مارک ها و بازاریابی محتوا: از هایپ مراقب باشید

استراتژی محتوا

مایکل بریتو، معاون ارشد با استعداد برنامه ریزی کسب و کار اجتماعی در Edelman Digital (و همه اطراف خوب تخم مرغ) ، اخیراً در مورد دو مارک نوشت که به شدت متمرکز هستند بازاریابی خود را به مراکز رسانه ای منتقل می کنند.

به نظر من دلگرم کننده است که پذیرندگان اولیه شرکت ها در حال توسعه استراتژی های بازاریابی محتوای خود به یک پلت فرم مشارکتی کاملا جامع تر هستند. همزمان با این تغییر ، گرایش های بازاریابی دیگری نیز وجود دارد که باید آنها را با نگاه انتقادی دنبال کنیم و رسانه های شرکتی را با آنها اشتباه نگیریم. روزنامه نگاری.

روند

روند عظیمی در صنعت بازاریابی اتفاق می افتد و دارای دو ملفه است. اول صحبت های مداوم درباره همه چیز است بازاریابی محتوا، که به نوبه خود ، تا حدی با مفهوم قصه گویی مثر.

م componentلفه دوم مفهوم روزنامه نگاری برند، اینکه مارک ها می توانند به ارائه دهندگان رسانه تبدیل شوند ، نه فقط محتوا و داستان های متمرکز بر محصول یا خدمات برند ، بلکه به عنوان رسانه های خبری عمل می کنند. شرکت ها طلسم انتقال نفسگیر رسانه های سنتی و استقلال واقعی روزنامه نگاری به حوزه دیجیتال هستند. ناگهان ، همه یک شهروند روزنامه نگار هستند (که به سادگی مزخرف است).

کوکاکولا اخیراً تیتر ساخته شده با تلاش آنها برای تغییر شکل سایت شرکتی خود به یک مجله مصرف کننده ، بیش از 40 نویسنده مستقل ، عکاس و دیگران به آن دامن می زنند. اکنون جالب است بدانید که بخشی از آنها "منبع معتبری" هستند ، آنها کمی وقت خود را به ستون های نظر اختصاص می دهند که ممکن است با محتوای مطلوب برند سازگار نباشد.

استثنا

این است که من یادداشت می کنم ، و استثنا. امروزه برندها در بسیاری از موارد می فهمند که برای رقابت موثر ، حداقل باید خدمات لازم را در مورد موضوعات مختلف از پایداری محیط زیست ، حقوق بشر پرداخت کنند. بخشی از این تعهد به مسئولیت اجتماعی به این معنی است که یک شرکت باید نگاه جدی به تجارت خود داشته باشد و در جهت بهبود مکانهایی که مربوط به شیوه های تجاری آنها است تلاش کند. با توجه به مشکلات گذشته کوکا کولا در هند و آفریقا که مدیریت آب یکی از موضوعات اصلی بود ، من انتظار نداشتم که این همه تلاش در سایت سفر منعکس شود. اما من اشتباه می کردم.

کوکا کولا تلاش بسیار زیادی را صرف بحث در مورد این موضوع ، همچنین بسته بندی پایدار ، تأثیرات کشاورزی و غیره کرده است. من شما را به خواندن آنها تشویق می کنم گزارش پایداری 2012.

اکنون این یک شروع عالی است ، و من از کوکا کولا بخاطر درج چنین اطلاعاتی تمجید می کنم. اما اینطور نیست روزنامه نگاری برند. ما هرگز نباید اشتباه بگیریم قصه گویی ذهنی با قصه گویی والدین و بچه های آنها ، داستانهایی که در عبادتگاههایمان می خوانیم و درباره آنها بحث می کنیم ، داستانهای خانواده هایمان.

یک قدم بعدی عالی برای کوکاکولا ایجاد بستری است که این نوع موضوعات از جلو و مرکز باشد ، جایی که جامعه مصرف کنندگان ، فعالان و همسایگان بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. من همچنین ابراز می کنم که یک مدافع حقوق مصرف کننده یک عنصر دائمی در این جامعه است و به آنها اختیار داده می شود که بله گاهی دردناک باشد.

Hype

اگر شرکت ها برای یک لحظه فکر می کنند روزنامه نگاری می تواند در محدوده وجود داشته باشد بازار یابی، آنها به سادگی در وسط چرخه اعتیاد به مواد مخدر قرار می گیرند.

7 نظرات

  1. 1

    واو مارتی - میخکوبش کردی. من فکر می کنم یک نکته از هوبریس با مارک های تجاری وجود دارد که معتقدند آنها مرکز توجه بی طرفانه هستند. خوانندگان همیشه می دانند که در حال خواندن مطالب بازاریابی هستند! به همین دلیل است که شرکت ها باید استراتژی اصلی خود و همچنین استراتژی تبلیغاتی داشته باشند!

  2. 2

    پست عالی مارتی ، اما من نگران بحث در مورد شرکت هایی مانند کک هستم که رک و پوست کنده همه چیز را اشتباه انجام داده ام که صحبت از ... تقریباً همه چیز برای گذشته است - برای همیشه.

    • 3

      من در گذشته نیز به همان اندازه از آنها انتقاد داشتم ، اما اگر مقدمه روزنامه نگاری شرکتی جدی گرفته شود ، این احتمال وجود دارد که در داخل یک نقطه اوج را ببینیم. حدس می زنم سوال این باشد که آیا این نوع تلاش ها می تواند منجر به تحول آهسته داخلی شود ، یا اینکه این فقط یک مجله آنلاین دیگر خواهد بود. و در حالی که آنها در آن کار دارند ، بطری های قدیمی 6.5 اونسی را برگردانید و از شکر واقعی استفاده کنید.

  3. 4
  4. 5

    ضروری است که اکثر مشاغل کوچک صفحه ای در آن داشته باشند
    نام تجاری خود را بسازند ، با مشتریان و طرفداران ارتباط برقرار کنند و حفظ کنند
    روابط عمومی مثبت بدون حضور در شبکه های اجتماعی ، یک تجارت می تواند از تجارت آنها عقب بماند
    رقبا ، به ویژه کسانی که رسانه های اجتماعی را به طور کامل در آغوش گرفته اند.

  5. 6

    من کاملاً موافق نیستم ، زیرا معتقدم مارک ها می توانند برخی از عینیت را در محتوای خود ارائه دهند ، به ویژه اگر این محتوا ریشه در سودمندی داشته باشد ، نه تبلیغ. این فقط از نظر فرهنگی است که در DNA اکثر مارک ها انجام چنین کاری وجود ندارد. پست عالی مارتی. من را به فکر فرو برد

    • 7

      ممنون جی من دائماً به سودمند بودن شما اشاره می کنم و تغییر دادن به این طرز فکر برای بازاریابی گاهی اوقات دشوار است. ما از فشارسنج اعتماد Edleman دیده ایم که مصرف کنندگان اعتماد بیشتری به همسالان ، محافل اجتماعی خود و کمتر به آنچه شرکت ها انجام می دهند ، دارند. من همچنین معتقدم که سازمان ها می توانند شروع به تغییر این تصورات کنند ، اما این یک روند کند است. افرادی مانند تام فارمسکی در صف مقدم این دنیای شجاعانه جدید روزنامه نگاری شرکتی هستند ، برخلاف رسانه های شرکتی. سال 2013 سال بزرگی برای تلاش در جهت چگونگی پیمایش شرکتها در مسیر شکننده اعتماد است.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.