شنبه بزن و اجرا کن!

امروز دخترم را برای تعطیلات آخر هفته مامان و دختران به مادرش رساندم. رفت و برگشت ، رانندگی حدود 2 ساعت است. تقریباً یک مایل با بازگشت به خانه ام فاصله داشتم که دیدم یک وانت سبک جلو از من به ماشین مقابلش برخورد کرد ... و سپس او بلند شد! من هم متعجب شده بودم و هم واقعاً عصبانی بودم ، پس از او جدا شدم و با تلفن همراهم با 911 تماس گرفتم. ما حدود 8 مایلی شمال رانندگی کردیم و او متوجه شد که من او را دنبال می کنم و خودش را در یک پمپ بنزین رساند.

راننده و پسری که با او بود به سمت پنجره من رفتند و پرسیدند که آیا من آنها را دنبال نمی کنم؟ من گفتم ... "اوه ، بله" ... او می گوید ، "چرا ، من تو را نزدم !؟"

باورم نمیشد !!! بنابراین به او گفتم که بی حرکت بنشیند و من با پلیس در تماس تلفنی هستم (در تمام مدت به آنها راهنمایی می کردم). او کمی تیک خورده بود و گفت "من اینجا هستم" و دوباره سوار کامیون خود شد. من مردی را دیدم که با او خواهش می کرد ، او می دانست که آنها در مشکل هستند. به او اطلاع دادم که پشت سر او خواهم بود :).

بنابراین آنها دوباره سوار کامیون شدند و فکر می کنم آنها در حال بازگشت به سمت تصادف بودند اما کمی دیر بود. چند مایل پایین جاده پلیس خیابان را مسدود کرده بود. در واقع می توانستم پلیسی را که در خیابان ایستاده بود او را تکان می داد و می شنید که می گفت: "هی ... آنها همین هستند!"

متأسفانه ، یک بچه فقیر که با یک موستانگ کاملاً جدید رانندگی می کرد ، وسط همه اینها گرفتار شد و درست قبل از اینکه خانم متوقف شود ، ماشین پلیس را به صدا درآورد (یا تصادف دوم!). کشیدم و تمام اطلاعاتم را دادم.

پس از آن ، من به سمت حادثه اصلی که دختر فقیر در آنجا قرار گرفت ، برگشتم. او واقعاً تکان خورده بود اما خانواده اش برای ردیابی راننده به من روحیه خوبی دادند.

نمی توانم به شما بگویم چرا این کار را کردم ... اما تعجب کردم که تنها کسی هستم. متأسفانه این دومین بار است که من شاهد یک جنایت هستم و شخص دیگری را نمی بینم که قدم به جلو بگذارد. این واقعاً وحشتناک است. اگر همه هنگام ارتکاب جرمی کاری انجام دهند ، مطمئن هستم که میزان جرم به میزان قابل توجهی پایین می آید. این حادثه بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داده است! دختر بیچاره ای که مورد اصابت قرار گرفت ، بچه ای که با ماشین پلیس برخورد کرد ، خانمی که به زندان می رود ، دوست او که به من گفت او به او گفت متوقف شود ... چه شنبه ای برای همه.

وقتی چنین چیزی رخ می دهد ، قدم برداشتن زیاد نمی کند. کسی یک بار به من گفت که این یک شخص خاص را می گیرد ... من موافق نیستم. من طرفدار کارما هستم ... اگر به راه دیگری نگاه کنید ، این احتمال وجود دارد که وقتی شما کسی هستید که به کمک احتیاج دارید کسی نگاه شما را دور کند.

2 نظرات

  1. 1

    متشکرم ، شان ... من هیچ قهرمانی نیستم ، هیچ مغول بازاریابی نیستم ... اما این واقعاً باعث عصبانیت من شد که دیدم شخصی به شخص دیگری آسیب می رساند و بعد او را خاموش می کند. خوشبختانه همه خوب بودند ، من مطمئن هستم که نتیجه می توانست بسیار بدتر باشد.

  2. 2

    داگ ، بینش عالی بازاریابی است ، اما داستان قهرمان شما بسیار جذاب بود و شجاعت داشت. من بسیار خوشحالم که شما مورد اصابت گلوله قرار نگرفتید ، من در Cook County، IL زندگی می کنم. بنابراین بسیاری از مردم دیگر اهمیتی نمی دهند ، من افتخار می کنم کسی را می شناسم.
    JD

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.