقبت های بهداشتی را تحت قانون طرح خدمات مراقبت بهداشتی ناکس-کین (کد بهداشت و ایمنی 1340 و بعد) و مقررات کمیسیونر (CCR بخش 1300.40 و بعد) تنظیم می کند. .). وزارت هر درخواست کمک (?RFA?) را که ما دریافت می کنیم بسیار جدی می گیرد. RFA های دریافت شده توسط دپارتمان نه تنها با توجه به موضوع(های) فردی، بلکه با توجه به مشکلات سیستمی احتمالی نیز بررسی می شوند. بررسی RFA یک عنصر مهم از تلاش‌های نظارتی کلی وزارت است.
      دپارتمان تمام RFA های ارائه شده توسط خانواده گادفری را بررسی کرده یا در حال بررسی است. پرونده ژوزفین گادفری توسط بخش اجرای وزارت بازنگری شد. این بررسی شامل، اما نه محدود به، از طریق بررسی سوابق پزشکی مربوطه، مصاحبه با پرسنل طرح، و بحث گسترده با خانواده گادفری بود. در نتیجه این بررسی، بخش اجرای تصمیم گرفت که سیگنا به طور رضایت بخشی به شکایات خاص خانم گادفری رسیدگی کرده و استراتژی هایی برای حل این مشکلات ایجاد کرده است.
      در مورد RFA کریستوفر گادفری، سیگنا موافقت کرد که (نام فرد حذف شده) RN را در اختیار آقا و خانم گادفری قرار دهد تا به آنها در هماهنگی مراقبت فعلی و حل مشکلاتی که ممکن است با آنها برخورد کنند کمک کند. هر دوی این RFA اکنون بسته شده اند. با این حال، اطلاعات موجود در این و همه RFAها در مقررات جاری وزارت برای اطمینان از انطباق برنامه بهداشتی با قانون ناکس-کین گنجانده شده است.
      وزارت امور خارجه نگرانی شما را در مورد به اصطلاح ?gag? بندهای قراردادهای ارائه دهنده وزارت اخیراً نیاز به طرحی برای حذف یک بند در قراردادهای ارائه‌دهنده خود داشت که ارائه‌دهنده را موظف می‌کرد تا این طرح را در «نور خوبی» قرار دهد. در یک ارتباط اخیر با همه دارندگان مجوز، این وزارت بیان کرد: هر پزشک طرف قرارداد و سایر متخصصان مراقبت های بهداشتی باید بتوانند صادقانه در مورد مسائلی که ممکن است بر سلامت و اراده بیمار تأثیر بگذارد برای تقویت رابطه سنتی اعتماد صحبت کنند. اعتماد بین بیمار و متخصص مراقبت های بهداشتی.
      در پایان، من می خواهم دوباره بر تعهد وزارت به میلیون ها کالیفرنیایی که در برنامه های خدمات بهداشتی ثبت نام کرده اند، تأکید کنم. اگر سؤال دیگری دارید، لطفاً با دستیار ویژه (نام حذف شده) با احترام تماس بگیرید،
      کیت پل بیشاپ
      کمیسر شرکت ها

  11. 19

    من این داستان را در 14 سالگی برای قانونگذاران نوشتم و می خواهم آن را با شما به اشتراک بگذارم.

    من 14 سال سن دارم و قربانی قصور پزشکی هستم. من به کنگره و سنا می نویسم زیرا شما باید به قربانیان قصور پزشکی کمک کنید. من مریض بودم، سرم درد می کرد و مامانم مرا پیش دکتر برد. من مکرر خونریزی بینی و سردردهای بد داشتم. فکر می‌کنم این در اواخر سال 1992 یا اوایل سال 1993 شروع شد. آنها گفتند حالم خوب است، و یادم می‌آید یکی از پزشکان نسبت به من و مادرم خیلی بد رفتار کرد. او حتی نمی خواست در مورد آن صحبت کند. او گفت همه چیز در ذهن من است، که من خوب هستم. سال 1993 و 1994 سال های خوبی در زندگی من نبود. من ناراضی بودم. مادرم همیشه مریض بود، همیشه در رختخواب سرفه می‌کرد، همیشه برای گرفتن دارو به سیگنا می‌رفت، همیشه خیلی خسته بود. مادر من دیگر همان مامان نبود. سرم درد می‌کرد و خسته می‌شدم که مادرم را اذیت نکنم چون می‌توانستم ببینم او چقدر بیمار است. او همیشه افسرده بود، همیشه گریه می کرد و همیشه بداخلاق و سرفه می کرد. من سرش فریاد می زدم که شب ببند و او همه ما را بیدار نگه داشت، حالا حالم بد شده است.

    در فوریه 1994، من افسرده بودم، سرم درد می‌کرد و از قفسه دارو قرص می‌خوردم، اولین بار نبود که این کار را می‌کردم، اما مادرم مریض بود و حتی متوجه نشد. هر بار بیشتر مصرف می کردم و یک روز مامانم می آمد تا من را بیدار کند و من بلند نمی شدم، خیلی خسته بودم. مامانم گفت همینه، لباس بپوش. ما بلافاصله به CIGNA می رویم. من به آنجا رفتم و پزشکان CIGNA مرا دیدند. آنها مرا به یک مرکز بهداشت روان فرستادند و هیچ یک از این دو مکان حتی نمی دانستند چه کار کرده ام. مادرم مرا به راه انداخت و من به او گفتم که چه کاری انجام دادم. بعداً همان روز او گفت اگر من بمیرم چگونه می تواند زندگی کند. مامانم گریه کرد چون خیلی خسته بود خودش را سرزنش کرد چون به اندازه کافی کار نمی کرد. من به مادرم قول دادم که دیگر این کار را نکنم. مامانم با CIGNA تماس گرفت و از اینکه چطور نتوانستند ببینند من سعی کردم خودم را بکشم ناراحت شد و از آنها پرسید چه نوع پزشکانی هستند. مادرم آنقدر فریاد زد که موافقت کردند به من یک وضعیت فیزیکی کامل بدهند. در اوایل ماه مارس در تمرین فیزیکی، ما آنقدر از سرم شکایت کردیم که پذیرفتند از سر من اسکن کنند. این کار حدود دو ماه و نیم ادامه داشت، اسکن یکی پس از دیگری انجام شد و در نهایت دکتر گفت باید سینوس‌هایم را بشوییم، آن هم در اواخر اردیبهشت. مامانم پرسید که آیا این کار فوری است، آیا باید فورا انجام شود، دکتر پاسخ داد که فوری نیست. مامانم گفت در تعطیلات تابستان این کار را انجام می دهیم.

    از اردیبهشت تا آگوست مادرم خیلی مریض شد. دکتر رفت و 6 هفته او را از کار افتادند. اواسط تیرماه خواب دیدم که مادرم سرطان ریه دارد و او می میرد. مامانم وقتی اینو بهش گفتم خیلی ناراحت شد در اوایل ماه اوت، مادرم مرا برای یک ماه به ایرلند فرستاد تا پدربزرگ و مادربزرگم را ملاقات کنم. وقتی در اواخر آگوست از ایرلند برگشتم، خانه ما در غوغا بود، سیگنا به مدت 2 هفته از دادن تمام عکس های اشعه ایکس به مادرم امتناع می کرد و به او می گفت گم شده اند. او به تازگی آنها را دریافت کرده بود و نشان داد که او تقریباً 2 سال است که سرطان ریه دارد. مامانم عمل کرد و 20 درصد ریه اش برداشته شد. او یک تومور کارسینوئید داشت. وقتی مادرم در بیمارستان بود، جراح به پدر ناتنی ام گفت که او هم خوب نیست. در نهایت CIGNA از انتشار رکوردهای پدر ناتنی من به مدت 2 هفته خودداری کرد. وقتی نزد یک پزشک خارجی رفتند، CIGNA او را برای آسم معالجه می کرد. او واقعاً یک مورد بسیار پیشرفته COPD دارد و چیزی مانند مادر من در ریه چپ خود داشت.

    ما رفتیم و رکوردهای همه خانواده را گرفتیم. وقتی مال من را دیدیم و نزد یک دکتر بیرون رفتیم، بعد از رفتن به پزشکان بیرون، اکنون می دانم که تفاوت بین یک دکتر واقعی و یک دکتر سیگنا چیست، و امیدوارم شاید روزی همه چیز را به شما بگویم. . من در جایی که استخوان در حال از بین رفتن بود، جایی که استخوان از مدار خارج می شد، مشکل داشتم و دکتر گفت که چشمم به بیرون رانده می شد. من در Cedar-Sinai جراحی کردم. سال 1995 خیلی بهتر از سال 1993 نیست، زیرا به نظر می رسد هیچ عدالتی برای همه این کارهایی که CIGNA با ما انجام داد وجود ندارد. ما می‌خواهیم قوانین را تغییر دهیم تا هیچ‌کس دیگر مجبور نشود این چنین رنج بکشد. CIGNA تا به امروز از خانواده ما سوء استفاده می کند. آنها مامانم را ساعت ها به گریه می اندازند و امیدوارم اجازه دهید من هم همه چیز را به شما بگویم. CIGNA همچنین باید بداند اگر پدر و مادرم بمیرند، کجا خواهم رفت و سرنوشت برادر و خواهرم چه خواهد شد؟ من یک آمریکایی هستم و وقتی بزرگ شدم، نمی خواهم اینجا زندگی کنم. من می خواهم به جایی بروم که مردم خوب و مهربان باشند. من به ایرلند نقل مکان خواهم کرد.

    الان 27 سالمه با این حال، بسیار غم انگیز است که هر خانواده ای باید به این شکل رنج می برد، و این کلاهبرداران و کلاهبرداران از مجازات در ایالت کالیفرنیا فرار کردند.

    از سیگنا گلندیل متشکرم

  12. 20

    استماع کمیته قوانین سنا ایالت کالیفرنیا دوشنبه 12 مه 1997 ساعت 2.03:XNUMX
    من آمده ام تا تجربیاتم را با شما در میان بگذارم. وزارت شرکت ها در عملکرد نظارتی خود شکست می خورند، و تجربه خانواده من این را نشان می دهد. و تجربه شخصی من با Cigna Healthcare نشان می دهد که چگونه مصرف کنندگان مورد سوء استفاده قرار می گیرند و چگونه وزارت شرکت ها چشم خود را می بندد.
    تجربه من با سیگنا با آزار والدینم شروع شد و به نوبه خود آنها این آزار را علیه تک تک اعضای خانواده ام مرتکب شدند. وقتی مریض بودم و به پزشک نیاز داشتم، مرا برای قرار ملاقات می فرستادند و تحقیر می شدم، زیرا اغلب پزشکی که مرا فرستادند، انتظار من را نداشت. در نتیجه سیگنا نامه ای برای من ارسال کرد و گفت که می توانم پزشک خود را انتخاب کنم و آنها هزینه مراقبت های پزشکی را پرداخت خواهند کرد. آنها یک بار این کار را کردند و بعد هزینه خدمات درمانی را پرداخت نکردند و از طرف سازمان های جمع آوری تهدید شدم که اگر صورت حساب را نپردازم از من شکایت می شود. سیگنا همچنین گفت که می‌توانم در محل زندگی‌ام سانتا باربارا، دکتر دلخواهم را انتخاب کنم و این هرگز اتفاق نیفتاد. سیگنا به من یک پزشک در سانتا باربارا اختصاص داد، اما وقتی مریض بودم و می‌خواستم یک قرار ملاقات بگذارم و با دکتر تماس گرفتم، او هرگز به تماس‌های من پاسخ نداد. وقتی با مطب پزشکان تماس گرفتیم، گفتند که دیگر با سیگنا کار نمی کنند، زیرا سیگنا در صورت نیاز به متخصصان ارجاع نمی دهد.
    سال گذشته به مراقبت های تخصصی نیاز داشتم و در طول عمل دکتر گفت که نیاز به بیوپسی دارم. او مجبور شد در وسط توقف کند و برای ادامه از CIGNA مجوز بگیرد. دکتر گفت این دو روش با هم مرتبط هستند و قبلاً از او انتظار نمی رفت که دارو را به این شکل انجام دهد. پس از این روش زمانی که من در مورد این به وزارت شرکت شکایت کردم Cigna اتهامات را رد کرد و پاسخ داد که دکتر اشتباه کرده است. از آن زمان که دکتر به قانونگذار خود در سانتا باربارا مراجعه کرد، او اظهار داشت که بیوپسی را بدون اجازه آنها انجام داده است، و گزارش من از این واقعه درست بود. دکتر گفت هر 90 روز یکبار نیاز به پیگیری دارم چون این یک وضعیت پیش سرطانی بود. سیگنا گفت اگر به این مراقبت های تخصصی نیاز داشتم، باید از طریق پزشک مراقبت های اولیه بروم تا مطمئن شوم که به آن نیاز دارم، و آنها نیز به نوبه خود یک پزشک مراقبت های اولیه در سانتا ماریا، حتی در همان شهرستان، و بیش از یک ساعت به من اختصاص دادند. از محل سکونت من
    من دانشجو هستم و به UC سانتا باربارا می روم و حمل و نقل ندارم. این فقط گزینه مناسبی نیست. و وزارت شرکت ها به جای کمک به من، از فردی در سیگنا که مسئول آزار و اذیت من و ممانعت از درمان من بود دوباره با من تماس گرفت.

  13. 21

    بعد از اینکه اخیراً چندین سال یونایتد را داشتم، شرکت من به CIGNA تغییر مکان داد. اخیراً مجبور شدم پشتم را MRI انجام دهم و منشی دکتر به من گفت که CIGNA در تأیید هر چیزی بسیار بد است. تأیید آن 5 روز طول کشید، اما فقط بعد از اینکه دکترم مجبور شد به معنای واقعی کلمه التماس کند. همچنین به من گفته شد حتی اگر روش‌ها را تأیید کند، گاهی اوقات برمی‌گردند و آن را تکذیب می‌کنند و می‌گویند که مطابق با مشخصات آنها مجاز نیست، و شما در صورت‌حساب گیر می‌کنید. برای بدتر شدن اوضاع، من دریافت کردم. یک تماس از CIGNA tonite برای اینکه ببینم آیا من علاقه مند هستم که به جای مراجعه به PCP خود برای مشکلات ریه، قلب، کمر یا استخوان در آینده با "پرستار آنها" تماس بگیرم یا خیر. من به آنها گفتم که از "دیده شدن" تلفنی راحت نیستم و به هر حال از شما متشکرم. او بسیار ناراحت بود که من از این پیشنهاد استقبال نکردم.

    من از هر گونه مشکل پزشکی در آینده که باید به آن پرداخته شود، کاملاً می ترسم، به خصوص اینکه من یک کودک 7 ساله دارم، و CIGNA پس از خواندن نظرات، شرکتی بی اهمیت به نظر می رسد. من فقط می توانم دعا کنم که همه سالم بمانیم، زیرا CIGNA برای یک پنی در نظر گرفته شده است. صبور!!!! این فقط در 1 هفته برای من روشن شد!!!!!!!!!!!

  14. 22

    من برای یک شرکت هواپیمایی بزرگ با سیگنا کار می کنم. من پشتم را در محل کار، در حین کار شکستم.
    من "ناتوانی طولانی مدت" را از طریق سیگنا از دست دادم. خوب، آنها - سیگنا مرا نزد این فاحشه فیزیوتراپی فرستادند که به سیگنا آنچه را که می خواستند بشنوند گفت. بنابراین، بدون هیچ کمکی و درد بدون درآمد به پشت دراز کشیده ام. چه کسی جواب می دهد و اگر کسی شماره تلفنی برای تماس می خواهد، زیرا من از گذراندن هزینه ها باید شماره هایی برای تماس داشته باشم که همه آنها کمکی نکردند، اما پسر آیا آنها شماره تلفن دارند!!
    در پایان، الاغم را ببوس برای کسانی که اعمال می کنند، برای کسانی که نیست، متاسفم برای درد و جان باختت

  15. 23

    مادر من 11 سال است که از دنیا رفته است و سیگنا بیمه ای است که وقتی برای آنفولانزا در بیمارستان بود. پس از مدت کوتاهی در بیمارستان بدتر شد، اما به جای درمان بهتر، با خانمی که در بیمارستان کار می کرد ملاقات کردیم و به من و مادرم گفت که باید به خانه بروم زیرا سیگنا هزینه را پرداخت نمی کند. دیگر از اقامت او مادر من فقط 55 سال داشت که سیگنا او را از بیمارستان بیرون کرد. ما نمی دانستیم اما سیگنا که به دلیل مدارک پزشکی باید می دانست باید برای هر نوع پرداختی به بیمارستان برای آنها فرستاده شود که مادرم در روده اش روده گیر کرده است به همین دلیل از رکتوم خونریزی می کند و نمی تواند. وقتی به او گفته شد که سیگنا گفت که دیگر هزینه درمان را پرداخت نخواهند کرد، خودش بایستد. مادرم در همان هفته به اورژانس برمی‌گشت به قدری مریض که نمی‌توانستند خونش را بگیرند، زیرا در همان لحظه مرده بود، بنابراین او را در آی‌سی‌یو گذاشتند و بعد متوجه شدیم که روده‌اش در روده‌اش گیر کرده است. او نیاز به عمل جراحی داشت، اما از آنجایی که این کار زودتر انجام نشد، تقریباً تمام روده‌اش از روده‌ای که در آنجا نشسته بود، باز شد زیرا مادرم نمی‌دانست که او این بیماری را دارد، اما سیگنا وقتی او را از بیمارستان بیرون انداختند، این کار را کرد. سپس او تحت حمایت زندگی قرار گرفت و کمتر از 7 روز بعد، 18 روز قبل از اینکه من 21 ساله شوم، باید برای مادرم امضا می‌کردم که حمایت زندگی را حذف کند، زیرا به دلیل سرعت شیوع عفونت در زمانی که مادرم بود، امیدی وجود نداشت. خارج از بیمارستان اسمش را هر چه دوست داری بگذار، اما این قتل است وقتی پول یا بیمه مناسب مادرم را زنده نگه می داشت، اما از آنجایی که او CIGNA HMO داشت، به این نتیجه رسیدند که او ارزش پرداخت کردن را ندارد. هنوز 11 سال بعد من هنوز در شگفتم که چند نفر دیگر در دستانشان جان باختند.

  16. 24

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.