آیا ادامه کار به معنای ماندن در خانه است؟

من عاشق موسیقی هستم اما سالهاست که در یک کنسرت حضور نداشته ام.
من عاشق ورزش هستم ، اما سالهاست که بازی نمی کنم (و دور و برم شروع به نشان دادن آن می کند).
من غذای عالی را دوست دارم ، اما زباله می خورم.
من عاشق تئاتر هستم ، اما از زمانی که در دنور زندگی کردم نمایش ندیدم.
من عاشق بیرون رفتن برای یک آبجو هستم ، اما در سال گذشته فقط چند بار بیرون رفته ام.
من عاشق فیلم هستم اما به ندرت می روم.
من از ورزش متنفرم ، بنابراین در عوض بی وقفه کار می کنم. و نشان می دهد!

سلامتی من

دوچرخه PC Gamerهنگام ملاقات با یک زن و شوهر تاجر محلی ، یکی از آنها در مورد چگونگی طراوت روز خود صحبت کرد - او زود بیدار می شود و دوچرخه 20+ مایل را تجربه می کند. من در گذشته زیاد سوار می شدم ... من عاشق دوچرخه سواری هستم (البته مطمئن نیستم که La-Z-Boy صندلی دوچرخه درست می کند). ما به شوخی گفتیم که واقعاً به روشی برای ساخت کامپیوتر با پدال نیاز داریم. حدس بزنید ، در واقع چیزی مشابه وجود دارد! تونی لیتل در بالای آن با PC Gamer Bike! در واقع این جواب نیست ، مگر نه؟ ورزش من را به کار من بیاورید زیرا کار من زندگی من را می کشد؟ فکر نمی کنم

انجمن من

امروز بعد ، من با او گپ می زدم جولی و جولی شروع به ذکر همه نقاط مهم محلی برای موسیقی ، هنر و سرگرمی کرد. من 5 سال در ایندیاناپولیس می آیم و کاملا خجالت کشیدم که واقعاً هیچ یک از چیزهای خوب او را تجربه نکرده ام. همانطور که جولی از لیست پایین آمد یات، پارک ایالتی رود سفید ، نهر عقاب ، آمپ تئاتر وریزون ، موزه ایتلجورگ ، باغ وحش ایندیاناپولیس ، موزه ایالتی ایندیانا و یک تن دیگر ... من در هیچ کس نرفته بودم. من به موزه کودکان ، چند بازی بیس بال AAA هند ، چند بازی Pacers و چند بازی Colts رفته ام ... اما این تمام.

موزه ایالتی ایندیانادر مأموریت خود برای ایجاد یک وبلاگ خارق العاده و تبدیل شدن به یک تکنسین عالی ، من واقعاً چیزهایی را که بیشتر دوست دارم نادیده گرفته ام! اکنون 5 سال است که روزها ، شب ها و تعطیلات آخر هفته خود را به کارفرمایان خود داده ام - و در این بین در وبلاگ خود کار کرده ام. روزی نمی گذرد که کسی را در محل کار یا در شبکه خود داشته باشم که مرا برای کمک به من می خواند و من دوست دارم آن را بدهم. تقریباً هرگز نه نمی گویم. هنگام نوشتن این پست ، من به یک دوست جوان پسرانم در ایجاد یک پایگاه داده MySQL بر روی سیستم او با استفاده از کمک کردم XAMPP. من امیدوارم که در سال آینده خیلی بیشتر به او کمک کنم - او از من خواسته است که مربی او برای پروژه ارشد خود در زمینه ایجاد یک برنامه وب باشم.

شبکه من

من به همه اطرافیانم تعارف کرده ام که به همین دلیل اینجا هستم و برای همین خوب هستم. بندرت اتفاقاتی می افتد که فکر کنم از من استفاده می شود. این یک نبرد سخت برای تغییر انتظارات مردم از من خواهد بود. من می خواهم در صورت لزوم به کمک خود ادامه دهم ، اما نه به هزینه زندگی شخصی ام.

ضبط و پخشهنگامی که من یک سال پیش در سن خوزه بیرون بودم ، کاملاً تحت تأثیر چگونگی فعالیت بخش فناوری به طور اجتماعی تحت تأثیر قرار گرفتم. در هر شب ، در سراسر شهر دور هم جمع می شدیم. من وقتی مردم درمورد جایی که تازه ترک کرده اند صحبت می کردم یا به شخصی که چند هفته قبل در یک رویداد دیگر دیده بودند سلام می کردم. بسیاری از افراد با هم به نمایشگاه ها ، رستوران ها یا سایر برنامه ها می رفتند. تا آنجا که من می دانم ایندیاناپولیس فاقد "زندگی شبانه با تکنولوژی" است. من می دانم که ما گروه های کاربران SQL ، .NET و Flex را به صورت محلی در اینجا داریم اما اینها yawnathons هستند. گروهی از افراد که در یک اتاق نشسته اند و به تماشای یک پاورپوینت بد (من یکی از آن بچه ها هستم ... من در چند هفته گذشته پاورپوینت معرفی بلاگم را به صورت آبمیوه تهیه کردم) واقعاً علاقه ای به من ندارد.

نزدیکترین چیزی که به هیجان می آیم حضور در یک باشگاه محلی کتاب ایندیاناپولیس است. چرند مقدس ، من باید 80 ساله باشم! نکته برجسته شبکه های اجتماعی من (واقعی ، نه مجازی) freakin 'Book Club است؟ دوستان خوبم بیل و کارلا در حال آماده شدن برای سفر دریایی به اروپا هستند و من سعی می کنم مقداری از خواندن را جبران کنم. "Earth to Doug ... این کار نمی کند!".

آینده من

مردم می پرسند چگونه من مانند خودم با فن آوری پیش می روم؟ خوب؟ من فکر می کنم نحوه دستیابی به آن روشن تر می شود ، نه؟ من کاملاً از هر چیز دیگری در زندگی خود غافل می شوم. من به معنای واقعی کلمه می توانم در آنیاک ، آلاسکا دفتر داشته باشم و به همان سبک زندگی فعالی داشته باشم. بنابراین - این سوال میلیون دلاری است:

آیا ادامه کار به معنای ماندن در خانه است؟

این را به عنوان پست "فقیر من" در نظر نگیرید - کاملاً برعکس است. من برای خودم و وبلاگم اهدافی تعیین کردم و با موفقیت به آنها می رسم. من فقط مطمئن نیستم که سالم ترین اهداف را تعیین کرده ام! زمان تغییر است.

داگمی توانم ادامه دهم و در خانه نمانم. من می خواهم بلافاصله کار در مورد آن را شروع کنم. شب و آخر هفته جبران نمی شوم بنابراین فکر می کنم وقت آن رسیده است که دیگر به آنها مجانی پرداخت نکنم. دیگر هیچ نامه الکترونیکی ، هیچ مستند دیگری وجود ندارد. من می روم به یک نمایش! من هم صبح قصد دوچرخه سواری (ثابت) خود را دارم. و فردا زود کار را ترک می کنم تا مدتی را با دخترم سپری کنم! و ... شاید یک یا دو قرار ملاقات در چشم باشد.

با تشکر از جولی برای ایده این پست !!!

27 نظرات

  1. 1

    داگ ،

    باز هم از همه کمکی که به من کردید متشکرم. بسیار قابل تقدیر است. فکر می کنم خیلی خوش شانس بودم که کسی را در منطقه خود پیدا کردم که بتواند به اندازه شما بینش بدهد.

    من مشتاقانه منتظر سال آینده هستم. اگرچه در لیست پروژه هایی که برای پروژه ارشد سال آینده قابل قبول نیستند، ساخت وب سایت است. من 100٪ مطمئن نیستم که آیا این شامل آنچه که من قصد انجام آن را دارم نیز خواهد داشت یا خیر، اما امیدوارم که نه.

    در آخر از اینکه یک وبلاگ نویس اختصاصی هستید متشکرم. همانطور که می دانید من هر روز وبلاگ شما را می خوانم و منبع اصلی راهنمایی من شده است.

    • 2

      استفان ،

      تو دانش آموز بزرگی هستی من عاشق این هستم که چقدر تلاش می کنید قبل از شما با من تماس بگیرید... این نشان دهنده ابتکار عمل زیادی است.

      و شما بسیار خوش آمدید! من مشتاقانه منتظرم ببینم چه چیزی به ذهن شما خطور می کند. می دانید، من با بچه ای آشنا شدم که رشد کرد پرحادثه و او هم سن تو بود من شک ندارم که شما در مدت کوتاهی فراتر از توانایی های من خواهید بود!

      داگ

      • 3

        داگ ،

        این به معنای خودسازی عالی خواهد بود، اما در این صورت من نمی‌خواهم کسی برای کمک به او مراجعه کند. هاها به شرطی که همیشه برای نظر دوم حضور داشته باشید.

  2. 4

    من 10 تا 15 دقیقه اینجا نشسته ام و فقط همه چیزهایی که شما نوشته اید را در نظر گرفته ام. مرد، این یک پست عمیق است اما پر از صداقت و تحریک به مرد پشت وبلاگ است.

    من بسیار شبیه شما داگ هستم، زیرا تقریباً تمام اوقات بیداری و همچنین یک چشم باز را در کار و پروژه می گذارم.

    چیزی که مدتی پیش یاد گرفتم چیزی است که شما در اینجا در پست خود ذکر کرده اید. گیک هایی مثل ما باید بلند شوند و برای مدتی از کامپیوتر دور شوند.

    حالا نمی‌گویم که من مانند دوست شما 20 مایل دوچرخه‌سواری می‌کنم، اما سعی می‌کنم روزی چند بار از کامپیوتر فاصله بگیرم و کمی پیاده‌روی کنم. به کشش پاها و پشت من کمک می کند و باعث می شود خون جریان یابد.

    اکیداً توصیه می‌کنم همین کار را امتحان کنید، حتی اگر کمی پیاده روی در خیابان باشد و برگردید. هر ذره کمک می کند.

    در مورد زندگی شخصی شما، این واقعاً جالب است که یک یا دو قرار در افق است، فقط مطمئن شوید که اگر او یک گیک نیست و منظورم این است که به بهترین شکل ممکن، PocketPC خود را در خانه بگذارید یا اعلان ها را خاموش کنید.

    به تاریخ خود توجه کاملی را که به یک پروژه برنامه نویسی دارید، بدهید.

    آینده شما روشن به نظر می رسد داگ. همه ما در زندگی و کار باید فراز و نشیب هایی را پشت سر بگذاریم. این کاراکتر و پسر را می سازد ما مقداری از آن را داریم 🙂

    موفق باشید در زندگی، عشق و کار. منظورم از صمیم قلب داگ است.

    خوشحالم که با هم دوست شدیم، حتی با فراز و نشیب، چیزی که ما را نکشد، تنها ما را قوی تر می کند…

  3. 5

    همه چیزهای خوب در حد اعتدال ناف گفت.

    و من متواضعم که زنبور را در کاپوت تو گذاشتم تا کنار بروی و لذت ببری. واقعا چیزهای زیادی در مورد ایندی وجود دارد که عالی است! مردم این شهر دیدنی هستند و اگر همه ما از محیط اطراف شما بیشتر لذت ببریم، دنیای ما جای بهتری خواهد بود. تغییر جهان با تغییر دنیای شما شروع می شود.

  4. 6

    @Julie: من نمیدونستم داگ کلاه سرپوش داره 🙂

    از شما برای کمک به داگ برای گرفتن انگیزه از خود متشکریم. این عالیه

    من 100% موافقم، همه چیزهای خوب در حد اعتدال.

    حالا، اگر بتوانیم عکسی از داگ بگیریم که این کلاه را پوشیده است، روز من کامل می شود... هه.

    • 7

      LOL. من روی آن عکس کار خواهم کرد. من مطمئن هستم که برخی از دوستان گرافیست من که مهارت های فتوشاپ دیوانه ای دارند می توانند به من کمک کنند اگر DK مایل به شرکت کننده نباشد. حالا، تازه متوجه شدم که با عبارت «زنبور در کاپوت» گربه را کاملاً از کیف خارج کردم که من یک دختر روستایی هستم که در این مکان زیبا به عنوان یک دختر شهر ظاهر می‌شود.

  5. 9
    • 10

      Cycleputer بیرون می آید و ممکن است مجبور شویم صحبت کنیم! اینجا یک مرد محلی است که یک دستگاه ثابت با نمایشگر 6 پنل دارد... یک بار عکسی در روزنامه دیدم. او البته مهندس سیستم تمام وقت خود را برای خانه خود نیز دارد.

  6. 11

    عکس‌های من با کلاه بلند مدت‌ها پیش، قبل از روزهای وب، نابود شدند.»

    پس حدس می‌زنم که نباید یکی از شما را که در دوران نیروی دریایی‌تان کاپوت پوشیده بود، پست کنم؟ خیلی مست بودی که یادت نره اما مرد، هول بودی 🙂

  7. 12

    سلام داگ ،

    پست عالیه و کاملا حق با شماست من در حال حاضر در حال کار بر روی دکترای خود و راه اندازی یک کسب و کار در همان زمان هستم، بنابراین من با شما درست وسوسه می شوم که هر بار یک هفته جلوی کامپیوترم غرق شوم. دو سال پیش، من و همسرم (اوه، بله، و من متاهل هستم) تصمیم گرفتیم که زمان "غیرقابل مذاکره" را برای یکدیگر اختصاص دهیم (2 سال است که یک قرار جمعه شب را از دست نداده ایم) برای ورزش (من حداقل 1/2 ساعت در روز ورزش می کنم). در اینجا چند کار وجود دارد که من آنها را به خوبی انجام داده ام. شاید آنها برای هر کسی که با این مشکل دست و پنجه نرم می کند مفید باشد:

    1. سعی می‌کنم هر مطلبی را که باید انجام دهم، ذخیره می‌کنم، سپس آن را پرینت می‌کنم و در حالی که روی دوچرخه ثابت به مدت 1/2 ساعت هستم، مطالعه می‌کنم. این کار کمی به عادت کردن نیاز دارد، اما الف) هنگام مطالعه مقالات علمی مرا بیدار نگه می دارد و ب) با یک سنگ 2 پرنده را می کشد (کار و ورزش)

    2. اگر من در یک مشکل خاص چسبنده که نیاز به فکر کردن دارد گیر کرده ام، برای دویدن، یک تمرین سریع در باشگاه، یا یک بازی سریع بسکتبال بیرون می روم، و به طور خاص به آن موضوع فکر می کنم. شگفت آور است که با فکر کردن در مورد چیزی در یک محیط متفاوت و با اندورفین که کمی بالاتر می رود، چه دیدگاهی می توان به دست آورد.

    3. مربی من جلسات پیاده روی برگزار می کند، و من نیز گهگاه این کار را انجام داده ام. آنها برای تغییر دیدگاه عالی هستند.

    آیا می‌دانستید که توماس جفرسون ۲ ساعت در روز ورزش کرده است؟

    • 13

      مسیحی ،

      این توصیه عالی است من در تعیین اهداف و حفظ آنها عالی هستم - فکر می کنم در اینجا اهداف شما را دنبال خواهم کرد! هر 3 راه حل چیزهایی هستند که می توانم فوراً انجام دهم... به خصوص 1 و 3. امروز بعدازظهر در دایره قدم می زنم!

      با تشکر - و با آرزوی موفقیت در دکترا. این یک دستاورد شگفت انگیز است. من مشتاقانه منتظر بازگشت به مدرسه و گرفتن MBA هستم. مطمئن نیستم که دکتری در دست ساخت است یا نه، اما من مدرسه را خیلی دوست دارم که می تواند به طور طبیعی اتفاق بیفتد. خواهیم دید آینده چه خواهد آورد!

      با تشکر از الهام بخش و راهنمایی!
      داگ

  8. 14

    داگ، من همیشه دوست داشتم وبلاگ شما را بخوانم، اما این وبلاگ واقعاً با من روبرو شد. وقتی می خونم احساس می کردم داری منو توصیف می کنی. من حدس می‌زنم خوب است که بدانیم بیشتر شبیه ما وجود دارد. از شما برای گزارش بی رحمانه صادقانه زندگی خود متشکرم. و در "آینده" موفق باشید!

    • 15

      متشکرم پاتریک! فکر نمی‌کنم شما افراد تغییر زیادی در این وبلاگ مشاهده کنید... این بیشتر مربوط به کار و عادات سلامتی من در خارج از وبلاگ خواهد بود. اگر این پست به دیگران کمک کند تا نگاهی به خودشان بیندازند، این یک چیز عالی است!

      البته امروز صبح روز جدیدم با سوار شدن به دوچرخه ورزشی شروع شد و تمام شد. من فکر می کنم یک باتری در جایی وجود دارد که هر چند سال یک بار باید عوض شود ... فقط باید آن را پیدا کنم!

  9. 16

    به دنبال آن برو! آیا متوجه شدید مایک دیشب دوچرخه غیر برقی خود را آنجا رها کرده است! ما اخیراً بیشتر پیاده روی کرده ایم.

  10. 17

    داگ ،

    برای به اشتراک گذاشتن خیلی از خودتان متشکرم. من فکر می کنم بسیاری از ما می توانیم خود را در یک قایق پیدا کنیم! وقتی برای اولین بار وبلاگم را راه اندازی کردم، آنقدر درگیر آن شدم که در نهایت از افرادی که در اطرافم زندگی می کنند غافل شدم. "در خانه ماندن" و "متصل شدن" به رایانه و همه دوستان وبلاگ نویس جدیدم (که من عاشقانه دوستشان دارم) آسان بود. در چند ماه گذشته، من به برخی از رویدادهای اجتماعی حرفه ای و همچنین انجام برخی شبکه های محلی (اینجا در سن دیگو، برقراری تماس های محلی بسیار مهم است!). این واقعا نه تنها به رفاه من بلکه به تجارت من نیز انرژی داده است.

    من هیچ وقت آخر هفته ها وبلاگ نمی نویسم و ​​هر چقدر هم که سخت است، گاهی اوقات حتی آخر هفته ها کامپیوترم را روشن نمی کنم! برای من ایجاد دیوار بین کار و زندگی شخصی مهم است.

    حالا، داگ، برو بیرون و آخر هفته فوق العاده ای داشته باش! وبلاگ شما تکان می خورد! 🙂

  11. 18

    «روز جدید من امروز صبح با سوار شدن بر دوچرخه ورزشی ام شروع شد و تمام شد. من فکر می کنم یک باتری در جایی وجود دارد که هر چند سال یک بار باید عوض شود؟ فقط باید پیداش کنم”

    همه چیز شکست می خورد، دفترچه راهنما را بخوانید 🙂

    احتمالاً در منطقه ای است که صفحه نمایش در آن قرار دارد ... به دنبال یک چیز درب کوچک باشید.

    اگر آب و هوا اجازه می دهد، شاید امروز عصر به یک پیاده روی سبک بروید... این کار باعث می شود خون شما جاری شود.

  12. 19

    شما خوش شانس هستید که در نزدیکی من زندگی نمی کنید، ما به صورت هفتگی یا شاید بیشتر آبجو می نوشیم، حتی ممکن است به باشگاه برسیم! شما یک ارتباط دهنده با استعداد هستید.

  13. 20

    به همین دلیل است که من "ضد اخبار فوری" هستم.

    همیشه اخبار فوری وجود دارد، تلاش برای حفظ آن در هر زمان تقریبا غیرممکن است. تمرکز بر یادگیری، توسعه مهارت، و آنچه می توانید از آن حذف کنید، در دراز مدت بسیار منطقی تر است.

  14. 21
  15. 26

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.