چگونه و چرا کتاب بنویسیم

من تازه یک کتاب را تمام کردم ، شکست: راز موفقیت. وقتی مردم این موضوع را می شنوند ، تبریک می گویند و دو س aال سهام از من می پرسند:

  • از کجا ایده گرفته اید؟
  • چه مدت طول کشید تا نوشتن؟
  • چه چیزی باعث شد شما بخواهید کتاب بنویسید؟

من می توانم به هر یک از این س questionsالات برای شما پاسخ دهم ، اما حقیقت را به شما می گویم که همه آنها س reallyال واقعاً یکسانی را می پرسند: چگونه کتاب می نویسید؟ برای بسیاری از افراد ، مفهوم کنار هم قرار دادن یک پست وبلاگ کاری سخت به نظر می رسد. یک کتاب تمام قد عملاً غیرممکن به نظر می رسد. و اگرچه این ممکن است وبلاگی باشد که به فناوری بازاریابی اختصاص داده شده است ، اما هنوز هم فناوری قدیمی مرکب روی کاغذ بازاریابی عالی است. فقط از نویسندگان سوال کنید وبلاگ نویسی شرکتی برای Dummies.

نحوه انجام این کار در اینجا است.

مرحله 1: تصمیم بگیرید که چرا

شکست: راز موفقیت

اولین و مهمترین سوال در مورد نوشتن کتاب ، پاسخ دادن به سوال است "چرا می خواهم کتاب بنویسم؟" ممکن است پوچی محض باشد. این ممکن است به این دلیل باشد که کتابی که می خواهید بخوانید وجود ندارد (یا حداقل آن را پیدا نکرده اید.) ممکن است به این دلیل باشد که بتوانید خود را به عنوان یک رهبر فکری در جایگاه خود تثبیت کنید. یا ممکن است فقط به این دلیل باشد که شما می خواهید کاری دشوار و غیرمعمول انجام دهید.

دلیل شما هرچه باشد ، باید در جلوی و مرکز "چرا" را در کل مراحل ایجاد کتاب خود نگه دارید. اگر هدف کتاب خود را فراموش کنید ، دیگر روی آن کار نمی کنید. یا بدتر ، کتاب شما در چیز دیگری گشت و گذار خواهد کرد.

: کتاب! این احتمالاً چیزی نیست که کسی بخواهد.)

مرحله 2: طراحی یک برنامه نوشتاری

ژانرهای مختلف کتابها مراحل مختلف نوشتن را می طلبند. برای کتاب من ، فرآیند شامل ایجاد یک پیش فرض, طرح کلی, تحقیق در مورد داستان ها و در نهایت نوشته و ویرایش. اگر خاطره ای می گویید ، ممکن است برنامه دیگری داشته باشید. یا اگر به عنوان بخشی از یک مجموعه با ناشر کار می کنید (مانند کتاب داگ و شانتل در بلاگ نویسی شرکتی برای "جادوگران") ، آنها ممکن است بخشی از این ساختار را به شما بدهند.

یک قسمت مهم از برنامه نوشتن شما این است که وقت خود را برای کار بر روی کتاب خود ذخیره کنید. به تقویم خود بروید و "زمان نوشتن" را مسدود کنید. یک برآورد خوب است 150 کلمه در ساعت. بنابراین اگر فکر می کنید ممکن است یک کتاب 30,000 هزار کلمه ای بنویسید ، این حدود 200 ساعت است. به تقویم خود بروید و 200 ساعت را برای "نوشتن کتاب" مسدود کنید. اگر به برنامه خود پایبند باشید ، پیشرفت بسیار بیشتری از آنچه فکر می کنید خواهید داشت.

مرحله 3: ابزار خود را انتخاب کنید

بحث در مورد بهترین روش نوشتن زیاد است ، اما من این را به شما می گویم: هرچه بیشتر تمرکز کنید ، می توانید بیشتر بنویسید. من طرفدار Google Docs از بیش از یک پردازنده کلمه سنتی ، زیرا شما را از نگرانی در مورد قالب بندی خلاص می کند و از هرجایی قابل دسترسی است. شما و ویراستار خود می توانید حتی همزمان وارد سیستم شوید!

شما می توانید با نرم افزارهایی مانند zen بروید دست نویس یا فقط یک مدل قدیمی دفترچه Moleskine. مهم نیست که چه چیزی را انتخاب می کنید ، این کار را با قصد انجام دهید.

ناامیدی 1

مرحله 4: به برنامه خود پایبند باشید

این یک مرحله به نظر نمی رسد ، اما جایی است که بیشتر نویسندگان احتمالی کتاب با مشکل روبرو می شوند. شما مشغول پروژه های دیگر هستید و زندگی در کتاب شما تداخل ایجاد می کند. اگر تمام کتاب های رها شده در جهان به پایان می رسید ، احتمالاً هزار بار کتاب در قفسه ها داشتیم. تمرکز خود را حفظ کنید! "چرا" خود را به خاطر بسپارید. برنامه نوشتن خود را گرامی بدارید.

یک راه عالی برای ایجاد انگیزه در خود این است که به افرادی که اعتماد دارید بگویید که شما در حال نوشتن کتاب هستید. از آنها بخواهید از تو می پرسم در مورد آن این به شما کمک می کند تا در مسیر خود باشید.

مرحله 5: انتشار و تبلیغ

برای من سخت ترین قسمت نوشتن کتاب فروش آن است. بازاریابی و تبلیغات مورد علاقه من نیست. من باید خودم را وادار کنم که از مردم بخواهم یک نسخه بخرند. (که فکر می کنم الان دارم انجام می دهم). نگاهی!)

اما امروز می توانید از فناوری برای بازاریابی یک کتاب کاغذی به سبک قدیمی استفاده کنید. یک وبلاگ کتاب راه اندازی کنید. تبلیغ کتاب در توییتر و با استفاده از صفحه فیس بوک. با افرادی که وبلاگ ، برنامه های رادیویی اینترنتی یا سایر منابع رسانه را اداره می کنند ، مصاحبه کنید. دست خود را دراز کرده و کار خود را به موفقیت برسانید!

یک نظر

  1. 1

    با نوشتن اولین کتابم (و من مشتاقم که بیشتر بنویسم) ، تفاوت زیادی در نگاه مردم به شما به عنوان یک نویسنده وجود دارد. من باهوش تر از قبل از نوشتن کتاب نیستم ، بنابراین گاهی اوقات از واکنش متعجب می شوم. با این حال ، من آنچه را که می توانم بگیرم ، می گیرم!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.