رکود اقتصادی یک تاکتیک مورد نیاز بازاریابی است

من طرفدار وبلاگ اندی سرنوویتس هستم ، لعنتی ای کاش به این فکر می کردم! امروز اما مطمئن نیستم که با اندی موافق هستم.

بازاریابان: ارسال تبلیغاتی را که با این شرایط دشوار شروع می شود ، نحوه بازاریابی در شرایط رکود یا هر تبلیغ تبلیغاتی دیگر با مضمون اقتصاد متوقف کنید.

ای کاش اندی به این فکر می کرد:

انجام جستجو در رکود اقتصادی در Google و خواهید فهمید که این اعداد کاملاً حیرت آور هستند. ما در رکود اقتصادی هستیم. ما در رکود فرو رفته ایم. بسیاری از افراد شغل خود را از دست می دهند. ترس از از دست دادن شغل دیگران باعث می شود مصرف کنندگان هزینه های خود را کاهش دهند. این چیز بدی نیست ، این یک چیز منطقی است.

صحبت در مورد چگونگی پس انداز در شرایط رکود ممکن است صدا به نظر نرسد مثبت - اما منفی هم نیست. رکود اقتصادی منفی است، محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید هنوز هم می توانند باشند مثبت.

این مرغ یا تخم مرغ نیست ... ما به این آشفتگی نرسیدیم زیرا مردم شروع به صحبت در مورد رکود اقتصادی کردند یا در مورد آن صحبت می کنند. در حقیقت ، ممکن است رکود اقتصادی از یک سال پیش شروع شده باشد ، قبل از اینکه کسی در مورد آن صحبت کند. اکنون که درگیر آن هستیم ، باید برای زنده ساختن آن اقدامی انجام دهیم.

هر شرکتی باید به این فکر کند که چگونه از رکود سرمایه گذاری کند و متناسب با آن پیام دهد. شرکت شما به مشاغل یا مصرف کنندگانی که به دنبال راه هایی برای کاهش هزینه خود هستند چه پیشنهادی می دهد؟ بهتر است درباره آن صحبت کنید!

Compendium Blogware یک مثال عالی است:

شرکت من فراهم می کند گزینه کم هزینه تری برای بازاریابان برای تولید آگهی ورودی برای شرکتهایشان طبق eMarketer ، بازاریابی در بسیاری از شرکت ها در مرحله خرد است:

رکود eMarketer

اگر من بازاریابی در شرکتی هستم که یا اجازه می دهد برخی از کارمندانش بروند یا به دنبال مکان هایی برای برش است ، حدس بزنید من در Google به دنبال چه چیزی هستم؟ من در حال جستجوی راه هایی برای کاهش بودجه ام ، به نظر رسیدن به یک قهرمان ، و ذخیره شغل خود هستم تا زمانی که این چیز از بین برود!

برخی دیگر از آمارهای هوشیارانه بازاریابی در شرایط رکود اقتصادی:

  • 48٪ از شرکت های بزرگ آمریکایی که توسط این نظرسنجی انجام شده اند MarketingSherpa در سپتامبر گفت بودجه رسانه های سنتی آنها کاهش می یابد. 21٪ اظهار داشتند که این کاهش "چشمگیر" خواهد بود.
  • 59٪ از 175 مدیر ارشد بازاریابی که توسط شرکت خدمات بازاریابی نظرسنجی شده اند اپسیلون انتظار می رود بودجه سنتی بازاریابی آنها کاهش یابد. فقط 13٪ انتظار افزایش را داشتند.
  • 85٪ از 600 بازاریاب مورد بررسی توسط بازاریابی ادعا كرد كه از وسایل نقلیه سنتی بازاریابی خود كم می كنند
  • ٪ 53 از انجمن تبلیغات ملی (ANA) اعضا گفتند که در حال کاهش بودجه در پاسخ به رکود اقتصادی هستند. 40٪ گفتند که در حال تغییر ترکیب کانالهای بازاریابی به کانالهای کم هزینه هستند.

برای من ، به عنوان یک بازاریاب ، غیرمسئولانه است که در مورد رکود اقتصادی صحبت نکنم و این که چرا ما جایگزین کم هزینه ای برای شرکت هایی هستیم که می خواهند بدون منابعی که در گذشته دارند ، تجارت خود را پیش ببرند. این آب و هوای دقیق ماست که باید از آن استفاده کنیم و رشد کنیم.

شما باید در مورد آن نیز بازاریابی کنید.

نوک کلاه به جف در طراحی زیرزمین + حرکت برای پیوند به مقاله eMarketer!

3 نظرات

  1. 1

    من کاملا با شما داگ موافقم. یک قدم جلوتر می روم و می گویم که اگر واقعاً می خواهیم کمک کنیم ، بسیار پرخاشگرانه به آنها می گوییم که چگونه در یک اقتصاد پایین یا رکود اقتصادی یا هر آنچه می خواهید این زمان ها را بخوانید ، از اشتباهات خودداری کنند.

    برای جلو بردن از این موضوع ، می گویم که از آنجا که بازاریابی جز component اصلی برنامه تجاری کل است ، ما باید کارآفرین یا صاحب مشاغل را به ویژه صاحب مشاغل کوچک که معمولاً همه کارها را به تنهایی انجام می دهد ، هدف قرار دهیم. بیشتر این صاحبان مشاغل متحجر هستند ، منتظرند کفش بعدی بیفتد و امیدوارند که کسی به آنها توصیه و توصیه خوبی بدهد.

    من موافقم که باید واقعیت را به آنها بگوییم: "ده راه برای جلوگیری از زیر بار رفتن تجارت کوچک خود در این اقتصاد پایین" یا چیزی در این راستا. ما باید به آنها بگوییم که آنها باید هزینه های خود را برای بازاریابی در این نوع اقتصاد و چرا بپردازند.

  2. 2

    پست عالی ، داگ ، بسیار سرراست و حرفه ای. من در Friend Connect به شما پیوستم.

    سtionsالات: چرا بسیاری از افراد - چرا کسی معتقد است - بازاریابی اولین خردمندانه ترین بازاریابی است؟ آیا نباید دقیقاً برعکس باشد؟ چرا همه ما فقط خود را در روپوش نامرئی نمی پیچیم؟ این همان چیز است. اگر هیچ کس نتواند آنها را ببیند چگونه قرار است درآمد کسب کند؟

    در سمت مقابل سکه ، بازاریابی نه تنها صحبت می کند ، بلکه در این عصر بازاریابی اجتماعی ، آن را می شنود و بر اساس آن پاسخ می دهد. مشاهده می کند ، حرکت می کند. بازاریابی برشی در این مورد شبیه شترمرغ است که سر خود را در ماسه فرو می برد ، یا کودکی چشم های خود را می بندد و گوش های خود را می پوشاند.

    همه مدیران باید قطار سرنخ را بگیرند: بازاریابی آخرین چیزی است که باید برش دهید. این برای من یک کار واقعی و کامل نیست. بی فکر! بازاریابی را قطع کنید ؟! چی؟! ببخشید؟!

    ... و این ، دوستان ، نگرشی است که ما بازاریابان برای زنده ماندن باید به نمایش بگذارند.

    • 3

      سوال عالی ، ویل! دو سنت من این است که اکثر بازاریابان به جای اینکه برنامه ریزی کنند ، واکنش نشان می دهند. دپارتمان های بازاریابی معمولاً برای تولید رشد و اندازه گیری رشد برای یک شرکت ، کارمندی ندارند. از آنجا که آنها نمی توانند ارزش خود را به سازمان نشان دهند ، اغلب اولین کسانی هستند که در قطعه خرد می شوند.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.