CX در مقابل UX: تفاوت بین مشتری و کاربر

cx در مقابل ux

CX / UX - فقط یک حرف متفاوت است؟ خوب ، بیش از یک حرف ، اما شباهت های زیادی بین این دو وجود دارد تجربه مشتری و سابقه کاربر کار کردن حرفه ای ها یا با تمرکز کار می کنند تا با انجام تحقیق در مورد مردم اطلاعات کسب کنند!

شباهت های تجربه مشتری و تجربه کاربری

اهداف و روند تجربه مشتری و کاربر اغلب مشابه هستند. هر دو دارای:

  • این حس که تجارت فقط فروش و خرید نیست بلکه ارضای نیازها و تأمین ارزش در هنگام کسب درآمد است.
  • نگرانی درباره مشکلاتی که هنگام فرضیات و احترام به قدرت داده های خوب اتفاق می افتد.
  • علاقه به داده های جمع آوری شده از مشتریان فعلی یا بالقوه.
  • احترام به افرادی که از محصولات و خدمات استفاده می کنند و مشتری و مشتری هستند.
  • اعتقادی مبنی بر اینکه مردم عادی می توانند اطلاعات مفیدی درباره محصولات و خدمات ارائه دهند.

تفاوت تجربه مشتری و تجربه کاربر

  • تحقیقات تجربه مشتری - در حالی که به نظر می رسد اختلافات بیشتر در مورد روش ها باشد ، داده های جمع آوری شده ممکن است پاسخ های متفاوتی ارائه دهند. تحقیقات تجربه مشتری ترجیح می دهد داده های تعداد زیادی از افراد برای پیش بینی رفتار احتمالی هنگامی که افراد زیادی اقدامات مشابه انجام می دهند ، در مورد یک ویژگی ، محصول یا مارک نظر می پرسند و اغلب پاسخ س toالات خاص را جمع آوری می کند. مردم غالباً نظرات شخصی خود را گزارش می دهند و آنچه را درست می پندارند می گویند. تحقیقات CX اغلب مواردی را می آموزد:
    • من این محصول را دوست دارم
    • من به آن ویژگی نیازی ندارم.
    • در صورت موجود بودن محصول را خریداری می کنم.
    • من از نظر سخت بودن استفاده 3 به 5 می دهم.
    • من این محصول را به دیگران توصیه می کنم.

    این اطلاعات ارزشمندی است!

  • تحقیقات تجربه کاربر - تحقیقات UX بر روی داده های جمع آوری شده از تعداد کمی از افراد متمرکز است واقعی کاربران محصول و خدمات. بیشتر تحقیقات به جای گروه هایی از افراد با افراد انجام می شود. س Asال کردن ممکن است بخشی از روند باشد. یک تفاوت اساسی با تحقیقات مربوط به تجربه کاربر این است که افراد در مکانهایی واقع بینانه مشاهده می شوند که در تلاشند کارهای مناسب را انجام دهند. تمرکز بر رفتار است ، نه فقط نظرات ، مانند:
    • چندین نفر در یافتن قسمتهای ورود به سیستم مشکل داشتند
    • همه افراد مشاهده شده قادر به انتخاب محصول مورد نظر بودند.
    • فقط یکی از افراد بدون خطا توانست مراحل پرداخت را تکمیل کند.
    • افراد غالباً به دنبال ویژگی هایی می گشتند که در طراحی فعلی گنجانده نشده است ، مانند عملکرد جستجو.

چرا این تفاوت ها مهم است؟

At جاذبه زمین ما می دانیم که رفتار بیشتر به ما می گوید که مردم واقعاً چه کاری انجام خواهند داد. تجربه ما هنگام تماشای افرادی که سعی در استفاده از محصولات دارند این است که آنها غالباً معتقدند که حتی اگر کار یا عملی را به درستی انجام ندهند ، موفق هستند. کاربران می گویند حتی اگر در هنگام استفاده از آن مشکلی داشته باشند ، کالایی را راضی کننده یا آسان برای استفاده می دانند. و کاربران اغلب سردرگمی و ناامیدی را ابراز می کنند ، اما سرزنش می کنند خودشان برای مشکلات آنها در استفاده از محصول. رفتار آنها همیشه با گفته های آنها مطابقت ندارد بنابراین من تمایل دارم رفتار را باور کنم!

مشتریان محصولات و خدمات را خریداری می کنند. کاربران تصمیم می گیرند ، برند شما را دوست دارند یا از آن متنفر هستند ، گیج می شوند ، هر روز از محصول شما استفاده می کنند ، چیزهایی می خرند و مشتری و مشتری می شوند.

از آنجا که ما همچنان از یکدیگر یاد می گیریم ، من گمان می برم که روش های CX و UX و روش های جمع آوری داده همچنان ادغام شوند / همپوشانی داشته باشند. اهداف از بسیاری جهات یکسان هستند - ایجاد محصولات و خدماتی مفید ، قابل استفاده و جذاب
و مزایای آنها را به مشتریان بالقوه منتقل کنند.

ما همچنان چیزهای زیادی برای یادگیری داریم!

2 نظرات

  1. 1

    سوزی جالبه بنابراین تقریباً به نظر می رسد که UX بیشتر یک "مطالعه میکروسکوپی" است و CX بیشتر یک "مطالعه ماکروسکوپی" است. آیا اگر بخواهم همان چیزی را برای گفتن یک اقتصاددان یا یک زیست شناس توضیح دهم، منطقی است؟

  2. 2

    نظر شما مرا به فکر واداشت! با تشکر.

    اجازه دهید یک استعاره دیگر را بیان کنم (با اغماض که این بی نظم است و ممکن است برای همه تمرین‌کنندگان دقیق نباشد، CX یا UX.)

    بسیاری از افرادی که می گویند CX انجام می دهند مانند طبیعت گرایان هستند که حیوانات را در باغ وحش مشاهده می کنند.
    آنها فقط به چیزهایی که می توانند بیاموزند مربوط به "رفتار باغ وحش" (استفاده یا خرید فوری محصول آنها) هستند.
    آنها اغلب کار بسیار خوبی برای ثبت رفتار در محیط کنترل شده انجام می دهند، اما ممکن است خود را محدود به حیوانی کنند که می توان از طریق میله ها به آن دسترسی پیدا کرد (مانند آن نظرسنجی های پاپ آپی که ممکن است هنگام استفاده از یک وب سایت مشاهده کنید.) یا صداهای گاه به گاه را بشمارند. (شکایات، امتیازات خالص تبلیغ کننده و غیره)
    آنها همچنین گله را بر افراد ترجیح می دهند.

    من دوست دارم فکر کنم افرادی که UX انجام می دهند نه تنها به باغ وحش می روند (ما در آنجا نیز چیزهای زیادی یاد می گیریم) بلکه دوست داریم در جنگل بیرون بیاییم تا در محیط "طبیعی" مشاهده کنیم.
    هنگام انجام پرس و جوی متنی، ممکن است یک نفر را برای یک روز یا بیشتر دنبال کنیم.
    دلایل زیادی وجود دارد که ما نمی توانیم همیشه در "وحشی" مشاهده کنیم، بنابراین ما به حیوانات معماهایی می دهیم تا حل کنند (یک وب سایت خرید) و سپس تماشا می کنیم که در هنگام تلاش برای حل مشکلات معنی دار چه می کنند (پس از انتخاب یک محصول، بررسی کنید ).

    من UX را اینگونه می بینم:
    * طیف وسیع تری از ابزار.
    * تاکید بر رفتار و مشاهده.
    * کیفی بیشتر از کمی.

    شما چه فکر میکنید؟

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.