گله نظریه خودش را تسلیم می کند

گله

مطالب من در سایت در طی دو هفته گذشته کمی سبک شده است - به زودی دریافت می شود. من در ماه گذشته بسیار فعالتر مشغول خواندن ، صحبت کردن و کار بوده ام و این روی وبلاگ تأثیرگذار است. اگرچه اکنون محتوای آن کم شده است ، ذهن من برای چند هفته آینده با محتوای مختلف رقابت می کند ، بنابراین حتما با من همراه باشید. اگر این کافی نیست ، من اسپانسر نهایی 1,000 $ Giveaway - Vontoo را بسته ام. ما در حال کار بر روی یک نسخه ی نمایشی بسیار جذاب Vontoo برای این پست هستیم!

21Sf0CG٪ 2BoKL. AA SL16021Sf0CG٪ 2BoKL. AA SL160این هفته تمام کردم گله، کتاب توسط مارک ارل. مطمئن نیستم که امسال بیشتر وقتم را با یک کتاب گذرانده ام ، این یک خواندن باورنکردنی است و من آن را به هر بازاریابی توصیه می کنم.

IMHO، گله ممکن است از مهمترین کتاب تجاری برای خواندن در این سال عکس گرفته اند - با این تفاوت که فکر می کنم مارک تسلیم برخی نظریه ها و نتیجه گیری های خودش می شود. مارک روی ژاکت چنین توصیف شده است

یکی از متخصصان برجسته ارتباطات در جهان و متفکر برجسته در مورد مارک های تجاری ، بازاریابی و رفتار مصرف کننده.

در خواندن کتاب مارک ، برخی شواهد می یابم که مارک دیدگاه بدبینانه ای نسبت به دین سازمان یافته و سیاست های جناح راست دارد. این دو موضوعی است که تصور می کنیم در تجارت از آنها اجتناب می کنیم ، اما مبحث تغییر رفتار توده ای مارک نمی تواند با دو موضوعی صحبت کند که الگوهای بیشتری پس از گله دارند. مارک به جای اینکه هر یک از آنها را عمیقاً لمس کند ، چند اظهار نظر بدبینانه در آن جا انجام داد و آن را به حال خود رها کرد. صادقانه بگویم ، به همین دلیل هضم بقیه کتاب ها مشکل داشتم. این جای تأسف دارد - و ممکن است نشان دهد که چرا من اینقدر وقت را با کتاب گذرانده ام. مارک آنقدر اطلاعات باورنکردنی داشت که مجبور شدم خودم را مجبور کنم به دنبال اطلاعات عالی بروم و عکس های اینجا و آنجا را نادیده بگیرم.

گله سیاسی

نتیجه گیری دوم در مورد کتاب این است که افراد شاهدان غیرقابل اعتماد (اگر تا حد زیادی بی ربط) نباشند. با این حال ، در همان فصلی که مارک نتیجه گیری می کند ، او به 'جورج کنجکاو' و پیروزی انتخابات 2004 توسط جورج بوش شلیک می کند. دانشكده انتخابات تصميم درخشاني بود كه از سوي نياكان اين كشور اتخاذ شد تا مطمئن شود كه راي مردم هميشه رئيس جمهور نخواهد بود و نگراني هاي مارك در مورد رفتار ، خطرات و پاداش هاي مرتبط با ذهنيت گله را مي گويد.

اگر ایالات متحده انتخاب مردمی داشت که تعیین کننده مقام ریاست جمهوری بود ، 90٪ ایالات متحده عقب می ماند در حالی که دوستان ما در واشنگتن فقط به بزرگترین شهرها توجه داشتند. دانشکده انتخابات تعادلی را فراهم می کند که دولت ما نیاز به توجه بیش از اکثریت دارد ... آنها باید به ایالت ها توجه کنند. در واقع ، انتخابات در فلوریدا و اوهایو به پیروزی رسید ، اما بدون دانشکده انتخاباتی ، آن ایالت ها در انتخابات حرفی برای گفتن نداشتند.

من معتقدم اگر مارك در مورد توازن محبوبیت در مقابل الزامات رأی دادن نماینده ایالات متحده و چگونگی افزودن آن به "رویای آمریكایی" با تأمین حق به همه برای دستیابی به خوشبختی ، و نه فقط بیشتر مناطق پرجمعیت.

گله مذهبی

عکس دیگری که در کتاب متوجه شدم این عکس در پایان بود ،

ما اکنون می دانیم که زمین مانند توپی است که به دور از مرکز منظومه شمسی ، همانطور که قبلاً کلیسای روم آموزش می داد ...

البته کلیسای روم این را آموزش داد! این عقیده رایج در آن زمان بود و نیاز به رد داشت. این زمان می برد و وقتی که بود ، علم بازنویسی شد.

نتیجه گیری 4 بیانگر فروتنی و گفتگو با فرد است. چرا مارک به آن اشاره کرد کلیسا از نظر او؟ آیا مهم بودن کلیسا بود؟ برای آن دسته از افرادی که ارزش کلیساها را امروز و قرن ها پیش می شناسند ، همه باید درک کنیم که ، کلیسا از طریق گسل ها و جهل های خود ، پایه و اساس مدارس فعلی ما را بنا نهاد. همانند کلیساهای گذشته ، در آینده خواهیم فهمید که امروز چیزهایی را یاد می گیریم که اشتباه آنها را توسط هوشمندترین دانشمندان ما نوشته اند. ما باید فروتن تر باشیم.

گله محیط زیست

درک ما از محیط زیست در سیاست و آموزش پیچیده است. مارک اظهار نظری می کند که گویا این نتیجه گیری قبلی است که صنعت نفت به محیط زیست آسیب می رساند. این مشترک شدن در "گله" است. در واقع ، موارد زیادی وجود دارد تردید در جامعه علمی که اصلاً اینطور است

جانبداری از هر یک از این زمینه ها به جای مطالعه واقعی علم چگونگی تأثیرگذاری ، یک ضرر است و باید با همان جزئیات که مارک در مورد سایر موضوعات کتاب انجام می دهد ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. یک بار دیگر ، به نظر من این کتاب بسیار ارزشمند است - اما فکر می کنم مارک می توانست نظر عاقلانه تری در مورد هر یک از این مناطق داشته باشد و تأثیر بیشتری داشته باشد.

3 نظرات

  1. 1

    لطفاً وقتی به این سه مورد فکر می کنید ذهن خود را آزاد نگه دارید. هر سه اینها اتهام سیاسی دارند و ممکن است منجر به این شود که تصمیم بگیرید دیگر وبلاگ من را نخوانید. امیدوارم اینطور نباشه!

    1. من طرفدار بوش نیستم ، خصوصاً در مورد از بین رفتن حقوق اساسی ما. وقتی اینگونه آزادی ها را از دست می دهیم ، اعتقاد من این است که تروریست ها در حقیقت یک پیروزی داشته اند.
    2. من همچنین طرفدار دین سازمان یافته نیستم - فکر نمی کنم حتی یک آیه در کتاب مقدس پیدا کنید که خواستار کلیساهای عظیم باشد که میلیونها دلار هزینه دارند و شماره تلفن های سیاسی را تحت تأثیر قرار دهند. اما من معتقدم که کلیساها تفاوت زیادی در جامعه ایجاد می کنند. من اختلاف دست اول ، میلیون ها دلار کمک مالی به جوامع و افراد نیازمند را دیده ام.
    3. من دوستدار محیط زیست نیستم ، اما می خواهم ببینم که ما دیگر پر کردن زباله ها را متوقف نمی کنیم و بسته به کشورهای دیگر نفت خود را بسته می کنیم. کمک به محیط زیست به آن دلایل کمک می کند ، بنابراین من تمایل دارم به آن جهت متمایل شوم.
    • 2

      پست بسیار خوبی ، داگ. من می دانم که دیگر قادر به گوش دادن به برخی از مجریان گفتگوی رادیو / تلویزیون نیستم (چه در سمت راست و چه در سمت چپ) ب / سی آنها به راحتی نمی توانند به هر دو طرف قبل از تصمیم گیری نگاه کنند. این مانند این است که فکر و تحقیق باعث جذب اطلاعات و جابجایی تصمیمات بر اساس احساساتی شده است که ما براساس تجربیات خود به ذهن متبادر کرده ایم. من فکر می کنم هرکسی که در انظار عمومی باشد ، کسی که صدای عمومی دارد ، نویسنده ، ویراستار ، اخبار ، همه ما ، حتی کسانی که وبلاگ می نویسند ، در قبال عموم مردم مسئولیت ارائه استدلال ها و اطلاعات منطقی تری را دارند. من همیشه با شما موافق نیستم ، اما همیشه احساس می کنم که شما این کار را به خوبی انجام می دهید. به همین دلیل است که من به خواندن ادامه می دهم. . .

      اخیراً چیزی که در سنین جوانی شنیده ام به طور مداوم به من یادآوری می شود: "همه چیز در حد اعتدال. . "

      JH

  2. 3

    داغ ، پست جالب برای یک نگاه تحلیلی (و نه کمی) به یک پدیده مشابه ، بدون بارب های مذهبی و سیاسی ، "عقل جمعیت" نوشته جیمز سوروویکی را ببینید. این یکی از کتابهای اولیه در مورد "بازارهای پیش بینی" بود که دقیقاً همان چیزی نیست که گله به آن دست می یابد ، اما قطعاً مرتبط است. پیش فرض اصلی این است که شما می توانید "مثلاً" در انتخابات 2008 "بازار" راه اندازی کنید و از افراد بخواهید برای کسانی که فکر می کنند برنده می شوند قراردادهای گزینه "خرید" کنند. اگر نتیجه آنها پیروز شود ، نوعی جبران خسارت وجود دارد. جمعیت باهوش تر از هر متخصص یا گروه کوچکی است و قدرت پیش بینی قوی تری نسبت به نظرسنجی دارند. یک مطالعه در دانشگاه Univ وجود دارد. از آیووا که این کار را برای انتخابات ریاست جمهوری انجام می دهد و من فراموش می کنم که چقدر عقب است ، اما فکر نمی کنم آنها هنوز یکی را از دست داده باشند!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.