آیا فناوری بازاریابی شما را فعال یا غیرفعال می کند؟

تکذیب کرد

بیشترین محبوبیت این شرکت در دهه گذشته در نرم افزار به عنوان سرویس کار کرده است ، زیرا شرکتی مجبور به کار در بخش IT خود نیست. "تا زمانی که مجبور نباشید با بچه های IT ما صحبت کنید!"، یک مانترا است که من اغلب می شنوم ،"سرشان شلوغ است!".

هر درخواست از طریق روند داخلی و متعاقباً با 482 دلیل مواجه شد نمی تواند انجام شود از قضا ، اینها همان افرادی هستند که واقعاً بدست می آورند آزاردهنده وقتی به دنبال راه حل خارجی می گردید!

این س begال پیش می آید که آیا بخش فناوری اطلاعات شما فعالیت های بازاریابی شما را امکان پذیر می کند یا آن را غیرفعال می کند؟ اگر مدیر IT هستید ، آیا هر روز برای کمک به مشتریان خود کار می کنید یا به راحتی آنها را انکار می کنید؟

اگر هر یک از پاسخهای دوم باشد ، این روند نگران کننده ای است که من معتقدم در حال رشد است. بیشتر و بیشتر بازاریابانی که من می دانم هستند خسته شده با بخش IT آنها. در مشاغلی که در آن کار می کردم (که میزبان ده ها وب سرور بود) ، ما واقعاً بیرون رفتیم و یک بسته میزبانی خارجی خریداری کردیم.

زمان تغییر است! بخش IT شما باید کار کند با تو به قادر ساختن فناوری لازم برای راه اندازی تجارت شما.

در اینجا یک پست عالی از هیو مک لود در مورد موضوع:

اسم حیوان دست اموز و بخش فناوری اطلاعات

11 نظرات

  1. 1

    از اجرای فناوری و عملیات برای چندین استارتاپ لذت بردم. استارت‌آپ‌هایی که به سرعت در حال رشد هستند با نیازهای بازاریابی عالی. اگر کار مشترک بین تیم فناوری، عملیات، بازاریابی، و توسعه دهنده بیز نبود... خوب هیچ اتفاقی نمی افتاد.

    همکاری باید اتفاق بیفتد و منابع نیز باید به اشتراک گذاشته شوند. دلیل اینکه تعداد زیادی در IT به شما نکات منفی زیادی می دهد به شرح زیر است (حداقل در تجربه من):
    1. بیشتر بودجه های فناوری بسیار محدود هستند. به سختی جایی برای نفس کشیدن وجود دارد. شما چیز دیگری می آورید که هزینه منابع را به همراه دارد، اما نمی توانید چیزی جز درخواست ها را به روی میز بیاورید، شما به عنوان یک تیم عمل نمی کنید و حرص شما به شرکت آسیب می رساند. شما چیزی می خواهید - برای آن بپردازید. منابع فنی رایگان نیستند.
    2. افراد IT احمق نیستند. اگر با آنها چنین رفتاری داشته باشید، متقابل خواهند شد. زندگی چنین است. این به نفع شرکت است که شما زمان صرف کنید تا مطمئن شوید که افراد فناوری اطلاعات درک کاملی از تأثیر پروژه های شما دارند. نظر خود را بخواهید و همکاری دریافت خواهید کرد.

    فناوری کسب و کار هسته اصلی بهره وری و اثربخشی کارکنان است. رفتار کمتر از آن، قضاوت ضعیفی است.

    و در نهایت، انجام پروژه‌های فناوری که برای افراد غیرتکنولوژیکی ساده به نظر می‌رسند، معمولاً بسیار سخت هستند. و پروژه های سخت ممکن است راه حل بسیار آسانی داشته باشند. با تیم خود همکاری داشته باشید. اگر تصمیم به ایجاد سیلو دارید، باید انتظار نتایج ضعیف را داشته باشید.

    در هر جلسه بازاریابی باید یک نفر از IT شما حضور داشته باشد. این چیزی است که من همیشه از آن دفاع می کنم.

    فقط سنت 2 من

    آپولینارس «آپولو» سینکویسیوس
    http://www.apsinkus.com

    • 2

      آپولو، در حالی که من با تمام آنچه شما گفتید موافقم، فکر نمی کنم که این استدلال توجیهی برای غیرفعال کردن فناوری اطلاعات باشد. طولانی و کوتاه آن به اهداف تجاری برمی گردد. فناوری اطلاعات باید با اهداف نهایی کسب و کار همسو باشد.

      در مورد اینکه افراد IT احمق نیستند و نباید با آنها چنین رفتار شود، من موافقم. اما مجدداً این مسئولیت رهبری فناوری اطلاعات است که تصویر بخش خود را تغییر دهد و اطمینان حاصل کند که افراد او رفتار بد را متقابلاً انجام نمی دهند.

      برای ایجاد یک بخش فناوری اطلاعات خوب، رهبری واقعی در فناوری اطلاعات لازم است. رهبر باید از نقش "من یک استاد فناوری هستم" خارج شود و "امروزه فناوری اطلاعات چگونه می تواند به شما کمک کند؟" کلاه فقط به این دلیل که IT باید در یک جلسه مشارکت داشته باشد به این معنی نیست که شما در این جلسه شرکت خواهید کرد مگر اینکه از ارزش IT حمایت کنید و درک آن را تغییر دهید.

      این بر عهده رهبر فناوری اطلاعات است که بخش فناوری اطلاعات را توانمند سازد و این به معنای تغییر روش انجام فناوری اطلاعات و آنچه فناوری اطلاعات در مورد آن است را تغییر دهد. فناوری اطلاعات در مورد فناوری نیست، بلکه در مورد تجارت و ایجاد تجارت است.

      آدام اسمال

  2. 3
  3. 4

    من که مدیر ارشد فناوری شرکتی بودم که مجبور بود با شرکت‌های میلیارد دلاری کار کند، تجربه من این بوده است که بسیاری از بخش‌های فناوری اطلاعات به سادگی چیزی را سرنگون می‌کنند، زیرا نمی‌خواهند با آن معامله کنند. سال‌ها به کارمندان، همتایان و مافوق‌هایم می‌گفتم که اگر نوآوری می‌خواهند فناوری اطلاعات باید یک توانمندساز باشد نه ناتوان کننده!

    برای کارمندان من این به معنای گوش دادن به درخواست بود، اگر مدیریت تصمیم گرفته بود که پروژه ای است که باید انجام شود - آن را انجام دهید. به همین سادگی. اگر می‌توانستند فرآیندی را بهبود بخشند که آن را آسان‌تر، سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کند، آن را پیشنهاد دهید! به دنبال آن فرصت ها باشید.

    برای همتایان من این بدان معنا بود که آنها باید به روی ایده‌هایی از خارج از حوزه تخصصی خود باز باشند و باید مایل باشند مشکلات خود را با عباراتی که فناوری بتواند درک کند و به آنها کمک کند توضیح دهند.

    برای مافوق من، این به معنای پذیرش تغییر، استفاده از اهرم و توانمندسازی فناوری اطلاعات در صورت نیاز بود و مهم‌تر از همه، همسویی اولویت‌های فناوری اطلاعات با اهداف تجاری مانند تضمین کیفیت، بهره‌وری تولید و درک این موضوع که اگرچه فناوری اطلاعات عامل درآمدزایی نبود، اما می‌توانست سالانه پول بیشتری برای شرکت ذخیره کند. از آن هزینه کرد. IT نباید صرفاً هزینه باشد.

    فقط به این دلیل که "در بودجه نبود" بهانه کافی برای عدم اجرای برنامه صرفه جویی در هزینه و بهبود کارایی نبود. این بدان معنی بود که ما باید پروژه های خود را دوباره اولویت بندی می کردیم و چیزهایی را عقب می انداختیم.

    آدام اسمال
    http://www.connectivemobile.com

  4. 5

    این فقط افراد فناوری اطلاعات نیستند که ممکن است تلاش های بازاریابی را از طریق فناوری جدید غیرفعال کنند. گاهی اوقات با بازاریاب هایی برخورد می کنید که ممکن است فناوری جدید را رد کنند، زیرا ممکن است آن را تهدیدی برای نقش حرفه ای خود بدانند.
    من معتقدم که هر کسی که درگیر بازاریابی است باید خود را با فناوری جدید هوشمند و مقرون به صرفه وفق دهد. کسانی که این کار را نمی کنند قطعاً با شرایط سخت تری نسبت به کسانی که مواجه می شوند روبرو هستند.

  5. 6

    فکر می‌کنم پیتر دراکر یک بار نقل قولی داشت که می‌گفت: «من در فناوری اطلاعات چه اتفاقی افتاد؟» تمرکز IT بر فناوری بوده و بوده است. فناوری اطلاعات به ندرت از افراد اطلاعاتی یا ارتباطاتی و همچنین افراد برای تسهیل نوآوری های فناوری اطلاعات استفاده می کند. به زبان ساده، اکثر بخش‌های فناوری اطلاعات باید به «HelpDesk» یا «Email Department» تغییر نام دهند.

  6. 8

    پیتر دراکر 10 سال پیش یک مقاله عالی نوشت. در این بیانیه آمده است که چاپگرها در طول انقلاب اطلاعاتی قبلی به لردها و بارون ها تبدیل شدند، زیرا به اشتباه اطلاعاتی را که در دسترس قرار داده بودند، در نظر گرفتند. با گذشت زمان آنها بیشتر به یقه آبی تبدیل شدند و بیشتر به عنوان تکنسین در نظر گرفته می شدند تا خالقان واقعی.
    بسیاری از شرکت‌ها به‌طور ناخواسته توسط بخش‌های فناوری اطلاعات خود اداره می‌شوند و تصمیم می‌گیرند که ابتدا چه کاری انجام دهند.
    یک بار در ماه یا حتی هر دو هفته یکبار ملاقات کنید و افرادی که شرکت را اداره می کنند باید اولویت ها را تعیین کنند. سپس به همه، از جمله IT، بگویید که چه هستند. اطمینان حاصل کنید که کارهای مهم در حال انجام شدن هستند، و به همان اندازه مهم، آنچه در این ماه انجام نخواهد شد.
    اگر به IT اجازه اولویت بندی می دهید، آنها را ارباب و بارون می کنید. آنها باید برای توانمندسازی و حمایت از چشم انداز شرکت شما بسیار ارزشمند باشند، اما عدم اولویت بندی برای آنها و ناتوانی در گفتن به کاربران آنچه که قرار نیست انجام شود، ناتوانی در رهبری شرکت شما است.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.