با وجود آنچه بازاریابان بازاریابی می کنند ، کار سختی است

کار سخت

آژانس دیگری در گردن ما از جنگل تحت این ماه قرار گرفت. این شرکت دارای تمام ویژگی های یک آژانس عالی - رهبری با استعداد ، تیمی متشکل از کلاس جهانی از کارمندان فداکار ، یک مکان زیبا در مرکز شهر و یک مارک تجاری بی عیب و نقص آنلاین با انتشار برتر بود. آنها فرآیندهای داخلی اثبات شده ای دارند که ترافیک را هدف قرار می دهند و به آن می رسانند و این ترافیک را به سمت مشتری خود می برند. اما همچنان زیر بار رفت.

آژانس ما ، DK New Media، 7 سال است که در این کار است. شوخی می کنم (با وجود نبودن آن که خنده دار) ، که این استارتاپ 7 ساله من است. من اجازه داده ام آژانس با خوشحالی زندگی من را مصرف کند. ما در آن زمان فراز و نشیب های چشمگیری داشته ایم. بالاترین بالاترین رقم مربوط به جت ستینگ در سراسر کره زمین است و شرکتهای فن آوری بازاریابی را برای سرمایه گذاران بررسی می کنند. پایین ترین سطح پایین آمدن کارمندان ، نگرفتن حقوق و همچنان بدهی مالیات بود.

ما امروز هنوز در اطراف هستیم اما نمی توانم دلیل این که یک آژانس با استعداد زیاد از بین رفته را مشخص کنم و ما همچنان قوی هستیم. شاید بیشتر آن این باشد که شکست به سادگی یک گزینه نیست. دیگر این که ما هرگز در توسعه فرآیندی و فروش آن به توده مردم راضی نبوده ایم. ما یک مغازه چابک هستیم که دنباله رو چارچوب (در زیر) ، اما همیشه راه حل های سفارشی را براساس شکاف ها و فرصت هایی که مشتریان ما دارند ، ایجاد می کند.

مدل بلوغ بازاریابی

کنایه از این است که هر آنچه را که به صورت آنلاین می خوانید آسان است. لیست ها ، اینفوگرافی ها ، کتاب های الکترونیکی ، سیستم عامل ها ... همه می خواهند به شما بگویند که بازاریابی و فروش آنلاین محصولات شما آسان است. این آسان نیست و هرگز هم نبوده است. و سرعت کمک فناوری به تصمیمات ما به سختی با مجموعه کانال ها ، رسانه ها و خواسته های مشتری همگام است.

بازاریاب ها فقط می توانند خود را با دو چیز بازاریابی کنند - نتایج یا قیمت. نتایج به زمان و منابع نیاز دارد ، اما مشتریان اغلب با هیچ یک از آنها به ما مراجعه نمی کنند. آنها یک گلوله جادویی می خواهند. آژانس های زیادی خوشحال هستند که با ثبت نام در آنها و انتظار می رود گلوله جادویی باشند ، اما در نتیجه انتظارات از دست رفته توسط مشتری در جاده شلیک می شوند. برخی از آژانس ها را با تیم های فروش خارق العاده باور نکردنی می بینم که این موضوع را تشخیص می دهند ، اهمیتی نمی دهند و فقط می خواهند مشتری های خود را پس از دیگری بفروشند.

اما این آژانس متفاوت است

چند سال پیش ، من یک همکار داشتم که شریک تجاری بود با من تماس گرفت و در مورد آژانس شگفت انگیزی که او برای استخدام در بازاریابی ورودی خود استخدام کرد به من گفت. آنها بسیار گرانتر از آژانس من بودند ، اما آنها یک دهه در صنعت او کار کرده بودند و یک برنامه منحصر به فرد داشتند که نتایج استثنایی به همراه داشت. سرم را خراشیدم و به او گفتم از اینکه از ما کمک نمی خواهد ناامید شدم. او به من نگاه کرد و گفت ، "شما نمی فهمید ، این آژانس متفاوت است"

حق داشت ، به محض پایان قرارداد آنها را اخراج کرد. نه تنها این ، آژانس بسیاری از منابع را در اختیار داشت ، بنابراین او از هیچ رابطه ای خارج شد.

ناامیدکننده است زیرا این درب گردان اغلب مشتری ناامید را در آستانه ما می گذارد - با بودجه هدر رفته ، و فرصتی برای بازگشت ندارد. بدون شک آن مشتری ها نیز در آستانه این آژانس قرار گرفته اند. یکی از موضوعاتی که یکی از بنیانگذاران مطرح کرد ، عدم وفاداری مشتری بود. ما مسئله بسیار مشابهی را دیده ایم - شما سخت تلاش می کنید تا مشتری را به جلو سوق دهید و آنها شما را به خاطر یک گلوله نقره ای (که هرگز به هدف خود نمی رساند) یا خدمات ارزان تر ترک می کنند.

وقتی واقعاً گزش ایجاد می کند ، ما پس از رفتن مشتری مراقب او هستیم. به عنوان مثال ، این مشتری بود که ما بازدید و اشتراک اشتراکی را افزایش دادیم که میلیون ها دلار درآمد داشت. به نظر می رسد که آنها درست زمانی که ما به آنها کمک کرده ایم برگشته اند ... بنابراین نه تنها درآمد از بین رفته است ، بلکه سرمایه گذاری آنها در آژانس ما نیز از بین رفته است.

موقعیت-روند-گزارش

نظر من چیست؟

من قصد ندارم وانمود کنم که می دانم چرا بعضی از این آژانس های شگفت انگیز شکست می خورند ، اما احساس می کنم بیشتر این کار مربوط به hubris است. این فکر است که شما در حالی که متفاوت نیستید متفاوت هستید. این فکر است که شما در واقع این گلوله جادویی را ندارید. این فکر است که وقتی واقعاً نمی توانید به همه کمک کنید. این انتقادی از رهبران و کارمندان نیست که روح آنها را در کارهای روزمره خود ریخته اند ، بلکه فقط یک مشاهده است.

ما سعی می کنیم کار بسیار بهتری را در تعیین انتظارات از مشتریان خود انجام دهیم که آنها تجربه و تلاش ما را می خرند. از آنجا که این دو مورد در بین همتایان ما استثنایی است ، ما خوش بین هستیم که می توانیم سوزن را برای اکثر شرکت ها حرکت دهیم. اما هر دو به کار بسیار سختی نیاز دارند. ما باید کاملاً به تجربه خود متکی باشیم تا مشتریان خود را از اشتباهات و به سمت روش های اثبات شده سوق دهیم. و ما باید تمام منابع خود را - از طریق کانال ها ، از طریق رسانه ها و سریع با انطباق با خواسته ها - استفاده کنیم.

اگر در حال خرید سخت کوشی نیستید ، نباید انتظار نتایج برتر را داشته باشید.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.