آیا واقعاً می خواهید برای یک استارت آپ کار کنید؟

شروع

احساسی در روده شما خیلی بدتر از این نیست که وقتی از کار بیرون می شوید. حدود 6 سال پیش وقتی در یک روزنامه منطقه ای کار می کردم به طور غیررسمی بوت به من داده شد. این یک نکته اساسی در زندگی و حرفه من بود. من باید تصمیم می گرفتم که آیا می خواهم برای موفقیت بالاتر نبرد کنم یا اینکه پایین خواهم ماند یا نه.

با نگاه به گذشته ، وضعیت من صادقانه یک موقعیت خوش شانس بود. من صنعتی را رها کردم که در حال مرگ بود و شرکتی را ترک کردم که اکنون به آن معروف شده است یکی از بدترین کارفرمایان برای کار کردن.

در یک شرکت نوپا ، احتمال موفقیت در برابر شما جمع می شود. هزینه و بازده کارمندان یکی از ناپایدارترین سرمایه گذاری هایی است که یک شرکت نوپا می تواند انجام دهد. یک پرسنل عالی می توانند یک تجارت را سر به فلک بکشند ، استخدام ضعیف می تواند آن را دفن کند.

هرچند اتفاق دیگری در استارت آپ های موفق می افتد. ممکن است لازم باشد کارمندانی که یک روز عالی بودند ، اجازه داده شود روز دیگر آزاد شوند. یک شرکت پنج نفره بسیار متفاوت از یک شرکت با 10 ، 25 ، 100 ، 400 و غیره است.

در 3 سال گذشته ، من در 3 استارت آپ کار کرده ام.

یک شرکت تازه وارد مرا بزرگتر کرد ... روندها و لایه های مدیریتی من را خفه کرد و مجبور شدم آنجا را ترک کنم. این تقصیر آنها نبود ، واقعاً این بود که من دیگر در شرکت مناسب نبودم. آنها همچنان به خوبی عمل می کنند و هنوز هم احترام من را دارند. من دیگر دیگر نمی توانستم آنجا باشم.

استارت آپ بعدی من را فرسوده کرد! من در یک صنعت خشن کار کردم ، برای شرکتی که هیچ منبعی ندارد. من یک سال از زندگی حرفه ای خود را گذاشتم و همه آنها را دادم - اما راهی نبود که بتوانم سرعت خود را حفظ کنم.

من الان با یک استارتاپ هستم که با آن خیلی راحت هستم. ما در حال حاضر حدود 25 کارمند هستیم. من می خواهم خوش بینانه بگویم این شرکتی است که از آن بازنشسته می شوم. با این حال ، شانس مخالف من است! وقتی چند صد کارمند را مورد اصابت قرار دهیم ، خواهیم دید که چگونه توانایی کنار آمدن را دارم. این بار ، من رمز موفقیت شرکت هستم ، بنابراین شاید بتوانم "بالاتر از بوروکراسی" بوروکراسی باشم و برای حفظ چابکی و پیشرفت از طریق رشد گسترده سخت کار کنم.

برخی از افراد ممکن است فکر کنند که یک شرکت نوپا کارفرمایی وحشیانه ای است اگر کارمندان بالایی داشته باشند. من چنین اعتقادی ندارم ... استارت آپ های بدون هیچ مشکلی بیشتر مرا نگران می کنند. در زندگی یک استارت آپ مراحل مختلفی وجود دارد که در مقایسه با یک شرکت مستقر با سرعت برق کار می کنند. شما برخی از کارمندان خود را فرسوده خواهید کرد و حتی بیشتر از این رشد خواهید کرد. متأسفانه ، تعداد کارمندان در شروع کار کم است ، بنابراین احتمال حرکت های جانبی شما به هیچ وجه کم است.

این ممکن است بی رحمانه به نظر برسد ، اما من ترجیح می دهم یک استارت آپ نیمی از کارکنان خود را از دست بدهم تا همه آن را از دست بدهم.

بنابراین… اگر واقعاً می خواهید برای یک راه اندازی تازه کار کنید ، شبکه خود را نزدیک نگه دارید و مقداری پول نقد را آماده کنید. تا آنجا که می توانید از تجربه یاد بگیرید - یک سال حضور در یک شرکت سالم می تواند یک دهه تجربه را برای شما فراهم کند. بیشتر از همه ، یک پوست ضخیم داشته باشید.

آیا ترجیح می دهم برای یک استارت آپ کار نکنم؟ اوه ... نه هیجان ، چالش های روزمره ، شکل گیری سیاست ها ، رشد کارکنان ، فرود یک مشتری اصلی ... اینها همه تجربه های شگفت انگیزی است که من هرگز نمی خواهم آنها را کنار بگذارم!

دریابید که در چه چیزی عالی هستید ، اگر شما را تا در بدرقه می کنند تعجب نکنید و با تجربه بی قیمتی که ایجاد کرده اید آماده حمله به فرصت عالی بعدی شوید.

15 نظرات

  1. 1

    همه اینها درست است! من قطعاً می توانم بسیاری از این نکات را تأیید کنم ، استارت آپ با 10 کارمند وقتی موفقیتی کسب می کند و 100 کارمند و غیره ، متفاوت عمل می کند. همیشه دیدن این کار جالب است.

    یک نکته ای که متوجه شده ام کار برای شرکت های کوچک نوپا مرا خراب کرده است! من هرگز نمی توانم تصور کنم که به کارهای روزمره برگردم.

  2. 2

    پست خوب! من تمام حرفه ام را برای استارتاپ ها کار کردم و در مورد استارتاپ ها برای وبلاگم مقالاتی می نویسم.

    چند واقعیت سخت و سرد درباره دنیای استارتاپ وجود دارد که کسانی که این فکر را می کنند باید بدانند:
    1. کار برای یک شرکت نوپا حتی اگر در سطح یک شریک / مالک باشید یک قمار است. یک عقب می تواند کل سازمان را خراب کند. من دیده ام که استارت آپ های بی شماری شکست می خورند ، زیرا یک بنیانگذار تصمیم خودخواهانه گرفته است تا فقط به شرکت آسیب برساند.
    2. حقوق حدود 40٪ کمتر از سطح شرکتهای بزرگ است. مزایا قابل مقایسه نیستند (بیشتر اوقات).
    3. بیشتر اوقات ، هفته های کاری بسیار بیشتر از دنیای شرکت ها هستند.
    4- احتمالاً شرکت شما در دوره تصدی شما… حدود 60٪ تحت تعهد شما خواهد بود (بستگی به این دارد که چه کسی تحقیق در مورد اعداد را انجام داده باشد).
    5- شما باید مثل رشته های رامن دیوانه باشید ، یا پس اندازهایی داشته باشید که خطر را برای شما فراهم کند.

    من در استارتاپی فعالیتهای اصلی خود را انجام داده ام که طی 20 سال از 100 نفر به 2 نفر افزایش یافته است (و در حال رشد است) یکی دیگر از آنها در 10 ماه از 50-6 نفر رشد کرده است (آنها هنوز در کار هستند). اما من همچنین مجبور شدم یکی را ببندم و دیگری را رها کنم ، زیرا می دانم که آنها (دوباره) زیر بار خواهند رفت. آیا می توانید نوسانات را کنترل کنید؟
    دنیای استارتاپ برای کسانی است که معده آن را دارند و مایل به انعطاف پذیری فوق العاده هستند. اگر نیستید ، دور بمانید.
    این مانند تجارت رستوران است ، همه از بیرون زیبا / عاشقانه / زیبا هستند ، اما در داخل جهنم خالص است. هر کسی که خلاف این را به شما بگوید یا بالا است ، پر از شما می دانید چه چیزی ، یا کوولید زیادی می نوشید.

    به سلامتی!
    Apolinaras "Apollo" Sinkevicius
    http://www.LeanStartups.com

    • 3

      Apolinaras - بسیار سپاسگزارم از توجه شما در این زمینه. مطمئناً این یک زندگی هیجان انگیز است - بزرگسالان جوان در اولین کار خود باید تفاوت فاحش را درک کنند.

  3. 4

    من به طور کلی با دیدگاه شما در مورد شرکتهای نوپا موافقم. با این حال باید گفت که کل تجربه در یک شرکت مبتنی بر توانایی رهبری بنیانگذار (بنیانگذاران) است.

    رهبری ضعیف و مهارتهای مدیریتی زیر متوسط ​​به طور کلی منجر به تجربیات بد می شود در حالی که رهبری خوب و توانایی های مدیریتی بالاتر از حد متوسط ​​می تواند تجربه موفقیت آمیز یا ناموفق بودن کسب و کار را ارزشمند سازد.

    • 5

      سلام SBM!

      من مطمئن نیستم که تجربه "کل" بر بنیان گذاران است. بسیاری از اوقات بنیانگذاران کارآفرین و ایده پرداز هستند. گاهی اوقات آنها در زمینه استخدام ، فروش ، بازاریابی ، جمع آوری پول ، عملیات و غیره کاملاً آماده نیستند - فکر نمی کنم بتوانید آنها را بخاطر نداشتن مهارت ها سرزنش کنید.

      استارت آپ ها مجبور می شوند اندکی بیرون بروند و سرمایه های زیادی را در زمینه استعدادها انجام دهند - بعضی کار می کنند ، بعضی صادقانه نمی گویند. همانطور که آپولیناراس اظهار داشت ، این می تواند کل شرکت را از بین ببرد.

      بنیانگذاران با آنچه دارند بهترین کار را انجام می دهند. گاهی اوقات کافی نیست. این خطر یک استارت آپ است!

      به سلامتی،
      داگ

  4. 6

    مقاله خوب! و نظراتی که در پی می آید. من فکر می کنم که شرکت های نوپا مورد توجه قرار گرفته اند و ساده به نظر می رسند اگر واقعاً بیش از یک مشاغل خانگی در حال توسعه هستید ، می تواند کاملاً آزار دهنده روده باشد. وقتی برای یکی می روید ، باید آماده باشید که در کنار مالکان ، پستی و بلندی ها را تجربه کنید.

    اگرچه ممکن است فکر کنید این را می فهمید ، تا زمانی که آنجا بوده اید ...

  5. 7

    هی داگ

    مقاله ای بسیار عالی و به موقع نیز هست. به فکر رفتن از زمانی که هستم بوده ام زیرا مطمئن نیستم که در بعضی مواقع چه رشدی وجود دارد. مواردی وجود دارد که من می خواهم یاد بگیرم و نمی توانم آنها را امتحان کنم و اگر بتوانیم هزینه های بیشتری را در آن بفروشیم. هنگام کار با صنعت منابع انسانی این یک چالش است.

    با این حال ، امکاناتی که می بینم و باعث شده حتی بیشتر به آن فکر کنم یک آژانس تبلیغاتی استارتاپی است. در خیابان از خانه من فاصله دارد. این مقاله واقعاً باعث می شود که طی چند ماه آینده همه چیز را فکر کنم و ببینم قلبم کجاست.

  6. 8

    پست عالی این باعث شد که همه من اخراج شوم تا بتوانم بر روی شرکت کوچکی که در آن زندگی می کنم - کار کنم - تأثیر بگذارم. نه یک استارت آپ ، بلکه همیشه در حال پیشرفت.

  7. 9

    من دو سال پیش فارغ التحصیل شدم و واقعاً سعی کردم در چندین استارت آپ استخدام شوم. من مشکل داشته ام من همیشه احساس می کردم مهارت و اخلاق کاری من به بهترین وجهی برای یک استارت آپ مناسب است. امیدوارم هر زمان که ممکن است یکی را شروع کنم یا در موقعیت بعدی خودم برای یکی کار کنم.

  8. 10

    من فکر می کنم کار برای یک شرکت تازه کار بسیار عالی خواهد بود. اما همچنین از این ایده ناشی می شود که من می خواهم یک کارآفرین شوم و از فراز و نشیب ها و سبک زندگی پرشور لذت می برم. این همان چیزی است که من انتظار دارم در یک شرکت نوپا منتظر آن باشم که فکر نمی کنم بسیاری از شرکت های بزرگ به من بدهند.

    با این حال می توانم ببینم که چگونه آن سبک زندگی برای همه مناسب نیست بنابراین این امر به واقعیتی بستگی دارد که در یک حرفه دنبال چه چیزی هستید.

  9. 11

    داگ ،

    طبق معمول پست خوبیه

    به طور کلی تمایل دارم با شما موافق باشم.

    اما ، چند نکته اضافی عبارتند از:

    1) این یک ازدواج است - من می دهم ، شما می دهید.

    گاهی اوقات این امر در ترجمه در هنگام شروع کار از بین می رود. گزینه های سهام می توانند دستبندهای طلایی مثبت در این مورد باشند ، اما شرکت های نوپا که مبالغ ناچیزی را با قیمت های اعتصاب بالا از بین می برند ، بلافاصله با کارمندان خود بی احتیاطی می کنند ، به ویژه به این دلیل که حقوق در شرکت های نوپا معمولاً در بازار متوسط ​​نیست.

    2) شخصیت در مقابل عملکرد

    متأسفانه ، بسیاری از اوقات شرکت های نوپا توسط شخصیت و تصمیم گیری ایزوله ای که بر استخدام و اخراج تأثیر می گذارد ، هدایت می شوند. آرزو می کنید این عملکرد مبتنی بر عملکرد باشد

    3) رهبری مهم است

    یک کارآفرین نیازی نیست که از همه مهارت ها برخوردار باشد ، اما لازم است خرد کافی برای جبران کمبودهای خود و گوش دادن به حرف های اطرافیان را به روشی معنی دار داشته باشد.

    4) رشد یک کارمند

    این روی کاغذ خوب به نظر می رسد ، اما مطمئناً برای کارمندی که نمی فهمد چگونه مهارت هایش همگام نیست ، به خصوص اگر رهبران و کارمندان جوان باشند ، بدون داشتن مهارت کامل ، خود را از سingال کردن ، مانند اغلب پرونده در یک شرکت در مراحل اولیه است.

    5) مردم به دنبال شماره 1 هستند

    عواقب منفی جابجایی پرسنل زیاد که داوطلبانه نیست ، خوب نیست. انگیزه از طریق ترس هرگز سالم نیست. افراد با در نظر گرفتن شغل بعدی خود به مشاغل نمی روند ، بنابراین اگر دوستان سقوط کنند ، رزومه تیز می شود.

    به طور کلی ، دوباره ، من با بسیاری از گفته های شما موافقم ، اما فکر می کنم با عینک گلگون نگاهی به این موضوع می اندازید.

    استارت آپ هایی که در دوره فعلی (گوگل) موفق ترین بوده اند ، با احترام با کارمندان رفتار می کنند نه به عنوان دستان اجیر شده که به عنوان ابزار اختیار استفاده شوند.

    مسئله ای که من همیشه در محیط های نوپا به آن برمی گردم روابط است - اگر بتوانید با رهبری خود یک رابطه مشترک و مشترک ایجاد کنید ، این مناسب است. اگر رهبری شما دور از ذهن ، ایستاده ، خالص ، بریده و خشک شده باشد و باعث شود شما هنگام انجام وزنه های خود با ضریب 2 یا 3 برابر سر خود را خراشیده کنید ، آنها آنها را دریافت نمی کنند و توسط آنها فریب می خورند منیت و ناامنی خود.

    عزرا

  10. 12

    تنها تفاوت قطعی بین یک استارتاپ و یک شرکت مستقر در سن سازمان است.

    فراتر از آن، هر شرکت می تواند ساعت های طولانی از کارمندان طلب کند ، ناهار رایگان ارائه دهد ، خسارت کمتری به افراد بدهد یا ایده های جدید را بپذیرد. استارت آپ های تحت حمایت Venture ممکن است میلیون ها دلار در بانک داشته باشند و شرکت های 100 ساله می توانند با مشکلات گردش پول مواجه شوند. مدیران درخشان و هیولا همه جا پنهان شده اند.

    سن شرکت نباید تصمیمات شغلی شما ، بلکه فرهنگ و اعتقادات افراد درون آن سازمان را آگاه کند. از اینکه آیا می خواهید برای یک استارت آپ کار کنید ، س askال نکنید. کشف کنید که کدام ویژگی ها را در شرکت های جذاب جذابیت بیشتری پیدا می کنید. تاریخ عضویت را نادیده بگیرید و رویاهای خود را دنبال کنید.

    • 13

      رابی ، من با احترام مخالفم

      سن تنها تفاوت نیست. غالباً استارت آپ ها از طریق پول قرض گرفته شده با منابع مالی و انسانی محدود کار می کنند. آنها تحت فشار زیادی هستند تا رشد کنند و در سریعترین زمان ممکن به گردش پول مثبت برسند.

      فرهنگ و اعتقادات با بقای خالص در آغاز کار یک شرکت بسیار غلبه دارد. امروز نگاهی به هر شرکت بزرگی بیندازید که فرهنگ و اعتقاداتی را که شما بدنبال آن هستید داشته باشد و من کاملاً قمار می کنم که آنها وقتی فرصت دریافت پول نقد ، بدهی و پاسخگویی به سرمایه گذاران پر سر و صدا را ندارند ، این فرصت ها را ندارند!

      تعداد زیادی از طرفداران خیریه و "سبز" در کار من وجود دارند ، اما ما هیچ سود دیگری برای کمک به تغییر جهان نداریم (هنوز).

      داگ

      • 14

        اظهارات شما نشان دهنده تز اصلی شما است ، که به اعتقاد من ادعای وجود شکاف چشمگیر ، اساسی و تأثیرگذار بین سازمانهای پیر و جوان است. با این حال ، موارد زیر را یادداشت می کنم:

        شما در مورد شرکت هایی می نویسید که "از پول قرض گرفته شده با منابع مالی و انسانی محدود کار می کنند. آنها تحت فشار زیادی هستند تا رشد کنند و در سریعترین زمان ممکن به گردش پول مثبت برسند. " به نظر می رسد این توصیف از سه خودروساز بزرگ ، یکی از بسیاری از موسسات بانکی اخیراً شکست خورده یا واقعاً باشد هر شرکتی که در تلاش است. این فقط مختص استارتاپ ها نیست.

        شما همچنین تصور می کنید که "فرهنگ و اعتقادات با بقای خالص در آغاز کار یک شرکت بسیار غلبه دارد." اما آیا عدم موفقیت در زنده ماندن باعث شد شما از یک غول بزرگ تجارت روزنامه دور شوید؟ شما دلالت می کنید که مکان وحشتناکی برای کار بوده است اما شما کسی نبوده که فسخ را آغاز کرده است.

        سرانجام ، به نظر می رسد نکته سوم شما دارای محتوایی است که برای "کمک به تغییر جهان" به سود نیاز دارد. Kiva, Freenet و البته گنو / لینوکس همه استارتاپ هایی هستند که قبلاً به سود دنیا بوده اند ، بدون اینکه فکر زیادی برای سود خود داشته باشند.

        نظر خودم کاملاً متفاوت است. اگرچه ممکن است وجود داشته باشد برخی از كیفیتهای بسیار همبسته ، تنها تفاوت كاملاً تضمین شده بین شركتهای نوپا و كارفرمایان سنتی سن است. من می خواهم هر کسی را که در جستجوی اشتغال در یک شرکت تازه تأسیس است (یا اجتناب از آن) را به چالش بکشد تا از خود بپرسد چه عقایدی درباره سن ، دیدگاه آنها را آگاه کرده است.

        من فکر نمی کنم که این پیام صرفاً آکادمیک یا عاطفی باشد. هنگام تصمیم گیری در مورد مکانی که می خواهید کار کنید ، سن شرکت مکانی غیر منطقی برای شروع است. بلکه باید صنعت ، ارزش ها ، اخلاق کاری ، فرهنگ محل کار و شخصیت افرادی را که در هر سازمان ملاقات می کنید در نظر بگیرید.

        به نظر من اولویت بزرگ برای استارتاپ ها یا شرکت های سنتی نوعی سن گرایی است. به عنوان تبعیض جویای کار ، باید کارفرمایان را بر اساس معیارهای معنی دار ارزیابی کنیم. این تاریخ ثبت شامل نمی شود.

  11. 15

    من از 5 ماه گذشته برای یک شرکت نوپا کار کرده ام و از آن لذت می برم. ما حداقل منابع خود را در طراحی مجدد سایت و بهبود برنامه نویسی قرار داده ایم. برای آینده سال آینده هیجان زیادی برای من ایجاد شده است ، همانطور که باید در مورد افرادی که در استارتاپ هستند ، باشد. من می دانم که کارهای بیشتری در آینده انجام می شود و سایت در 6 ماه آینده بیشتر تحت فشار قرار می گیرد ، اما امیدوارم نتیجه بدهد و من آن را فرسوده نمی کنم. این برای همه مناسب نیست ، اما من یک کار سنتی نمی خواهم.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.