پنج سوال برای ارزیابی هم ترازی و فروش خود

Depositphotos 6884013 s

این نقل قول هفته گذشته واقعاً با من درگیر شد:

هدف از بازاریابی فروش اضافی است. هدف از بازاریابی شناخت و درک مشتری به اندازه ای است که محصول یا خدمات متناسب با وی باشد و خودش به فروش برسد. پیتر دراکر

با کاهش منابع و افزایش کار برای یک بازاریاب متوسط ​​، دشوار است که هدف تلاش های بازاریابی خود را در ذهن نگه دارید. ما هر روز با مسائل مربوط به کارمندان ، هجوم نامه های الکترونیکی ، مهلت مقرر ، بودجه ... سر و کار داریم که از آنچه برای کسب و کار سالم مهم است منفی است.

اگر می خواهید تلاش های بازاریابی شما نتیجه بدهد ، باید برنامه خود را به طور مداوم ارزیابی کنید و در مورد چگونگی استفاده از منابع خود نگه دارید. در اینجا 5 سوال برای کمک به شما برای دستیابی به یک برنامه بازاریابی موثر وجود دارد:

  1. آیا کارمندانی که با مشتریان یا مدیران آنها روبرو هستند ، از پیام رسانی که در حال برقراری ارتباط هستید آگاه باشید با برنامه بازاریابی خود؟ به ویژه در مورد مشتریان جدید ، ضروری است که کارکنان شما انتظارات تعیین شده در کل مراحل بازاریابی و فروش را درک کنند. بیش از حد انتظار باعث خوشبختی مشتری می شود.
  2. آیا برنامه بازاریابی شماست فروش کارکنان فروش شما را آسان تر می کند محصول یا خدمات شما؟ در غیر این صورت ، شما باید موانع اضافی را برای تبدیل مشتری تجزیه و تحلیل کنید و برای غلبه بر آنها استراتژی هایی را در نظر بگیرید.
  3. شخصی ، تیمی و دپارتمانی هستند اهداف در سراسر سازمان شما با تلاش های بازاریابی شما سازگار است یا با آنها در تعارض است؟ یک مثال متداول شرکتی است که اهداف بهره وری را برای کارمندان تعیین می کند که در واقع کیفیت خدمات به مشتری را کاهش می دهد و در نتیجه تلاش شما برای بازاریابی را کاهش می دهد.
  4. آیا می توانید مقدار آن را کمی کنید بازگشت سرمایه گذاری بازاریابی برای هر یک از استراتژی های شما؟ بسیاری از بازاریابان بیش از اندازه گیری و درک دقیق آنچه که کار می کند ، جذب اجسام براق می شوند. ما تمایل داریم که برای کار خود جذب کنیم پسندیدن انجام دادن به جای کار تحویل.
  5. آیا شما ساخت نقشه فرآیند استراتژی های بازاریابی خود را؟ یک نقشه فرآیند با تقسیم بندی چشم اندازهای شما بر اساس اندازه ، صنعت یا منبع شروع می شود ... سپس نیازها و اعتراضات هر یک را تعریف می کند ... سپس با استفاده از استراتژی قابل اندازه گیری مناسب نتایج را به چند هدف اصلی می رساند

ارائه این سطح از جزئیات در برنامه بازاریابی کلی شما چشم شما را به سمت تضادها و فرصت های درون استراتژی های بازاریابی شرکت باز می کند. تلاشی است که شما باید زودتر انجام دهید تا دیرتر!

4 نظرات

  1. 1

    تو به زبان من حرف میزنی من هرگز نفهمیدم چرا مردم فرآیندی ندارند و اتفاقاً تقویم یک فرآیند نیست. فرآیندها تا زمانی کار می کنند که به روز شده و دائماً بهبود می یابند. مردم به راحتی در تلاش برای توسعه آن تسلیم می شوند و شرم از همه این است. چند ایده خوب به دلیل یک فرآیند ضعیف خراب می شوند؟

    پست خوب! مخصوصا وقتی مثل من فکر میکنی! :)

  2. 2

    این یک قدم عالی در هر فرآیند بازاریابی است. من در حال حاضر به دنبال تکنیک های بازاریابی جدید برای شرکت خود هستم و هیچ پیشینه بازاریابی واقعی ندارم. این وبلاگ یک ابزار عالی برای من است.

  3. 3

    پست بزرگ
    شماره دو برای دستیابی به اهداف فروش بسیار مهم است. جاهایی را دیده ام که به آنها می گفتند بازاریابی، تیم پیشگیری از فروش!

    نقل قول آقای دراکر، با احترام، کمی نزدیک بینی است. آیا برعکس باید این باشد:

    پس هدف از فروش، زائد ساختن بازاریابی خواهد بود؟ هدف از فروش این است که آنقدر با مشتری ارتباط برقرار کنیم که محصول یا خدمات نیازی به بازاریابی نداشته باشد؟

    - هیچ نتیجه ای ندارد

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.