آیا بازاریابی مسئولانه پاداش می گیرد؟

سبز

سالها پیش، ست اخبار بایگانی جمله معروف را نوشت بازاریابی مجوز و یک کتاب خارق العاده درباره آن نوشت. من یک نسخه خودنویس دارم که گرامی می دارم و از آن به بعد هر کتابی را خریداری کرده ام. بازاریابی مبتنی بر مجوز بسیار خارق العاده است زیرا مشتری شما اجازه بازاریابی به آنها را به شما داده است - یک توافق خوب.

من تازه برداشتم اقتصاد عمیق: ثروت جوامع و آینده با دوام by بیل McKibben به دستور دوست خوب پات کویل. من فصل اول را خوانده ام و گیر افتاده ام. این کتاب به سمت "نجات زمین" تجارت پیش می رود اما دیدگاه متفاوتی در مورد آن ارائه می دهد که من قدردانی می کنم.

من به سادگی یک نوع "سبز از روی گناه" نیستم. من واقعاً شخصی هستم که به سرمایه داری و آزادی اعتقاد دارم. اگر می خواهید یک SUV رانندگی کنید که یک تن بنزین می سوزاند ، این اختیار شماست. اگر می خواهید بی مسئولیت باشید و دنیا را نابود کنید ، پیش بروید و امتحان کنید. البته من همچنین به توازن قدرت و دموکراسی اعتقاد دارم که تلاش می کنم جلوی شما را بگیرم. بیش از همه ، من به مسئولیت پذیری شخصی درمورد اقدامات شخص اعتقاد دارم ... که مرا به سمت بازاریابی مسئولانه می آورد.

اینجا در ایندیانا ، آنها عملاً به هرکسی وام مسکن می دهند. اگرچه خانه ها مقرون به صرفه هستند ، ایندیانا یکی از سریعترین نرخ رشد سلب مالکیت در این کشور را دارد. پاسخگویی برای افرادی که این خانه ها را به افرادی می فروشند که می دانند توانایی تهیه آنها را ندارند ، کجاست؟ اگر یک پزشک قاتلین اعتیاد آور را به معتاد تجویز کند ، ما آماده اند که آنها را به زندان بیندازیم. اما یک بازاریاب غیرمسئول که به افرادی که نیازی به آنها ندارند محصولات یا خدمات می فروشد ، نه تنها از پشت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد ، بلکه از نظر مالی نیز پاداش می گیرد. فروش بیشتر به بیشتر ... این شعار محرکه است!

برای لحظه ای به یادداشت خود در مورد پاسخگویی شخصی باز خواهم گشت ... من معتقدم که ما مسئول اعمال خود هستیم. من همچنین فکر می کنم ما باید به کسانی که سعی می کنند نیازها و خواسته های مردم را دستکاری یا استفاده کنند فشار وارد کنیم. بازاریابی مسئولانه باید غالب باشد. بازاریابی مسئولانه به معنای بازاریابی محصول یا خدماتی است که می دانید شخصی به شخصی که به آن نیاز دارد نیاز دارد. بازاریاب های مسئول به مشتریان لطف می کنند ، در وقت یا هزینه آنها صرفه جویی می کنند ... فقط به خاطر فروش آن چیزی به آنها فروخته نشده است.

در فصل اول اقتصاد عمیق ، این مفهوم "بیشتر بهتر است" را به چالش می کشد - فرهنگی که هم دولت و هم بازاریابان از آن استفاده می کنند. شما دائماً به خرید اسباب بازی جدید ، ماشین جدید ، خانه جدید تشویق می شوید ... مصرف کنید ، مصرف کنید ، مصرف کنید و خوشحالتر خواهید شد. اما ما خوشحال نیستیم. من در این مورد به جزئیات نمی پردازم - همه چیز در من است مانیفست خوشبختی. من فقط امیدوارم که وقتی کتاب را می خوانم فریاد «سبز» نمی زند اما جوامع مینیمالیستی را که شخصاً خود را مسئول می دانند تحت فشار قرار می دهد.

فروش بیشتر به بیشتر را متوقف کنید. با یافتن افرادی که می دانید به آن نیاز دارند ، بیشتر بفروشید! اگر هدف از این کار شما صرفاً سرعت بخشیدن به میزان ماندگاری است ، احتمالاً کالاهای خود را به جمعیت مناسب نمی فروشید - یا شاید برای شروع محصول یا خدمات خوبی ندارید.

3 نظرات

  1. 1

    فکر من همیشه این بوده است که شما واقعاً فروشی ندارید ، بلکه در حال ارائه خدمات به شخصی هستید که به آن نیاز دارد. چه بزرگ و چه کوچک ، اگر در ذهن داشته باشید که "فروش" ندارید ، بلکه "خدمت" می کنید ، همیشه در طولانی مدت (نه همیشه کوتاه مدت) موفق تر خواهید بود. البته مگر اینکه نام شما RonCo باشد و شما چند سیر پرس / پیاز خردکن / کوک داشته باشید اما نوع دیگری از این ایده وجود ندارد ، در این صورت با افرادی مثل من که عاشق گجت هستند و نمی توانند بخوابند موفق می شوید خرید چیزهایی که نیازی به آنها ندارند. برای خدمت ، این واقعاً وظیفه ما در این کره خاکی است ، نه؟

    • 2

      خوب گفت ژول. من فکر می کنم وظیفه ما باید خدمت باشد. من هنوز هم سعی می کنم بفهمم چه کسی را خدمت کنم و چه چیزی را به آنها خدمت کنم.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.