سقوط ... بدون foo-foo لطفا.

سقوطدیروز اولین روزی بود که به خانه آمدم و از منطقه خارج شدم. امروز تصادف کردم مثل خیلی ها ، من یک موجود عادت هستم. به اندازه کافی جالب است ، گرچه عادت های من هفتگی است. آخر هفته های من تقریبا همیشه اکشن و پرمشغله هستند بنابراین هر هفته که عادت کردم ، به طور معمول تا عصر شنبه پایان می یابد. اگر روز دوشنبه دیر به کارم ، معمولاً تمام هفته را دیر می آورم. اگر من روز دوشنبه دیر کار می کنم ... تمام هفته را دیر کار می کنم.

آخر هفته گذشته تمام آخر هفته را کار کردم. ما به سمت آزادی در محل کار خود می رویم و من همزمان کمتر از 6 پروژه جانبی را دستکاری می کردم. عمل متعادل کردن سرگرم کننده است ، اما من تمایل دارم بیشتر و بیشتر بپذیرم ... و من به سادگی سخت تر و سخت تر کار می کنم. دیشب گرفتارم شد و چرت زدم. امشب ، تصادف کردم. من بیرون زده ام و من "هفته عادات" خود را شروع بدی کرده ام. اکنون وقتی از محل کار به خانه برمی گردم فوراً خسته خواهم شد و احتمالاً هر شب هنگام رسیدن به خانه خوابم می برد. ارغ

از جنبه روشن ، این بدان معنی است که من تقاضا می کنم ، همیشه یک چیز خوب است! از جنبه منفی ، من دوست ندارم در کار خود تصمیم بگیرم. من درک کاملی از ارائه کمال در مقابل تحویل دارم. من کامل را دوست دارم متنفرم تنها تحویل ... هرچند مشتریان من هرگز از این تفاوت آگاه نخواهند شد. زایمان اغلب به این معنی است که ماه ها بعد می بینم کاری را انجام می دهم که می دانستم در زمان زایمان می توانم آن را عالی انجام دهم اگر وقت اضافی داشته باشم.

بازاریابی و نرم افزار اغلب به این شکل است ، فکر نمی کنید؟ ضرب الاجل ها خواستار اعدام هستند و اغلب کمال را بیرون می کشند. تقویم اغلب مهمتر از نتایج است. نیاز به تحویل قوی تر از نیاز به تحویل کامل است. غالباً ، متوجه می شوم که مشتریان ترجیح می دهند ویژگی ها ، عملکردها و زیبایی ها را فدا کنند تا زودتر از دیرتر چیزی به دستشان برسد. آیا این یک نقص آمریکایی است؟ عجله ، عجله ، عجله… تصادف؟ یا این یک نقص جهانی است؟

من طرفدار "خزش" نیستم. خزش زمانی است که تعریف "تکمیل" همچنان "خزش" را ادامه می دهد تا زمانی که هرگز قادر به تکمیل پروژه نباشید. من "خزش" را تحقیر می کنم. حتی بدون خزش ، چطور به نظر می رسد دیگر هرگز وقت اجرای عالی نداریم؟

در کارخانه شکلات South Bend ، قهوه خود را با آن سفارش می دهم بدون foo-foo... بدون قاشق شکلات ، خامه شلاق ، گیلاس ، غبارروبی شکلات یا پاشیدن شربت ... فقط قهوه. هیچ foo-foo قهوه ام را بدون انتظار برای چیزهای دیگر به من نمی رساند.

توجه: اگر شما هرگز به کارخانه شکلات South Bend، شما در یک مکان عالی با کارمندان عالی غافل شده اید. آنها شخصیت دارند ... نه هواپیماهای بدون سرنشین بی فکر. و اولین بار که یک موکا خوب گرفتید ، حتماً foo-foo را تهیه کنید. برخورد خوبی است.

بازگشت به نظر من ... شرکت هایی مانند گوگل, فلیکر, 37 سیگنال و دیگر موفقیت های مدرن "foo foo" را پرتاب می کنند. این افراد نرم افزار عالی و بدون هیچ گونه foo foo می سازند. آنها برنامه هایی را ایجاد می کنند که کار را به پایان می رسانند و نسبتاً مصمم هستند که این کار بیشتر از این کار نمی کند. کار می کند. خوب کار می کند برخی ممکن است فکر کنند که "عالی" نیست زیرا فاقد فاو است. موفقیت و نرخ بالای فرزندخواندگی به من می گوید که این برای اکثریت درست نیست. آنها فقط می خواهند که این کار را انجام دهد - مشکل را حل کنید! من در کارم متوجه شدم که ما زمان زیادی را صرف foo-foo می کنیم.

من تعجب می کنم اگر شما بدون foo foo سقوط می کنید.

شاید لازم باشد سازماندهی قابل تحویل خود را از این طریق آغاز کنیم تا بتوانیم بهتر و سریعتر ارائه دهیم:

Foo-foo:قرار است آن را چه بنامیم؟ چگونه به نظر می رسد؟ همه گزینه هایی که می توانیم در آن قرار دهیم چیست؟ رقبای ما چه می کنند؟ مشتری های ما چه می خواهند؟ چه زمانی باید این کار را انجام دهیم؟
بدون foo-foo: قرار است چه کار کند؟ چگونه این کار انجام می شود؟ کاربر چگونه انتظار دارد این کار را انجام دهد؟ کاربران ما به چه چیزی نیاز دارند؟ چه مدت طول می کشد تا انجام شود؟

2 نظرات

  1. 1

    Foo-foo ، foo-foo ... هنوز سعی در درک معنای این مسئله در رابطه با نرم افزار ، در مقابل قهوه دارد. با قهوه به نظر می رسید به اندازه کافی ساده ، همانطور که در foo-foo همه چیزهای اضافی بود که قهوه ماندگار نیست. به نظر می رسد از نمونه شرکت های شما که foo-foo را بیرون می اندازند ، به نظر می رسد همه وب 2.0 ، نرم افزار آنها حداقل از نظر کاربر ، هم از لحاظ عملکردی و هم از نظر زیبایی ، مبتنی بر "سادگی" است. من فکر می کنم اگر من کمی گیج می شوم جایی است که شما از foo-foo در مقابل هیچ سوال foo-foo می پرسید ، زیرا من مطمئن نیستم که آیا برخی از این س produceالات foo-foo تولید می کنند یا در هر دو بخش نیستند.

    قرار است آن را چه بنامیم؟ خوب ، گوگل ، فلیکر و نام های نرم افزاری که توسط 37 سیگنال طراحی شده کاملا جذاب و مهم به نظر می رسند و فکر می کنم مدتی طول کشید تا با آنها کار کنید. چگونه به نظر می رسد؟ ساده ، تمیز ، وب 2.0 ... دوباره برخی از فکرها برای این شرکتها پیش آمد ، گزینه هایی ... فکر می کنم هنوز هم foo-foo. اگر رقبا برای انجام خلاف آن ، یا حداقل کاری را که انجام می دهند ، در صورت وجود ، هنوز هم مهم است ، رقبا چه کاری انجام می دهند. آنچه مشتری می خواهد مهم است ... آنچه مشتری فکر می کند که می خواهد آنقدر مهم نیست. چه موقع باید این کار را انجام دهیم ، هنوز هم مهم است ، خصوصاً در حوزه نرم افزار اینترنت.

    قرار است چه کار کند؟ چگونه این کار انجام می شود؟ فکر نمی کنم اینجا foo-foo باشه کاربر چگونه انتظار دارد این کار را انجام دهد؟ از نظر من این می تواند foo باشد یا غیر foo. کاربران ما به چه چیزی نیاز دارند؟ من فکر می کنم غیر foo اینجا. چه مدت طول می کشد تا انجام شود خوب بنابراین مجموعه دوم سوالات به نظر من کاملا غیرمنتظره است. اولین مجموعه آن چیزی است که من را کمی گیج کرد.

    شاید مهمترین س toال برای من این باشد که "چرا به آن نیاز است؟"

  2. 2

    Summae ،

    شما با نظر من در مسیر هستید. س Theالات بسیار مشابه هستند ، اما همه آنها دقیقاً به س questionالی که شما پرسیدید تقسیم می شوند ... "چرا به آن نیاز است؟"

    من یک همکار و دوست دارم ، کریس باگوت، چه کسی علاقه دارد که بپرسد "چه مشکلی را حل می کند؟" نام برنامه ، ظاهر ، گزینه ها ، رقابت ، خواسته ها ، زمان بندی ... همه این موارد در دنیای نرم افزار مورد توجه قرار می گیرند ، اما هرگز از آنها س askedال نمی شود ... "چه مشکلی حل می کند؟"

    ما باید وقت خود را صرف س questionsالات درست کنیم ، نه اینکه این همه وقت صرف پاسخ دادن به سوالات اشتباه کنیم!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.