آیا وب سایت شما مانند آمازون صحبت می کند؟

آمازون

آخرین باری که آمازون از شما پرسید کی هستید؟ احتمالاً هنگام ورود به سیستم حساب آمازون خود ، درست است؟ چند وقت پیش بود؟ این همان چیزی است که من فهمیدم!

به محض ورود به حساب آمازون خود (یا در صورت ورود به سیستم به سادگی از سایت آنها بازدید می کنید) ، بلافاصله در گوشه سمت راست از شما استقبال می کند. آمازون نه تنها به شما خوشامد می گوید ، بلکه بلافاصله موارد مرتبط را به شما نشان می دهد: پیشنهادات محصول بر اساس علایق ، سابقه مرور و حتی لیست خواسته های شما. یک دلیل وجود دارد که چرا آمازون یک نیروگاه تجارت الکترونیکی است. این مانند شما با یک انسان صحبت می کند ، و نه مانند یک وب سایت ... و این چیزی است که بسیاری از مارک ها باید در وب سایت های خود ادغام کنند. 

در صورتی که توجه نکرده باشید ، بسیاری از وب سایت ها دارای حافظه بسیار کوتاه مدت هستند. مهم نیست که چند بار به یک وب سایت خاص مراجعه کنید ، ممکن است خود را بارها و بارها وارد کنید و اطلاعات خود را وارد کنید. حتی اگر eGuide را از سازمانی بارگیری کرده اید (پس از پر کردن اطلاعات خود) و ایمیلی دریافت می کنید که از شما دعوت می کند eGuide بعدی را بارگیری کنید ، احتمالاً متوجه خواهید شد که باید اطلاعات خود را دوباره پر کنید. فقط ... ناجور است. این معادل درخواست لطف از یک دوست و سپس گفتن به آنها است "شما دیگر کی هستید؟" بدیهی است که بازدید کنندگان وب سایت به معنای واقعی کلمه مورد توهین قرار نمی گیرند - اما بسیاری مطمئناً تحریک شده اند.

مانند بسیاری از افراد ، من واقعاً در به خاطر سپردن چهره ها تبحر دارم ، اما در به خاطر سپردن نام ها افتضاح هستم - بنابراین من یک تلاش مشترک برای یادآوری آنها برای آینده می کنم. اگر متوجه شدم که نام آنها را فراموش کرده ام ، آن را در تلفن خود یادداشت می کنم. من همچنین تمام تلاش خود را می کنم تا اطلاعات اضافی را در مخاطبینم مانند غذاهای مورد علاقه ، روزهای تولد ، نام بچه ها و غیره یادداشت کنم - هر چیزی که برای آنها مهم است. این باعث نمی شود که مجبور شوم بارها و بارها از آنها سال کنم (که بی ادبی است) و در پایان ، مردم قدردان این تلاش هستند. اگر چیزی برای کسی معنادار است ، می خواهم مطمئن شوم که آن را بخاطر بسپار. وب سایت های شما نیز باید همین کار را انجام دهند.

حال ، بیایید با خود صادق باشیم - حتی اگر همه چیز را یادداشت کنید ، نمی خواهید تک تک جزئیات مهم را به خاطر بسپارید. اگر تلاش کنید ، در به یاد آوردن جزئیات بیشتر شانس بیشتری دارید. وب سایت ها نیز باید همین کار را انجام دهند - مخصوصاً اگر آنها می خواهند با مصرف کنندگان تعامل بهتری برقرار کنند ، اعتماد آنها را جلب کرده و معاملات بیشتری را مشاهده کنند.

اگرچه بارزترین نمونه هستند ، اما آمازون تنها وب سایتی نیست که هر دو وظیفه شناس آینده نگر است. سازمانهای زیادی وجود دارند که در مورد چگونگی حیاتی بودن آن تحقیق کرده اند تجارب آنلاین خود را بسیار جذاب تر و با ملاحظه تر بسازید. در اینجا چند مورد وجود دارد که من می توانم آنها را به راحتی جغجغه بزنم:

بپرسید

در اینجا در PERQ ، ما شروع به استفاده از کردیم بپرسید - برنامه ای که از طریق a بازخورد عملی را جمع آوری می کند نمره خالق سازنده از طریق ایمیل برای اهداف ما ، ما می خواهیم درک بهتری از آنچه مصرف کنندگان صادقانه درباره محصول ما فکر می کنند ، کسب کنیم. یک نظرسنجی ساده 2 قسمتی برای هر یک از مشتریان ارسال می شود. قسمت 1 از مشتری می خواهد که احتمال خود را برای ارجاع ما در مقیاس 1-10 ارزیابی کند. قسمت دوم امکان بازخورد باز را فراهم می کند - اساساً می پرسید که چرا آن مشتری آن رتبه را انتخاب کرده است ، چگونه می توانیم عملکرد بهتری داشته باشیم یا اینکه چه کسی را توصیه می کند. تسلیم را زدند و تمام! هیچ منطقه ای برای پر کردن نام ، آدرس ایمیل یا موارد مشابه آن وجود ندارد. چرا؟ زیرا ما فقط از طریق ایمیل به آنها ایمیل کردیم و باید از قبل بدانیم که آنها چه کسانی هستند!

آیا واقعاً به سراغ مشتری 6+ ماهه ای می روید که با او رابطه خوبی برقرار کرده اید و از آنها می پرسید چه کسی هستند؟ نه حتی اگر این تعاملات رو در رو نیست ، اما منطقی نیست که از آنها اطلاعاتی را که قبلاً دارید بخواهید. من بعنوان شخصی که در حال دریافت چنین ایمیل هایی بوده ام ، می توانم به شما بگویم که وقتی مجبورم اطلاعات خود را دوباره در اختیار آنها قرار دهم ، تقریباً احساس می شود که به من فروخته شده است ... و مواظب شما هستم ، من قبلاً محصول شما را خریداری کرده ام . از من نپرس که من کی هستم وقتی که من را از قبل می شناسی.

بنابراین ، بازگشت به AskNicely - مشتری با کلیک بر روی ایمیل ، یک عدد بین 1-10 را انتخاب می کند و سپس بازخورد اضافی را ارائه می دهد. سپس این اطلاعات به سازمانی که آن نظرسنجی را انجام می دهد ارسال می شود ، جایی که آنها بهتر می توانند نیازهای مشتری فردی را در آینده برآورده کنند. امتیاز آنها بلافاصله به مشخصات مشتری آنها اضافه می شود.

یک آزمایش رایگان از AskNicely را امتحان کنید

قالب

اگر بازاریاب هستید یا صاحب مشاغل تجارت الکترونیک هستید ، احتمال اینکه بشناسید چه کسی خوب استقالب است. اگر نمی دانید ،قالب بستری است که به مشاغل اجازه می دهد فرم های آنلاین خود را طراحی کرده و داده های جمع آوری شده را مدیریت کنند. حداقل اینها شرایط شرعی است. این پلت فرم به مراتب پیچیده تر از آن است (دقیقاً مانند AskNicely) ، اما برخی از ویژگی هایی که آن را به یک ابزار تعامل عالی تبدیل کرده اند ، مرور می کنم.

اضافه کاری،قالب تلاش کرده است تا تلفیقی از فناوری را فراهم کند که اجازه می دهد اشکال ثابت چندان ساده نباشد. همراه با جنبه های سفارشی سازی بصری پلت فرم ، مشاغل همچنین می توانند نحوه نمایش فرم ها را برای کاربران سفارشی کنند. به عنوان مثال: بسته به اینکه کاربر چگونه فرم قبلی (یا بخش قبلی فرم) را پر کرده است ،قالب از "قالب بندی مشروط" برای نمایش س questionsالاتی که پاسخ دادن به آن کاربر بیشتر منطقی است استفاده می کند. در واقع ، می توان به طور کلی از برخی سالات صرف نظر کرد. "قالب بندی مشروط" برای کمک به ساده سازی روند پر کردن فرم و افزایش نرخ تکمیل استفاده می شود. خیلی باحاله ، درسته؟

اکنون ، تا آنجا که تعامل با مشتریان فعلی پیش می رود ،قالب گزینه پیاده سازی "زمینه های فرم قبل از جمعیت" را دارد. همانطور که قبلاً اشاره کردم ، بسیار ناجور است که از افراد بخواهید با هم رابطه داشته باشید. عجیب است. و حتی اگر لزوماً فکر نمی کنید "عجیب و غریب" باشد ، بازدیدکنندگان وب سایت دوست ندارند که تمام اطلاعات تماس خود را بارها و بارها پر کنند. برای افرادی که از قبل با مشاغل شما درگیر هستند ، می توانید این کار را انجام دهید تا اطلاعات تماس با مشتری به معنای واقعی کلمه از یک فرم به فرم دیگر کپی شود. این کاملاً مشابه نداشتن فرم در کل نیست ، اما مطمئناً یک شروع عالی است.

گزینه دیگر ارسال URL منحصر به فرد فرم است که فرم را به یک کاربر یا مشتری خاص نسبت می دهد. این URL ها معمولاً در ایمیل های "متشکرم" یافت می شوند و اغلب به نظرسنجی های پیگیری هدایت می شوند. به جای منطقه ای برای وارد کردن نام ، ایمیل یا شماره تلفن ، این س intoال در اولین سوال قرار می گیرد. هیچ مقدمه ای وجود ندارد - فقط تعاملات معنی دار است.

ایکس باکس

در حالی که من شخصاً نیستم ایکس باکس کاربر ، من افراد زیادی را می شناسم که هستند. یکی از اعضای تیم من ، فیلیسیا (متخصص محتوای PERQ) ، کاربر بسیار مکرری است. علاوه بر انتخاب گسترده در بازی ها ، Felicia رابط کاربری کنونی Xbox One را دوست دارد - که بسیار جذاب و شخصی است.

هنگام استفاده از Xbox (یا حتی PlayStation ، به همین منظور) ، ایجاد پروفایل گیمر معمول است - هم به منظور تمایز کاربران مختلف و هم برای بازی های آنلاین. نکته جالب در مورد این پروفایل های گیمر این است که رابط Xbox دقیقاً مانند یک انسان با شما رفتار می کند. به محض ورود به سیستم ، به معنای واقعی کلمه با "سلام ، فیلیسیا" روبرو می شوید. یا "سلام محمد!" روی صفحه (و هنگام ترک به شما می گوید "خداحافظ!"). این طوری با شما صحبت می کند که گویی واقعاً شما را می شناسد - و صادقانه بگویم ، واقعاً هم همینطور است.

نمایه کاربر Xbox شما دارای یک داشبورد منحصر به فرد با تمام برنامه های شما ، تمام امتیازات بازی شما و لیستی از تمام دوستان فعلی شما است. نکته جالب در مورد این پلتفرم این است که ، همراه با نشان دادن هر آنچه که تجربه را منحصر به فرد و سرگرم کننده می کند ، به شما نشان می دهد که این تجربه حتی بهتر است.

یک چیز جالب برای فیلیسیا این بود که او پیشنهادهای بازی و برنامه را دریافت می کرد ، نه این که به دلیل استفاده شخصی او باشد بلکه براساس آنچه دوستانش در حال حاضر از آن استفاده می کردند. از آنجا که در بیشتر کنسول های بازی های ویدیویی یک حس اجتماع وجود دارد و بسیاری از کاربران علاقه های مشابه دارند ، منشعب شدن و نمایش چیزهای جدید به کاربران منطقی است. اگر فیلیسیا ببیند که بخش خوبی از دوستانش مثلاً "Halo Wars 2" را بازی می کنند ، ممکن است بخواهد این بازی را بخرد تا بتواند با آنها بازی کند. سپس او می تواند بر روی تصویر بازی کلیک کند و از کارت ذخیره شده در نمایه خود برای خرید بازی ، بارگیری و شروع به بازی استفاده کند.

ما از زمان پر شدن فرم های تکراری ، مسیری طولانی و طولانی را طی کرده ایم ، اما هنوز یک راه طولانی پیش رو داریم. هنوز بسیاری از مشاغل خارج وجود دارد که عادت دارند "پول را بگیرند و کار کنند". آنها اطلاعات ، آمار و مشاغل مورد نیاز برای حفظ خود را بدست می آورند - اما به طور فعال سعی در حفظ این مصرف کنندگان ندارند. اگر طی چند سال گذشته از کار در PERQ چیزی یاد گرفته ام ، این است که وقتی تجارت با آنها ارتباط برقرار می شود ، مصرف کنندگان احساس راحتی بیشتری می کنند. مصرف کنندگان می خواهند احساس خوشامدگویی کنند - اما مهمتر از همه ، آنها می خواهند درک شوند. هرچه بیشتر متوجه شویم که مصرف کنندگان ما رو به جلو هستند ، تمایل آنها برای ادامه تجارت با ما بیشتر خواهد بود.

 

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.