مشاوران ، پیمانکاران و کارمندان: ما به کجا می رویم؟

وقتی برای انجام کار به مشاوران خارجی یا پیمانکاران مراجعه می کنیم ، اغلب فریادهای درد را می شنوم. این یک وضعیت ظریف است - بعضی اوقات کارمندان احساس می کنند به شما خیانت می شود که شما خارج می شوید. صادقانه بگویم ، منحنی یادگیری و هزینه اضافی برای خارج شدن وجود دارد. هر چند مزایایی وجود دارد.

من عاشق این پلاک از ناامیدی:
مشاور

شوخ طبعی به کنار ، مشاوران و پیمانکاران این واقعیت را تشخیص می دهند که در صورت عدم اجرای برنامه ، دیگر برنخواهند گشت. عادت زنانه. این یک فرصت واحد برای ایجاد اعتماد به نفس به مشتری برای بدست آوردن کار اضافی است. همچنین ، هیچ یک از مسائل دیگر مرتبط با کارمندان وجود ندارد - تعطیلات ، مزایا ، بررسی ها ، راهنمایی ها ، هزینه های آموزش ، سیاست و غیره.

کارمندان یک سرمایه گذاری بلند مدت هستند. این ممکن است غیر شخصی به نظر برسد ، اما بسیار شبیه خرید خانه یا اجاره آپارتمان است. خانه به توجه بیشتری نیاز دارد که امیدوارم در طولانی مدت نتیجه بدهد. اما آیا واقعاً نتیجه دارد؟ اگر گردش مالی دارید که افراد بیش از چند سال در آن اقامت ندارند ، آیا بازده سرمایه خود را دریافت می کنید؟

مشاوران و پیمانکاران نیز احساس مشتاقانه خدمات به مشتری دارند. شما مشتری آنها هستید و هدف مطلق آنها جلب رضایت شماست. بعضی اوقات در مورد کارمندان اینگونه نیست. کارمندان از کارفرمایان خود انتظاراتی دارند - گاه قوی تر از بالعکس.

با افزایش مزایای مراقبت های بهداشتی و ادامه کار معضل کارمندان ، من تعجب می کنم که ما بیشتر و بیشتر از پیمانکاران و مشاوران برای اجرای کار خود استفاده نمی کنیم. این از بعضی جهات کمی ناراحت کننده است ، اما قطعاً گندم را از دانه جدا می کند. من فکر می کنم ساختن یک کارمند کاملاً خارق العاده به یک سازمان فوق العاده قدرتمند نیاز دارد که شما هرگز برای مهارت لازم نیست خارجی به نظر برسید - و هزینه کافی را پرداخت می کنید تا دیگر نگران رفتن آنها نباشید. آیا چنین شرکتی وجود دارد؟

اندیشه ها؟

7 نظرات

  1. 1

    متأسفانه داگ، شرکت های زیادی وجود ندارند که دوست داشته باشند، حداقل من آنها را نمی شناسم. من فکر می‌کنم گاهی اوقات یک شرکت باید کمی مسائل را با هم مخلوط کند و کمک خارجی دریافت کند، کارمندان گاهی اوقات می‌توانند اجازه دهند بسیاری از مسائل دیگر مانند حقوق، پیشرفت شغلی و مراقبت‌های بهداشتی مانع عملکرد آنها شود. همانطور که گفتید گاهی اوقات سرمایه گذاری بلند مدت جواب نمی دهد.

  2. 2

    چیزی که شرکت‌ها اغلب نمی‌بینند این است که پروژه‌های جدید و هیجان‌انگیز را در اختیار مشاوران قرار می‌دهند و در عین حال کارکنان فعلی خود را به کارهای تعمیر و نگهداری می‌چسبانند. این برخلاف این ایده است که کارمندان سرمایه گذاری های بلندمدت هستند. بخشی از چیزی که در مورد مشاور بودن دوست داشتم این بود که شانس بسیار خوبی وجود داشت که هر پروژه من را در معرض چیزهای جدید قرار دهد.

    در مورد اینکه مشاوران اگر کار نکنند، از کار بیفتند، این اغلب به زودی اتفاق نمی افتد. بنابراین آنها در نهایت هیچ کاری انجام نمی دهند و در عین حال هنوز حقوق می گیرند. این باعث ایجاد خشم در بین کارکنان می شود.

  3. 3

    از منظر کارمند، من فکر می‌کنم گاهی اوقات باید فراتر از اعداد و ارقام نگاه کنید و ببینید چه چیزی یک کارمند را در اطراف نگه می‌دارد.

    چند سال پیش به عنوان یک پیمانکار مستقل برای یک شرکت مشاوره سیاسی کار کردم. بیمه درمانی خودم را خریدم و برنامه بازنشستگی نداشتم. من به این شغل به عنوان «پا در در» به سیاست نگاه کردم. اینطوری نشد اما پشیمان نیستم در واقع من دوست داشتم آنجا کار کنم. رئیسم به من اعتماد کرد، از بالای شانه من نگاه نکرد. از نظر قانونی او نمی‌توانست تعیین کند که من چه ساعتی کار می‌کردم (بعد دوباره در سیاست شما 24 ساعته کار می‌کنید).

    اکنون به عنوان کارمند در آژانس SEM کار می کنم. من بیمه درمانی شوهرم را رد کردم و این شرکت یک استارتاپ است، بنابراین هیچ مزیتی وجود ندارد. حقوق من 5 هزار کمتر از حقوقی است که در چند سال گذشته گرفته ام. اما میدونی چیه؟ من عاشق کارم همکاران من عالی هستند و درام بسیار کمی وجود دارد. ما زمان انعطاف‌پذیری داریم که بزرگ کردن بچه‌ها با مدرسه و همه چیز دیوانه‌کننده است.

    من انکار نمی کنم که پول تنگ است. اما فکر بازگشت به یک محیط کاری سنتی تر - خوب، من واقعاً حتی نمی توانم آن را درک کنم - برای هر مقدار پول. B/c من خوشحالم. و شما فقط نمی توانید آن را در یک چک حقوق بنویسید.

  4. 4

    برخی افراد تصور می کنند که اگر یک زن 9 ماه طول بکشد تا بچه دار شود، می توانند 8 مشاور زن دیگر استخدام کنند و به نوعی بچه را در یک ماه تولید کنند.

    گاهی اوقات، آن طور که انتظار می رود کار نمی کند.

  5. 5

    به عنوان یک مشاور، به نظر من عالی است. بله، آنقدر پایدار نیست، اما آزادی بیشتری را به من می‌دهد و من می‌توانم رئیسم را انتخاب کنم. من باید مزایای خودم را بخرم (که آنقدرها هم بد نیست - من در کانادا هستم اما می دانم که در جاهای دیگر گران تر است).

    به نظر من هم بستگی به نقش دارد. من مشاور وب سایت هستم. اکثر مردم هر چند سال یک بار نیاز به طراحی مجدد دارند و سپس jr را دریافت می کنند. منابع برای نگهداری بنابراین کار می کند. سایر نقش ها به تمام وقت نیاز دارند. من به مشاور مالی خود فکر می کنم - نمی خواهم او یک پیمانکار یا درب گردان افراد مختلف باشد. برخی از نقش ها به این ثبات نیاز دارند.

  6. 6

    من با این تعمیم موافق هستم که در بسیاری از موارد، یک مشاور نسبت به کارمندان داخلی، هدایت بیشتری دارد و خدمات بهتری به مشتریان ارائه می‌کند. کارمندانی که عملکرد پایینی دارند اغلب اینگونه هستند، زیرا کاری را که دوست دارند انجام نمی دهند و در آن بهترین هستند، در صورت عملکرد پاداشی دریافت نمی کنند یا اگر عملکرد ضعیفی داشته باشند، جریمه نمی شوند. (البته، میلیون ها دلیل دیگر وجود دارد، اما من اینجا را تعمیم می دهم).

    اما روابط مشاوره ای نیز می تواند در این مسیرها قرار گیرد. من فکر می کنم مزیت این است که به طور پیش فرض، شما یک مشاور را برای انجام یک کار خاص استخدام می کنید که احتمالاً او در آن عالی است و دوست دارد آن را انجام دهد. و یک پاداش/جریمه مستقیم برای کار انجام شده وجود دارد... هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید دستمزد یک کارمند را برای محصولی که با تاخیر ارسال شده است، تعیین کنید. و کارمندان عموماً می‌دانند که فارغ از هر کاری، شغلی دارند... اگر محصول به موقع ارسال شود، می‌توانند منتظر افزایش 4 درصدی باشند، در حالی که مشاور مشتاقانه منتظر کارهای بیشتری در راه است یا یک قرارداد تعمیر و نگهداری خوب.

    قطعاً مشاوران بد زیادی در آنجا وجود دارند، و احساس من این است که پیدا کردن یک مشاور عالی به همان اندازه که یافتن یک کارمند عالی سخت است. من فکر می کنم اگر یکی از این دو را پیدا کردید، با آن همراه می شوید. و اگر با یکی از آنها بد گیر کرده اید، باید ادامه دهید.

    پست عالی داگ ... چیزهای زیادی برای فکر کردن، و چیزی که خیلی در ذهن من است، زیرا بسیاری از مشتریان من در موقعیتی هستند که سعی می کنند بفهمند آیا من را به عنوان مشاور استخدام می کنند یا شخص دیگری را به عنوان کارمند استخدام می کنند.

  7. 7

    پست خیلی جالبیه به عنوان یک دستیار مجازی، من بیشتر با کمی مشاور پیمانکار هستم. چیزی که برای ما ناامید کننده است، طرز فکر کارفرمایان است که کارمند می خواهند، اما می خواهند به عنوان پیمانکار به آنها حقوق بدهند تا از مالیات فرار کنند. متاسفم، اما شما نمی توانید کیک خود را بخورید و آن را هم بخورید. من به عنوان یک صاحب کسب و کار، کارمند نیستم. اگر مشتری از من بخواهد که مثل یک نفر رفتار کنم (سفارش‌های صادر شده را بپذیرم، در خدمت او باشم، بادام زمینی‌های پولی) در این صورت باید مانند یک کارمند به من دستمزد بدهند، به این معنی که ارزش من را داشته باشد. در حالی که، از نظر زمانی، پرداخت عاقلانه، از نظر مزایا و هزینه ها (بله، کارکنان تجهیزات خود را پرداخت می کنند و هزینه ها را بازپرداخت می کنند). اگر آن‌ها نمی‌خواهند این کار را انجام دهند، باید این واقعیت را بپذیرند که پیمانکاران راهی برای اجتناب از پیروی از قانون نیستند و لزوماً معاوضه‌هایی مانند این واقعیت وجود دارد که به عنوان صاحبان مشاغل، پیمانکاران نرخ‌های حرفه‌ای را دریافت می‌کنند که نشان‌دهنده مهارت، دانش و ارزش آن‌ها است و کسب‌وکارشان را به‌طور سودآور حفظ می‌کند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.