طبقه بالای رسانه های اجتماعی ما را ناکام می گذارند

ستاره راک شبکه های اجتماعی

در دبیرستان دخترم منطقه ای داشتند که برای بزرگترها مقدس بود "فرش بزرگسالان". "فرش بزرگسالان" یک قسمت راحت بود که در محوطه ای از سالن های اصلی دبیرستان او ساخته شده بود و در آن کلاس های بالاتر می توانستند در آن معاشرت کنند. هیچ کلاس اول و دوره اول دبیرستان مجاز نبود ارشد قالیچه.

به نظر می رسد ، اینطور نیست؟ از نظر تئوری ، احساس موفقیت و غرور را برای سالمندان فراهم می کند. و شاید اشتیاق بالا بردن طبقات پایین جامعه را فراهم کند بنابراین روزی این فرش متعلق به آنهاست. مانند هر کلاس اگرچه ، این خطر جدایی رو به رشد بین طبقه بالا و سایر افراد است.

در اوایل رسانه های اجتماعی ، هیچ سیستم طبقاتی وجود نداشت. وقتی کسی یک پست عالی در وبلاگ نوشت ، همه ما نویسنده را تشویق کردیم و پست او را تبلیغ کردیم. در واقع ، برای مدت طولانی من فقط پست های وبلاگ های وبلاگ های جدید را که در تلاش برای تشویق آنها و اطمینان از جلب توجه آنها به تبلیغات وبلاگ ها بود ، تبلیغ می کردم. بسیاری از دوستان من امروز آنلاین افرادی بودند که وبلاگ من را کشف و به اشتراک گذاشتند یا بالعکس.

رسانه های اجتماعی است تغییر کرد. یک سیستم طبقاتی کاملاً برقرار است. و طبقه بالا به راحتی دنیا را از "فرش بزرگ" خود دور می کند. من جزو طبقه بالا نیستم ، اما دوست دارم فکر کنم نزدیک هستم. اما بعضی اوقات احساس نمی شود. من با بسیاری از افراد طبقه بالا ارتباط برقرار می کنم و آنها پاسخی نمی دهند. آنها در توییتر ، فیس بوک ، Google+ یا حتی از طریق ایمیل پاسخ نمی دهند.

افشای: این پست ممکن است رفتار من را نیز به خوبی توصیف کند. من به اندازه مشاهده تغییر در جهان رسانه های اجتماعی از دیگران انتقاد نمی کنم.

این شگفت انگیز است. در حالی که این افراد در حال نوشتن کتابهایی در مورد قدرت رسانه های اجتماعی هستند و از فرصتهایی که دیگران به آنها می دهند داستانهایشان را تعریف می کنند ، از دستیابی به فرد بعدی غفلت می کنند. من بسیاری از وبلاگ های آنها را می خوانم و نظرات زیادی را از طرف پیروان اختصاصی می بینم که در حال بازتوییت ، اشتراک گذاری و تبریک به خاطر محتوای عالی آنها هستند ... بدون پاسخ از طرف کارشناس. هیچ یک. یک ذره بین نیست

با رشد این صنعت ، من به هیچ وجه اعلام نمی کنم که باید به هر درخواست پاسخ داده شود - اعداد و ارقام خیلی زیاد هستند. من خودم ، پاسخ به هر درخواست را غیرممکن دانسته ام. اما من do تلاش كردن. اگر مکالمه ای در شبکه اجتماعی من جرقه بزند و من از آن اطلاع دارم ، کاملاً احساس می کنم مجبورم که به مکالمه بپیوندم. حداقل کاری که می توانم انجام دهم با توجه به اینکه شبکه رسانه های اجتماعی من اگر تنها خوانندگان و پیروان نبودند ، صلاحیت و قدرت را نداشتند.

من قصد ندارم اسامی را ذکر کنم و همچنین نمی خواهم بگویم همه هستند. استثناهای زیادی وجود دارد. با این حال ، بسیاری از ستاره های راک شبکه های اجتماعی نیز وجود دارند که غذای سگ خود را نمی خورند. آنها بیرون می روند و کتاب می نویسند ، با شرکت های بزرگ صحبت می کنند و با آنها مشورت می کنند - آنها را سرزنش می کنند در حالی که شفاف نیستند و نه مشغول. و سپس آنها دیگر دوستان طبقه بالای خود را فراخوانی می کنند و با آنها بر سر یک بطری شراب در استیک خانه دره محلی گپ می زنند - و شبکه خود را نادیده می گیرند.

مردم اعتیاد به مواد مخدره را باور نکنید. اگر یکی از این افراد حرفه ای را دنبال می کنید ، کتاب آنها را خریداری می کنید و به تماشای صحبت آنها می پردازید ... چند دقیقه وقت بگذارید تا فعالیت آنها را مرور کنید. آیا آنها از راهنمایی های خود پیروی می کنند؟ آیا آنها در صفحه فیس بوک خود به دانشجوی سال اول و متوسطه پاسخ می دهند؟ آیا آنها نظرات عالی پیروان فاقد دنبال کننده را بازتوییت می کنند؟ آیا آنها مکالمات را در نظرات وبلاگ خود دنبال می کنند؟

اگر این کار را نکردند ، برو کسی را پیدا کند! فرش را از زیر آنها بیرون بکشید.

13 نظرات

  1. 1

    ای کاش می توانستم بگویم با پست های شما موافقم، و مطمئنم که آنچه شما می گویید برای بسیاری از کاربران و وبلاگ نویسان رسانه های اجتماعی صادق است، اما من خودم را در دنیای وبلاگ نویسی جوان می دانم و چیزی جز تجارب خوبی از دستیابی به آن نداشته ام. به برخی از سالمندان

    من از برخی از افراد بزرگ مانند کریس بروگان، جیسون فالز، اسکات استراتن، دیو کرپن و غیره پاسخ هایی دریافت کرده ام. همچنین چندین بار در مورد دیو کرپن و کتاب هایش نوشته ام و او پست های من را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک گذاشته است.

    از روی تجربه دریافته ام که بسیاری از افراد بزرگ در رسانه های اجتماعی آنچه را که موعظه می کنند، انجام می دهند، که احتمالاً دلیل موفقیت آنهاست.

  2. 4

    داگلاس، یاکس! امیدوارم در رده "سالمندان بد" نباشم. من دوست دارم فکر کنم که دست به دست می‌شوم، پاسخ می‌دهم و مشارکت می‌کنم. آیا افرادی هستند که ممکن است در طول مسیر آنها را نادیده گرفته باشم؟ البته. مواقعی وجود دارد که من درگیر نمی شوم (یا نمی توانم). به عنوان مثال، هفته گذشته من در پرو و ​​بولیوی دورافتاده بودم و دسترسی بسیار محدودی به وب داشتم (فقط حدود یک ساعت در روز). دیروز 10 ساعت در هواپیما بودم. گاهی اوقات بعد از یک سخنرانی، 200 یا 300 توییت و 50 درخواست دوستی در فیس بوک دریافت می کنم. من بهانه نمی آورم، فقط واقعیت را بیان می کنم. با این حال، بیشتر اوقات سعی می‌کنم صمیمی باشم.

  3. 5

    @douglaskarr:disqus @google-4e3cce4e05af3f9a841d921fe02f1ea7:disqus @mattsouthern:disqus مشاهده خوب. من قطعاً می‌بینم که برخی از سالمندان «باشگاه‌های انحصاری» تشکیل می‌دهند که با این انگیزه که ارتباط واقعی ندارند، به سراغ تازه‌کارها می‌روند، بلکه امیدوارند که آنها را به یک وبینار «رایگان» که سپس به میدان فروش تبدیل می‌شود، هدایت کنند. مسئله این است که درست مانند کسانی که در قالیچه ارشد هستند، آنها به زودی نیاز به حرکت و تکامل خواهند داشت، یا خودشان به بازنده ای تبدیل خواهند شد که در تکرار کلاس دوازدهم گیر کرده است.

    • 6

      نظر در مورد "تکرار کلاس دوازدهم" را دوست دارم! همچنین تشبیه افرادی از دبیرستان وجود دارد که هنوز در خانه زندگی می‌کنند، بنزین می‌زنند و روزهای ستاره فوتبال بودنشان را به بهترین شکلی که تا به حال برایشان رقم می‌خورد، فکر می‌کنند.

  4. 7

    آیا این خیلی تعجب آور است مشاوران مدیریت قدرت تحول را موعظه می کنند، اما در برابر تغییر مقاوم ترین هستند. واقعیت: آنها هنوز هم SAP را به روشی که 20 سال پیش بودند اجرا می کنند. بنابراین، "گوروهای رسانه های اجتماعی" صرفاً مشاور هستند. و به یاد داشته باشید، مشاور مردی است که 1,000 راه برای عشق ورزی می داند، اما دوست دختر ندارد. (افشا: من با یکی از Big4 شریک بودم)

    • 8

      حداقل در مورد من مشاور نیستم. من کتاب می نویسم، سخنرانی می کنم، کلاس های مسترکلاس برگزار می کنم، مربیگری می کنم و در هیئت های مشاوره می نشینم. با این حال، در 6 سال گذشته هیچ مشاوره ای انجام نداده ام.

  5. 9

    من افکار مشابهی داشتم، قبلاً آن را نوشتم. هنوز وضعیت "ممکن است مسافت پیموده شده متفاوت باشد". مثل مت من دیده ام و تجربه کرده ام که "نخبگان" در حال صحبت کردنشان هستند و مثل اینکه شما آنها را دیده اید.. نه چندان. من چند نفر را تماشا کرده‌ام که به اصطلاح به صفوف آنها نفوذ کرده‌اند، اما می‌بینم که دیگران کنار گذاشته شده‌اند. با فکر کردن به کسانی که این چرخه را ادامه می دهند.. می توانیم ببینیم که آیا مشاوران ما آنچه را که موعظه می کنند انجام نمی دهند، اگر کتاب ها را بخریم، در سخنرانی ها شرکت کنیم، هزینه های هنگفت مشاوره را بپردازیم، دکمه ها و نشان ها را کلیک کنیم و به آن بازی ادامه دهیم. . بنابراین من مطمئن نیستم که آیا آنها ما را شکست می دهند. خریدار مراقب باشید درست است؟

    در حال حاضر تمرکز من روی من است. من سعی می کنم خیلی نگران دیگران نباشم، چیزهایی که نمی توانم کنترلشان کنم. من به انجام کارهایم ادامه می‌دهم، برای انجام کارهای بیشتر سخت تلاش می‌کنم، برای من، مشتریانم، و کسب‌وکارم بهتر عمل می‌کنم. FWIW.

  6. 10

    @douglas، احتمالاً آنچه شما می گویید درست است، احتمالاً برای شما اتفاق افتاده است، احتمالاً "سالمندان" به مرحله ای می رسند که فقط به مکالماتی که با پسرهای بزرگ انجام می شود پاسخ دهند زیرا ارزش افزوده دارند ... اما اساس آنچه شما بیان می کنید. کمی اشتباه به نظر می رسد رسیدن به سطح بالایی در رسانه های اجتماعی شما را ملزم نمی کند که به هر پست یا نظر یا به پست هایی که ممکن است ارزش افزوده نداشته باشند پاسخ دهید. در پایان، به همین دلیل است که آنها اینجا هستند (ادویه به گفتگو اضافه می کنند). و برای برخی مانند @David Meerman، انجام این کار غیرممکن است (مگر اینکه او یک دستیار استخدام کند).

    • 11

      من ایده داشتن یک دستیار را بررسی کرده ام. اما من به این نتیجه رسیده ام که هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم شخص دیگری را با استفاده از نام من در شبکه های اجتماعی شرکت کند. به هیچ وجه. اگر اسم من روی آن باشد، آن را نوشتم. من به افرادی مانند گای کاوازاکی گفته ام که عاشق کاری هستم که انجام می دهند اما با ارسال خودکار و ارسال پست توسط دستیار مخالفم.

  7. 12

    اول، من رشد تصاعدی در رسانه‌های اجتماعی و همراه آن «پیروان» را تأیید و تأکید می‌کنم. ثانیاً، برخی از افراد تصمیم گرفتند آگاهانه پهنای باند، پست‌ها و صندوق‌های ورودی را با تأیید بی‌ضروری نظرات و «بازتوییت‌ها» مسدود نکنند. بالاخره این زندگی است. شما مدال را صرفاً برای ظاهر شدن دریافت نمی کنید. تعامل واقعی التماس پاسخ است. "سرهای مشابه" این کار را نمی کنند.

  8. 13

    داگلاس مارجوری کلایمن فقط در مورد این موضوع به شیوه ای متفاوت نوشت - همان وجه. من چهار سال پیش در حال دریافت این موضوع بودم و آن زمان و اکنون به همان اندازه شوکه بودم. اقدامات آنها به قدری ناهماهنگ با گفته هایشان بود، من به سرعت فهمیدم چه کسی پر از ^*(.

    وقتی چنین رفتاری را می بینید و بعد من فقط به آنچه گفته ام، تمرکزم را روی چیزی که برای کسب و کارم رشد می دادم، حفظ کردم، خسته کننده است. از سوی دیگر این آشفتگی، من هر مرحله از راه را با ارزش دادن به شنوندگان در هر هفته می‌دانم - هر شنونده‌ای که برای #BBSradio داریم از صحبت‌های من سرچشمه می‌گیرد و نه به این دلیل که یک A-lister من را به سمت «مخاطبان» خود هدایت می‌کند. ”

    می‌توانم با به اشتراک گذاشتن نحوه صحبت آنها در پشت صحنه با من، چند نفر را از بین ببرم. من به سرعت یاد گرفتم، آنها نگران وضعیت خود هستند وقتی کسی که به اندازه آنها باهوش است از راه می رسد و این مایه شرمساری است. من ترجیح می دهم اطرافیانم را تبلیغ کنم و بدانم که همه ما می توانیم رشد کنیم. اگر یکی از ما موفقیت داشته باشد، از یکدیگر جدا نمی شود، بلکه موفقیت را برای همه ما بزرگ می کند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.