بزرگترین شاهکارهای من

نزدیکترین دوستانم می فهمند که من چقدر به کارم علاقه مند هستم. باید به شما بگویم که هر چقدر تلاش می کنم در پروژه ، اشتغال ، شغلی پیشرفت کنم ... در مقایسه با آنچه در خانه دارم کم رنگ است ، پسرم لایحه و دختر کتی. اگر فردا به سرنوشت خود می رسیدم ، می دانستم که یک جوان و دختر نوجوان را ترک کرده ام که با استعداد ، خوشبخت ، غیرخودخواه ، عاشق ، صادق و سخت کوش هستند ، این دنیا را ترک می کنم.

بیل من

پسرم هر بار که گیتار ، میکروفن یا میکس موسیقی خودش را روی رایانه شخصی خود برمی دارد من را متحیر می کند. او شروع می کند در IUPUI، گرفتن مدرک فیزیک و ممکن است در هر تعداد زمینه ، از جمله فرانسه ، مهندسی صوتی ، یا علوم سیاسی جزئی باشد. باید برخی از موارد را گوش کنید موسیقی او در سایت خود برای شنیدن استعداد او ، اما من فکر می کنم شما موافقت می کنید.

هر آخر هفته یا بیشتر ، بچه ها وقت گرامی را با مادرشان می گذرانند. اگرچه بیش از 5 سال است که طلاق گرفته ایم ، اما رابطه خوبی که همه ما برقرار کرده ایم و هرکدام دیگری را مورد احترام قرار می دهیم. بچه ها هرگز مجبور نیستند جنگ ما را بشنوند ، زیرا تمام هدف ما این است که آنها خوشحال باشند و هر کاری از دست ما بر می آید انجام دهیم تا این کار به نتیجه برسد.

به عنوان مثال ، من تعدادی کارت فارغ التحصیلی برای بیل سفارش دادم تا مقداری پول برای دانشگاه برای او جمع کنم. او به ماشین احتیاج دارد و به مقداری پول برای کتاب احتیاج دارد ، فکر می کنم در شهریه مشکلی نداشته باشد اما ممکن است هنوز وام بگیرد. خواهیم دید. به هر حال ، مادرش همه اعلان ها را برای خانواده و دوستانش و خانواده و دوستانم ارسال کرد. خیلی باحاله (برای هر پدر و مادری که طلاق می گیرند یا طلاق گرفته اند ... این در مورد بچه هاست!)

ما 45 دقیقه رانندگی را با آواز خواندن مغز خود صرف می کنیم. افرادی که رانندگی می کنند باید فکر کنند که ما دیوانه هستیم و میهمان نادر رانندگی معمولاً درست در نمایش با ما می پرد. مورد علاقه ما Bat out of Hell توسط Meatloaf است ... اما ما به همه گوش می دهیم و می خوانیم. چند ایستگاه 70 و 80 در راه وجود دارد بنابراین هیچ چیز محدود نیست.

و وقتی آواز می خوانیم ، همه چیز را در آن می گذاریم ... هرچه تئاترها و گوش های سوراخ کننده گوش بیشتر باشد ، بهتر. (ما هر چند وقت یک بار آواز را برای بازی مورد علاقه ام ، "حدس بزنید که جاده کشی" قطع می کنیم). وقتی به خروج 50B می رسیم ، معمولاً نفس کم می آوریم ، بی صدا می شویم و دیوانه وار می خندیم.

سوگا-بوگا

چند ماه پیش ، دخترم در یک مسابقه آواز ایندیانا در بلومینگتون شرکت کرد. این تقریباً یک فاجعه بود - کلید اول فرود آمد و کتی کل آهنگ را فراموش کرد. او گریه کرد ، خودش را آهنگسازی کرد و دوباره آواز را شروع کرد. من به او كمك نكردم - می دانستم كه باید خودش را عقب بكشد (اما پس از پایان كار پسر ما را بغل كردیم). کتی با انجام یک کار زیبا پیچید و طلاها را به زمین انداخت.

امشب کنسرت بهار در مدرسه راهنمایی گرینوود برای گروه های کر 6 ، 7 و 8 کلاس بود. کتی یک تکنوازی داشت ، "پرتره به رنگ آبی" و یک ماه است که آن را در خانه خوانده است. من قبل از اینکه امشب ادامه دهد ، یک توصیه کوچک به او دادم - جایی را پیدا کن و به آن خیره شوی. امشب دو صد پدر و مادر و دانش آموز در این کنسرت حضور داشتند ، بنابراین من می دانستم که او عصبی است. قبل از اینکه ادامه دهد ، به من گفت که او آهنگ را برای من می خواند.

وای

من امروز کل روز راجع به کیتی فکر می کردم و اینکه چطور او می تواند کار کند. و پسر ، آیا او! تکنوازی او در سالن بدنسازی زیر بار آمد و سر مردم چرخید. من دوربین فیلمبرداری خیلی خوبی ندارم اما تلفن دوربین PDA خود را بیرون کشیدم و رویداد را ضبط کردم. من از اینکه کیفیت خیلی وحشتناک است و صدا خیلی زیاد نیست عذرخواهی می کنم ، اما مطمئناً کتی را می خوانید که بلوز می خواند.

دروغ می گویم اگر بگویم که چشمانم اشک نیست. نمی توانم با کلمات بیان کنم که چقدر باورنکردنی بود. مردم اطراف من برگشتند و گفتند ، "آن دختر تو است؟ او فوق العاده بود! ". با یک نگاه به کیتی و من می دیدم که چقدر خوشحال است. بچه های من بزرگترین شاهکارهای من هستند.

هیچ وقت هرگز نزدیک نمی شود

7 نظرات

  1. 1
  2. 3

    فقط شگفت آور است که بچه ها با چه سرعتی رشد می کنند.

    و به عنوان نقل قول روز: "وراثت چیزی است که والدین کودکان باهوش به آن اعتقاد دارند."

    و ، سلام ، آیا این شما نبودید که در مورد میزبانی محتوای خود وبلاگ می نوشتید؟ با این وجود دو فیلم آخر که هر دو youTubeGoogled کرده اند؟

  3. 4

    پست زیبا داگ. من یک پسر در راه دارم و فقط می توانم امیدوارم که بتوانم به همان اندازه پدر و مادر خوبی برای او باشم.

    من همچنین فکر می کنم بسیار جالب است که شما قادر به حفظ چنین رابطه سالمی با همسر سابق خود هستید. همانطور که می گویید این مخصوص بچه ها است و اگر دائماً بجنگید و مانند نوعی بازی ذهن پیچ خورده بچه ها را از یکدیگر بازی کنید ، واقعاً کمک نمی کند. من دوستانی داشتم که با پدر و مادرهایی اینگونه بزرگ شده اند و دیدن آنها واقعاً ناراحت کننده است.

    • 5

      تبریک می گویم براندون! من در راه تعداد زیادی اشتباه کردم ، باور کنید. من به بچه هایم چیزهایی گفته ام که می دانم هنگام عصبانیت آنها را آزار می دهد و گاهی اوقات توجه شایسته آنها را به آنها نمی دهم. اما هر زمان که قرار است از یکدیگر دور باشیم به یکدیگر می گوییم که یکدیگر را دوست داریم - حتی وقتی عصبانی هستیم. و ما ... را بسیار در آغوش می کشیم!

      من همچنین درمورد اشتباهاتی که مرتکب شده ام با فرزندانم صادقانه صحبت کرده ام و وقتی کار اشتباهی در آنها انجام داده ام عذرخواهی می کنم. تا آنجا که می توانم ، به آنها اجازه می دهم که خودشان تصمیم بگیرند و سپس درباره عواقب این تصمیمات بحث می کنیم.

      پسرم در مورد چگونگی نزدیک بودن دوستی ما شوخی می کند. ما به همان اندازه که دوستانش رفت و آمد می کنند ، پاتوق می کنیم. برای IUPUI ، او واقعاً در خانه زندگی می کند! من هنوز رئیس هستم (فعلا).

      • 6

        داگلاس ، این بسیار خوب بود. با تشکر از اینکه آن را با همه ما به اشتراک گذاشتید جالب است که چگونه همه شما در ماشین بازی می کنید. شما بچه ها خوش شانس هستید که به شما ... خدا رحمت کند !!

        خاکستر

      • 7

        متشکرم داگ - من واقعاً مشتاق پدر و مادر بودن هستم ، اما خودم را نگران انجام کار خوب و سرزنش نکردن بچه هایم می دانم.

        فکر می کنم صحبت شما در مورد صادق بودن با آنها در مورد اشتباهاتی که در زندگی خود مرتکب شده اید ، و اجازه دادن به آنها برای تصمیم گیری خود قطعاً راهی است که باید طی کنید. برخی از دروس وجود دارد که شما فقط باید آن را برای خود بیاموزید ، حتی اگر این راه دشوار باشد.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.