از شخصی سازی گرفته تا هوش هیجانی با کیفیت بالا

تمرکز بهینه

افراد با بالا هوش هیجانی (EQ) بسیار پسندیده شده است ، عملکرد خوبی از خود نشان می دهد و به طور کلی از موفقیت بالاتری برخوردار است. آنها تأكید دارند و مهارتهای اجتماعی خوبی دارند: آنها آگاهی از احساسات دیگران را نشان می دهند و این آگاهی را در گفتار و عمل خود نشان می دهند. آنها می توانند با طیف گسترده ای از افراد مشترکات پیدا کنند و روابطی را پرورش دهند که فراتر از دوستی و توانایی کنار آمدن باشد.

آنها با مشاهده و تجزیه و تحلیل تفاوتهای ظریف ظریف: حرکات ، صدای صوتی ، انتخاب کلمه ، حالات صورت - کدهای گفته شده و ضمنی که بین افراد پدیدار می شوند - و تنظیم رفتار آنها به این مهم دست می یابند. هیئت منصفه هنوز از روش کمی سازی کمی EQ استفاده نمی کند ، اما ما واقعاً به آزمون احتیاج نداریم: ما افراد با EQ بالا را به عنوان شنونده های خوب تشخیص می دهیم ، کسانی که این احساس را در ما ایجاد می کنند که درک می شوند و واکنش نشان می دهند به ما یکپارچه

در تحقیق خود از EQ ، روانشناس دانیل کانمن از شهرت جایزه نوبل یافت که مردم ترجیح می دهند با شخصی که دوست دارند و به او اعتماد دارند بیشتر از شخصی که او را نمی شناسند ، حتی اگر آن شخص کالای بهتری را با قیمت کمتری ارائه دهد.

تصور کنید اگر مارک ها می توانند چنین کاری کنند!

افراد پشت داده

هدف از بازاریابی شناخت و درک مشتری به اندازه ای است که محصول یا خدمات متناسب با وی باشد و خودش به فروش برسد. گورو مدیریت پیتر دراکر (بازگشت به سال 1974!)

اصل اصلی بازاریابی این است که شناخت بهتر مشتری به شما کمک می کند محصولات و خدماتی را که آنها واقعاً می خواهند ارائه دهید. درک زمینه مشتری همیشه بخشی از آن بوده است ، اما اخیراً میزان اطلاعات زمینه ای که در اختیار بازاریابان قرار دارد بسیار زیاد شده است.

شخصی سازی اولین قدم است - ما این را می دانیم زیرا اکنون ایمیل های خودکار بیشتر از والدین خود از نام ما استفاده می کنند. به عنوان مثال توانایی تماس با مشتری و نمایش پوشاک مناسب آب و هوا ، شروع خوبی برای ایجاد اتصال است.

اما اگر بتوانید به تصویری از همه مشتریان خود در صفحه تلویزیون نگاه کنید ، شخصی سازی یک تصویر کاملاً خام و با وضوح کم را به شما می رساند که در نه یا دوازده پیکسل صاف شده است. شما پیکسل سبز را متفاوت از زرد هدف قرار می دهید ، اما این میزان تمایزی است که می توانید مشتری خود را بر اساس آن تنظیم کنید.

اگر هنوز از طریق آن الگوی پیکسلی مشتریان خود را مشاهده می کنید ، موج بعدی انقلاب مشتری را از دست می دهید ، به مارک ها این قدرت را می دهید تا در واقع نسبت به مشتریان حساس بوده و از طریق برقراری ارتباط از هوش هیجانی و شخصیتی برخوردار باشند.

کلید دستیابی به یک تعریف بالاتر در داده ها است. داده های مشتری شما با فناوری معادل حرکات ، لحن ، محتوا و عباراتی است که انسانهای باهوش احساسی درک می کنند. اشتیاق ، خواسته ها ، نیازها و تردیدهای مشتریان شما همه در داده ها حک شده است. اما برای ایجاد آن ارتباط هوشمندانه احساسی با مشتریان خود ، به فناوری نیاز دارید که این داده ها را به الگوهای رفتاری تبدیل کند.

بزرگترین دارایی خود را پرورش دهید

فناوری های پیشرفته بازاریابی مشتری توانایی ارائه تصویری فزاینده از مشتریان را دارند. به عنوان الگوریتم ها و داده ها علم تجزیه و تحلیل پیچیده تر می شوند ، پیکسل های روی صفحه تلویزیون شما به طور مداوم کوچکتر می شوند. ناگهان متوجه می شوید که پیکسل آبی در واقع آبی نیست - چهار پیکسل است: سبز ، خاکستری ، قهوه ای و آبی روشن.

اکنون می توانید گروه های مشخص شده مشتری را هدف قرار دهید ، هرکدام دارای پیام ، محتوا یا پیشنهادی متناسب با ترجیحات آنها ، مکان در سفر مشتری ، نقطه تماس و حالت ذهنی. و در حالی که این فناوری به جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها ادامه می دهد ، سرانجام تصویر مشتریان شما با شکوه کاملاً مشخص خود به نمایش گذاشته می شود.

این یک ارتباط هوشمندانه احساسی است که با کسب قلب مشتریان و کمک به آنها در پرورش بزرگترین سرمایه خود - یعنی پایگاه مشتری - برتری کسب و کار موفق را دارد.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.