خطاهای هادی های بازاریابی .. مشاوران

موسیقی

وقتی شروع کردم DK New Media، یکی از تصمیماتی که گرفته شد در واقع نحوه مارک گذاری شرکت بود. همانطور که به بازاریابی و تکامل آن فکر می کنم ، اغلب آن را با یک رهبر ارکستر و یک سمفونی مقایسه می کنم. من به عنوان یک مشاور ، باید شباهت زیادی به یک هادی داشته باشم ، و به مخلوط کردن واسطه های مختلف و استفاده از آنها برای زدن نت های مناسب در زمان های مناسب کمک کنم ، تا استراتژی کاملاً محقق شود.

من نمی خواستم سن خودم را با نامگذاری خودم به عنوان a مشاور بازاریابی. من نمی خواستم خودم را با صدا زدن خودم محدود كنم مشاور جستجو or مشاور شبکه های اجتماعی. این درست مثل این است که بگویید ویولونیست ، نوازنده فلوت یا سازهای کوبه ای هستید. بلکه می خواستم علناً خودم را مارک بزنم.

منظور از رسانه های جدید این نیست که من رسانه های قدیمی را نادیده می گیرم و همچنین در آینده محدودیتی برای من ایجاد نمی کند. همیشه وجود خواهد داشت چیزی جدید. مشاوره رسانه های جدید می تواند شامل جستجو ، اجتماعی ، ویدئو ، تلفن همراه ... یا تقریباً هر چیزی که از لوله خارج می شود باشد. این بدان معنا نیست که من قصد دارم خودم را به عنوان یک متخصص در همه آن عرصه ها معرفی کنم. من در حال حاضر با شرکت ها و آژانس های شریک کار می کنم که در این موضوعات تخصص دارند.

ارکستراسیون بازاریابی

به عنوان یک مشاور رسانه ای جدید ، این انتظار را برای من ایجاد می کند که می توانم به آن کمک کنم هر رسانه ها ... و به مشتریانم در مورد آخرین تحولات رسانه های ارتباطی آموزش دهم. و من سعی می کنم در مورد جدیدترین گرایش ها اطلاعات کسب کرده و در آنها تخصص ایجاد کنم. از زمان به زمان ، من اظهار می کنم که من do مشاوره در زمینه رسانه های اجتماعی یا مشاوره جستجو ... اما من خودم را به طور انحصاری در آن مناطق معرفی نمی کنم.

رهبر ارکسترها لزوماً نوازندگان متخصص با هر ساز نیستند. با این حال ، آنها کاملاً می فهمند که چگونه از هر ساز استفاده کنند ، همه آنها را با هم کار کنند و موسیقی زیبایی بسازند. این هست ارکستراسیون بازاریابی.

حیف که ما خود را رهبران بازاریابی نمی نامیم!

در اینجا به ساخت موسیقی زیبا بازاریابی می پردازیم!

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.