من امروز حساب Basecamp خود را لغو کردم

اردوگاه 1

Basecampدر گذشته ، من طرفدار آن بوده ام 37 سیگنال. من معتقدم که آنها در طراحی رابط کاربری و سادگی از روز خود جلوتر بودند. کتاب آنها، گرفتن واقعی، هنوز در چگونگی توسعه ، طراحی و ساخت نیازهای محصول تأثیر دارد. من با استفاده از Basecamp از تابستان گذشته چندین پروژه و مشتری من را در آنجا حساب کرده و ردیابی کرده است.

هنگام خواندن 37 سیگنال در طول سال گذشته ، متوجه شده ام که لحن وبلاگ به طرز چشمگیری تغییر کرده است ، به جای اینکه کنجکاو و کاوشگرانه باشد ، بیشتر قضاوت و محدود می شود مورد ، این پست. 37 سیگنال به طور کامل برنامه های آنلاین / آفلاین را با این فرض که اتصال چیزی است که همه در همه جا از آن استفاده خواهیم کرد ، رد می کنند. این نظر من است که در وبلاگ نوشتم:

دیدگاهی که شما به این موضوع نگاه می کنید آنقدر محدود است که من به عنوان یک طرفدار 37 سیگنال واقعاً شوکه شده ام. شما قابلیت های آنلاین و آفلاین را با اتصال به اینترنت مخلوط می کنید.

این مسئله اتصال نیست ، بلکه مسئله مدیریت منابع است. اگر من بتوانم برنامه ای داشته باشم که از منابع یک لپ تاپ به همان اندازه سرور استفاده کند و همچنین تعادل استفاده از پهنای باند را بین این دو ایجاد کند ، می تواند تجربه کاربری خارق العاده ای را برای همه افراد درگیر ایجاد کند.

من همچنین یادداشتی اضافه کردم که استفاده از بمب f کاملاً غیرضروری است. در یک نظرسنجی که در وبلاگ خود انجام دادم ، حدود 40٪ از پاسخ ها اظهار داشتند که آنها استفاده از فحاشی در وب را دوست ندارند. در بسیاری از پست ها ، من دیده ام که آن را به صورت طنز استفاده می شود ... اما در 37 سیگنال وبلاگ آن تقابل بود به من، خواننده ای که ممکن است با آنها مخالف باشد. بی احترامی بود اشتباه نکن ، من فحش می دهم (خیلی زیاد). اما من این کار را در وبلاگ خود انجام نمی دهم ، جایی که سعی می کنم با خوانندگانم ارتباط برقرار کنم تا اینکه آنها را بیگانه کنم.

قسم خوردن دلیل نمی شود که لغو شوم Basecamp امروز حساب کنید از بین 12 کاربری که داشتم ، من تنها کسی بودم که واقعاً از Basecamp استفاده می کردم. فکر می کنم یکی دیگر از دوستانم یک مورد تکمیل کننده را اضافه کرد ، غیر از این که من تنها کاربر سال گذشته بودم (و هزینه حساب را پرداخت کردم). IMHO، آزمایش واقعی قابلیت استفاده یک برنامه این است که آیا مردم واقعاً از آن استفاده می کنند یا نه. مشتریان و همکارانم این کار را نکردند. در واقع ، من فکر می کنم آنها از استفاده از آن اجتناب کردند زیرا این کار برای کاربر پسند نبود.

گرچه دلیل لغو من هم این نبود. چند روز پیش ، وبلاگ آنها بخش دیگری از جهل را معرفی کرد: افراد ایمیل های sc را پیمایش نمی کنند. شاید آنها باید با 6,000 مشتری که ما خدمت می کنیم صحبت می کردند که نرخ های تبدیل و کلیک باورنکردنی در ایمیل های خوب طراحی شده که نیاز به پیمایش دارند ، دریافت می کنند. نظریه "بالاتر از برابر" هنوز پابرجاست - اطلاعاتی که خوانندگان هنگام باز کردن ایمیل می بینند همان چیزی است که آنها را درگیر می کند. این به این معنی نیست که پیمایش نمی کنند! بنابراین - بدون هیچ گونه اطلاعاتی برای حمایت از گفته های مضحک آنها ، خوانندگان وبلاگ Signals vs. Noise اکنون آنها را باور کرده و ایمیل هایی را می نویسند که آموزنده ، مفید ، طراحی شده و غیره نیست ... همه به این دلیل که برخی از وبلاگ ها به آنها گفته اند که این قطعی است پاسخ.

دلیل اینکه حساب Basecamp خود را لغو کردم این است که دیگر به 37 سیگنال ایمان ندارم. من مطمئن نیستم که آیا این استکبار از رشد و موفقیت شرکت آنها است ، اما درخشش آنها از بین رفته است. من هنوز هم طرفدار برخی از عملکردهای ساده برنامه های آنها هستم ... اما به نظر نمی رسد که برنامه ها به طور کلی تغییر وضعیت دهند مانند گذشته. بعداً ببین ، 37! سرگرم کننده بود در حالی که دوام آورد.

از قضا ، من به iGTD ، یک برنامه دسک تاپ ، روی آوردم.

88 نظرات

  1. 1
  2. 2

    من موافقم که نیازی به سوگند خوردن در وبلاگ ها نیست ، اگر شما نمی توانید بدون فحش دادن نظر خود را بیان کنید ، این یک نقطه قوت نیست.

    به نظر می رسد که برای دریافت واکنش در آنجا قرار داده شده است ، زیرا متوجه شدم که تقریباً 200 نظر در وبلاگ 37 سیگنال وجود دارد.

    • 3

      استفان - موافقت کرد. با توجه به قسم خوردن ، این قسمت احترام است که من نمی فهمم. با کمی استعداد ، هنوز هم می توانید کسی را شوکه کنید ، صادق و شفاف باشید ، اما همچنان احترام بگذارید. من نمی فهمم که چگونه قسم خوردن واقعاً می تواند به سود یک وبلاگ شرکت باشد.

  3. 4

    من قبلاً بلاگ 37Signals را به طور مرتب می خواندم ، اما از آن و افراد پشت سر آن بسیار ناامید شدم. افراد هوشمند ، و من تمرکز آنها را بر روی سادگی و تمرکز بر کاربر قدردانی کرده ام. اما - همان چیزی که شما اشاره کردید - تأکید بر وبلاگ بیشتر به انحصارطلبی و مطلق گرایی ("ما حق با ماست ، بقیه فقط احمق هستند") تبدیل شد ، و من آن را موافقانه و آزار دهنده دیدم.

    IMHO ، افرادی که پشت 37 سیگنال هستند امروز به چیزی کاملاً رایج تسلیم شدند ... این فرضیه که خوب ، چون شرکت ما موفق شد ، راه ما برای انجام کارها روش صحیحی است و همه می توانند با یادگیری روش های ما موفقیت ما را تکرار کنند.

    هوگواش افراد بسیار درخشان و بسیار شگفت انگیزی وجود دارند که به دلیل بدشانسی یا بد زمان بودن و همچنین افراد حیرت انگیز جنون و شرکت های مشمئز کننده ای شعله ور می شوند که به دلیل شانس زیاد و زمان خوب موفق می شوند. در مجموع تعداد زیادی از افراد با فرض همبستگی ها و علل وجود دارد که هیچ کدام منطقا وجود ندارند.

    من رویکرد متواضعانه تری را ترجیح می دهم: این همان کاری است که ما انجام دادیم ، این همان کاری است که شرکت ما انجام داد ... آنچه را که می خواهید از آن بگیرید. شاید برای شما عالی باشد ، شاید یک گزینه وحشتناک برای شرکت شما باشد ... شما بهتر می دانید.

    • 5

      نکات عالی ، آدام.

      حدس می زنم یکی از درس های این امر این است که یک وبلاگ می تواند برای شرکت شما هم نعمت باشد و هم نفرین. اگر احمق هستید ... پس وبلاگ شما احتمالاً این را فاش می کند. مردم کار با احمق را دوست ندارند. لحن وبلاگ آنها واقعاً باعث شده است که من متوجه کل شرکتشان نشوم.

      آنچه جالب است خواندن مطالب آخر ماه و مقایسه آنها با کتاب واقعی شدن است. لحن در آغاز فروتنانه آنها بسیار متفاوت است.

  4. 6

    خوشحالم که می بینم که من تنها کسی نیستم که متوجه شد مشتریان آنها نه تنها هرگز از Basecamp استفاده نکرده اند بلکه هرگز وارد آن نمی شوند.

  5. 7

    Adam:

    مثل این است که ذهن من را بخوانید ، و سپس آن را خیلی کوتاهتر از آنچه که می توانستم بنویسید.

    من نیز چند ماه پیش به دلیل نگرش "ما حق با ماست ، بقیه هم اشتباه می کنند - به ما نگاه کنید ، آیا ما فوق العاده نیستیم" از 37s مشترک نشده ام. غمگین ، واقعاً آنها بدون شک افراد با استعدادی هستند.

  6. 8

    همچنین توجه داشته باشید که آنها در گذشته به مارک هرست / تجربه خوب استناد کرده اند و من معتقدم که در کنفرانس ژل وی صحبت کرده اند. خبرنامه Good Experience یکی از طولانی ترین نامه های الکترونیکی است که دریافت می کنم ... و من معمولاً هر کلمه آن را پیمایش می کنم.

  7. 9

    برخی از نکات: من کاملاً با تغییر لحن موافقم و از آن ناراحت نیز شده ام. من مطمئناً SvN را هر روز با اشتیاق قبلی نمی خوانم. با این حال ، من می خواهم چند نقطه مقابل ارائه دهم:

    1. به نظر نمی رسد مانند مشتری هدف Basecamp باشید ، به خصوص اگر بتوانید عملکرد آن را با یک برنامه دسک تاپ مستقل جایگزین کنید. و اگر مشتریان شما وارد سیستم نشوند ، احتمالاً نیازهای PM خود را در جاهای دیگر تأمین می کنند.

    2. پاسخ: قسم خوردن ، وبلاگ آنهاست. تا آنجا که به من مربوط می شود ، من ترجیح می دهم محتوای صادقانه و صادقانه ای داشته باشم تا تله سفیدهایی که همه جا می خوانید.

    3. فکر می کنم که آنها روشن نبودند ، من فکر می کنم آنها به طور خاص به ایمیل های ثبت نام / معرفی ، و نه به طور کلی بازاریابی از طریق ایمیل اشاره دارند. به یاد داشته باشید یکی از اهداف آنها سودآوری هرچه بیشتر و کاهش ناامیدی کاربر با از بین بردن نیازهای پشتیبانی در هر زمان لازم است. اگر آنها این مطلب را ارسال می کنند ، احتمالاً درخواست های پشتیبانی بسیاری از افرادی را دیده اند که ایمیل های ارسال شده به آنها را کامل نخوانده اند. من مطمئن نیستم که آنها چه انگیزه ای برای دروغ گفتن در اینجا دارند. و پاسخ شما به من * کمی * دفاعی و از POV یک بازاریاب ایمیل می رسد (اگر اشتباه می کنم اصلاح کنید).

    - SirZ

    • 10

      سلام SirZ! همه نکات خوب ، بگذارید پاسخ دهم:

      1. شايد من فقط به یک برنامه دسک تاپ مراجعه کردم تا زمانی که بتوانم ابزار مدیریت محصول / مدیریت محصول مشترک دیگری پیدا کنم. من معتقدم که باید یک برنامه عالی برای به اشتراک گذاشتن با مشتریان وجود داشته باشد - من فقط اطمینان دارم که Basecamp در مورد پاسخ مشتریان من قضاوت نمی کند. ایمیل هنوز هم وسیله اصلی برقراری ارتباط با کارها ، اهداف پروژه ، اسناد و غیره بود.

      2. من همه طرفدار شفافیت هستم ، اما شما می توانید بدون فحش دادن نظر خود را بیان کنید. حرف من در این مورد این است که غیر ضروری است و اراده برخی از افرادی که ممکن است محصولات و شرکت شما را دوست داشته باشند را از خود دور کنید. این به سادگی احترام است.

      3. شما کاملاً درست هستید ، پاسخ من به عنوان یک بازاریاب ایمیل دفاعی است. دنیای IT تمایل دارد ارتباطات ایمیل را به دو گروه عملیاتی و بازاریابی تقسیم کند. اگر نظر آنها این است که نامه های عملیاتی نباید پیمایش شوند ، پس باید مبانی این نظر را ارائه دهند. صرف بیان آن واقعیت ندارد.

      براساس مشتری های ما ، واقعیت بسیار متفاوت به نظر می رسد. من داده های خوبی برای حمایت از مخالفت خود ندارم ، اما تجربه شخصی من کاملاً برعکس است. یک ایمیل عملیاتی در مورد نحوه ثبت نام یک است کامل مکانی برای استفاده از HTML با کپی طولانی همراه با تصاویر صفحه ، توضیحات و سایر روشهای عالی طراحی. ممکن است استدلال کنم که یک ایمیل عملیاتی مکان بسیار بهتری برای پیمایش از یک ایمیل بازاریابی است ، زیرا مشترک در واقع انتظار برقراری ارتباط را دارد!

      همچنین این فرصت مناسب برای فرصت های فروش و فروش متقابل است. شما مشتری متعهدی دارید که ممکن است براساس محتوای ایمیلی که ارسال می کنید ، از ارائه خدمات یا خدمات اضافی قدردانی کند.

      با تشکر از نظر شما

      • 11

        یک راه حل عالی آنلاین که می توانید خود میزبان آن باشید (یا از خدمات میزبان آنها استفاده کنید) Copper Project است. این سه طعم دارد که بسته به نیاز شما به تدریج گران می شوند. من دریافتم که در 90٪ موارد من نسخه استاندارد عالی کار می کند.

        من محاکمه Basecamp را انجام دادم و صادقانه بگویم که آن قول را که همه اعتیاد به مواد مخدره باعث شده بود باور کنم ، عملی نکرد. من هنوز هم مشکل دارم که آنها را متوقف کنند و صورتحساب کارت اعتباری خود را متوقف کنند و آنها از پایان کار چندان مفید نیستند.

        خدمات مشتری بخشی از لغت نامه 37Signals نیست که به نظر من نوعی ناراحتی است زیرا آنها سوار بر موج بزرگی از روابط عمومی عالی و حسن نیت عمومی بودند. با خواندن این وبلاگ و سایر مطالب به نظر می رسد که آنها شروع به تخریب ادراک خود در بازار کرده اند. فقط ناراحت.

        • 12

          فقط یک بروزرسانی دیوید هاینمایر هانسون با کمال لطف نسبت به بازپرداخت هزینه های دو ماهه کارت اعتباری که من در آن اختلاف داشتم ، پرداخت کرد. من فقط فکر می کنم روند کار بسیار دشوارتر از آن بود که لازم بود.

          امیدوارم آنها درک کنند که چه چیزی برای ما نشان می دهند. 37Signals واقعاً به یکی از کودکان / شرکتهای تبلیغاتی جنبش web2.0 تبدیل شد و دیدن این آلودگی باعث شرمساری خواهد شد.

          در اینجا چند تز از مانیفست Cluetrain آورده شده است که به خصوص مربوط به نظر می رسد ...

          18 شرکت که متوجه بازارهای خود نیستند ، اکنون شخص به شخص دیگر شبکه شده اند ، در نتیجه هوشمندتر می شوند و به طور عمیق در گفتگو شرکت می کنند بهترین فرصت خود را از دست می دهند.

          21 شرکت باید سبک شوند و کمتر جدی بگیرند. آنها باید حس شوخ طبعی پیدا کنند.

          89 ما قدرت واقعی داریم و آن را می دانیم. اگر نور را کاملاً نمی بینید ، لباس های دیگری همراه شما می آیند که با دقت ، جالب تر ، سرگرم کننده تر بازی می کنند.

          95 ما در حال بیدار شدن و پیوند دادن با یکدیگر هستیم. ما در حال تماشا هستیم. اما ما منتظر نیستیم.

          … و از Nordstroms

          کارها را با مشتری درست کنید در غیر این صورت شما باقی می مانید

    • 13
  8. 14

    من از زمان کتابشان اعتقاد زیادی به 37Signals داشتم و فکر می کردم سخنرانی اصلی آنها در SXSW سال گذشته بسیار عالی بود. با این اوصاف ، من فکر کردم فقط من کسی هستم که Basecamp را کاملاً بی نقص می داند. من هنوز هم هر روز از آن استفاده می کنم اما به جای اینکه از این که قید برنامه های دسک تاپ خود را شکسته ام ، احساس راحتی کنم ، از آن وحشت دارم. تا جایی که لحن وبلاگ آنها می رود ، من واقعاً نمی توانم اظهار نظر کنم ، زیرا من فقط یک خواننده نیمه منظم هستم ، اما به شدت احساس می کنم هرکسی که در یک فضای "حرفه ای" نفرین کند ، سخت تلاش می کند با بچه ها

  9. 15

    من خودم از دیدن استفاده آنها از بمب F در پست خود متعجب شدم. همانطور که به درستی بیان کردید ، کاملاً غیر ضروری است و در نهایت فقط نوجوان است. عامل "جالب" ضد استقرار بودن از مدت ها قبل پوشیدن نازک را شروع کرده است. همان بیهوده ای که وبلاگ آنهاست ، همانطور که SirZ اشاره کرد ، به هر حال ، من فکر نمی کنم کسی اظهار کند که آنها حق چنین کاری را ندارند ، اما این باعث می شود که این کار محتاطانه باشد ، و نه من باید شخصاً آن را بپذیرم.

    کتاب آنها برای من شوخی بود. لفاظی های افرادی که بخاطر پررنگ بودن پررنگ بودند. مطمئناً بیشتر پیشگامان در همه صنایع با جریان اصلی کار نمی کنند ، اما نگرش f-off مضحک است. نه ، ساده بودن به خاطر ساده بودن همیشه ایده خوبی نیست.

    من همچنین همیشه آرزوهای آنها برای Rails یا کمبود آن برای این موضوع خطا کرده ام. 37 سیگنال در موارد مختلف اظهار داشته است که آنها نمی خواهند Rails جریان اصلی یا "خیلی موفق" باشد ، و طرفداران این کار را می خورند. مطمئنا ... در یک سطح اصلی که ممکن است خوب باشد ... اما بیایید عمل گرا باشیم. یکی از بزرگترین چالش هایی که توسعه دهندگان Ruby و به خصوص Rails با آن روبرو هستند ، نادر بودن محیط هایی است که به راحتی برای استفاده از آنها تنظیم می شود. روبی فقط همه جا حاضر PHP یا حتی پایتون نیست. اگرچه توسعه ممکن است یک سرگرمی باشد ، من این کار را عمدتا برای کسب درآمد انجام می دهم. من خوش شانس هستم که می توانم کاری را که دوست دارم برای گذران زندگی انجام دهم انجام دهم ، اما هنوز هم باید قبض ها را بپردازم و به بچه ها غذا بدهم. درخواست از مردم برای ایجاد چنین ایمان ، تلاش و منبعی برای چیزی ، و سپس گفتن اینکه شما نمی خواهید این موفقیت به اندازه موفقیت آمیز باشد ... بنابراین سودآوری استفاده از آن را به حداکثر برسانید - به نظر من هوگواش است.

    مدت ها پیش 37 سیگنال توسط هوبریس مسموم شد. من تعجب می کنم که این مدت طولانی مردم را گرفته تا شروع به دیدن آن کنند. آنها عمدتا برای خود به عنوان یک ماشین بازاریابی وجود دارند.

  10. 16

    یک چیز دیگر می خواستم به SirZ اشاره کنم. صرف نظر از ظرفیت کار به عنوان یک بازاریاب ایمیل ، من نظرات او را کاملا بی اعتبار نمی کنم. همچنین تشخیص دهید که این امر به وی امکان می دهد بینش و دانش در مورد صنعت و آنچه که م moثر است بیش از دیگران ، از جمله خود شما و احتمالاً 37 سیگنال است. نظرات به تنهایی باعث درآمد شما نمی شوند ، نتایج به شما پول می رسانند ... و اگر روش های آقای کار به نتیجه برسد ، شما کی هستید که آنها را تخفیف دهید؟

  11. 17

    من موافقم که لحن وبلاگ آنها بیش از حد "همه را بدانید" و اشتیاق خود را برای درست کردن آن از دست داده است. من همچنین احساس کردم که در معرفی Highrise که بیش از حد هیجان زده شده بود و اکنون که آن را دیده ایم دارای امتیاز بالاتری است. من هنوز حساب Basecamp خود را دارم ، اما با دقت در حال تماشای آن هستم.

  12. 18

    چیزی که من را در مورد 37 سیگنال بسیار آزار داد ، کمپین بازاریابی 1,000,000،XNUMX،XNUMX کاربر Basecamp آنها است. این فقط صادقانه نیست ، زیرا من مثبت هستم که درصد زیادی از آنها کاربران فعال نیستند.

    من حداقل 4 حساب مختلف Basecamp دارم و در چند ماه گذشته فقط از یکی از آنها استفاده کرده ام. مانند شما داگ ، می بینم که با هر پروژه تعداد انگشت شماری از کاربران وجود داشته که هرگز وارد سیستم نشده اند یا فقط یک یا دو بار برای بررسی آن وارد سیستم شده اند.

    و از آنجا که هیچ نسخه آزمایشی زنده وجود ندارد ، من مطمئن هستم که بسیاری از افراد فقط برای بررسی نرم افزار در حساب رایگان ثبت نام می کنند و در نهایت از آن برای چیز واقعی استفاده نمی کنند.

    • 19

      آد ،

      این نکته بسیار جالبی است ، من را به یاد تعداد مشترکین روزنامه می اندازد ؛). من واقعاً از واکنش شدید این پست متعجب شده ام! به نظر می رسد تعداد کمی از افراد منتظر یک انجمن بودند تا نارضایتی خود را تخلیه کنند.

      BTW ... آن شخص دیگری که از او صحبت کردم شما بودید. 😉

  13. 20

    نکات جالب با تشکر از مقاله همیشه دیدن دیدگاه جایگزین جالب است (بیشتر چیزهایی که شخص در مورد 37 سیگنال آنلاین می خواند ستایش درخشان است).

    من سرانجام حساب Basecamp خود را نیز لغو کردم ، اما بیشتر مربوط به این واقعیت بود که عملکرد فقط آن چیزی نبود که لازم داشتم.

    ممکن است این مقاله برای شما جالب باشد:

    37Signals: Business Bloat در مقابل Feature Bloat

  14. 21

    ما هفته گذشته از Basecampe به TaskFreak رایگان (و ساده تر) رفتیم. ما آن را دوست داریم و به گذشته نگاه نمی کنیم.

  15. 22

    این به من یادآوری می کند که باید حساب خود را لغو کنم. من ماههاست که از آن استفاده نمی کنم و همیشه یکی از مواردی بود که می خواستم استفاده کنم اما هرگز استفاده نکردم.

    بله Basecamp را ببینید.

  16. 23

    همین الان هم لغو شد

    به ندرت از آن استفاده می شد ، و مشتریان من نیز استفاده نکردند (همانطور که در آخرین تاریخ ورود نشان داده شده است). امروز صبح آنها را صدا کرد و پرسید که آیا باید این کار را ادامه دهم؟ با کمال تعجب (؟) تک تک آنها (4) نه گفتند!

    جان.

    PS ، ایمیل من به آنها:

    "این هیچ ارتباطی با کل بحث" کلمه f "ندارد ،
    شما می توانید به هر آنچه دوست دارید لعنت کنید ، پس من هم ...

    مشکل این است که من خودم را در حالی که با استفاده از آن نفرین می کردم گرفتم
    ابزارهای شما و تهیه و نگهداری از آن برای من بسیار دشوار است
    مشتریان من برای استفاده از BackPack.

    اخیراً به دلیل بد بودن ، یک پروژه / مشتری را از بین راه از دست دادم
    ارتباطات (و BackPack نقش عمده ای در این امر داشت).

    یک مصاحبه غیررسمی امروز صبح نشان داد که سایر مشتریان من نیز به آن فحش می دهند ، بنابراین تصمیم آسان بود ...

    FYI ، برخی از شرایط من / آنها:

    - ادغام با ایمیل و جریان پروژه "عادی" بد است /
    وجود ندارد (به نظر می رسد ممکن است نامه الکترونیکی cc HighRise باشد
    تا حدودی راه حل)

    - سایت خیلی ساده است

    - نسخه برداری فایل ناکافی و خیلی اساسی است

    - ابزارها به درستی ادغام نشده اند (1 سال بعد ، صفحات نوشتاری هنوز تازه متای تازه هستند؟ بنابراین یک دکمه بازگشت ساده مرورگر کار نمی کند)

    - تابلوهای نوشتاری ، قسمت مورد علاقه من در سایت شما ، از ابزارهای ساده و ساده قالب بندی رنج می برد (یکی از مشتری ها به من گفت که ساعت ها تلاش کرده تا لیست های گلوله ای تورفتگی را به درستی انجام دهد)

    - آخرین اما مطمئناً کمترین نیست ، همانطور که اخیراً فهمیدم ، صادرات داده ها کاملاً بد است. WTF به صادرات XML اهمیت می دهد ، اما من هنوز مجبورم همه پرونده ها را جداگانه بارگیری کنم ، تخته های نوشتاری را جداگانه ذخیره کنم و غیره. "

    شما یک بار از منحنی جلوتر بودید ، اما این زمان ها سریع است و فکر می کنم زمان برخی از درون نگری های صادقانه فرا رسیده است. "

  17. 24

    برای سابقه ، ما هرگز نگفته ایم "ما درست می گوییم ، همه دیگران اشتباه می کنند" و ما اعتقاد نداریم که "ما درست هستیم ، همه دیگران اشتباه می کنند"

    ما به سادگی آنچه را که برای ما کار کرده است به اشتراک می گذاریم. اگر همه اینها برای شما مفید است ، عالی است. اگر برخی از آنها برای شما مفید است ، عالی است. اگر هیچ کدام به درد شما نمی خورد ، عالی است. هر ارزشی که پیدا کردید بگیرید و بقیه را پشت سر بگذارید.

    شاید بخواهید این فصل از کتاب ما را مرور کنید:
    http://gettingreal.37signals.com/ch01_Caveats_disclaimers_and_other_preemptive_strikes.php

    به طور مشخص:

    "شما بیش از حد از یک منظره سیاه و سفید استفاده می کنید."
    اگر لحن ما بیش از حد آگاهانه به نظر می رسد ، ما را تحمل کنید. ما فکر می کنیم بهتر است ایده ها را با حرکات جسورانه ارائه دهیم تا اینکه در این مورد شجاعت داشته باشیم. اگر چنین اتفاقی افتاده و لجن آور باشد ، همینطور خواهد بود. ما ترجیح می دهیم تحریک کنیم تا اینکه همه چیز را با "این بستگی دارد ..." آبیاری کنیم. البته مواردی پیش می آید که این قوانین باید کشیده یا شکسته شوند. و برخی از این تاکتیک ها ممکن است در شرایط شما صدق نکند. از قضاوت و تخیل خود استفاده کنید.

    • 25

      جیسون ،

      اول - بسیار سپاسگزارم که پاسخ دادید. من هرگز فکر نمی کردم که این پست کوچک مانند گذشته رو به افزایش باشد. من امیدوارم که شما بتوانید فراتر از ادعای رد خود در کتاب خود بنگرید و به صحبت های بسیاری از افراد در این پست گوش دهید.

      از آنجا که شما کتاب خود را نقل می کنید ، من چند منبع در اینجا می آورم:

      1. به نظر می رسد که شما این کار را نکرده اید مشتری های مناسب استخدام کنید.
      2. شما شخصیت محصول شما ممکن است نقایصی داشته باشد که باید بررسی شود.
      3. سوار شدن بر موج بلاگ فراز و نشیب های خود را دارد.

      همانطور که در پست اصلی خود گفتم - گرفتن واقعی امتحان زمان را پشت سر گذاشته و من هنوز هم طرفدار بزرگی هستم. من واقعاً تیم شما را به چالش می کشم تا دیدگاه وبلاگ خود را مرور کنید. این واقعا خشن است و من اطمینان دارم که می توان آن را کاهش داد تا به دیگران کمک کند و به آنها سر و صدا نکنید.

  18. 26

    برای خودم ، مشتری تجربه 37S را بر اساس تجربه پشتیبانی متوقف کردم. پس از مشکل در راه اندازی برخی از پروژه های Basecamp ، من در این نامه شرکت کردم تا بپرسم چرا این پروژه ها به جای من متعلق به مشتریان من بوده است. پاسخ یک خط در امتداد خط "سلام تاد بود. این پروژه با مشتری در ارتباط است زیرا این کسی است که پروژه با آن مرتبط است "یا چیزی تقریباً نزدیک به آن. دایره ای ، غیرمفید و مایل با نیاز واقعی که دانستن چگونگی تغییر آن بود (دیروز) فاصله داشت.

    درخواست پشتیبانی دوم نیز تحت درمان مشابهی قرار گرفت - پاسخی سریع ، به نقطه ای که هیچ کمکی برای شما نکرد ، در راستای "این همانگونه است که هست ، زیرا چنین است." درخواستی برای ایجاد تغییر در نرم افزار از آن ارتباط پشتیبانی بی پاسخ ماند.

    برداشتن برای من این احساس بود که "اگر در طراحی ما مشکلی دارید ، به جای دیگری بروید" ، یا حداقل آنها را در آن ننویسید.

  19. 27

    داگلاس ، وبلاگ ما از سال 1999 به همین شکل است. وبلاگ ما همان صدایی را دارد که ما برای گفتگو در بین خود استفاده می کنیم. ما شخصیتی کراوات پوش برای ارتباطات عمومی خود ابداع نمی کنیم. ما همان هستیم که هستیم - چه در صحنه و چه در خارج از صحنه. بهانه نمی گیریم. ما به این موضوع بسیار افتخار می کنیم. ای کاش افراد و شرکتهای بیشتری اینگونه بودند.

    ما ایده های خود را بدون فیلتر به اشتراک می گذاریم. اینگونه است که ما همیشه کارهایی را انجام داده ایم و ادامه خواهیم داد. ما معتقدیم که بهتر است خود باشید تا اینکه شخص دیگری باشید - مهم نیست شرایط. گاهی قسم می خوریم. معامله بزرگ گاهی اوقات شما ما را "نادان" صدا می کنید. معامله بزرگ اگر به دنبال فرصتی برای رنجش هستید ، هر دو به یک اندازه توهین آمیز هستند.

    ما هرگز سعی نکرده ایم که همه را خوشحال کنیم. ما می فهمیم که بعضی از افراد نحوه گفتگو یا نحوه تفکر یا نحوه عملکرد را دوست ندارند. خوبه. افراد زیادی هستند که شما را نیز دوست ندارند. خوبه. زندگی همین است.

    از آنجا که شما برای ما بازخورد دارید ، من نیز برای شما بازخورد دارم. شما گفتید: "چند روز پیش ، وبلاگ آنها بخش دیگری از جهل را معرفی کرد." با توجه: http://www.37signals.com/svn/posts/357-people-dont-scrollemails

    آیا افرادی که در نظرات با ما موافق هستند نیز نادان هستند؟ آیا راحت هستید که به همه این افراد جاهل هم می گویید؟ آیا ریچارد برد نادان است؟ آیا استیون بائو نادان است؟ آیا بن ریچاردسون نادان است؟ آیا امی گیلینگام نادان است؟ آیا دیو روزن نادان است؟ آیا Scott Meade از Concept Share نادان است؟ آیا آنتونی کاسالنا از SquareSpace نیز نادان است؟ آیا جاش ویلیامز از BlinkSale نادان است؟ آیا می توانید نظر خود را در وبلاگ یا وبلاگ خود ارسال کنید و بگویید همه این افراد نیز نادان هستند؟ یا پشت حرفهای خود نخواهید ایستاد؟ منظورت اینه که چی میگی؟

    آیا رایان از ارسال این مطلب بی اطلاع است؟
    http://notrocketsurgery.com/articles/2007/04/02/the-mile-high-club-37signals-fuck-yeahs-and-productivity-stock-art

    ممکن است بخواهید "نادان" را برای نظراتی که شایسته آن هستند مانند نژادپرستی ، تعصب ، بیگانه ستیزی - نه نظر کسی در مورد طولانی بودن ایمیل ، ذخیره کنید.

    • 28

      جیسون ،

      البته این افراد نادان نیستند. آنها منبر قلدری که وبلاگ شما دارد را ندارند. آنها بر اساس نظر شخصی خود به سادگی در حال اظهار نظر و پشتیبانی هستند. رایان هم نادان نیست. او همچنین نظر خود را ارائه می دهد. به آن احترام میگذارم. و البته ، برای برخی ، این درک واقعیت است. شاید این افراد با استفاده از این روش آزمایش کرده و موفقیت کسب کرده باشند.

      پست شما به عنوان نظر ارائه نشد ، بلکه به عنوان واقعیت ارائه شد. من معتقدم که این نادانی بود. جاهل به این صورت تعریف می شود فاقد دانش یا اطلاعات مربوط به موضوع یا واقعیت خاص. هیچ ارتباطی با نژادپرستی یا تعصب و غیره ندارد.

      صادقانه بگویم ، واقعاً نیازی به پاسخ دادن نیست ، جیسون. با توجه به پاسخ شما ، اظهارات من همه درست است. لحن تغییر کرده است. این خیلی ساده است. با آرزوی موفقیت برای شما و شرکت شما.

  20. 29

    فکر می کنم سوگند خوردن مسئله ای نیست. در این مورد ، تأکید مناسب را اضافه کرد. ما بچه نیستیم ما اینطور صحبت می کنیم یا حداقل من این کار را می کنم.

    اما وبلاگ 37 سیگنال من را به عنوان یک ادعا تصور می کند. مرتب کردن بر اساس این "ما متوجه شدیم که شما در مورد این مسائل چقدر اشتباه می کنید".

  21. 30

    داگلاس ، حالا شما مثل یک بازنده سخت به نظر می رسید. جیسون به وبلاگ شما می آید تا نظرات خود را بگذارد و حالا شما به او می گویید که پاسخی ندهد؟ این چه نوع رفتار کودکانه ای است؟

    همچنین با پیشنهاد اینکه پست جیسون به عنوان واقعیت عنوان شده است ، به این نتیجه می رسید. این یک نظر بر اساس تجربه او است. این یک قطعه (نظر / سرمقاله) است. تحقیقات علمی واقعیت است. من فکر نمی کنم جیسون هرگز پست خود را علمی ، یا واقعیت ، یا چیز دیگری غیر از نظر خود را بر اساس تجربه خود در نظر بگیرد.

    و قبل از انتقاد ، چرا با مهربانی از او نمی پرسید که آیا نظر او است یا واقعیت؟ من مطمئن هستم که او خوشحال خواهد شد که به شما پاسخ دهد. سپس شما بیشتر در مورد قصد او مطلع خواهید شد. شما می توانید فرض هایی بکنید یا می توانید حقیقت را بدانید.

    سرانجام ، من نمی دانم که چگونه می توانید منطقاً استدلال کنید که یک شخص نادان است اما افراد دیگری که با او موافق نیستند. مهم نیست که چه کسی آن را اول گفته یا کجا گفته است. همه آنها موافق هستند. مفسران از موضع جیسون حمایت می کنند. بنابراین یا اعتقاد دارید همه آنها نادان هستند و یا هیچکدام نادان نیستند. وقتی همه موافق باشند نمی توانید گیلاس انتخاب کنید.

    • 31

      مایکل دیگر ،

      1. پاسخ: Sore Loser - Sore؟ آره. من برای ایجاد برخی از نگرانی های من به عنوان مشتری قبلی ، پستی نوشتم و صاحب شرکت به وبلاگ من آمده و آنها را رد می کند. او همچنین هر کس دیگری که نظر منفی داده است را اخراج می کند. جای تأسف است - من به چیزهای بیشتری امیدوار بودم. بازنده؟ آره. من وقتم و پولم را با سرمایه گذاری روی ابزاری از دست دادم که دیگر نمی توانم از آن استفاده کنم.

      2. جیسون اظهار داشت که این نظر است و در ادامه فصل 1 کتاب وی بیان کرد که وبلاگ نظر است. من ادراک (این نظر من است) متفاوت بود و من آن را بیان کردم.

      3. جیسون اظهار داشت اینجا نظر است ، نیازی نبود از او سال کنم. همچنین ، بخاطر داشته باشید که دلیل من برای ترک این فقط پست نبود - این تحول در لحن و از بین رفتن احترام به SvN و همچنین عدم استفاده از نرم افزاری بود که باعث ترک من شد. این تنها یک رویداد نبود ، بسیار زیاد بود.

      4. پاسخ: ناآگاهی: شما بدون اینکه متوجه شوید از بحث من حمایت می کنید. اگر SvN عبارتی پتو را بیان می کند که هیچ کس ایمیل را پیمایش نمی کند ، اکنون اگر اینگونه ارائه شود ، مردم می توانند به آن واقعیت نگاه کنند. SvN برای آن ارائه نادان است ، طرفداران اینگونه نیستند. ممکن است اطلاعات غلطی از آنها گرفته شود ، اما نادان نیستند. این دقیقاً به همین دلیل است که من نظریه SvN را به چالش کشیدم - وقتی "نظرات" آنها به عنوان واقعیت ارائه می شود ، باید وبلاگ ها را تحت فشار قرار دهند.

      با تشکر از بازدید شما

  22. 32
    • 33

      ممنون ، لوپه در حالی که من به دنبال ویکی پدیا برای همه پاسخ های خود نیستم ، اما نقل قول را دوست دارم:

      تعريف ديگر بيان مي دارد كه ناداني عبارت است از اينكه مطابق نيازها يا عقايد خود مطابق با اطلاعات خاصي عمل نكنيم يا رفتار نكنم.

      به نظر من به همین دلیل است که پست وبلاگ پیمایش نامه الکترونیکی در SvN نادان بود. آنها ترجیح دادند برای تأیید نظریه خود ، داده های معتبری را تحقیق و یا ارائه ندهند. و در واقع ، این امر متناسب با نیازهای آنها از زمانی که آنها قالب ایمیل جدید خود را متصل می کردند ، بود.

  23. 34

    سلام داگلاس ،

    من از دیدگاه شما حمایت می کنم ... و این یک نکته جالب دیگر در روزهای حضور من در آمریکن اکسپرس است - برای آزمایش نظریه "کاربران پیمایش نمی کنند". من URL های مختلفی داشتم که در پیوندها در بالای ایمیل و آنهایی که در پایین هستند رمزگذاری شده است ، خوب ، خوب ، "زیر پوشه". و مواردی که در پایین قرار دارند نیز به خوبی مواردی که در بالا هستند کلیک شدند. این از کیفیت و تناسب مطالب صحبت می کند. اگر محتوای شما مرتبط نباشد ، کاربر از اولین صفحه نمایش اطلاع دارد و بنابراین بدون نیاز به خواندن مطالب بیشتر ، آن را رها می کند. ایمیل های من که به جای تبلیغات تبلیغاتی یا تبلیغاتی تبلیغاتی ، حاوی منابع ، نکات و راهنمایی های مربوط به اعضای کارتهای کوچک تجاری هستند ، همیشه مقدار زیادی (یعنی حداکثر 70٪) کلیکها از پیوندهای موجود در پایین ایمیل است.

    من همچنین برای مقدماتی پروژه basecamp را امتحان کرده ام ، و در حالی که بسیاری از اسناد را به کتابخانه / مخزن ارسال کردیم ، در نهایت باعث شدم مشتری به جای آن به اسناد گوگل تغییر کند. با تشکر از نظرات شما

    بهترین،
    آگوستین

  24. 35

    چرا با کسی درمورد نظر خود درباره طول ایمیل تماس بگیرید. کلمات کاملا سنگین در آنجا برای نظر شخصی کسی. اگر نظر کسی را دوست ندارید ، نوشتن یک پست طولانی درباره آن و جلب توجه به وسواس عجیب و غریب خود در اشاره به نادانی مردم چه ارزشی دارد؟ قبلاً آن را بردارید.

    شما در حال انجام یک آزمایش بزرگ بر روی یک نفر هستید که از تجربه شخصی او نکته ای را یادآوری می کند! لطفا ، بزرگتر باشید و حرکت کنید.

  25. 37

    آیا شما مردم از ذهن خود خارج شده اید ؟! من انرژی زیادی را در یافتن راه هایی برای کارمندانم صرف می کنم تا زمان بیشتری را صرف استفاده از ایمیل ها بکنم تا بیشتر. برای رسیدن به نکته: ایمیل ها در حال حاضر یک حواس پرتی غیرقابل کنترل هستند. چرا کسی روی زمین پیشنهاد می کند که عمق ایمیل ویژگی مطلوبی است؟

    • 38

      ریچارد ،

      موافقتم این است که کارکنان وقت کمتری را از طریق ایمیل و زمان بیشتری را از طریق تلفن یا رو در رو بسیار پربارتر می کنند.

      من دوست دارم حجم ایمیل هایم را به نصف کاهش دهم ، اما طول محتوای آن ایمیل ها به همان اندازه خشک و خشک نیست. من فکر می کنم دلایل معتبری برای داشتن نسخه طولانی در مقابل نسخه کوتاه وجود دارد. html در مقابل متن و غیره

      اگر می خواهیم در وقت خواندن صرفه جویی کنیم ، بیایید قراردادها و سایر موارد قانونی و تفریحی را از دست بدهیم این مدارک باعث اتلاف وقت بسیار بیشتری می شود و هزینه بیشتری برای ما در ازای پرداخت هزینه وکلای دادگستری برای رمزگشایی آن صرف می کنیم!

      متشکرم برای متوقف کردن!

  26. 39

    خوب ، من سعی کردم از basecamp در یکی از پروژه ها استفاده کنم و هیچ یک از هم تیمی هایم خرید آن را نکردند. شاید این ماهیت پروژه بود ، اما من دریافتم که اگرچه من می خواستم برای درک رابط کاربری دمدمی مزاج وقت بگذارم ، اما بیشتر افراد تیم من این کار را نمی کردند.

    تغییر نقاط عطف واقعاً دشوار بود و اگر بعضی از کارها به یکدیگر بستگی داشت و شما چند مورد را از دست دادید راهی برای تنظیم مجدد کارها و غیره وجود نداشت.

    خوشحالم که من فقط از نسخه رایگان آن استفاده کردم و با خرید نسخه پولی به آن تعهد ندادم. پس از مدتی ، من تنها کسی بودم که از تخته سفید و غیره استفاده می کردم و از برخی ویژگی های دیگر سیستم IM (یکی دیگر از محصولات آنها) استفاده می کردم. آزمایش ما با کمپ پایه به عنوان یک ابزار نیمه کاره مدیریت پروژه یک شکست عظیم بود. رابط کاربری نوعی عجیب و غریب است و چندان سازگار نیست (از 8 ماه پیش - فکر می کنم اخیراً وارد سیستم نشدم)

    من فکر می کنم آنها مزه بیش از حد کوولید خود را می چشند و تمام این راه من یا بزرگراه در طولانی مدت جواب نخواهد داد. منظور من این است که ، اگر شما تصدیق می کنید که مشتریان خود را در اولویت خود قرار دهید ، پس چگونه می توانید تقریباً از هر نوبت آنها را کوچک شمرده و در مورد همه امور به عنوان پدر و مادر اظهار نظر کنید ، گویی که همه حقیقت را می دانید و بقیه فقط یک جنون هستند. ؟

  27. 40

    "بمب f"؟ چه تبلیغاتی **

    من مطمئن هستم که 37signals اهمیت می دهند که برخی از چشمان چشمان روشن در کت و شلوار دیگر به دنبال لیسیدن یک **** خود نیستند.

    نگران نباشید ... من مطمئن هستم که حالا که 37 سیگنال دیگر مد نیست ، یک باند جدید پیدا خواهید کرد تا از آن استفاده کنید.

    • 41

      اوچ فرانک! "کت و شلوار کت و شلوار" - که مرا خندید. لطفاً ویرایش ها را بهانه کنید ، ممکن است خوانندگان دیگر من از این شوخ طبعی استقبال نکنند.

  28. 42

    من از Basecamp در هر دو آخرین کارفرمای خود استفاده کرده ام. من نسبت به آن بسیار انتقادی داشته ام ، بیشتر به این دلیل که جیسون فرید و شرکت فوق العاده پرمدعا هستند و صادقانه بگویم همه برنامه های آنها همان پایگاه داده است که با UI کمی عقب مانده متفاوت است. در حالی که از آنها شکایت داشتم ، من همچنین بزرگترین کاربر basecamp بودم. غالباً از من سال می شود "اسناد و مدارک کجاست؟" و من پاسخ خواهم داد ، "در Basecamp ... جایی که متعلق است ... درست است؟" سرانجام نفر دوم مجبور شدم یک ویکی محلی راه اندازی کنم ، که یک خیلی استفاده بیشتر زیرا ظاهراً به دست آوردن دانش در یک مخزن اطلاعات با قالب وبلاگ دشوارتر است. 🙂

    از زمانی که کار آزاد را شروع کردم ، مدام فکر می کنم که باید بروم و یک حساب کاربری پایه را بگیرم و آن را به تعویق بیندازم تا منتظر بمانم تا ضروری شود. هنوز لازم نشده است ... و حالا فکر می کنم احتمالاً نخواهد شد.

  29. 43

    من در این مورد کاملاً مطمئن نیستم ، اما استفاده از کلمات f ممکن است تا حدودی از فیلم Snakes on a Plane الهام گرفته شود که بیش از حد از این کلمه خاص استفاده کرده است. به همین دلیل به این فیلم گاهی اوقات "مارها در هواپیما ****** g" گفته می شود.

    من بد نیستم که افراد در وب در محدوده و متن قرار بگیرند. اگر نه ، من فقط آن را نادیده می گیرم.

    • 44

      در 24 ، که نمایشی برای کل خانواده است ، آنها مجاز به لعن و نفرین نیستند. تنها ابراز سرخوردگی مجاز است "لعنت بر آن" - که برخی دانشجویان را وادار به شروع یک بازی نوشیدن یک گلوله کرد هر بار که نماینده بائر از این عبارت استفاده می کند.
      وقتی نویسندگان این موضوع را فهمیدند ، شروع به تغذیه خطوطی کردند که "لعنتی لعنتی" فقط برای دیدن بچه هایی که 3 عکس پشت سر هم خالی می کنند.

      فقط برای این که کمی طنز را به این بحث برگردانم.

  30. 45

    واکنش من نسبت به "واقعی شدن" ممکن است زودرس باشد اما در حال تبدیل شدن به جای مناسب است: موضوع آن این است که 37 سیگنال بودن و فروش یک PDF $ 19 به ارزش شسته نشده عالی است.

    چشم خود را بر روی ORGware نگه دارید
    برای اعلامیه ، خیلی زود این منبعی خواهد بود که به دنبال آن هستید.

    اینجا هیئت مشاوران ما است.

  31. 46
  32. 47

    F *** شما Douglas Karr. من یک دقیقه باور نمی کنم که 'f-bomb' ، همانطور که خیلی مسخره آمیز آن را بیان کردید ، دلیل بر کنار گذاشتن نرم افزار نبوده است. شما بیشتر مقاله را صرف تلاش برای متقاعد کردن ما کردید که اینگونه نبوده و کاملاً شکست خورده اید. من فکر می کنم که هر انسانی با کمترین بیان ، و هرگز از یک وبلاگ نویس مقدس "فن آوری بازاریابی" ، در صورت وجود ماده اصلی نگرانی خود را به اطلاع می رساند.

    به عنوان یک "متخصص فن آوری بازاریابی" ، احتمالاً شما یک فروشنده روغن مار هستید. تا آنجا که من می توانم بگویم ، شما باید در این کار بسیار بد باشید.

    F *** شما Douglas Karr. شما هم خیلی مسخره به نظر می آیید

    • 48
    • 49

      ... خوب ، من حدس می زنم که فصاحت این پاسخ به خودی خود صحبت می کند.

      به عنوان خواننده طولانی مدت وبلاگ داگ ، مجبور هستم جزئیات لازم را بیان کنم و بگویم که او هرگز به عنوان مسخره برخورد نکرده است.

      جیز ، من هرگز وارد 37 سیگنال نشده ام ، اما از راه دفاع تهاجمی آنها ، من دقیقاً تمایل به کسب اطلاعات بیشتر ندارم ...

  33. 50

    John Beeler: شما می دانید که این نکته جالب توجه است. من تعجب می کنم که چرا همه برنامه های ریل تقریباً یکسان به نظر می رسند و دارای مشکلات قابل استفاده زیادی هستند. (و شما فقط قرار است "آن را بگیرید" زیرا DHH یا برخی دیگر از پاپ های آنها می توانند به شما چنین بگویند ..)

    @ مدافعان فرقه: SvN و دیگران از این شرکت فرقه اساساً با مردم صحبت کرده اند. D.Karr یک نکته دارد؟ اطلاعات یا سند پشتیبانی کجاست؟ بله ، من می توانم این نکته را ببینم که برای ایمیل های ثبت نام ، خلاصه و دقیق آنها کمک می کند ، اما می دانید ، ایمیل های ثبت نام نیز مهم هستند و افراد حس کافی برای تشخیص و اولویت بندی بر اساس آن را دارند.

    شخصاً وقتی ایمیل ثبت نام را دریافت می کنم ، می گویم یک ارائه دهنده میزبانی ، و 3 صفحه طول دارد ، مشکلی نیست ، من نمی خواهم 4 ایمیل مختلف یکی به من بگو تنظیم حساب است ، دیگری به من بگوید شناسه پوسته من یکی دیگر است که به من می گوید از کجا می توان کمک و خدمات مشتری پیدا کرد و دیگری به من آدرس اینترنتی وب گوئی برای مدیریت حساب من را می دهد. این فقط قساوت بیش از حد است.

    چیزی که من در مورد 37S متوجه شده ام این است که آنها قوانین خود را نقض می کنند و این از طریق Rails و SvN و همه دوستان دیگری که آنها پشتیبانی می کنند (TextDrive و Textmate هر کس؟) نفوذ می کند و بدون افشای روابط مالی خود با این شرکت ها فشار می آورد.

    Rails ادعا می کند که خشک است اما یک شوخی وحشتناک است! هر برنامه ای به کپی خود از چارچوب نیاز دارد! آیا به پیامدهای این امر پی می برید؟ نگاهی به مطالب RailsDay2006 بیندازید. یکصد صد ورودی تقریباً 1.5 گیگابایت فضا اشغال خواهد کرد!

    این فاحش ترین نقض اصل DRY است.

  34. 51

    می بینم که اینجا بحث های زیادی وجود دارد ، اما فکر کردم دو سنتم را اضافه می کنم. من به لعن کاری ندارم. من در واقع این ایده را دوست دارم. کل ایده اهانت آمیز بودن کلمات خاص نسبت به برخی دیگر کاملا احمقانه است.

    اما این مسئله اصلی نیست. من قطعا می توانم موضوع را از بچه های SvN ببینم. اگر مطلبی را بیان کردید ، آن را با اعتقاد راسخ بیان کنید و نه این که سیراب شود *** که به نظر می رسد معمول است. اگر در مورد چیزی متقاعد شدید ، آن راه را بگویید و هیچ چیز دیگری نگویید.

    با این حال ، من چیزی را اضافه می کنم که فکر می کنم در این شرایط از دست رفته است. اگر در مورد چیزی اشتباه کرده اید ، پس آن را بپذیرید و ادامه دهید. اشتباه کردن هیچ چیز بدی ندارد. ممکن است کمی گزگز شود ، اما برای یافتن آنچه درست است ارزش آن را دارد. اگر این عقیده را بگیرید که "ما درست می گوییم و آن" ، راه عقل را رها کرده و وارد قلمرو دگم شده اید. نمی گویم بچه های SvN این کار را کرده اند. بدیهی است که آنها در مورد کاری که انجام می دهند بسیار نظر دارند ، که برای آنها مفید است.

    نکته دیگری که در پست اصلی خود بیان کردید ، که فکر می کنم ارزش تکرار آن را دارد ، ادعای بدون داده برای پشتیبان گیری از آن است. بسیار مهم است که داده ها در دسترس باشند. عقل سلیم معمول نیست و همانطور که تجربه به ما آموخته است ، در بعضی مواقع نیز می تواند بسیار اشتباه باشد. یکی از مهمترین س questionsالاتی که کسی می تواند بپرسد این است: "بله ، این منطقی است ، اما آیا واقعیت را منعکس می کند (آیا داده ها آنجا هستند)؟"

    من نتوانسته ام افرادی را که با آنها کار می کنم به استفاده از basecamp برسانم ، اما مطمئن نیستم که این لزوما مشکل Basecamp باشد ، یا اینکه اکثر افراد عادت ندارند / آماده استفاده از یک برنامه آنلاین در آن ظرفیت هستند. مطمئناً ، مردم بدون اینکه واقعاً به آن فکر کنند ، از ایمیل و برنامه های دیگر استفاده می کنند ، اما استفاده مداوم از آن به آموزش واقعی نیاز دارد و تا زمانی که به آن پایبند نباشید ، غیر طبیعی به نظر می رسد. من در یک دانشگاه کار می کنم و هیئت علمی / کارکنان اینجا قطعاً نماینده آن هستند. آنها به سادگی عادت ندارند که منابعی که اکنون در دسترس هستند در دسترس باشند و برای یادگیری واقعی آنها وقت نمی گیرند. و بسیاری از اوقات آنها حتی نیازی به آن ندارند.

  35. 52
  36. 53

    داگلاس - اگر به دنبال یک محیط بدون کلمه عبور و HTML-ایمیل هستید ، ممکن است محصول مدیریت و فروش سرب ما را بررسی کنید - http://LeadsOnRails.com. اگرچه یک برنامه دسک تاپ نیست ، اما از طریق بازخورد مشتری واقعی ساخته شده و همچنان در حال گوش دادن به کاربرانی مانند خود شماست.

  37. 54

    من فکر می کنم بخشی از آن با 37s DHH است.

    حدود یک سال پیش یک پست در وبلاگ شخصی او وجود داشت (loudthinking.com) اساساً هر برنامه نویسی را که ترجیح می دهد شغل 9-5 داشته باشد به جای پیوستن به یک راه اندازی و استفاده از Rails ، اسلات می کند. همان نگرش ضمنی بود (تا آنجا که می توانید لحن را از یک پست وب استنباط کنید) - اگر با من موافق نباشید ، یک احمق هستید.

  38. 55

    پست خوب

    من به یاد می آورم که این پست را یک سال پیش دیدم اما نه خشم متعاقب آن. در آن زمان چیزهای دیگری ذهنم را مشغول کرده بود اما اکنون که به این موضوع برگشتم باید بگویم 37 اقدام سیگنال طعم بدی در دهان گذاشته است.

    در مورد نگرش آنها چیزی وجود دارد. بله پرمدعا می تواند توصیف خوبی باشد. من در دریافت برخی از ایمیل های عجیب و غریب غیر مفید و مختصر جیسون بوده ام و فقط یک کاربر عادی هستم.

    قدرت آنها قطعاً در مارک تجاری است و من به آنها تبریک می گویم. اما اقداماتی از این دست برای آنها مضر است و به وضوح بیش از آن چیزی است که آنها تصور می کنند یا مراقب آن هستند.

    چیزی که به نظر نمی رسد مت از 37S درک کند این است که اعمال / اشیا / / اشیا carry دارای * معنی * هستند. بله ، فقط نقل قول از کسی می تواند به عنوان یک حمله ، تمسخر یا هر چیز دیگری تلقی شود. گفتن "ما هرگز نگفتیم ..." به اندازه کافی خوب نیست این فوق العاده شیطان و خونین است. برخی از فروتنی تا حد زیادی طول می کشد. شما می توانید چنین چیزی داشته باشید و "متفاوت بودن" را ادامه دهید.

    با مراجعه به محصولات آنها ، استفاده جدی از Basecamp را متوقف کردم زیرا مانند بسیاری از افراد دریافتم که دیگران واقعاً علاقه ای ندارند. من فکر می کنم ارائه "ساده" ممکن است مانعی باشد. مردم قدرت یا دلیل این مسئله را بهتر از یک سری ایمیل نمی بینند. و من در مورد افراد عادی اینجا صحبت می کنم که در واقع از مهار سیل ایمیل بهره مند می شوند. این یک محصول خوب است اما به تازه سازی احتیاج دارد ، که جیسون گفت در پاسخ به ستایش من در مورد Highrise پاسخ می دهد.

    با این حال امیدوارم که آنها دیگر به لنگهای خود آرام نگیرند. چند منطقه مشخص در Highrise وجود دارد که باید آنها را برطرف کرده و به عنوان یک مشتری پرداخت کننده - دوباره - من آنها را از نزدیک مشاهده خواهم کرد.

  39. 56

    پست عالی! من نیز اخیراً حساب کاربری خود را لغو کردم. اگرچه سریع به برنامه دسک تاپ سریع نباشید ، اکنون گزینه های خوبی برای کمپ پایه وجود دارد: گوپلان و OnStage فقط به نام چند مورد.

  40. 57

    SirZ عزیز ، این را بپذیریم: اگر ما کاملاً از آن راضی بودیم ، هرگز نمی خواهیم در مورد این ابزار در وبلاگ آنها بحث کنیم. من کمپ مقدماتی را امتحان کردم و متوجه شدم که این برای پروژه های ما کاملاً اشتباه است. به هر حال این یک ابزار مدیریت پروژه نیست. این مقاله را در PCworld.com ببینید. من فکر می کنم روی آوردن به این خطای ابزار ، واقعا جالب به نظر می رسد

  41. 58

    هه موعظه گروه کر. خوب ، به جز بخشی در مورد اینکه شما در اصل طرفدار 37Signals هستید ؛ من هرگز نبودم.

    برای کسانی که به دنبال گزینه های Basecamp هستند ، من لیست کاملی در سایت عوضی Basecamp خود در اینجا جمع آوری کرده ام:

    http://www.whybasecampsux.org/#alternatives

    امیدوارم این به کسانی که به دنبال راه حل های مدیریت پروژه غیر از Basecamp هستند کمک کند.

    • 59

      از قضا ، من در حال حاضر مشتری شرکتی هستم که از Basecamp استفاده می کند. من نمی دانم که من هرگز گفته ام که مکیده است ... من فقط احساس کردم که هیجان زیادی به پا کرده و کاملاً مطابق با آن نیستم.

      همانطور که اکنون از آن استفاده می کنم ، بزرگترین شکاف در مدیریت وظایف و وظایف است. من دوست دارم وظایف را اولویت بندی کنم ، آنها را تعیین کنم ، تخمین های مربوط به اتمام (ساعت و تاریخ) را بدست آورم و سپس وضعیت آنها را دریافت کنم (50٪ ، 75٪ ، 100٪). ویژگی های فعلی به هر کسی امکان می دهد اولویت بندی و تعیین تکلیف کند.

      با تشکر!
      داگ

  42. 60

    من کمی بیشتر با آنها گیر کردم ، اما سرانجام آن را با این بچه ها داشتم. در واقع من امروز آخرین پست خود را روی تخته آنها قرار دادم (در زیر بازتولید می شود):

    "خوب ، بالاخره مجبور شدم حساب خود را لغو کنم. برای من هنگامی که به عملکرد منابع انسانی و محدودیت هایی که برای حساب های سطح پایین تر ایجاد می کنند نگاه می کنید ، گزینه های رایگان یا کم هزینه زیادی برای ادامه کار در اینجا وجود دارد. اگر می خواهید از آن با سایر محصولات 37 ساله مانند Backpack و / یا Basecamp استفاده کنید ، حتی گران تر است. به نظر می رسد 37s به جای استفاده از یک محصول و بهتر کردن آن (به عنوان مثال افزودن قابلیت های HR در Backpack) مسیری را انتخاب کرده است که در نهایت شما آنقدر پول پرداخت می کنید که غیرقابل رقابت می شود و حتی هیچ ادغامی بین محصولات وجود ندارد. من همچنین از "ما می دانیم بهترین نگرش" در مقابل مشتریانی که پیشنهاد می دهند خسته شده ام. شرم آور است زیرا از زمانی که کوله پشتی در دسترس قرار گرفت ، 37 ها قول های زیادی به من دادند ، اما متأسفانه این رنگ کمرنگ شده است. "

  43. 61

    سلام داگ:

    این پست مدتی است که در حال پخش است اما من می خواستم 2 سنت خود را دریافت کنم. ما بسیار وابسته به نرم افزار PM هستیم. اگر مشتری ها و تیم خود را درگیر نکنیم ، هرج و مرج آن است. به دلیل وابستگی ما از Vertabase استفاده می کنیم. آنها خدمات عالی مشتری را به ما می دهند ، آموزش می دهند و روی ما متمرکز هستند - همانطور که محصولات خوب SaaS باید باشد.

  44. 62
  45. 63

    نزدیک به دو سال پس از این پست ، من علاقه مندم که بشنوم امروز از چه چیزی برای مدیریت پروژه / پیگیری کار استفاده می کنید.

    آیا از تصمیم خود برای دور شدن از Basecamp راضی هستید (از منظر راه حل)؟

    ما دیده ایم که افراد زیادی راه ما را می گیرند (http://www.smartsheet.com) از Basecamp در سال گذشته ، برخی دلایل مشابه آنچه در ابتدا پست کرده اید را ذکر می کنند. به نظر می رسد که دیگران به دنبال یک راه حل آنلاین هستند که کمتر برای ویرایش کلیک کند.

    • 64

      این س aالی خواهد بود که به زودی باید پاسخ دهم ، مارک. من کاملاً مطمئن هستم که این کار Basecamp نخواهد بود - من بیشتر جذب راه حل های SaaS می شوم که با تهاجم بیشتر ویژگی ها و ادغام بیشتری را در برنامه های آنها ایجاد می کنند. در حال حاضر ، من هیچ مدیریت پروژه ای ندارم - اما این باید به زودی تغییر کند.

  46. 65

    اتمام http://www.teamworkpm.net - آنها یک وارد کننده Basecamp دارند و این بچه ها فقط ROCK می کنند! آنها Basecamp را گرفتند و سرانجام همه مواردی را که ما درخواست کرده بودیم اضافه کردند.

  47. 66
  48. 67

    من درد شما را در مورد مدیریت پروژه احساس می کنم ، آن را دوست دارم و هنگام انجام عمل متعادل سازی در توسعه وب به من کمک زیادی می کند. جوملا یک مورد عالی دارد که در پشت سایت قرار دارد و از طریق جلو می توان به آن دسترسی داشت. من از تنظیم این سایت در سایت برای مشتری صرف نظر کردم ، به نظر می رسد که آنها فقط از آن استفاده نمی کنند. برای نگه داشتن دارایی های سایت بسیار عالی است!

    iGTD را بررسی می کنم که به دنبال چیزی شبیه به این بوده ام و از این ابزار هیجان زده ام

    با تشکر

  49. 68

    با عرض پوزش از اینجا ناامیدی شما. نرم افزار فراتر از فناوری است ... همه چیز در مورد افرادی است که در خط دکمه هستند. من به عنوان یک کارمند و کاربر ، شما را تشویق می کنم که نگاهی به Clarizen ، برنده جایزه 2010 نرم افزار آنلاین مدیریت پروژه بیندازید.
    http://www.clarizen.com/
    یک نرم افزار قدرتمند پروژه با بسیاری از عناصر مانند مدیریت زمان ، مدیریت منابع ، مدیریت مالی و ادغام با SalesForce ، Attask ، Google.
    ارزش دیدن دارد ..

  50. 69
    • 70

      داگ آیا قبل از بازگشت به اردوگاه اصلی ، یکی از این رقبای شایسته را که در زیر پست کرده بودند امتحان کردید. من شخصاً وقتی که افراد مک را در Basecamp اضافه کردم ، از کمبود سازمان و عدم کشش بسیار ناامید شدم. سرانجام در راه حل یکپارچه قرار گرفتم. من آن را یک اکوسیستم تجاری می نامم که به همکاران ، مشتریان ، مشاوران ، فروشندگان ، فریلنسرها ، اعضای هیئت مدیره اجازه می دهد تا در باند مشترک ابر شرکت کنند.
      محصولی که من استفاده می کنم دارای یک م componentلفه عالی مدیریت پروژه / وظیفه ، تقویم زمان بندی ، روند بررسی روند کار ، مدیریت تماس ، انجمن ها ، گفتگوی زنده ، کنفرانس وب کم ، اشتراک صفحه نمایش به عنوان ویژگی هایی است که می تواند به کاربران و گروه ها اختصاص یابد ، به هر روشی است سرد. امتحان کنید http://www.same-page.com

  51. 71
  52. 72
  53. 73

    من شخصاً از Basecamp استفاده می کنم زیرا پذیرفتن برای تیم من آسان تر بود. من فکر می کنم داشتن نرم افزار مدیریت پروژه مبتنی بر ابر بسیار ضروری است.

    ممکن است بخواهید نظرات من را در مورد Basecamp و موارد بهبود یافته بررسی کنید کار تیمی PM

  54. 74

    ما برای به اشتراک گذاشتن ایده ها و پیگیری ارتباط مشتری با ما از basecamp در Social Media Magic استفاده می کنیم. ما هیچ مشکلی با آنها نداشته ایم. من در واقع کسی نیستم که وبلاگ آنها را زیاد بخواند ، اما ممکن است این فقط نظر آن نویسنده خاص بوده باشد. اجازه نمی دهم نظر یک نویسنده مرا از چنین کاربرد مفیدی دور کند. برنامه جدید برای شما چگونه کار می کند؟ من در آینده منتظر شبکه شدن با شما هستم!

    جی سوزا
    SocialMediaMagic.Com

  55. 75

    بسیاری از پیشرفت های کاربردی وجود دارد که می تواند در Basecamp ایجاد شود. من تعجب می کنم که سازمان بیشتری در آن ایجاد نشده است. نحوه کار در آن مکان مشخصی نیست که چیزهای خاصی به پایان برسد بنابراین کاربران جدیدی که وارد یک پروژه مستقر می شوند باید با شخص دیگری تماس بگیرند تا از کجا می توانند چیزها را پیدا کنند. (بله ، بعضی اوقات می توانید مواردی را در جستجو پیدا کنید اما نه همیشه.)

    من در استفاده از کلمه "f" با شما هستم. در حالی که حتی من بعضی اوقات اجازه می دهم یک کلمه بلغزاننده بلغزد ، هیچ بهانه ای برای گرفتن آن هنگام نوشتن وجود ندارد. من معتقدم این بی احترامی به خوانندگان شما است و برای شرکت مختلط نامناسب است. قطعاً بین نحوه صحبت کردن هنگام بیرون رفتن با دوستان مست خود و آنچه در جمع به اشتراک می گذارید ، تفاوت وجود دارد.

  56. 76

    بسیاری از پیشرفت های کاربردی وجود دارد که می تواند در Basecamp ایجاد شود. من تعجب می کنم که سازمان بیشتری در آن ایجاد نشده است. نحوه کار در آن مکان مشخصی نیست که چیزهای خاصی به پایان برسد بنابراین کاربران جدیدی که وارد یک پروژه مستقر می شوند باید با شخص دیگری تماس بگیرند تا از کجا می توانند چیزها را پیدا کنند. (بله ، بعضی اوقات می توانید مواردی را در جستجو پیدا کنید اما نه همیشه.)

    من در استفاده از کلمه "f" با شما هستم. در حالی که حتی من بعضی اوقات اجازه می دهم یک کلمه بلغزاننده بلغزد ، هیچ بهانه ای برای گرفتن آن هنگام نوشتن وجود ندارد. من معتقدم این بی احترامی به خوانندگان شما است و برای شرکت مختلط نامناسب است. قطعاً بین نحوه صحبت کردن هنگام بیرون رفتن با دوستان مست خود و آنچه در جمع به اشتراک می گذارید ، تفاوت وجود دارد.

  57. 77

    بسیاری از پیشرفت های کاربردی وجود دارد که می تواند در Basecamp ایجاد شود. من تعجب می کنم که سازمان بیشتری در آن ایجاد نشده است. نحوه کار در آن مکان مشخصی نیست که چیزهای خاصی به پایان برسد بنابراین کاربران جدیدی که وارد یک پروژه مستقر می شوند باید با شخص دیگری تماس بگیرند تا از کجا می توانند چیزها را پیدا کنند. (بله ، بعضی اوقات می توانید مواردی را در جستجو پیدا کنید اما نه همیشه.)

    من در استفاده از کلمه "f" با شما هستم. در حالی که حتی من بعضی اوقات اجازه می دهم یک کلمه بلغزاننده بلغزد ، هیچ بهانه ای برای گرفتن آن هنگام نوشتن وجود ندارد. من معتقدم این بی احترامی به خوانندگان شما است و برای شرکت مختلط نامناسب است. قطعاً بین نحوه صحبت کردن هنگام بیرون رفتن با دوستان مست خود و آنچه در جمع به اشتراک می گذارید ، تفاوت وجود دارد.

  58. 78

    بسیاری از پیشرفت های کاربردی وجود دارد که می تواند در Basecamp ایجاد شود. من تعجب می کنم که سازمان بیشتری در آن ایجاد نشده است. نحوه کار در آن مکان مشخصی نیست که چیزهای خاصی به پایان برسد بنابراین کاربران جدیدی که وارد یک پروژه مستقر می شوند باید با شخص دیگری تماس بگیرند تا از کجا می توانند چیزها را پیدا کنند. (بله ، بعضی اوقات می توانید مواردی را در جستجو پیدا کنید اما نه همیشه.)

    من در استفاده از کلمه "f" با شما هستم. در حالی که حتی من بعضی اوقات اجازه می دهم یک کلمه بلغزاننده بلغزد ، هیچ بهانه ای برای گرفتن آن هنگام نوشتن وجود ندارد. من معتقدم این بی احترامی به خوانندگان شما است و برای شرکت مختلط نامناسب است. قطعاً بین نحوه صحبت کردن هنگام بیرون رفتن با دوستان مست خود و آنچه در جمع به اشتراک می گذارید ، تفاوت وجود دارد.

  59. 79

    اوه فقط این پست را مشاهده کرده و اکثر نظرات را بخوانید. بسیاری از شورت ها در یک دسته. من به تازگی استفاده از Basecamp را شروع کرده ام و موارد کوچکی وجود دارد که من را در این مورد خطاب می کند. یکی از آنها این است که نمی توانم باور کنم نمی توانم فقط یک تاریخ را تایپ کنم ، من باید یک تاریخ را از یک پاپ آپ انتخاب کنم. واقعاً؟ آیا من بعضی چیزها را اشتباه انجام می دهم؟ خواهیم دید که چگونه پیش خواهد رفت.

  60. 80

    به نظر می رسد آن پست های وبلاگ مربوط به سال 2007 بود ... که مرا به سمت چیزی سوق می دهد که واقعاً مرا آزار می دهد. چه موقع این پست نوشته شده است؟ 2007 ، 2008 ، دیروز؟ بدون قرار ملاقات با تاریخ چگونه می دانم که اطلاعاتی که می خوانم هنوز هم مرتبط هستند.

    من مطمئن هستم که دلایل خوبی برای درج نکردن تاریخ در یک پست وجود دارد ، اما از نظر کاربر ، آن را ببندد.

    btw ، من هنوز از basecamp استفاده می کنم - موافقم ، این موارد منفی هم دارد ، اما وقتی با برخی دیگر از برنامه های خارجی استفاده می شود می توانید در اکثر مسائل حل و فصل کنید. هرگز از مشتری ها در مورد سخت بودن استفاده شکایت نکرده اید. فقط 2 سنت من

  61. 82

    من هنوز هم طرفدار 37 سیگنال هستم ، اگرچه حساب Basecamp خود را نیز لغو کردم. آنها در آن زمان محصول کاملاً منحصر به فرد و شهودی ایجاد کردند. اکنون انتظار بیشتری دارم. من اخیراً استفاده از KanbanTool را شروع کرده ام - من کاملاً رابط کاربری را دوست دارم. امیدوارم روزی دوباره در مورد Basecamp همان را بگویم.

  62. 83

    ما چندین سال از Basecamp استفاده می کردیم اما اخیراً (حدود یک سال پیش) راه حل دیگری برای نرم افزار ردیابی وظایف comindware در شرکت خود پیاده کردیم. قابلیت های بیشتر ، گزینه های بیشتر و فن آوری انعطاف پذیر ابتکاری ElasticData. اگر هنوز آن را امتحان نکرده اید - امتحان کنید. 

  63. 84
    • 85

      من تغییر کار نکردم زیرا محدودیت هایی در تبدیل وجود دارد. اما ، در تمام فیلم هایی که دیده ام ، به نظر می رسد که قابلیت های بسیار جالبی وجود دارد و تجربه کاربر نیز بهبود یافته است که باعث می شود شما بتوانید به راحتی به جلو و عقب بین پروژه ها بروید ، خوب و آسان باشد.

    • 86

      سلام ، New Basecamp خوب است اما هنوز ویژگی های بسیاری مانند نمودار گانت ، زبان ها ، چت داخلی ، ردیابی زمان ، کارهای فرعی و غیره را ندارد.

      • 87

        من فکر نمی کنم که آنها هرگز یک نمودار گانت اضافه کنند و صادقانه بگویم امیدوارم که چنین نباشد. ما از آنها برای پروژه های کوچک استفاده می کنیم ، با تیم های کوچک و اضافه کردن نمودارهای گانت باعث می شود از سیستم عامل آنها به یکی از رقبای خود برویم.

  64. 88

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.