رد کردن نظر منفی اشکالی ندارد

منفیوقتی من ، مثل امروز ، برای مخاطبان تجار که درباره وبلاگ نویسی کنجکاو هستند صحبت می کنم ، این جمله ای است که غالباً لامپ را در سر آنها روشن می کند.

آره. می توانید نظرات را تعدیل کنید. آره. اشکال دارد که نظر منفی را رد کنید. من به همه مشاغل توصیه می کنم نظرات خود را تعدیل کنند. هرچند ، من همین مشاغل را تشویق می کنم که فرصت و ریسک مرتبط با نظر منفی را تجزیه و تحلیل کنند. اگر این یک انتقاد سازنده است که عملی است یا توسط شرکت شما حل شده است ، فرصتی عالی برای شما ایجاد می کند تا شفافیت نشان دهید و ثابت کنید که نه تنها گوش می دهید ، بلکه بر اساس انتقادات بازدید کنندگان خود عمل می کنید.

این مسخره است که همه ما دور هم می نشینیم و به مردم می گوییم که آرزو می کنیم کاش مشاغل و کارفرمایان ما چقدر باز و شفاف هستند ... اما وقتی می توانیم شفاف عمل کنیم ، غالباً به آن فکر می کنیم من معتقدم مقیاسی برای نظرات و محتوای تولید شده توسط کاربر وجود دارد که باید از نزدیک تحت نظارت و تجزیه و تحلیل قرار گیرد:

  1. نظرات متوسط

    برخی از بازدید کنندگان کاملاً متوسط ​​، کنایه آمیز ، بدبین و / یا تحقیرآمیز خواهند بود. من تجارت شما را تشویق می کنم تا مستقیماً به این افراد پاسخ دهد تا وضعیت را خنثی کند و به آنها اعلام کند که شما به راحتی اجازه نمی دهید محتوای اینچنینی در سایت خود داشته باشید. من فکر نمی کنم کسی یک تجارت را مقصر بخاطر کاهش اظهارنظر که احتمال آسیب رساندن به تجارت آنها را دارد ، بداند. در آن مرحله موضوع شفافیت نیست ، بلکه محافظت از تجارت شماست تا کارمندان شما بتوانند معیشت خود را ادامه دهند.

    با این اوصاف ، هرگز نظر را رد نکنید و مانند اتفاقی نیفتاده حرکت کنید. اگر شخصی جسارت توهین به شما را در وب سایت خود داشته باشد ، جسارت توهین به شما را در وب سایت خود نیز خواهد داشت. فرصت یک تجارت این است که با شخص "از طاقچه" صحبت کند. حتی اگر نمی توانید اوضاع را اصلاح کنید ، تمام تلاش خود را برای خنثی کردن آن به نفع شماست.

  2. نظرات انتقادی

    برخی از بازدید کنندگان از نظر ، محصول یا خدمات شما انتقاد خواهند کرد. این یک منطقه خاکستری است که می توانید نظر خود را رد کنید و به آنها اطلاع دهید یا بهتر - می توانید با انتقادات علنی کنار بیایید و مانند یک قهرمان به نظر برسید. شما همچنین می توانید اجازه دهید تا نظر بنشیند ... بسیاری از اوقات مردم از اینکه تخلیه کرده و ادامه می دهند خوشحال می شوند. دفعات دیگر ، شما از تعداد خوانندگانی که به دفاع از شما می آیند تعجب کنید!

    اگر این انتقاد ارزشمندی است ، شاید بتوانید با شخصی مانند این مکالمه کنید

    داگ ، من نظر شما را در صف اعتدال خود دریافت کردم و واقعا بازخورد خوبی بود. من ترجیح می دهم این مورد را در سایت به اشتراک نگذارم - امیدوارم که شما متوجه شده باشید - اما نظر شما برای ما معنی زیادی دارد و ما می خواهیم شما را در هیئت مشاوره مشتری خود جذب کنیم. آیا این چیزی است که شما به آن علاقه دارید؟

    پنهان کردن منفی بودن پاداش و عواقبی دارد. اگرچه فکر می کنید وبلاگ خود را از منفی گرایی عایق بندی می کنید ، اما خطر از دست دادن اعتبار خوانندگان خود را می کشید - به ویژه اگر آنها متوجه شوند شما به طور مداوم از منفی گرایی جلوگیری می کنید. من فکر می کنم این یک تعادل دقیق است اما شما همیشه می توانید در بالای مسئله ظاهر شوید ، یا می توانید راه خود را صادقانه توضیح دهید.

  3. نظرات مثبت

    نظرات مثبت همیشه اکثر نظرات شما خواهد بود. به من اعتماد کن! شگفت آور است که مردم چگونه در وب خوشایند هستند. در "روزهای جوان" وب ، اصطلاحی که برای نوشتن ایمیل وحشتناک برای شخص دیگری استفاده می شد "شعله ور" نامیده می شد. من درمورد "شعله ور شدن" افراد اینقدر نشنیده ام اما مطمئنم که هنوز هم اتفاق می افتد.

    مشکل "شعله ور" این است که طغیان و عصبانیت منفی شما یک جایگاه دائمی در شبکه دارد. به نظر می رسد اینترنت هرگز فراموش نمی کند ... کسی ، جایی قادر خواهد بود نظرات کثیف شما را جستجو کند. من مطمئن هستم که سهم نظرات منفی خود را در آنجا گذاشته ام ، اما این روزها بیشتر با حفظ شهرت سالم در اینترنت مطابقت دارم. من معتقدم که بیشتر افراد (عاقل) امروزه از شهرت آنلاین خود آگاهی دارند و تمام تلاش خود را برای محافظت از آن انجام خواهند داد.

    مورد در مورد است رونمایی از جان چو از یک توطئه دیوانه وار ، هر چند کم عمق ، یک وبلاگ نویس برای استفاده از نظرات برای پیش بردن غیر صادقانه تجارت در جهت خود. جان در تحقیق و اثبات عدم صداقت وبلاگ نویسان مورد نظر کار بزرگی انجام داد. نامگذاری جان از پست او کامل است ... این وبلاگ نویس اعتبار خود را از بین برد. جان فقط گزارش داد!

من شخصاً با وبلاگ نویسان روبرو شده ام که برخی از پست هایم مرا شعله ور کرده اند. واکنش حیرت انگیز بود ، اکثر مردم به انتقاد من از آنها توجه نکردند ... آنها با انزجار به منفی "شعله ور" پاسخ دادند. در آن طرف سکه ، من یک وبلاگ نویس (که کاملاً شناخته شده است) داشتم که از بدهی خود به من به خاطر محصولی که برایش تهیه کردم ، گذشت. او همچنین از آژانس جمع آوری کالاهایی که برایش قرار داده ام خودداری کرد.

من او را در وبلاگ خود "بیرون" نمی کنم حتی اگر بسیار وسوسه انگیز باشد. من به راحتی باور دارم که مردم سپس به من به عنوان یک قلدر نگاه می کنند. من ایمان دارم که او آنچه را که روزی به او می آید ، بدست خواهد آورد. بلاگوسفر تمایل دارد که شبکه ای گره خورده از دوستان و همکارانی باشد که یکدیگر را تشویق می کنند. به نظر می رسد 'متنفرها' در حاشیه قرار دارند و 'شعله ورها' پشت سر خود قرار می گیرند.

در مورد منفی بودن در وب خیلی فکر نکنید ... خطرات مرتبط با شفافیت شما به دلیل مزایای شبکه سازی و ایجاد اقتدار و شهرت بسیار زیاد است. و هرگز فراموش نکنید که رد کردن نظر منفی اشکالی ندارد.

9 نظرات

  1. 1

    پست خوبیه داگ این قطعا یک منطقه خاکستری است که بسیاری از مردم آن را درک نمی کنند. هدف کلی، البته، باهوش بودن است (من می دانم که گفتن آن آسان تر از انجام دادن است). فقط به این دلیل که شما *می توانید نظرات را تعدیل کنید و از نظرات منفی اجتناب کنید، به این معنی نیست که شما باید وحشی شوید و سعی کنید تصویری بسیار زیبا از سازمان، محصولات یا نام تجاری خود ارائه دهید.

    در واقع، پرداختن به نظرات انتقادی می تواند بسیار قدرتمندتر از نشان دادن اظهارات درخشان باشد. این واقع بینانه تر است و قدرت و مراقبت را نشان می دهد.

  2. 2

    داگ

    مطمئن نیستم که نوع شماره 2 را مسدود کنم، نظر انتقادی ایده خوبی است. مخصوصاً با گفتن اینکه نمی خواهید "آن را در سایت به اشتراک بگذارید - امیدوارم متوجه شده باشید."

    صادقانه بگویم، نه من نمی فهمم.

    و دعوت نامه برای پیوستن به یک هیئت مشاوره مشتری - آن چیست؟ یک اصطلاح موقت که هیچ معنی ندارد؟ یک ایمیل ماهانه که یک سوال می پرسد حداکثر چه چیزی می تواند باشد؟ یا اینکه این یک هیئت واقعی است که کسی در نتیجه یک نظر منفی واجد شرایط حضور در آن است؟ من گمان می کنم که بسیاری در نهایت معتقدند که چنین "انتخابی" فقط راهی برای حذف یک نظر و پایان دادن به آن است.

    اگر سازمانی بخواهد یک نظر انتقادی صادقانه و خوب نوشته شده را حذف کند که «بد» نیست، باید اجازه دهد که آن نظر باقی بماند. وگرنه در این عصر شفافیت سانسور واقعی است.

    • 3

      سلام جاناتان، من فکر می کنم ما با هم برابر هستیم، شاید به اندازه کافی خودم را توضیح ندادم. من قطعا در مورد وبلاگ های تجاری صحبت می کنم و نه وبلاگ های عمومی. در یک وبلاگ شرکتی، من معتقدم که هر نظر انتقادی باید به درستی ارزیابی شود تا تصمیم بگیریم که آیا ارزش انتشار نظر وجود دارد یا خیر.

      نظری مانند: «من برنامه شما را دوست دارم، اما آیا می‌دانستید که می‌توانید با انجام x، y و z فرآیند رمز عبور خود را دور بزنید؟». این یک نظر سازنده و مفید است، اما به ندرت بخواهید برای توده ها پست کنید زیرا کسب و کار شما را در معرض خطر قرار می دهد.

      هیئت مشاوره مشتری معمولاً گروهی از مشتریان «معتمد» است که شما مرتباً برای ارزیابی محصولات و خدمات خود برای ارائه مشاوره با آنها تماس می گیرید. اگر فردی دارید که از شرکت شما انتقاد می کند و برای شما پیام های سازنده ای در سایت شما می گذارد، احتمالاً باید آنها را در این سمت استخدام کنید.

      اینکه نظر را ارسال کنید یا نه به خودتان بستگی دارد - من با شما موافقم که اگر کسب و کار شما به خود برای حل این مشکل ایمان داشته باشد، انتشار انتقاد منفی در درازمدت می تواند نتیجه دهد.

      از اینکه به این گفتگو اضافه کردید متشکریم!

      • 4

        سلام داگلاس

        نمی توانم بگویم که با شما مخالفم، به خصوص با توجه به مثال شما، اما نسبت به شرکت هایی که ظاهراً از قرار دادن افراد در یک نوع ظرفیت مشاوره به عنوان وسیله ای برای فرار از آنها خوشحال هستند (نه به استدلال شما) شک دارم. . من درگیر سیاست بوده‌ام و بسیاری از ذهنیت‌های کنترل بیش از حد پیام را می‌بینم تا جایی که ناامیدکننده است.

        همانطور که گفته شد، نظرات تحقیر آمیز باید با نوعی توضیح همراه باشد. "محصول شما بد است" کار نمی کند.

  3. 5

    فکر می‌کنم شما به اصل موضوع «شفافیت» در وبلاگ‌نویسی می‌پردازید. همین امر در مورد تعدیل آنچه کارکنان شما در وبلاگ های شرکتی می گویند صدق می کند.

    من فکر می کنم دو نوع "شفافیت" وجود دارد که به دلیل وبلاگ نویسی فعال شرکتی اتفاق می افتد:
    1. گفتگوهای واقعی با مشتریان خود.
    2. روابط عمومی شخصی زمانی که مرتکب اشتباه می شوید.

    اولین مورد یک مزیت واقعی از ظهور وبلاگ نویسی است. دریافت بازخورد مستقیم از کاربران آسان‌تر است، شاید به این دلیل که مردم احساس راحتی می‌کنند چیزی را در وبلاگ خود بنویسند که ممکن است از گفتن آن در تلفن یا مکانیسم بازخورد خود احساس راحتی نکنند. و اگر بتوانید مستقیماً در نظرات یا در وبلاگ خود پاسخ دهید، همه برنده می شوند.

    دومی که به نظر می رسد با شفافیت واقعی اشتباه گرفته می شود. اگر اعتراف می‌کنید که «هی، ما در آخرین نسخه محصولمان اشتباه کردیم» بعد از اینکه همه قبلاً شما را به خرابکاری متهم کرده‌اند، واقعاً چگونه شفاف است؟ به نظر می رسد مزیت اصلی این است که مردم کار شما را آسان تر می کنند، زیرا این یک شخص واقعی است که وبلاگ را می نویسد، نه یک بخش روابط عمومی بی چهره. "ما اشتباه کردیم. ما فقط انسان هستیم ما بد نیستیم ما تلاش کردیم. دفعه بعد بهتر عمل خواهیم کرد.»

    • 6

      این یک نقطه عالی است! فرصت در داشتن یک وبلاگ شرکتی این است که رهبری گفتگو و عدم واکنش به آن. من با یکی از فروشندگان کار می کنم که اخیراً 2 مورد قطعی داشت و حتی یک کلمه از آن در وبلاگ آنها نبود.

      من خواندن وبلاگ (های) آنها را متوقف کردم. واضح بود که آنها نمی‌خواستند با من علنی و صادقانه صحبت کنند، بلکه می‌خواستند موضوع را پنهان کنند. زمان بهینه برای آنها برای ارسال پست می بود در طول قطع تا مردم بدانند که در بالای آن قرار دارند. در عوض، آنها تمام اعتبار خود را نزد من از دست داده اند.

  4. 7

    داگ - عالی، پست عالی. من صمیمانه معتقدم که صداقت، منفی نگری، صداقت و غیره یکی از موضوعات انفجاری بعدی برای افراد و شرکت ها به طور یکسان در وب است.

    بر اساس تجربه خودم، من شروع به کار با افراد در مورد مدیریت "شهرت آنلاین" یا "برندهای شخصی" آنلاین خود کرده ام، که بخشی از کل این پدیده است. مدیریت شهرت چیز جدیدی نیست، اما ما در عصری هستیم که کنترل بسیار کمتری داریم و موتورهای جستجو به این معنی هستند که محتوا - چه واقعی و چه نادرست - به معنای واقعی کلمه می تواند برای همیشه باقی بماند. الگوریتم گوگل، به ویژه، به محبوبیت پاداش می دهد، نه اعتبار، که به وضوح می تواند برای هر کسی که به اندازه کافی عمومی است که توجه و نظر را جلب کند، مشکل ایجاد کند.

    پیام من همیشه یکسان است: سرنوشت خود را در وب کنترل کنید. شخصیت دیجیتالی خود را ایجاد کنید، محتوای خود را. و - در مورد پست شما که به مردم اجازه می دهد نظراتی را ارسال نکنند که به وضوح منظورشان صادقانه یا معتبر نیست - می توانم بگویم که پیام های ما کاملاً با هم مطابقت دارند.

    با تشکر برای این پست.

    • 8

      با تشکر از پاسخ متفکرانه، استفانی! این یک دیدگاه جالب در مورد گوگل است، شما کاملا درست می گویید. داشتم میخوندم پست اخیر دیوید ایری در مورد جریمه شدن توسط گوگل و این یک مثال کامل است. دیوید اعتبار زیادی داشت، اما گوگل او را به خاطر «شرکت پیوندی که نگه داشت» جریمه کرد نه محتوا.

      همانطور که شهرت مهم تر می شود، گوگل و سایر موتورهای جستجو باید اعتبار و محبوبیت را از هم جدا کنند. من نباید لینک های گوگل را پلیس کنم، آنها باید!

    • 9

      خنده دار است که این به مدیریت شهرت تبدیل شده است. شرکتی که من با آن هستم، آبراهام هریسون، بسیاری از کارهای توانبخشی بازپرداخت آنلاین را انجام می دهد و ما شاهد افزایش علاقه به این خدمات هستیم. من اخیراً در مورد این موضوع وبلاگ می نویسم، در وبلاگ، گفتگوی بازاریابی (http://marketingconversation.com/2007/10/04/reputation-management-of-magnets-and-lead-paint/)

      شرکت ها باید یاد بگیرند که مدیریت شهرت بسیار فراتر از موارد سنتی است. نظرات منفی می تواند برای مدت طولانی دوام داشته باشد.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.