شما همه یکسان هستید ، فقط متفاوت هستید

جهات مختلف

ما همیشه آن را می شنویم ، "ما متفاوت هستیم". و ما اغلب از بازاریابان می شنویم ، "شما همه مثل هم هستید".

دیشب من لذت بردن از حضور در یک گوشی های هوشمند پنل بازاریابی با جب بنر، گیل مک دانیل ، برایان فیلیپسو جورج اوانس.

این یک میز عالی بود ... همه ما صریح و صریح صحبت کردیم و همه ما شبکه و مشتری مستقیمی کاملاً متفاوت داریم. جب فوق العاده است آژانس خدمات محور با مشتریانی که او را دوست دارند ، گیل در حال اجرا است تولید کننده قطعات پزشکی بین المللی ، بسیار منظم، برایان منجر به شهرت جهانی است انیمیشن و توسعه فروشگاه ، و جورج یک نمایش برتر دارد آژانس مارک کالا. برخی بزرگ ، برخی کوچک ، برخی تاسیس شده ، برخی جدید ... گفتگو (و قسمتهای کوچک بحث) را چشم باز می کند.

همانطور که به سال 2014 می رویم ، برخی محدودیت ها وجود دارد که فکر می کنم بر هر رهبر بازاریابی تأثیر می گذارد - خواه در یک آژانس ، یک شرکت تازه تأسیس یا یک سازمان بزرگ باشید:

  • بازاریابی درونی ، بازاریابی در شبکه های اجتماعی و حتی بازاریابی در مورد محتوا ، نوشداروی اصلی و نهایی بازاریابی نیست. وجود دارد هیچ پاسخی واحد به آنچه پیام شما را مشخص می کند ، جایی که پیام شما باید شنیده شود و نه اینکه چگونه باید شنیده شود. برخی از شرکت ها هنوز با مستندات آموزشی بازاریابی محصولات به نیروی فروش قوی اعتماد می کنند. دیگران با نام تجاری و تبلیغات عالی عملکرد خوبی دارند.
  • اتصال مشتری با محصول یا خدمات از طریق قصه گویی عالی تغییر نکرده است این که آیا شرکتی در حال توسعه استراتژی رسانه ای سنتی است ، یا شرکتی در حال توسعه یک سری شورت های متحرک برای بازبینی آنلاین ... انتشار داستانی که از نظر احساسی با مخاطبان شما ارتباط برقرار می کند ، تقریباً همان دهه های گذشته است.
  • مصرف کنندگان و مشاغلی که قصد دارند خرید بعدی خود را انجام دهند تحقیق آنلاین و یافتن اطلاعات مورد نیاز آنها از شبکه های اجتماعی و از طریق محتوای توزیع شده. می توانید اداره کنید ، اما نمی توانید پنهان شوید ... شرکت هایی که صادق نیستند تأثیر عدم صداقت خود را می بینند. شاید امروز نباشد ، اما روزی.

هنگام رانندگی به خانه ، آنچه به ذهنم خطور کرد این است که فعالیت هایی که همه ما به عنوان بازاریاب انجام می دهیم واقعاً یکسان است - اما مخاطبان و مسیری که برای رسیدن به آنجا طی می کنیم کاملاً متفاوت است. جب ممکن است کمک کند توسعه جوامع که داستان را به بازار سوق می دهد ، جورج ممکن است توسعه یابد مارک کلی و ابزارهایی برای بیان داستان ، گیل ممکن است در حال تولید محصول باشد مستندات و توزیع برای گفتن داستان ، و برایان ترجمه خواهد کرد و به معنای واقعی کلمه است داستان را نشان دهید.

هر یک از فرآیندهای ما افراد ، محدودیت های زمانی و منابع مختلفی دارد ... اما همه ما متمرکز بر گرفتن نتایج قابل اندازه گیری برای مشتریان خود هستیم. کره چشم نیست! خرید ، نگهداری و افزایش مشتری این است که چگونه بازاریابان جدی موفقیت خود را اندازه می گیرند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.