مهمترین مهارت فروشندگان باید بیاموزند

گوش دادن

همسرم سرانجام فرصتی پیدا کرد تا جای لپ تاپ 8 ساله خود را بگیرد که از اواخر دهه 80 بیشتر شبیه یک پردازشگر کلمات Brother بود و نه تنها به این سرعت. این یک Dell با 512 مگابایت RAM و 80 مگابایت RAM بود. آهسته ، ناپایدار بود و دسته لنگ از جلو جدا شده بود. او در نهایت خرید Samsung Netbook از Best Buy را انجام داد.

خوب ، این خیلی ارزش وبلاگ را ندارد ، اما در واقع یک درس در آن وجود دارد.

زیرا ما در وهله اول شروع به بررسی Best Buy نکردیم.

من به عنوان یک چرخ دنده مشتاق ، Fry's را دوست دارم. آنها انتخاب فیلم و موسیقی Best Buy را ندارند ، اما تعداد وسایل الکترونیکی آنها بیشتر از آن چیزی است که شما تصور می کردید. حتی آمیش ها نیز به طور مداوم چیزی می خرند. آیا نمی دانید آنها گرم کننده های صفحه کلید با USB ساخته اند؟ من هم این کار را نکردم ، اما اگر آنها آن را پیدا کنند ، من آن را خریداری می کنم. و آنها احتمالاً آن را دریافت کرده اند.

پس از آنکه همسرم درباره او تحقیق کرد ، همسرم را به بخش لپ تاپ در Fry's رساندم وب سایت پاتریک ولچ، و به او نشان داد که نت بوک ها چه کاری می توانند برای او انجام دهند. از آنجا که بیشتر کارهای او آنلاین بود و به دلیل اینکه تلفن همراه نسبتاً خوبی دارد ، نت بوک بهترین انتخاب وی بود.لپ تاپ

همانطور که به بیش از 12 انتخاب اطراف خود نگاه کردیم ، او کمی ناامید شد ، زیرا به نظر نمی رسید که تفاوتی غیر از قیمت بین آنها باشد.

ما یکی از فروشندگان جوان منطقه را پرچم گذاری کردیم و تونی به او گفت آنچه می خواهد. "من فقط نمی توانم تفاوت بزرگ بین هر یک را درک کنم؟"

بچه فروش گفت: "شما نت بوک نمی خواهید." "شما یک لپ تاپ می خواهید."

"چرا؟"

"از آنجا که لپ تاپ بزرگتر است ، وسایل بیشتری را در خود جای داده است و به شما امکان ذخیره موسیقی و عکس را می دهد." (درست است ، زنی که کامپیوتر می خواهد فقط باید عکس بچه ها و لیست های پخش Josh Grobin Pilates خود را ذخیره کند.)

بودجه محدود بود ، بنابراین ما به دنبال چیزی در حدود 300 دلار بودیم. لپ تاپ ها 500 دلار و بالاتر بودند.

ما گفتیم که به آن فکر خواهیم کرد ، و در فروشگاه گشت زدیم ، در حالی که همسرم در مورد اینکه چطور پسر حتی به خود زحمت نداده است به آنچه می خواهد گوش بدهد ، تخطئه کرد. من به او صحبت کردم که یک بار دیگر برگردد و تلاش کند. ما یک پسر بزرگتر را پایین کشیدیم ، که حداقل اجازه داد سوال اصلی خود را تمام کند.

وی در پایان گفت: "من می دانم كه نت بوك جذاب است ، اما شما واقعاً باید به یك لپ تاپ فكر كنید."

به مرد گفتم: "ببین ،" من تمام روز را هر روز آنلاین می گذرانم و از یک لپ تاپ استفاده می کنم. من می دانم که عادت های رایانه ای او چیست و می دانم که او واقعاً فقط به نت بوک نیاز دارد. "

اما آن مرد پافشاری کرد. او سعی کرد ما را به سمت یک لپ تاپ 600 دلاری سوق دهد. وی گفت: "موسیقی بلا بلا ، عکس های بلا بلا". ما از او برای وقت خود تشکر کردیم و رفتیم.

همسر من دلسرد شد و پس از یک جنجال خوب و سالم یادآور Chevy Chase در "تعطیلات کریسمس" تصمیم گرفت که بهترین خرید را امتحان کند. ما تازه از مشتری Fry دیگری شنیده بودیم که Best Buy همان نت بوک ها را برای فروش بسیار کمتر از Fry در اختیار دارد؟ حداقل در 25 مورد در چند مورد

من به خانه رفتم و بازی Colts را تماشا کردم و ساعتی بعد ، تونی با نام تجاری جدید سامسونگ نت بوک به خانه آمد ، که کاملا از بودجه اولیه اش برخوردار بود. این یکی 50 دلار کمتر از مدل مشابهی بود که در Fry's داشت ، و با چند مورد اضافی همراه بود.

"من وارد شدم ، آنچه را می خواستم به آن پسر گفتم و از او پرسیدم کدام مدل را انتخاب کند. او این یکی را توصیه کرد ، توضیح داد که چرا انتخاب بهتری است و من آن را خریدم. "

ساده ، بدون درد و سریع.

من از فروش بچه های فرای بسیار ناامید شدم. آنها می توانستند با کمترین تلاش یک نت بوک بفروشند. درعوض ، آنها به حرف مشتریشان گوش ندادند ، آنها ترجیحات خودشان را هل دادند؟ دو برابر! ؟ و فروش را از دست داد.

با این حال ، مرد بهترین خرید فقط گوش داد ، به س questionsالات پاسخ داد و یک کامپیوتر فروخت. اعتراف می کنم مسئله بزرگی نیست ، اما او در کمتر از 250 دقیقه 10 دلار فروش کرد. این مبلغ 1,500 دلار در ساعت ROI است.

این یک درس اساسی است که هر کسی که محصولات یا خدمات خود را به افراد دیگر می فروشد: به صحبت های مشتریان خود بپردازید. فقط تصور نکنید که آنچه آنها می خواهند همه اشتباه است و شما بهتر می دانید. حداقل وقت بگذارید و به دلایل آنها گوش دهید و ببینید آیا این واقعا همان چیزی است که آنها می خواهند. از آنها بپرسید آیا گزینه شما را به عنوان گزینه دیگری در نظر گرفته اند و اگر آن را نمی خواهند ، آنها را مجبور به خرید آنچه شما ترجیح می دهید ، نکنید.

اگر بچه های فروش فرای این کار را می کردند ، می دیدند که تمام همسرم واقعاً خواهان یا نیاز به یک نت بوک است و آنها فقط با گوش دادن می توانستند وفاداری او را کسب کنند. و اگر او هرگز تصمیم گرفت که به لپ تاپ احتیاج دارد ، آن را از افرادی خریداری می کند که اولین بار درست کار او را انجام داده اند.

آیا ما به سرخ کردن برمی گردیم؟ شاید. آنها چیزهای جالبی دارند. آیا در صورت نیاز به خرید عمده آیا به آنجا خواهیم رفت؟ شاید شایدم نه. اما ما با تصمیماتی که قبلاً گرفته شده ، مسلح به تحقیق خواهیم بود و به جای اینکه از فروشندگان س anyالی بپرسیم ، مورد موردنظر خود را دریافت خواهیم کرد.

یا ما فقط به Best Buy می رویم. آنها حداقل گوش می دهند.

2 نظرات

  1. 1

    موافقم. من تجربه مشابهی را از 9 سال پیش به یاد می آورم ، زمانی که شوهر آینده ام مرا به خرید حلقه نامزدی برد. من تصمیم گرفته بودم که به جای بازی یک نفره سنتی الماس ، سبک باند سالگرد را می خواهم. ما به یک جواهر فروشی مراجعه کردیم و بلافاصله توسط یک فروشنده در گوشه ای قرار گرفتیم. ما به او گفتیم که ما در حال خرید حلقه نامزدی و سبکی بود که به دنبالش بودم. او تمام مدت حضور ما را در آنجا سپری کرد و سعی کرد مرا متقاعد کند که من یک نفره می خواهم. فقط می توانم تصور کنم که اگر شوهرم به تنهایی به آنجا می رفت ، با چه چیزهایی به پایان می رسید که سبک من نبود. البته ما برای خرید جواهرات آینده دوباره به آن فروشگاه مراجعه نکردیم.

  2. 2

    پست عالی! جوانب مثبت فروش باید به این درس توجه کنند. اگر کسی "سیگنال خرید" را ارسال می کند ، او را از فروش دور نکنید - فروش را انجام دهید! 😀

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.