مسئولیت CMO خود به عنوان مسئول فناوری بازاریابی نتیجه می دهد!

فناوری بازاریابی

A مطالعه جدید توسط شورای مدیر ارشد بازاریابی (CMO) و تالیوم نشان می دهد که بهبود عملکرد تجاری و بازاریابی ارتباط مستقیمی با داشتن یک نقشه راه رسمی برای مدیریت فناوری های بازاریابی دیجیتال و یکپارچه سازی داده های تولید شده از ضرب نقاط تماس مشتری دارد.

عنوان ارزیابی کنید که چقدر خوب متحد می شوید، گزارش جدید میزان معماری ارشد بازاریاب ها را در طراحی استراتژی های فن آوری بازاریابی دیجیتال و یکسان سازی و استخراج ارزش از تکثیر منابع داده مشتری بررسی می کند. در میان نکات مهم ، این مطالعه نشان داد:

  • 42٪ از مدیران CMO که استراتژی فن آوری بازاریابی خود را دارند تأثیر تجاری بیشتری نسبت به کسانی که تفویض اختیار می کنند ، دارد.
  • CMO هایی که استراتژی رسمی بازاریابی دارند بیشتر به درآمد کلی کمک کنید و ارزش آفرینی.
  • نیمی از CMO با استراتژی رسمی بازاریابی قادر به انجام این کار هستند به مشارکت مشتری با هدف ، کارآمد و مرتبط تری دست یابید.
  • 39٪ از مدیران CMO با استراتژی رسمی بازاریابی به بازده و پاسخگویی بیشتری دست یابید هزینه های بازاریابی
  • 30٪ CMO ها که فن آوری را به خوبی یا بسیار خوب مدیریت و ادغام می کنند ، هستند دیدن ارزش تجاری ملموس ، با 51 درصد دستیابی به مشارکت های درآمد بیشتر.

گزارش بازاریابی - وحدت

La گزارش کامل امروز برای بارگیری در دسترس است با قیمت 99 دلار. یک خلاصه اجرایی رایگان نیز می تواند منبع باشد.

2 نظرات

  1. 1

    CIO در مقابل CMO و فناوری مالک CMTO، همان طور که باید، پخش هوایی زیادی دریافت می کند. من تعداد بسیار کمی از CMOها را می بینم که مهارت استراتژی یا دانش فنی لازم را برای مدیریت موفقیت آمیز پشته خود دارند. همانطور که شما اشاره کردید، یکی از بزرگترین مسائل یکپارچگی است. دیگری مدیریت داده است. همچنین، من بسیاری از فناوری‌های CMO را می‌بینم که بدون ترسیم فرآیند، تأثیر روی مشتریان، مجموعه مهارت‌های داخلی یا نیازمندی‌های محتوا، به سمت یک مشکل/فرصت مواجه می‌شوند. کمبود منابع افراد ماهر یک چالش بزرگ در حال حاضر است.

    من فکر می کنم یک CIO می تواند به عنوان یک شریک ارزشمند از طریق این فرآیند خدمت کند. همکاری با CMO برای ارائه توصیه ها و راهنمایی های لازم برای موفقیت. در کتاب من این یک مسئله سرزمینی نیست. کسب و کار در پایان برنده می شود و هر دو نقش سود خواهند برد.

    اینفوگرافیک و آمار خوب!

    به سلامتی،
    برایان

    • 2

      من تا حدودی موافقم، برایان. من فکر می کنم تفاوت من این است که یک CMO باید آن دانش فنی را داشته باشد. به عنوان مثال، یک مدیر توزیع نیازی به درک نحوه تعمیر کامیون ندارد، اما می تواند تدارکات را اجرا کند و اطمینان حاصل کند که کارکنان مناسب برای انجام کار در محل هستند. نکته کلیدی در اینجا، به نظر من، این است که تمرکز و اهداف CIO همیشه با CMO هماهنگ نیست. در تجربه من، فن‌آورانی که با آنها کار کرده‌ایم پیشرفت در بسیاری از سازمان‌ها را متوقف کرده‌اند، زیرا هدف آنها ثبات و امنیت بود. در حالی که این موارد برای یک سازمان مهم هستند، می توان آنها را در حین پیگیری بازاریابی رشد و تعالی فروش به دست آورد. اغلب به این سؤال می رسد که آیا تیم فناوری شما یک است یا خیر می تواند انجام دهد تیم… یا یک نمی تواند انجام دهد تیم یکی دیگر از راه‌های اصلاح این امر، داشتن سلسله مراتبی مبتنی بر خدمات مشتری در سازمان شما است... جایی که CMO مشتری CIO است و در رتبه‌بندی موفقیت CIO اطلاعاتی دارد.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.