چگونه با رسانه های اجتماعی به اعتبار خود آسیب رساندم ... و آنچه باید از آن بیاموزید

چگونه به اعتبار رسانه های اجتماعی خود آسیب رساندم

اگر تا به حال لذت ملاقات حضوری با شما را داشته ام ، کاملاً مطمئن هستم که شما مرا شخصیت ، شوخ طبع و دلسوز خواهید یافت. اگرچه من هرگز شخصاً شما را ملاقات نکرده ام ، از آنچه ممکن است بر اساس حضور در شبکه های اجتماعی من درباره من فکر کنید ، می ترسم.

من یک فرد پرشور هستم. من علاقه مند به کارم ، خانواده ام ، دوستانم ، ایمانم و سیاستم هستم. من کاملاً علاقه مند به گفتگو در مورد هر یک از این موضوعات هستم ... بنابراین وقتی بیش از یک دهه پیش رسانه های اجتماعی ظهور کردند ، من از فرصت فرصتی برای ارائه و بحث در مورد دیدگاه هایم در مورد هر موضوعی غافل شدم. من واقعاً کنجکاو هستم چرا مردم به آنچه انجام می دهند اعتقاد دارند و همچنین در توضیح اینکه چرا من به آنچه انجام می دهم ایمان دارم.

زندگی در خانه من در حال بزرگ شدن فوق العاده متنوع بود. این شامل همه چشم اندازها - مذهب ، سیاست ، گرایش جنسی ، نژاد ، ثروت و غیره است. پدر من یک الگوی عالی و کاتولیک رومی معتقد بود. او از فرصت شکستن نان با هرکسی استقبال کرد ، بنابراین خانه ما همیشه باز بود و گفتگوها همیشه پر جنب و جوش اما بسیار محترمانه بود. من در خانه ای بزرگ شدم که از هر گفتگویی استقبال می کند.

کلید شکستن نان با مردم این بود که به چشمان آنها نگاه می کردید و آنها همدلی و درکی را که در سفره شما ایجاد کرده بود تشخیص دادند. شما در مورد اینکه کجا و چگونه بزرگ شده اند ، یاد گرفتید. می توانید بفهمید که چرا آنها بر اساس تجربیات و زمینه ای که برای گفتگو آورده اند کاری را که انجام داده اند باور کردند.

رسانه های اجتماعی اعتبار من را خراب نکردند

اگر دهه گذشته مرا تحمل کرده باشید ، اطمینان دارم که اشتیاق من برای حضور در شبکه های اجتماعی را دیده اید. اگر هنوز در اطراف هستید ، متشکرم که هنوز اینجا هستید - زیرا من ناآگاهانه از این فرصت که به ایجاد ارتباطات بهتر و درک بهتر دیگران روی می آوردم ، بیهوده به شبکه های اجتماعی پریدم. حداقل چیزی که می گویم این یک استخر کم عمق بود.

این احتمال وجود دارد اگر مرا در یک رویداد صحبت کنید ، با من کار کنید یا حتی در مورد من شنیده باشید و به عنوان یک دوست در هر کانال رسانه اجتماعی به من اضافه کنید ... من همچنین به صورت آنلاین با شما ارتباط برقرار کردم. کانال های رسانه های اجتماعی من یک کتاب باز بودند - من در مورد تجارت ، زندگی شخصی ، خانواده ام ... و بله ... در مورد سیاست هایم سهیم شدم. همه با امید اتصال.

این اتفاق رخ نداد

وقتی برای اولین بار به نوشتن این پست فکر کردم ، واقعاً می خواستم عنوان آن را عنوان کنم چگونه رسانه های اجتماعی اعتبار من را خراب کردند، اما این می توانست من را قربانی کند در حالی که من یک شركت كننده كاملاً مشتاق در مرگ خودم بودم.

تصور کنید برخی از اتاق های دیگر که همکاران در حال بحث و جدال در مورد یک موضوع خاص هستند ، فریاد می زنند. به اتاق می دوید ، زمینه را نمی فهمید ، پیشینه هر فردی را نمی دانید و نظر کنایه آمیز خود را فریاد می زنید. گرچه ممکن است چند نفر از آن استقبال کنند ، اما بیشتر ناظران فکر می کنند که شما احمق هستید.

من که احمق بود. بارها و بارها و بارها.

برای پیچیده شدن این مسئله ، سیستم عامل هایی مانند فیس بوک بیش از حد مایل بودند که به من در یافتن بلندترین اتاق ها با شدیدترین بحث ها کمک کنند. و من صادقانه از عواقب آن بی توجه بودم. جهان با برقراری ارتباط من با جهان ، اکنون بدترین تعاملات من با دیگران را مشاهده کرد.

اگر من یک به روزرسانی نوشته بودم (# افراد خوب را برچسب گذاری می کنم) که داستانی را در مورد شخصی که انسانی دیگر را فدا کرده و به او کمک کرده است به اشتراک می گذارد ... من دوازده بازدید می کنم. اگر من در به روزرسانی سیاسی یک پروفایل دیگر یک هدیه انداختم ، صدها نفر به دستم رسید. بیشتر مخاطبان فیس بوک من فقط یک طرف من را دیدند و این افتضاح بود.

و البته ، رسانه های اجتماعی از تکرار بدترین رفتار من بسیار خوشحال بودند. آنها اینگونه صدا می کنند نامزدی.

آنچه رسانه های اجتماعی از آن بی بهره اند

آنچه رسانه های اجتماعی فاقد آن هستند ، هر زمینه ای است. من نمی توانم همیشه به شما بگویم که من یک نظر ارائه دادم و بلافاصله بر خلاف آنچه در واقع اعتقاد داشتم برچسب گذاری شد. هر رسانه اجتماعی به روز می کند که الگوریتم ها فشار و کشش را در قبیله های هر دو مخاطبی که حمله می کنند ، ترویج می دهند. متأسفانه ، گمنامی فقط به آن اضافه می کند.

زمینه در هر سیستم اعتقادی حیاتی است. یک دلیل وجود دارد که چرا کودکان اغلب با اعتقادات مشابه والدین بزرگ می شوند. اینطور نیست تلقین، کاملاً به معنای واقعی کلمه این است که آنها هر روز آموزش می بینند و در معرض اعتقاد کسی قرار می گیرند که دوستش دارند و به او احترام می گذارند. این باور در طول زمان توسط هزاران یا صدها هزار تعامل کاملاً پشتیبانی می شود. این باور را با تجربیات پشتیبان ترکیب کنید و آن باورها را قفل کنید. این یک چیز دشوار است - اگر غیرممکن است - چرخش.

من اینجا راجع به نفرت صحبت نمی کنم ... گرچه می توان به طرز غم انگیزی آن را نیز یاد گرفت. من در مورد چیزهای ساده صحبت می کنم - مانند ایمان به قدرت بالاتر ، تحصیلات ، نقش دولت ، ثروت ، تجارت و غیره. واقعیت این است که همه ما اعتقادات ریشه ای در خود داریم ، تجربیاتی که این عقاید را تقویت می کنند و برداشت های ما دنیا به خاطر آنها متفاوت است. این چیزی است که باید مورد احترام قرار گیرد اما اغلب در شبکه های اجتماعی وجود ندارد.

یک مثال که من اغلب از آن استفاده می کنم تجارت است زیرا تا حدود 40 سالگی کارمند بودم. تا زمانی که در واقع کار خود را شروع نکردم و افراد را به کار نگرفتم ، واقعاً از همه چالش های راه اندازی و راه اندازی یک تجارت بی توجه بودم. من مقررات ، کمک محدود ، حسابداری ، چالش های گردش پول و سایر خواسته ها را درک نکردم. چیزهای ساده ... مانند این واقعیت که شرکت ها اغلب (خیلی) در پرداخت فاکتورهای خود تأخیر می کنند.

بنابراین ، همانطور که می بینم افراد دیگری که هرگز کسی را که از طریق اینترنت نظر خود را ارائه می دهد استخدام نکرده اند ، من تمام تلاش خود را برای تهیه نظر خود دارم! کارمندی که کار خود را ادامه می داد ماه ها بعد با من تماس گرفت و گفت: "من هرگز نمی دانستم!". واقعیت این است که فقط تا جای دیگران نباشید فکر می کنم شما وضعیت آنها را درک می کنید واقعیت این است که تا آنجا نباشید ، این کار را نخواهید کرد.

چگونه اعتبار رسانه های اجتماعی خود را اصلاح می کنم

اگر مرا دنبال کنید ، باز هم خواهید دید که من یک فرد درگیر و عقیده آنلاین هستم اما اشتراک و عادات من طی چند سال گذشته به طرز چشمگیری تغییر کرده است. این نتیجه دشوار از دست دادن دوستان ، ناراحتی خانواده و ... بله ... حتی از دست دادن تجارت به دلیل آن بوده است. در اینجا توصیه من برای حرکت به جلو است:

دوستان فیس بوک باید واقعی باشندds

الگوریتم های موجود در فیس بوک از نظر من بدترین هستند. در یک برهه ، نزدیک به 7,000 نفر داشتم دوستان در فیسبوک. در حالی که احساس راحتی می کردم در مورد موضوعات رنگارنگ با دوستان نزدیک در فیس بوک بحث و گفتگو کنم ، این بدترین به روزرسانی های من را در معرض 7,000 نفر قرار داد. این بسیار وحشتناک بود زیرا تعداد به روزرسانی های مثبت من را به اشتراک گذاشت. فیسبوک من دوستان به راحتی حزبی ترین ، افتضاح ترین و کنایه آمیزترین به روزرسانی های من را دیدم.

من فیس بوک را به بیش از 1,000 دوست رسانده ام و همچنان به کاهش میزان پیشرفت ادامه خواهم داد. در اکثر موارد ، من اکنون همه چیز را طوری رفتار می کنم که گویی در معرض دید عمومی قرار گرفته است - خواه اینگونه آن را علامت گذاری کنم یا نه. نامزدی من در فیس بوک به طرز چشمگیری کاهش یافته است. من همچنین مشتاقانه درک می کنم که بدترین افراد را نیز می بینم. من اغلب از طریق پروفایل آنها کلیک می کنم تا نگاه خوبی به فرد خوبی که دارم انجام دهم.

همچنین استفاده از فیس بوک برای تجارت را متوقف کرده ام. الگوریتم های فیس بوک برای شما ساخته شده اند پرداخت تا به روزرسانی های صفحه شما قابل مشاهده باشد و فکر می کنم این واقعا شیطانی است. مشاغل سالها صرف ساختن افراد زیر کردند و پس از آن فیس بوک تمام پیامهای پرداخت شده از طرف پیروان خود را از بین برد ... و کاملاً سرمایه گذاری خود را در زمینه آموزش یک جامعه از دست داد. برای من اهمیتی ندارد که آیا می توانم از طریق فیس بوک کسب و کار بیشتری پیدا کنم ، سعی نمی کنم. علاوه بر این ، من نمی خواهم هرگز با زندگی شخصی خود در آنجا تجارت كنم - كه كاملاً آسان است.

LinkedIn فقط برای تجارت است

من هنوز برای برقراری ارتباط با هر کسی که باز باشد کاملاً باز هستم لینک زیرا من فقط تجارت ، مقالات مرتبط با تجارت و پادکست های خود را در آنجا به اشتراک خواهم گذاشت. من دیده ام که افراد دیگر به روزرسانی های شخصی را در آنجا به اشتراک می گذارند و توصیه می کنند در مورد آن توصیه نکنند. شما وارد اتاق هیئت مدیره نخواهید شد و شروع به فریاد زدن بر روی مردم نمی کنید ... این کار را در LinkedIn نکنید. این اتاق هیئت مدیره آنلاین شماست و شما باید سطح حرفه ای بودن را در آنجا حفظ کنید.

اینستاگرام بهترین زاویه من است

خوشبختانه در اینستاگرام بحث کمی وجود دارد یا هیچ بحثی وجود ندارد. درعوض ، این نمای به زندگی من که می خواهم با دقت آن را درست کنم و با دیگران به اشتراک بگذارم.

حتی در اینستاگرام نیز باید مراقب باشم. مجموعه گسترده بوربن من در واقع مردم را از این نگرانی که ممکن است یک الکل باشم با من ارتباط برقرار کرده است. اگر اینستاگرام من "مجموعه بوربن من" نام داشت ، یک ردیف بوربن که جمع کردم خوب است. با این حال ، صفحه من من هستم ... و شرح من زندگی بالای 50 سال است. در نتیجه ، تعداد زیادی عکس بوربن ، و مردم فکر می کنند که من یک مست هستم. اوه

در نتیجه ، من در تلاش برای تنوع بخشیدن به عکسهای اینستاگرامم با عکس های نوه جدیدم ، سفرهایم ، تلاش برای پخت و پز و نگاه اجمالی دقیق به زندگی شخصی خودم ، عمداً تلاش می کنم.

مردم… اینستاگرام زندگی واقعی نیست ... من می خواهم آن را حفظ کنم.

توییتر تقسیم بندی شده است

من به صراحت در توییتر شخصی حساب اما من همچنین یک حرفه ای برای Martech Zone و DK New Media که من دقیقاً تقسیم بندی می کنم من به طور دوره ای تفاوت را به مردم اطلاع می دهم. من به آنها اطلاع دادم Martech Zoneحساب توییتر من همچنان هستم ... اما بدون نظرات.

آنچه من در مورد توییتر از آن قدردانی می کنم این است که به نظر می رسد الگوریتم ها به جای بحث برانگیزترین توییت های من دید متعادلی از من ارائه می دهند. و بحث های on در توییتر ممکن است لیست پرطرفدارها باشد اما همیشه جریان را تحت فشار قرار نمی دهند. من بیشترین مکالمات را در توییتر انجام می دهم ... حتی زمانی که آنها در یک بحث پرشور هستند. و ، من اغلب می توانم یک گفتگوی احساسی را با کلمه ای مهربان خالی کنم. به نظر می رسد در فیس بوک هرگز این اتفاق نمی افتد.

توییتر یک کانال سخت برای من خواهد بود تا بتوانم نظرات خود را ارائه دهم ... اما من می دانم که این هنوز می تواند به اعتبار من لطمه بزند. یک پاسخ خارج از متن برای کل مکالمه کل نمایه من می تواند نابود کننده باشد. من زمان بیشتری را صرف تصمیم گیری در مورد آنچه که در توییتر به اشتراک می گذارم می کنم نسبت به گذشته. بسیاری از اوقات ، من هرگز روی انتشار روی توییت کلیک نمی کنم و ادامه نمی دهم.

آیا بهترین شهرت این است که یک نفر وجود نداشته باشد؟

در همین حال ، من در صنعت رهبران خود دارای احترام و احترام هستم که به اندازه کافی منظم هستند و هرگز موضعی در رسانه های اجتماعی ندارند. برخی ممکن است فکر کنند که این کمی ناجوانمردانه است ... اما من فکر می کنم که اغلب باید جسارت بیشتری به دهان بست تا اینکه خود را در برابر انتقادات و لغو فرهنگی که می بینیم در اینترنت شتاب می گیرد ، لغو کنیم.

متأسفانه ، بهترین توصیه ممکن است این باشد که هرگز در مورد موضوعی بحث برانگیز بحث نکنید که بتوان آن را نادرست بیان کرد یا از متن خارج کرد. هرچه پیرتر می شوم ، بیشتر می بینم که این افراد تجارت خود را رشد می دهند ، بیشتر به میز دعوت می شوند و در صنعت خود محبوبیت بیشتری پیدا می کنند.

این یک واقعیت ساده است که من افراد بیگانه ای را داشتم که هرگز شخصاً با من ملاقات نکرده بودند ، هرگز شاهد شفقت من نبوده و هرگز در معرض سخاوت من نبوده اند. برای آن ، از برخی از آنچه طی سالهای گذشته در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته ام ، پشیمانم. من همچنین با چندین نفر ارتباط برقرار کردم و شخصاً عذرخواهی کردم و آنها را برای قهوه دعوت کردم تا بیشتر با من آشنا شوند. من می خواهم که آنها مرا به همان چیزی که هستم ببینند و نه کاریکاتور شیطانی که پروفایل شبکه های اجتماعی من آنها را در معرض آن قرار داده است. اگر شما یکی از آن افراد هستید ... به من زنگ بزن، دوست دارم عقب بیفتم.

ناراحت کننده نیست که کلید رسانه های اجتماعی پرهیز از استفاده کامل از آن است؟

توجه: من اولویت جنسی را به گرایش جنسی به روز کردم. یک اظهار نظر به درستی به عدم درج در آنجا اشاره داشت.

6 نظرات

  1. 1

    "این شامل همه دیدگاه ها - مذهب ، سیاست ، ترجیح جنسی ، نژاد ، ثروت ... و غیره است."

    اگر به جای ترجیح از گرایش جنسی استفاده کنید ، بیشتر جنبه فعلی و گسترده تری پیدا خواهید کرد. ما صاف ، همجنسگرا یا هر چیز دیگری را انتخاب نمی کنیم. این هویت ماست.

  2. 3

    من واقعاً دوست دارم که این را نوشتی. این نشان می دهد که شما در واقع چیزی یاد نگرفته اید. نظریه های توطئه ، نفرت و حماقت کلی شما مشکل بود. رسانه های اجتماعی دشمن نیستند (همانطور که شما اشاره کردید) در واقع شما فقط یک نفر نفرت انگیز هستید ... آن توییت را به خاطر می آورید که در آن با زحمت گفتید "برای آنها مقداری چسب گوریل بگیرید" در مورد نشت رادیواکتیو در ژاپن؟ یادم هست ... 10 روز پیش بود. امیدوارم که اعتبار شما در این مسیر ادامه یابد.

    • 4

      زک ، از نظر شما متشکرم من فکر می کنم این مقاله و دیدگاه من در مورد شبکه های اجتماعی را پشتیبانی می کند ، زیرا شما بدیهی است که دیدگاه وحشتناکی نسبت به من دارید در حالی که همکاران ، مشتریان و دوستان من اینگونه نیستند. آرزو می کنم خوب باشی

  3. 5

    وای! چه مقاله جالبی است که پر از بینش درباره مواردی است که همه ما باید به تنهایی از آنها آگاه باشیم. اما همانطور که اشاره کردید ، اهمیت انجام آن هنگام تلاش برای تعادل در شخص بودن و همچنین اداره یک تجارت آنلاین ، حتی بیشتر چالش برانگیز است!

    به نظر می رسد من و شما این ارتباط آنلاین و آفلاین را با همدیگر از سالها پیش آغاز کرده ایم ، به نظر می رسد که همیشه همیشه بوده است. تعداد زیادی فنجان قهوه در کافه ها و مشاغل مختلف در طول راه. هیچ یک از دوستی های دیگر من از روزهای Circle City خلاف واقع نیست ، شما در رابطه دوستانه ای که من از همه از لحاظ جغرافیایی بسیار پشیمان شده ام که نمی توانیم قهوه ، بحث ، بحث ، خندیدن و بله بیشتر به اشتراک بگذاریم ، شاید حتی مقداری بوربن با به طور منظم تر

    اینجا شما ، مشاغل و رسانه های اجتماعی ما هستیم. باشد که ما خودمان با دقت به این آبها بپردازیم و در راهنمایی ایمن مشتریان خود در سواحل نیز کمک کنیم!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.