Hitch و بازاریابی

تکان دادن

اگر هرگز فرصتی برای این کار نداشته اید ، فیلم را تماشا کنید تکان دادن. این فیلم دو ساله است ، اما هنوز یک استعاره خارق العاده برای بازاریابی است. در این فیلم ، الکس هیتچنس (ویل اسمیت) به بچه ها آموزش می دهد بدون اینکه فرصتی برای یافتن دختر رویاهای خود پیدا کنند. توصیه ای که او می دهد این است که سعی کنید از عیب های درخشان خود بکاهید ، به قرار ملاقات خود توجه کنید و تکالیف خود را انجام دهید.

به یادماندنی ترین صحنه یک صحنه دوست یابی است که در آن مشاجره دنبال می شود. به سارا (اوا مندس) کاملا توهین می شود که هیچك خرما را از قبل آماده می كند و با سرنخ هایی از میراث خود و خانواده اش می كوشد تا خرما به یادماندنی تر شود. به او توهین شده است که مورد دستکاری قرار می گیرد ، هیچک متعجب است زیرا او فقط سعی در انجام کارهایی دارد که او را برنده کند.

هسته اصلی فیلم این است که آیا آن صمیمانه است یا نه. این مربیگری ، تغییرات ، برنامه ریزی ها و غیره نبود که واقعاً سارا را عصبانی کرد ، این ایده بود که هیچک صادق نبود ، به دنبال رابطه نبود و ممکن است فقط به دنبال ایجاد یک درجه دیگر باشد تختخوابش

بازاریابی عبارت است از انجام تکالیف برای درک مشتری یا مشتری ، سپس ایجاد رابطه بر روی صداقت و اعتماد. بسیاری از ما محصولات و خدماتی خارق العاده داریم ، اما نمی توانیم افرادی را که این محصولات یا خدمات را امتحان می کنند جذب کنیم. اگر آنها فقط به ما فرصتی می دادند ، می دانیم که می توانیم آنها را به مشتری دوستمان تبدیل کنیم.

شاید این واقعیت که اینترنت دارای بسیاری از خدمات دوستیابی است ، کنایه داشته باشد و بسیاری از مشاوران بازاریابی بیشتر ما در زمینه بازاریابی خود (و به دست آوردن دختر!) به کمک نیاز داریم.

4 نظرات

  1. 1

    داگ، من این فیلم را دو بار دیده ام و آن را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار برده ام. این من را تبدیل به مردی کرد که همیشه گفته بودم می‌خواهم و شغلی عالی که قابل شکست نیست. از بعضی جهات فقط یک فیلم است، اما اگر واقعاً آن را تماشا کنید، بیشتر شبیه یک فلسفه برای زندگی است. این توصیه برای به دست آوردن پسر/دختر، حرکت در شرکت و راه اندازی کسب و کار جدید یا حتی گرفتن اولین خانه شما مفید است. برای تمام موقعیت هایی که می خواهید بهترین باشید، تکالیف خود را انجام دهید و واقعاً به آنچه در حال وقوع است توجه کنید.

  2. 3

    موافقم. من دو شرکت آجر و ملات را با اعتماد با مشتریانم ساخته ام. در یکی از مشاغل من، ما در واقع توانسته ایم با صادق بودن با مشتریان تعمیر کامپیوتر خود، خود را در بازار متمایز کنیم! روز غم انگیزی است که شما یکی از آخرین کسب و کارهای صادقانه تعمیر کامپیوتر در اطراف هستید!

    • 4

      من برای یک چشم به هم زدن در تجارت سخت افزار بودم زیرا به سادگی نمی توانستم رقابت کنم. من می‌توانستم یک سیستم خوب بسازم، اما با ماشین‌هایی که 1/3 هزینه‌شان بود، باسنم را پر می‌کردم. احتمالاً باید در این کسب و کار می ماندم، اما از توضیح اینکه شما برای کیفیت هزینه می کنید خسته شدم - حتی با رایانه هایی که همگی در یک جعبه پلاستیکی و فلزی عرضه می شوند.

      شما در یک مورد درست می گویید... تعداد کمی از کسب و کارهای تعمیر کامپیوتر وجود دارند که بتوانند فشار رقابت را تحمل کنند. این گواهی بر شرکت شماست! تبریک می گویم.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.