هنر عاشق شدن مشتری ها

شرکت عاشقانه

دیروز ، در راه کار ، داشتم گوش می دادم دیو رمزی صحبت با جو Beam ، نویسنده هنر عاشق شدن. جو گفت که عاشق شدن 3 عنصر اصلی وجود دارد ... تعهد ، صمیمیت و اشتیاق. این مکالمه واقعاً با من درگیر شد - به حدی که من درمورد آنچه شنیدم یادداشت صوتی نوشتم تا بعداً یک پست بنویسم.

من همچنین با Troy Burk ، بنیانگذار و مدیرعامل Right On Interactive در مورد آن بحث کردم. تروی عاشق است اتوماسیون بازاریابی اما با بسیاری از صنایع که سیستم های تولید سرب خود را به عنوان اتوماسیون بازاریابی مبدل می کنند ، مخالف است. او معتقد است که پرورش و ارتباطی که باید اتفاق بیفتد بیشتر با مشتریان فعلی شماست تا با سرنخ هایی که به برند شما متعهد نشده اند. وای.

تعهد ، صمیمیت و اشتیاق

  • تعهد - مشتریان در حال سرمایه گذاری مالی در شرکت شما برای محصولات و خدمات شما هستند. این همیشه من را شگفت زده می کند که چقدر شرکت ها بیشتر از خود مشتریان به پولی که مشتریانشان برای آنها می آورند متعهد هستند. در صورت تحویل طبق قرارداد اما مشتری شما موفق نیست ، هر دو ضرر می کنید. شما باید بدون توجه به بودجه لازم ، به موفقیت مشتریان ما متعهد باشید. مشتریان شما باید متعهد به موفقیت شما باشند ، اطمینان حاصل کنید که امور مالی نیز مانعی برای شما ایجاد نمی کند. ما با مشتریانی که به ما متعهد هستند و بالعکس خوشبخت می شویم.
  • صمیمیت - صمیمیت را با محبت شخصی اشتباه نگیرید. صمیمیت همچنین وقت گذاشتن برای درک مشتریان شما و درک آنها از آنها است. ما نقاط ضعف خود را با مشتریان خود در میان می گذاریم ، یاد می گیریم که نقاط ضعف آنها چیست و اطمینان حاصل می کنیم که قصد داریم اطمینان حاصل کنیم که هر دو را تحت پوشش قرار داده ایم. ما همچنین تا آنجا که می توانیم در مورد مشتریان خود یاد می گیریم و فراتر از قرارداد خود با آنها به اشتراک می گذاریم. ما آنها را با ارتباطات خود آشنا می کنیم ، منابع دیگری برای آنها پیدا می کنیم ، آنها را به صورت آنلاین و آفلاین توصیه می کنیم. ما همچنین توافق نامه هایی را با شرکت ها امضا نمی کنیم مگر اینکه در صورت امکان از محصولات آنها استفاده کنیم. ما سعی می کنیم آنها را به خوبی بشناسیم تا بتوانیم به طور موثر محصولات آنها را بفروشیم.
  • شور - یکی از شرکت هایی که ما در مورد آن صحبت کرده ایم و با آن صحبت کرده ایم ، در تلاش است. همانطور که سعی می کنیم بفهمیم چگونه می توانیم به آنها کمک کنیم (آنها مشتری نیستند) ، شما نمی توانید a تنها شخصی در کارکنان خود که علاقه مند به آن است آنچه انجام می دهند. آنها سخنگویان معروف دیگری را اینجا و آنجا استخدام کرده اند تا برای وبینارها و رویدادها به آنها بپیوندند ... اما این سخنگوها در واقع استفاده نمی کنند la تولید - محصول. اگر حتی متعهد به استفاده از محصول نباشند ، چگونه می توانند پرشور باشند؟ نتیجه نهایی این است که آنها نمی توانند. به همین دلیل آنها در حال مبارزه هستند.

آیا شما به مشتریان خود متعهد هستید؟ آیا با آنها ، صنعت ، موقعیت و چالش های آنها صمیمی هستید؟ آیا شما علاقه زیادی به محصولات یا خدمات آنها دارید؟ اگر به هر یک از این س noال ها پاسخ منفی دادید ، انتظار نداشته باشید که هرگز عاشق یکدیگر شوید. ما مشتری های خود را دوست داریم و با افتخار می گوییم مشتریان ما را دوست دارند. همیشه اینگونه نبوده است ، اما روابط ما با آنها همچنان شکوفا می شود.

آخرین کار ... از آنجایی که ما در حال انجام کاری هستیم که دوست داریم ، واقعاً اصلاً کارساز نیست. اینجا مکانی باورنکردنی است!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.