وفاداری شما کجاست؟

دست

وفاداری به این صورت تعریف می شود کیفیت وفاداری به کسی یا چیزی. آیا تاکنون توجه کرده اید چگونه وفاداری مورد بحث است ، هر چند؟ ما در مورد چگونگی صحبت می کنیم مشتریان وفادار هستند ، چگونه کارکنان وفادار هستند ، چگونه مشتریان وفادار هستند ، چگونه رای دهندگان وفادارند

  • کارفرمایان در مورد وفاداری کارمندان، اما سپس آنها استخدام خارجی می کنند ، استعداد داخلی خود را توسعه نمی دهند ، یا حتی بدتر - آنها استعداد وفادار را اخراج می کنند. چرا وفاداری آنها فقط به خط پایین یا سهامدار؟
  • سیاستمداران انتظار دارند وفاداری رای دهندگان، اما سپس رهبرانی را انتخاب می كنیم كه براساس خطوط حزب رأی می دهند و فراموش می كنند كه چه كسی را باید نمایندگی كنند. چرا وفاداری آنها به حزب آنها بیشتر از انتخاب کنندگان آنها؟
  • شرکت ها در مورد وفاداری مشتری، اما آنها توجه و معامله بهتری نسبت به مشتریان موجود به مشتریان تازه خریداری شده ارائه می دهند. کجاست شان وفاداری به مشتریان موجود؟ من عاشق فیلم از بانک متحد که نگاهی طنز آمیز به جذب مشتری دارد

پس چرا ما همیشه وفاداری را از پایین به بالا اندازه گیری می کنیم؟

به نظر می رسد هر وقت کسی در یک شخص رهبری از وفاداری صحبت می کند ، در موردش صحبت نمی کنند وفاداری آنها، آنها در مورد چگونگی وفاداری مشتریان یا کارمندان به آنها صحبت می کنند. چرا اینطور کار می کند؟ من فکر نمی کنم باید

وفاداری برای من مهم است. وقتی کسی به چشمان من نگاه می کند و با من دست می دهد ، ارزش آن را بیش از هر سند یا امضای حقوقی می دانم. وقتی کسی از آن وثیقه می گیرد ، مانند یک فروشنده یا شریک ، کاملاً زننده می شوم. اگر آنها بخواهند وفاداری خود را فدا کنند ، هیچ کاری نمی تواند برای یک دلار انجام دهد. من از راه خودم دور خواهم شد تا دیگر هرگز با شرکتی مانند آن تجارت نکنم.

تنها مشتریان من انتظار دارم که وفاداری در آن شرکتهایی باشد که در آن سرمایه گذاری کرده ایم. مشاغل معمولاً هزینه هایی را تخفیف می دهند یا برای شرکتهایی که می خواهند با آنها تجارت کنند از حلقه های خود عبور می کنند - ما تفاوتی نداریم. ما برای خرید تخفیف نداریم ، اما اغلب ما سخاوتمندانه منابع خود را به شرکت هایی که گزینه دیگری ندارند اهدا می کنیم. هر چند که آنها روی پاهای خود قرار گرفتند ، امید من این است که آنها به خاطر سرمایه گذاری که انجام داده ایم سپاسگزار باشند و با ما باقی بمانند. حقیقت این است که ، ما اغلب آن را نمی بینیم. به نظر می رسد وفاداری مرده است.

اگر مشتری برای پرداخت نتیجه خوب به ما پول می دهد - و ما این کار را نمی کنیم - انتظار ندارم هر وفاداری از آن مشتری زیرا ما پایان معامله را تحمل نکردیم.

صادقانه بگویم ، من فکر می کنم که تجمعات سیاسی در چند سال گذشته همه مربوط به وفاداری است. من فکر می کنم بیشتر مردم با کمال میل پول بیشتری را در جیب یک فرد ثروتمند فرو می برند ... اما ما انتظار داریم که آنها به عنوان مشتری به ما وفادار باشند. استیو جابز مثال بارزی در این مورد بود. ما از حاشیه سود و تولید خارج از دریا معذور بودیم زیرا از ما مشتری ها به خوبی مراقبت می شد.

آیا همان وفاداری را که برای فروشندگان و کارمندان خود دارید به شرکا و مشتریان خود ارائه می دهید؟

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.