آیا آموزش جواب می دهد؟

تحصیلات

من یک سوال در از 500 نفر س Askال کنید که پاسخ جالبی دریافت کرد سوال من این بود:

آیا کالج ها فقط وسیله ای سازمان یافته برای انتقال جهل از نسلی به نسل دیگر هستند؟

ابتدا بگذارید توضیح دهم که من س wordال را طوری بیان کردم که واقعاً باعث پاسخ شود - نامیده می شود پیوند طعمه گذاری و کار کرد برخی از پاسخهای فوری دریافت کردم کاملا بی ادبانه بود ، اما رای گیری کلی تأثیرگذار بود.

تا کنون ، 42٪ از رای دهندگان گفته اند بله!

اینکه من این س askedال را پرسیدم به این معنی نیست که این نظر من است - اما این مسئله برای من نگران کننده است. تاکنون ، تجربیات پسرم در IUPUI شگفت انگیز بوده اند وی یک دانشجوی ریاضی و فیزیک است که از طریق ایجاد ارتباط و ایجاد شبکه با کارمندان توجه زیادی را به خود جلب کرده است. اساتید او واقعاً او را به چالش کشیده اند و ادامه می دهند. آنها او را به دانشجویان دیگری معرفی کرده اند که در مطالعات خود نیز عالی هستند.

در تلویزیون و در بحث های آنلاین ، من همچنان می شنوم که تحصیلات یک شخص به عنوان ارجاع می شود la عامل تعیین کننده در بسیاری از اختیارات و تجربه یک شخص. آیا تحصیلات دلیل بر اقتدار است؟ من معتقدم تحصیلات بعد از متوسطه سه عنصر مهم را در اختیار فرد قرار می دهد:

  1. توانایی تکمیل a هدف بلند مدت. چهار سال تحصیل یک موفقیت باورنکردنی است و مدرکی را در اختیار کارفرمایان قرار می دهد که می توانید به آن دست یابید و همچنین اطمینان از توانایی فارغ التحصیلان را در اختیار او قرار می دهید.
  2. فرصت برای دانش خود را عمیق تر کنید و تجربه ، تمرکز در موضوعی که انتخاب می کنید.
  3. بیمه. مدرک دانشگاهی بیمه های زیادی را برای به دست آوردن شغل مناسب با دستمزد مناسب ارائه می دهد.

نگرانی من از آموزش این است که بسیاری معتقدند آموزش باعث می شود فرد "باهوش تر" شود یا اختیارات بیشتری نسبت به افراد کم تحصیلات به آنها می دهد. نمونه های بی شماری در تاریخ وجود دارد که رهبران اندیشه توسط افراد باسواد مورد تمسخر قرار گرفته اند ... تا زمانی که خلاف آنها ثابت شود. سپس به عنوان یک استثنا با آنها رفتار می شود نه یک قاعده. یک اظهار نظر در مورد سوال آن را کاملاً بیان کرد:

… به نظر می رسد سرکوب ، در برابر بیان ، در بسیاری از موارد تقریباً "اجباری" می شود. مواجهه با تنوع ، در همه سطوح ، بخش "سرگرم کننده" تحصیلات دانشگاهی است. از نظر من ، این مواجهه همان چیزی است که تجربه آموزشی باید داشته باشد. احساس می کنم PC آزاد اندیشی را داشته یا دارند.

میلیاردرها و آموزش

مارک زاکربرگ جوانترین فردی است که در لیست میلیاردرهای فوربس قرار گرفته است. در اینجا یک یادداشت جالب درباره زاکربرگ:

زاکربرگ در دانشگاه هاروارد تحصیل کرد و در کلاس 2006 ثبت نام کرد. وی عضوی از برادری آلفا اپسیلون پی بود. در هاروارد ، زاکربرگ به ایجاد پروژه های خود ادامه داد. او با آری حصیت اتاق رفت. یک پروژه اولیه ، Coursematch ، به دانش آموزان امکان می داد لیست سایر دانش آموزان ثبت نام شده در همان کلاس ها را مشاهده کنند. یک پروژه بعدی ، Facemash.com ، سایتی برای رتبه بندی تصویر مخصوص هاروارد بود که مشابه آن بود داغ یا نه.

نسخه ای از سایت به مدت چهار ساعت آنلاین بود تا اینکه دسترسی زاکربرگ به اینترنت توسط مقامات دولت لغو شد. بخش خدمات رایانه ای زاکربرگ را به هیئت مدیره دانشگاه هاروارد آورد ، جایی که وی به اتهام نقض امنیت رایانه و نقض قوانین حریم خصوصی اینترنت و مالکیت معنوی متهم شد.

در اینجا دانشجویی در یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور حضور دارد که استعداد فاحش کارآفرینی از خود نشان داده است. پاسخ از دانشگاه؟ آنها سعی کردند او را تعطیل کنند! خداروشکر مارک که به تلاش خود ادامه داد و اجازه نداد تاسیسات مانع او شود.

آیا ما "چگونه" را در مقابل "چه" می آموزیم که فکر کنیم؟

دیپاک چوپرا در مورد سیزمیک سوالی درباره آن پرسید شهود. من به سوال او عدالت نمی دهم ، دیپاک چوپرا در صف اول (از نظر فروتن من) فلاسفه و متکلمان امروز است. او از زندگی ، جهان و ارتباط ما دیدگاه منحصر به فردی دارد.

یک پاسخ به دیپاک این بود که تحصیلات شخص به وی توانایی تفسیر دقیق عناصر در محیط خود را می دهد تا "شهود" را برای او فراهم کند. آیا این شهود است؟ یا مغرضانه است یا تعصبی؟ اگر نسل به نسل با همان "اثبات" و همان ابزار تفسیر متغیرها آموزش ببینند - آیا ما به مردم آموزش می دهیم چگونه به فکر؟ یا ما داریم به مردم آموزش می دهیم چه چیزی فکر؟

من از فرصتی که برای حضور در دانشگاه داشتم سپاسگزارم و آرزویم این است که فرزندانم هم از دانشگاه فارغ التحصیل شوند. با این حال ، من دعا می کنم که هرچه آنها بیشتر تحصیل می کنند ، تحصیلات فرزندان من آنها را به سمت خود سوق ندهد اعمال هوبری. تحصیل گران قیمت به معنای باهوش بودن شما نیست و همچنین به این معنی نیست که ثروتمند خواهید بود. تخیل ، شهود و سرسختی به همان اندازه یک آموزش عالی مهم است.

ویلیام باکلی ، اخیراً درگذشت ، یک بار گفت ، "من ترجیح می دهم با 2000 نام اول در دفترچه تلفن بوستون اداره شوم تا اینکه توسط هاروارد."

14 نظرات

  1. 1

    داگ - برجسته ترین پست !!

    من طرفدار سیستم آموزشی فعلی خودم نیستم. من کاملاً با این تصور موافقم که فقط یک نسل است که جهل را به نسل دیگر منتقل می کند.

    من معتقدم که باید به شما یاد بدهیم که فکر کند. غالباً به ما یاد می دهند که به سادگی یادآوری و تلاوت کنیم.

  2. 2
  3. 4

    در حالی که من از نحوه سازماندهی و ارائه سیستم آموزش و پرورش توسط ایالات متحده مطلع نیستم ، اما من از سیستم انگلیس تا حدودی شناخت دارم. بمکد ..

    قصد وارد شدن به سیاست نیست ، اما دولت فعلی ما (http://www.labour.org.uk/education) می خواهید 50٪ از افراد 18 ساله برای تحصیل در دانشگاه (http://en.wikipedia.org/wiki/Widening_participation) …مشکل اینه ؟؟ ارزش یک درجه را کاهش می دهد.

    از آنجا که چنین مدرکی بی ارزش می شود و از اهمیت بیشتری برای دستیابی به یک نتیجه معتبر برخوردار است ، بنابراین شما می توانید در مقطع دکترا یا کارشناسی ارشد تحصیل کنید.

    هدف از دریافت مدرک تحصیلی این است که توانایی اخذ اطلاعات از بسیاری از منابع را فراهم کرده و آنها را به فهم تبدیل کند. این چیزی نیست که شما یاد می گیرید ، بلکه نحوه انجام آن است.

    • 5

      Jez ،

      این یک نکته برجسته است. اگر همه افراد در کشور مدرک خود را دریافت کنند - پس از آن یک مدرک دوباره به حداقل ممکن تبدیل می شود. شاید مشاغلی که به مدرک تحصیلی احتیاج ندارند هنگامی که همه افراد دارای مدرک تحصیلی باشند به یکی از آنها نیاز داشته باشند.

      داگ

  4. 6

    سلام داگ ،

    اگر به دلایل خودتان در مورد اهمیت تحصیلات عالی نگاه کنید ، خواهید دید که هیچ یک از آنها یادگیری نحوه تفکر را شامل نمی شود.

    نزدیکترین یکی شماره 2 است که مواد اولیه ای را برای تفکر فراهم می کند. پاسخ س'sال دیپاک چوپرا که به آن اشاره کردید ، فکر می کنم پرداختن به این نکته بود. شهود به مواد اولیه ای نیاز دارد که بتوان روی آنها کار کرد. هرچه بیشتر بدانید ، احتمال وقوع آن بیشتر است.

    آیا دانشگاه راهی برای انتقال نادانی فعلی به نسل است؟ منفی نگاه کردم ، بله. با نگاه مثبت ، راهی برای انتقال سطح فعلی دانش است. اگر خوش شانس باشید ، معلمان و مربیانی را پیدا می کنید که به شما الهام می دهند تا از سطح دانش کنونی فراتر بروید.

    گرچه برای اکثر مردم ، کالج یک مدرسه تجارت با شکوه است ، راهی برای ایجاد ارتباطات که باعث پیشرفت حرفه آنها می شود و یک راه نیمه راه بین کودکی تا بزرگسالی است.

    • 7

      سلام ریک ،

      من آن را به عنوان یک دلیل بیان نکردم زیرا واقعاً فکر نمی کنم این چیزی باشد که با آموزش مدرن پس از متوسطه حاصل می شود. صادقانه بگویم که من در هنگام استخدام فارغ التحصیل دانشگاهی ایمان بیشتری نسبت به استخدام فارغ التحصیل دبیرستانی ندارم که آنها مهارت های خلاقانه لازم برای موفقیت در محل کار امروز را دارند.

      قبلاً گفتم كه من می خواهم هر دو بچه ام لیسانس خود را بگیرند (حداقل). با این حال ، من معتقدم که گرفتن مدرک دیپلم به آنها اطمینان نمی دهد که از موفقیت برخوردار هستند. من فقط معتقدم که آنها را از شکست بیمه خواهد کرد.

      داگ

      • 8

        شما کلمه جادویی را گفتید: خلاقیت
        استفاده صحیح از تخیل / خلاقیت راهی برای یادگیری و اختراع است و این به تحصیلات متوسطه نیاز ندارد. اما من فکر می کنم بیش از همه ، ما باید یاد بگیریم که احساسات منفی را که مانع راه تفکر صحیح می شود و راه را برای عملکرد مناسب / مثبت می بندد ، نادیده بگیریم.

  5. 9

    من به این باور رسیده ام که ارزشمندترین چیزی که می تواند از دانشگاه بیرون بیاید چیزی است که شامل آن نبوده است. من فکر می کنم بهترین دلیل برای رفتن به دانشگاه رقابت و همکاری با همسالان است ، و هرچه مدرسه بهتر باشد همتایان بهتر همانطور که فرد برای رسیدن به سطح همسالان خود تلاش می کند ، بهتر است. مخصوصاً وقتی آن همسالان می توانند از تجارب مختلف و / یا فرهنگ های متفاوت از من باشند.

    من بیش از هر جنبه دیگری از کالج از تحصیل با دانشجویان دیگر و درگیر شدن در فعالیتهای فوق برنامه با آنها بسیار بیشتر شده ام.

    متأسفانه بخش عمده ای از جمعیت ما (42٪ ~) وجود دارد که از دانشکده ها ، به ویژه کالج های بهتر می ترسند ، زیرا آنها دانشجویان را مجبور می کنند که پیش داوری ها و عقاید خود را زیر سوال ببرند. خیلی از افراد ترجیح می دهند فقط آنچه را می خواهند باور كنند باور كنند و بنابراین خود را با دیگران احاطه كنند كه با محدود كردن جهان بینی ، نگرش های نزدیك آنها را فعال می كنند. از این گذشته ، بهترین راه برای باور كردن چیزی كه شخص می خواهد به آن اعتقاد داشته باشد این است كه اطمینان حاصل شود هیچ مدرکی بر خلاف آن وجود ندارد.

    اگر ما بخواهیم به عنوان یک کشور ، به عنوان یک جهان ، به عنوان یک نژاد انسانی به جلو حرکت کنیم ، مردم مجبور خواهند شد از این نیاز آسیب شناختی عبور کنند تا هر آنچه مغایر با جهان بینی سختگیرانه آنها است را خفه کنند. متأسفانه ، بر اساس آنچه در دهه گذشته اتفاق افتاده است ، امید زیادی ندارم که اکثر مردم ایدئولوژی های پیروزمندانه خود را کنار بگذارند تا واقعاً این اتفاق بیفتد.

    • 10

      مایک - این یک نکته عالی است. من از یک خانواده متنوع هستم و در سراسر کشور زندگی کرده ایم - اما برای بسیاری ، این اولین بار است که جوانان بزرگ با فرهنگ های دیگر خارج از همسایگی خود تماس می گیرند.

      صادقانه بگویم امید زیادی هم ندارم. من فکر می کنم مردم با "باد" رأی می دهند و دیگر هیچ فکری نمی کنند. دو حزب در دستکاری لمینگ ها تسلط دارند.

      • 11

        من فکر نمی کنم احزاب آن به اندازه مردم باشد. به خصوص افرادی که در گروه ها و علایق خاص مانند 501 (c) s و "اتاق فکر" جمع می شوند. تا زمانی که مردم از خواب بیدار نشوند و متوجه نشوند که برای پیاده بازی می شوند ، هرگز تغییر نخواهد کرد.

        بخشی از سخنان من بیشتر این بود که مردم چنان ایدئولوژی های ریشه ای دارند که التماس می کنند که مورد دستکاری قرار گیرند. این تقصیرهای حزب نیست که آنها از ایدئولوژی مردم انتقاد می کنند و آنها را برای به دست آوردن قدرت خود در برابر "دیگران" قرار می دهند. احزاب تازه آموخته اند که چگونه می توانند به اهداف خود برسند ، انتخاب شوند.

        "لیبرال" و "محافظه کار" برخی از برچسب های قطبی فعلی هستند که در آن گروه ها با تبلیغ ایدئولوژی ها و شیطان پرستی برخی از گروه های دیگر ایده آل و به راحتی شناسایی شده مردم را دستکاری می کنند که در بسیاری از موارد وجود ندارد. این افراد از ترس و تقسیم بر اساس مذهب ، نژاد ، جنس ، ترجیح جنسی ، فرهنگ ، جغرافیا ، ملی گرایی استفاده می کنند.

        هنگامی که من جوان بودم ، ما "جنگ سرد" داشتیم اما پس از آن من فکر کردم که ما یک نظم جهانی جدید داریم که می تواند در تجارت کار کند و در صلح زندگی کند. خدای من ساده لوح بودم.

  6. 12

    بابا

    فکر کردم از دیدن اینکه چه کسی این نظر را دارد لذت می برد ...

    "... سنت های ملی تأسف بار که از طریق عملکرد سیستم آموزشی مانند یک بیماری ارثی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود."

    -اینشتین ، 1931

  7. 13
  8. 14

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.