چه زمانی باید یک شرکت در رسانه های اجتماعی فرو رود؟

برنامه رسانه های اجتماعی

بیشتر مکالمات ما در جلسه Blogging BlogINDIANA شرکت بود چه زمانی یک شرکت باید در رسانه های اجتماعی غواصی کند ، چگونه آنها باید در رسانه های اجتماعی فرو روند و اینکه چگونه باید این کار را انجام دهند مدیریت شهرت آنلاین آنها برای پست امروز ، من سوال را مطرح می کنم چه زمانی.

بسیاری از مردم می گویند ، امروز! اکنون! دیروز! من نمی کنم من توصیه می کنم که رسانه های اجتماعی و وبلاگ نویسی یک استراتژی بازاریابی نیستند ، بلکه یک استراتژی شرکتی هستند. این صرفاً قرار دادن خود در بازار نیست پرش روی جدیدترین باند واگن و مصرف کنندگان به شما مراجعه خواهند کرد. رسانه های اجتماعی به زمان ، یک استراتژی و منابع مناسب (هر دو ابزار و افراد) نیاز دارند.

استخر خالی شیرجه بزنید

عکس از AllPosters.

رسانه های اجتماعی به سطحی از شفافیت و اصالت نیاز دارند که بسیاری از شرکت ها با آن راحت نیستند. شرکت ها فقط به مشتریان پاسخ نمی دهند - آنها به رقابت ، صنعت ، سهامداران ، کارمندان و چشم انداز پاسخ می دهند. به عبارت دیگر ، رسانه های اجتماعی می توانند بر کلیه بخشهای شرکت و کارمندان شما در هر سطح تأثیر بگذارند. شما باید آماده باشید

اگر فکر می کنید با پرتاب یک وبلاگ وردپرس موفق خواهید شد ، اشتباه می کنید. شما در معرض خطر قرار گرفتن در یک حضور آنلاین شرم آور قرار می گیرید که حفاری در آن دشوارتر از آن است که انگشتان پا را در آن فرو نبرید. با یک متخصص رسانه های اجتماعی مشورت کنید که انواع ابزارهای موجود در بازار و اینکه چگونه می توانید از هر یک یا ترکیبی از همه بهره مند شوید را درک می کند.

شما باید تمام رهبران را در شرکت خود مشارکت دهید - کسانی که خود استراتژی شرکت. اگر هم درک و هم خرید از بالای زنجیره نداشته باشید ، تراز شدن از طریق بقیه کانال ها دچار مشکل می شود. قرار دادن بازاریابی مسئول استراتژی رسانه های اجتماعی شما کلید اتاق هیئت مدیره را به آنها تحویل می دهد - آنها ممکن است تأثیر در فروش ، پشتیبانی مشتری ، رضایت مشتری ، رضایت سهامداران و غیره را تشخیص ندهند.

پیمان مشتری شرکت باز هم می گویم ، خطر ورود یک تجارت به حوزه رسانه های اجتماعی و شکست آن از ورود نکردن به آن بدتر است.

آیا این به این معنی است که یک شرکت هرگز نباید در رسانه های اجتماعی غواصی کند؟

نه ... اما من معتقدم به همین دلیل است که وجود داشته است فرزندخواندگی کند از پیمان ها و قراردادهای آنلاین مانند پیمان مشتری شرکت. آیا نویسندگان این پیمان می فهمند که برخی از شرکت ها توانایی امضای پیمانی مانند این را ندارند؟

این وحشت انگیز است و بسیاری از سیاستمداران را که در حال حاضر در مسیر هستند به من یادآوری می کند - آنها با منابع اندک وعده داده اند که همه چیز را در زیر نور خورشید تحویل دهند. واقعیت این است که اکثر شرکت ها ممکن است قادر به پرداخت چنین پیمانی نباشند! من شخصاً دوست دارم که شرکتم این پیمان را امضا کند - اما من می دانم که سهامداران و رهبران در برابر آن توافق خواهند کرد.

شرکت من حتی از ترس اینکه رقابت آن را به دام بیندازد ، حتی بیانیه های مطبوعاتی را در مورد ویژگی های پیشگامانه منتشر نکرده است. حاشیه های ما محدود است ، مشتری های ما ارزان هستند و رقابت شدید است. تأخیر در بودن مات می تواند لبه مورد نیاز ما برای جذب مشتری بزرگ بعدی را قبل از رقابت فراهم کند. سلب مسئولیت: من کاملاً در این راهکار شرکت نمی کنم اما به تجربه هیئت مدیره ای که شرکت ما را اداره می کند احترام می گذارم. به هر حال ، این پول آنهاست که ما با آنها قمار می کنیم.

از طرف دیگر ، خطر شیرجه رفتن در شبکه های اجتماعی این نیست که رقابت شما باشد یا خود را مشتریان ناراضی (یا بدتر ... کارکنان) اراده! نمونه های خارق العاده ای از شرکت ها وجود دارد که هجوم انتقادات را خنثی کرد by پنهانکاری و بیرون پریدن به درگیری.

سرانجام ، من معتقدم (امیدوارم) همه شرکتها به سمت هم راستایی با قراردادهایی مانند پیمان مشتری شرکت سوق داده شوند. من فقط می دانم که برای بسیاری از شرکت ها ، این امروز نیست.

به قسمت 2 از 3 ادامه دهید!

5 نظرات

  1. 1

    100٪ تا حد خرید گسترده شرکت ، به ویژه در سطوح بالاتر ، و با هزینه شکست نیز موافق هستند. برای خنثی کردن ورود نیمه تمام پنهان به شبکه های اجتماعی ، یک تن هزینه روابط عمومی لازم است و اگر مشکلات حل این مشکل برطرف نشود ، فقط به شکل دیگری در جاده تکرار می شود. از طرف دیگر ، خرید چنین کالاهایی برای چیزی با هزینه کم ورود و در نتیجه دید کم شرکت ، بسیار دشوار است. این فقط در رادار نشان داده نخواهد شد ، و اگرچه ممکن است یک پیشرفت انجام شود ، اما به هیچ وجه تغییر الگوی قلب و ذهن نیست. حداقل تا اتفاقی خیلی خوب یا اتفاق بد نیفتد.

    تا آنجا که پیمان شرکت مشتری پیش می رود ... وکلا یک روز میدانی را با آن سپری می کنند. آیا می توانید تصور کنید که شرکت تلفن ، یک شرکت بیمه ، یک شرکت با تکنولوژی پیشرفته یا حتی یک تولید کننده با اندازه متوسط ​​با این شرایط موافقت کنند ، با این فرض که آنها تبعات چنین مواردی را درک می کنند و فقط نوع کار خوبی نیستند؟ از نظر تئوری پتانسیل خوبی دارد ... اما به معنای واقعی کلمه ، در مورد معاملات زیادی برای یک وکیل مدعی ، برای یک رقیب ، هم برای اطلاعات استراتژیک ، بلکه همچنین برای استخدام و حتی استخدام به طور کلی صحبت می شود.

    پیمان شرکت مشتری لزوماً چیز بدی نیست ، اما عواقب ناخواسته آن بسیار چشمگیر است ، مگر اینکه فقط یک سرویس لب فقط یک نوع باشد.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.