12 درس از مالکیت افراطی تا بازاریابی استفاده شده است

کتاب مالکیت شدید

اجرای استراتژی های عالی بازاریابی تعادل بسیاری از متغیرها است. بدون برنامه ریزی کافی و استراتژی های طولانی مدت ، بازاریابی سریع تلاش ها می تواند مارک تجاری را از خط خارج کند. اما تلاش های کند و بسیار حیاتی بازاریابی می تواند یکی را متوقف کند. در جایی از وسط موفقیت وجود دارد که نیاز به تمرکز مداوم بر اهداف بلند مدت سازمان دارد ، اما داشتن منابعی که با شکل گرفتن نتایج می توانند جهت و استراتژی را در زمان واقعی تغییر دهند.

مالکیت شدیدتازه خوندنم تموم شد مالکیت شدید: چگونه نیروی دریایی ایالات متحده مهر و موم می کند و پیروز می شود. این یک مطالعه عالی از درسهای موجود در میدان جنگ و نحوه استفاده از آنها در تلاشهای روزمره کسب و کار است. به عنوان یک کهنه سرباز نیروی دریایی ، تصور می کنم در ارزیابی از کتاب تعصب چندانی ندارم. اما به عنوان یک صاحب مشاغل ، نمی توانم بیشتر با درسهایی که آموخته ام و نحوه استفاده آنها از تجارتم موافقت کنم.

هنگام خواندن کلمات یک صفحه از روی مقاله پریدند. با احترام به نویسندگان کتاب ، من می خواهم عناصر کلیدی رهبری را دوباره شکل دهم و آنها را در استراتژی کلی بازاریابی یک سازمان اعمال کنم:

  1. اهداف - ماموریت های بازاریابی را تجزیه و تحلیل کنید ، درک کنید که آنها چگونه بر شرکت شما ، افراد شما و تلاش شما تأثیر می گذارند. ماموریت بازاریابی خود را شناسایی و بیان کنید و وضعیت نهایی را برای هر کمپین بیان کنید.
  2. منابع - بودجه ، پرسنل ، دارایی ها ، ابزارها ، مشاوران و زمان موجود برای هر کمپین را مشخص کنید.
  3. برنامه ریزی - فرآیند برنامه ریزی را متمرکز کنید ، به متخصصان هر رسانه یا استراتژی قدرت دهید تا اقدامات عملی را تجزیه و تحلیل کنند.
  4. انتخاب - انتخاب بهترین کمپین ها ، با تمایل به انتخاب ساده ترین کمپین ها و تمرکز منابع در جایی که بیشترین تأثیر را داشته باشند.
  5. قدرت دادن  - کارشناسان بازاریابی برای تهیه برنامه برای کانال و استراتژی انتخابی که در آن تخصص و تجربه دارند.
  6. احتمالات - برای موارد احتمالی احتمالی از طریق هر مرحله از مبارزات برنامه ریزی کنید. چگونه می توانید نتایج کمپین را به حداکثر برسانید؟ در صورت بروز اشتباه امور ، روند کار چگونه است؟
  7. خطرات - کاهش خطرات قابل کنترل تا حد ممکن. آیا فرایندهای نظارتی ، تحریریه و تأیید وجود دارد که بتوان از آنها برای اطمینان از انطباق استفاده کرد؟
  8. نماینده - متخصصان خود را قادر به اجرای بخشهایی از برنامه کنید در حالی که می توانید عقب بایستید و رهبری کل روند را بر عهده بگیرید. این وظیفه شماست که اطمینان حاصل کنید از برخورد جلوگیری می کند و منابع برای اطمینان از موفقیت کلی ماموریت مستقر می شوند.
  9. مانیتور - به طور مداوم برنامه را در برابر اطلاعات در حال ظهور بررسی و زیر سال ببرید تا اطمینان حاصل شود که عملکرد آن ادامه دارد.
  10. مختصر  - برنامه را به همه شرکت کنندگان و دارایی های پشتیبانی کننده ، با تأکید بر قصد رهبری ، اعلام کنید.
  11. پرسیدن  - س askال بپرسید و با همه درگیر گفتگو و تعامل باشید تا اطمینان حاصل شود که آنها از همه جنبه های هر کمپین و نحوه تعامل آنها با یکدیگر درک می کنند.
  12. پرسش کردن - تجربیات آموخته شده را تجزیه و تحلیل کرده و آنها را در برنامه ریزی های بعدی پس از اجرای کارزار پیاده سازی کنید.

به اندازه کافی جالب توجه ، نیازی به این نبود که من کلمات زیادی را تغییر دهم تا بتوانم همان درسهای آموخته شده در میدان جنگ را برای کسانی که در یک کمپین بازاریابی آموخته اند ، استفاده کنم. از طریق هر مرحله از این فرایند که منجر به کمپین و بازبینی پس از آن می شود ، تمرکز بر استفاده موثر از منابع ، استقرار کارآمد آنها و سپس پیگیری برای استفاده از درسهای آموخته شده است.

همچنین در اینجا یک سلسله مراتب نامرئی وجود دارد که نباید مورد توجه قرار نگیرد. اگر این شیوه مدیریت بخش بازاریابی و بودجه شما بود ، هر کمپین با اهداف سازمان همسو می شد. ما تعجب می کنیم که چقدر کار مشتریانی که از ما نمی خواهند انجام دهیم تراز با ارزش واقعی برای سازمان. اگر به خط اصلی شما کمک نمی کند - دست از این کار بکشید!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.