شما نمی دانید بازاریابی چیست؟

آیا خیلی به کلمه فکر کرده اید؟ بازار یابی (Marketing)؟ مانند بسیاری از کلمات ، تعریف با گذشت زمان تحریف و تعریف جدیدی شده است. ویکی پدیا تعریف زیر را ارائه می دهد:

بازاریابی فرآیندی مداوم برای برنامه ریزی و اجرای آمیخته بازاریابی (محصول ، قیمت ، مکان ، ارتقا است که اغلب به آن 4 ps می گویند) برای محصولات ، خدمات یا ایده ها برای ایجاد تبادل بین افراد و سازمان ها. ویکیپدیا

searsandroebuck1900شخصی به نظر می رسد ، ها؟ بازاریابی تغییر کرد زیرا بازارهای تغییر کرد. با رشد بازارها و ارتباط از راه دور با مصرف کنندگان ، بازاریابان مجبور شدند نحوه فروش محصول خود را اصلاح کنند.

با استفاده از کاتالوگ و تبلیغات روزنامه و فارغ التحصیلی از تبلیغات تلویزیونی ، بازار in بازارگم شد

سند سارلز آنچه ما انجام می دهیم تبر در بازاریابی سر در فصل خود را به درستی نوشته شده است ، بازارها گفتگوهایی در مانیفست Cluetrain هستند.

مشکلی که در بازار جدید وجود داشت این بود که فقط یک طرفه بود ، از "سازمان تا فرد". فراموش کردیم بازار واقعاً چیست.
کشاورزان

بازارها مردم هستند ، بازارها متوسط ​​نیستند. بازاریابی توانایی شما در برقراری ارتباط با مردم است ، نه این که از رسانه ای برای برقراری ارتباط با آنها استفاده کنید. بازاریاب ها نیز مردم هستند و برای برقراری ارتباط با بازار باید از هر وسیله یا روشی که می توانند استفاده کنند.

عکس بالا بسیار جالب است. بدون تابلو ، بدون آگهی ، بدون تیزر ... حتی یک رنگ چادر متمایز برای تشخیص محصول شما. فقط مردم افرادی که با یکدیگر صحبت می کنند افرادی که با محصولی در دست در حال گردش هستند. افرادی که با تجارت صحبت می کنند. جای تعجب نیست که چرا بازارهای کشاورزان در هر شهر رشد می کنند! مشتریان شما محصول یا خدمات شما را می خواهند ، آنها فقط از اینکه قادر به صحبت با کسی نیستند خسته شده اند! با 100 سال پیش تفاوت زیادی ندارد ، درست است؟

از وبلاگ عکس 100 ساله

حقیقت این است که شما چه بازاریابی را فراموش کرده اید is. بازاریابی 4 freakin P نیست دیگر بازاریابی شرکت در بازار است. بازاریابی ایجاد وب سایت ، ارسال چند بیانیه مطبوعاتی ، پرتاب یک نامه سفید و ارسال خبرنامه نیست. بازاریابی عبارت است از ملاقات با مشتریان یا مشتریان چشم انداز و برقراری ارتباط صادقانه و صادقانه با آنها.

اگر ارتباط برقرار نمی کنید (این فقط حرف زدن نیست ، گوش دادن و پاسخ دادن است) ، بازاریابی نمی کنید. اگر از رسانه های اجتماعی مانند وبلاگ ، شبکه های اجتماعی ، تلفن همراه (ارتباطات) ، ویدئو (ارتباطات) و ایمیل (ارتباطات) به عنوان خود استقبال نمی کنید اصلی رسانه ها ، شما بازاریابی نمی کنید.

وبلاگ من در مورد استفاده از فناوری برای بهبود توانایی شما در برقراری ارتباط با بازار است. به همین دلیل من موضوعات و پیوندهای بسیار گسترده ای دارم - موجی از فناوری جدید برای کمک به شما وجود دارد. بنشینید و به کلمه فکر کنید بازار یابی (Marketing) و چگونه مشتق شده است ، نه آنچه تبدیل شده است.

عکس مدرن از وب سایت سان رافائل. 1908 عکس بازار از وبلاگ عکس 100 ساله.

4 نظرات

  1. 1

    من خیلی خوشحالم که این داگلاس را نوشتی! من در زمینه بازاریابی کار می کنم اما بیشتر و بیشتر خود را در تضاد با رویکردی که به آن می شود و فکر می کنم باید باشد پیدا کرده ام.
    دلیل اینکه من رسانه های اجتماعی را دوست دارم این است که ما را به نیازهای اجتماعی ما متصل می کند و دوباره به آن متصل می کند.
    بازاریابی (دیدگاه 4 p) دیگر مانند گذشته کار نمی کند. مردم دیگر حاضر نیستند به آنها گفته شود و منفعل باشند، ما هرگز قرار نبودیم اینگونه زندگی کنیم - ما حیوانات اجتماعی هستیم!
    برخی ممکن است استدلال کنند که قالب‌های دیجیتال شخصی نیستند و مشارکت «دنیای واقعی» را دعوت نمی‌کنند، اما من معتقدم برعکس این موضوع صادق است.
    هرچه بیشتر یاد بگیرید، همکاری کنید، در دنیای دیجیتال شرکت کنید، تمایل شما برای انجام این کار با افراد واقعی بیشتر می شود.
    ممنون برای این.

    • 2

      ممنون لین! من واقعاً از بازخورد قدردانی می کنم و از تعریف و تمجید شما سپاسگزارم. زمان آن فرا رسیده است که مردم واقعاً به محصولات و خدمات خود اعتقاد داشته باشند - پس از آن فروش آسان تر است و نیازی به اغراق نیست.

  2. 3

    نمی توانم بیشتر با شما موافق باشم داگ.

    در طول مسیر، بازاریابی در ذهن مردم از «M بزرگ» به «M کوچک» تبدیل شد. این واقعاً فقط با جنبه تبلیغاتی با تأکید بر چرخش برابر است. ما حتی امروز هم این را در چشم انداز سیاسی می بینیم، جایی که کار این است که کاندیداها را "در پیام" نگه دارند. به نظر می رسد که همه اینها منجر به نسلی از بازاریابان شده است که از درون به بیرون فکر می کنند و تنها بر سطح خلاقیت خود تمرکز می کنند تا از شلوغی در ارتباطات عبور کنند. این منجر به ناامیدی بزرگی از رهبران تجاری شده است که ما برای کتاب خود در این زمینه با آنها مصاحبه کردیم ... آنها بازاریابی را فقط یک مرکز هزینه فراری می دانند که کمک زیادی به تجارت نمی کند و باید کنترل شود.

    شما مشکل را مستقیماً در اینجا حل می کنید. این تعریف از بازاریابی هرگز آن چیزی نبود که من یاد گرفتم این رشته باید باشد. در اصل، این کار بسیار اساسی‌تر و مهم‌تر از آن است که بسیاری از افراد آن را می‌سازند... این کار «ایجاد ارتباطات واقعی و عمیق با آنچه خریداران بیش‌ترین ارزش را دارند» است. این کار با درک کامل نیازها و ترجیحات آنها شروع می شود تا شرکت شما در واقع روی ساخت محصولاتی که مردم می خواهند بخرند کار می کند و سپس بر روش های معتبر ارتباط برقرار کردن چرایی علاقه مشتریان تمرکز می کند. فریاد زدن "محصول من را بخر" بی فایده است (به هر حال هیچ کس دیگر گوش نمی دهد) ... استفاده از رسانه های اجتماعی و سایر اشکال انتشار محتوا برای ایجاد ارتباط بسیار مؤثرتر است.

    من مجذوب تعداد جوامعی هستم که آزادانه پیرامون این نوع چیزها در حال توسعه هستند ... در زمان‌ها و مکان‌هایی که قبلاً در زمینه بازاریابی به آن فکر نمی‌کردیم. با تشکر از افکار و کار شما در اینجا.

    • 4

      واقعاً احساس می‌کنیم که در زمان به عقب در حال حرکت هستیم، اینطور نیست؟ در نهایت عواقبی برای افرادی وجود دارد که چرخش خود را پخش می کنند!

      با تشکر برای ورودی!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.