ترس یک استراتژی نیست

ترسترس یک استراتژی نیست. در سال 1929 ، والتر کانن شرح داد مبارزه یا پرواز به عنوان یک پاسخ به استرس حاد. ترس می تواند همین تأثیر را در شرکت ها بگذارد. یک شرکت می تواند بجنگد ، یا یک شرکت می تواند پرواز کند. جنگ باعث قویتر شدن آن می شود ، پرواز مانع پیشرفت رو به جلوی آن می شود. هنگامی که یک شرکت از ترس به دنده پایین می رود ، بازگشت به چابکی و سرعتی که قبلاً داشته اند فوق العاده دشوار است. شرکت شما باید بجنگد.

ترس: احساسی ناراحت کننده است که با خطر قریب الوقوع ، شر ، درد ، و غیره تحریک می شود ، خواه تهدید واقعی باشد یا تصوری ؛ احساس یا شرایط ترسیدن - به گفته Dictionary.com

ترس در یک شرکت معمولاً است تصور به جای یک واقعیت. ترس از رقابت ، ترس از شکست ، ترس از سقوط سهام ، ترس از اخراج از کار ، ترس از ضرر سود و غیره همه ترس های تصوری هستند که پیشرفت را فلج می کنند. کارمندان می توانند از از دست دادن شغل خود ، ترس از ارتقا نیافتن یا ترس از عدم دریافت غرامت مورد انتظار خود ، ترس داشته باشند. اگر اجازه می دهید ترس مانع ابتکار و استعداد کارآفرینی شود ، شرکتی که ترس ندارد اراده از کنار شما رد می شود این زمانی است که ترس شما به واقعیت تبدیل می شود.

اگر در شرکت خود ترس دارید ، این شما را به سمت پایین می کشاند. اگر کارمندان ترس دارید ، آنها جسور نیستند و در برابر چالش هایی که با آن روبرو هستند قدم بر نمی دارند. ترس را با یادگیری از شکست ها به جای مجازات کردن ، با پاداش دادن به خطرات و موفقیت ، با قطع ترس از منبع ، از بین ببرید. کارکنانی که ترس را گسترش می دهند باید حذف شوند. آنها سد راه پیشرفت شرکت شما هستند. ترس بیماری است که به سرعت گسترش می یابد. سریع عمل کنید تا له شود.

ترس را از بین ببرید و شرکت شما رقابت را بخوبی جلب خواهد کرد ، کارمندان شما جسور خواهند بود و کارهای درست را انجام می دهند و مشتریان شما را به خاطر آن دوست خواهند داشت.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.