چرا شما باید زمین آسانسور خود را خندق کنید

زمین آسانسور

در آماده سازی برای رویدادهایی که امسال انجام خواهیم داد ، معاون توسعه تجارت ما - یک شبکه اصلی - هریسون نقاش، و من در حال بحث در مورد هر آنچه بودیم متنفر بود در مورد رویدادهای شبکه بالای لیست سخت فروشی و زمین آسانسور بود. در بعضی مواقع ، من در این رویدادها شرکت می کنم ، و این احساس می کند که کسی زنگ اخطار را به صدا درآورده و همه با لرزش از گوشه خود بیرون می آیند. آنها مشغول کلاهبرداری و بافندگی از بین شرکت کنندگان هستند که یکدیگر را جستجو می کنند و به دنبال مسابقه هستند.

و بندرت می آید.

هریسون به یادماندنی ترین رویدادهای شبکه در کشور را برگزار کرده است. به جای یک زمین آسانسور، شرکت کنندگان تشویق می شوند آنچه را که باعث می شود به اشتراک بگذارند در 30 ثانیه عالی است. اگرچه ممکن است کمی هوکی به نظر برسد ، اما شرکت کنندگان را در محل قرار می دهد و آنها مجبورند در تهیه حکایتی شخصی در مورد چیزی که واقعاً به آن افتخار می کنند یا به آن اهمیت می دهند یا آنچه آرزو دارند ، عمیق شوند. به جای a گام، این یک نگاه اجمالی به سمت انسان شخصی است که در آنجا در میان غریبه ها ایستاده یا نشسته است.

در رویدادهایی که شرکت کردم ، سعی نکردم به یاد بیاورم که کارت ویزیت متعلق به چه کسانی است. من خصوصیات مربوط به هر شخص را می دانستم که به یاد ماندنی است. به عنوان نمونه ، من با دیوید روکس آشنا شدم. دیوید نوازنده درام راک بود که دوست داشت هر یکشنبه در کلیسای خود بازی کند. جدا از آن عالی مشخصه ، دیوید بود مربی زندگی برای افراد جوان. طولی نکشید که دیوید را برای مربیگری دخترم استخدام کردم.

مشکل با زمینها

مشکلات اساسی در زمینه های آسانسور وجود دارد:

  1. فرض - چرا شما تصور می کنید که شخص مقابل شما اصلاً مایل است زمین گیر شود؟
  2. جهل - چگونه می خواهید مسائلی را که فرد مقابل شما با آن روبرو است بدون دانستن چیزی در مورد آنها درک کنید؟
  3. هدف - بیشتر اوقات شرکت کننده شبکه ای نیست که قصد تجارت با او را دارید ، بلکه شخصی در شبکه وی است که پیام شما از طریق دهان به دهان به او منتقل می شود.

آنچه باید به اشتراک بگذارید

اگر می دانستید که فرد مقابل شما دارای یک شبکه باورنکردنی از مشتریان احتمالی است که می توانید به آنها کمک کنید ، چگونه با آنها متفاوت صحبت می کنید؟ شما اصلا آنها را صدا نمی کنید ، درست است؟ من نمی خواهم آنچه در اینجا تمرکز خواهم کرد:

  • عالی - مکالمه با شخص مقابل من و اطمینان از اینکه چیزی خاطره انگیز را با او به اشتراک می گذارم که به زودی فراموش نمی کند. برای من ، ممکن است این باشد که من یک جانباز نیروی دریایی ایالات متحده یا پدر تنها دو فرزند هستم. در هر شهر بازاریاب های زیادی وجود دارد ... اما تعداد زیادی از آنها کهنه سربازان سپر صحرا و طوفان صحرا نبودند که در کشتی Tank Landing Ship خدمت می کردند و دو بچه باور نکردنی را به تنهایی تربیت می کردند!
  • اعتماد - من می خواهم یاد بگیرم که شخص مقابل من چه کسی با او شبکه است و مشاور مورد اعتماد از. اگر فردی که روبروی آن ایستاده ام دارای یک شبکه باور نکردنی از مشتری یا شریک زندگی است که آنها توصیه می کنند مشتری عالی برای من باشد ، من می خواهم زمان بیشتری را صرف تعامل با آنها و یادگیری اینکه چگونه می توانیم برای یک شخص ارزشمند باشیم ، کنم. یکی دیگر.
  • آموزش - من می خواهم به جای اینکه فرد روبروی خودم را فشار دهم ، در عوض به او یاد بدهم. من می خواهم به آنها در مورد نوع ارزشی که می توانم برای مشتریانشان بیاورم و انواع مشکلاتی که به آنها کمک می کنیم ، آموزش دهم. من می خواهم موارد استفاده واقعی را به اشتراک بگذارم که آنها آنها را بخاطر بسپارند و با افرادی که به آنها اعتماد دارند تکرار کنند.
  • پرسیدن - ارزشمند بودن را به خاطر می آورید؟ من می خواهم بفهمم چه کاری می توانم انجام دهم تا برای این شخص ارزشمند باشد. و می خواهم روشن باشم که از آنها کمک می کنم تا بتوانند به شبکه خود دسترسی پیدا کنند زیرا مناسب محصولات و خدمات شرکت من است.

بهترین شبکه هایی که من با آنها کار می کنم یک راز می دانند که اکثر آنها این کار را نمی کنند. هدف آنها افرادی نیستند که در این رویداد شبکه ای حضور دارند ... این افرادی هستند که شرکت کنندگان در آن حضور دارند شان شبکه گسترده شاید شما با 50 شرکت کننده دیگر در یک مراسم شرکت می کنید. چشم انداز شما در آن مکان نیست ، هزاران چشم انداز در یک اتصال دهان به دهان خارج از آن مکان است!

زمین آسانسور را خندق کنید.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.