فکر نمی کنم بازاریابی کسب درآمد باشد

پول درآوردن

اگر دو کلمه در این صنعت ببینم که باعث غر زدن و دور شدن من شود ، این عبارت است ساختن پول. من نمی خواهم وارد سیاست های اخیر شوم ، اما یک شرکت تصمیم گرفت یک کمپین بازاریابی بحث برانگیز را راه اندازی کند. یکی از همکاران من اظهار داشت که این بازاریابی درخشان است زیرا باعث می شود یک تن پول به آنها برسد.

اخ.

ببینید ، آنها یک شرکت هستند و می توانند با بازاریابی خود هر کاری را که دوست دارند انجام دهند. و پریدن در یک جنجال محبوب ممکن است برای کره چشم و حتی علائم دلاری عالی باشد. اما من اعتقاد ندارم که هدف از بازاریابی کسب درآمد است. من در بسیاری از شرکت ها کار کرده ام که همه درمورد کسب درآمد بودند ، یا آنها رنج می برند یا مرده اند - زیرا مهمترین معیار کسب درآمد بود.

  • مطبوعات - من برای روزنامه هایی کار می کردم که انحصار تبلیغات را داشتند و همچنان نرخ های خود را افزایش می دادم. خبر "پر کننده بین تبلیغات" شد. وقتی رقابت آنلاین شد ، مصرف کنندگان و تبلیغ کنندگان نمی توانستند صبر کنند تا از کشتی پرش کنند.
  • SAAS - من برای برخی از بزرگترین نرم افزارها به عنوان ارائه دهنده خدمات در صنعت کار کردم. با اشتیاق آنها برای زدن گلها در هر چهارم ، من آنها را تماشا می کردم که مشتریان را جمع می کنند و سپس آنها را برای مشتری مهمتر بعدی کنترل می کنم. وقتی بنیان گذاران استارت آپ های آینده خود را راه اندازی کردند ، آن مشتری های قدیمی جواب تلفن را نمی دادند. و هنگامی که راه حل های جدید کشف شد ، مشتریان فراموش شده مهاجرت کردند.

کسب درآمد یک هدف کوتاه مدت است که توجه همه موارد لازم برای ایجاد یک تجارت پر رونق را از بین می برد. پول چیزی است که بین یک شرکت و مشتریان آن به ازای ارزشی که می دهند مبادله می شود. پول بسیار حیاتی است - هزینه زیادی را شارژ کنید و مشتری شما ممکن است احساس کنده شده و آنجا را ترک می کند. اگر به اندازه کافی شارژ نکنید ، توانایی پرداخت صحیح خدمات به مشتری را ندارید. پول یک متغیر است ... اما ایجاد یک رابطه مستحکم مهم است.

بازاریابی با تلاش برای یافتن ، شناسایی و هدف قرار دادن مشتریان احتمالی که در آن نقش دارند ، نقش دارد نیاز محصول یا خدمات شما و به نظر می رسد بهترین مشتریان شما هستند. هر هفته از معاملات دور می شوم که فکر نمی کنم توانایی کار با این شرکت را داشته باشم. برخی از شرکت ها حتی از اینکه من به آنها کمکی نمی کنم ناراحت می شوند - اما من می دانم که هدف کوتاه مدت آن است ساختن پول تقریباً تجارت من را در گذشته نابود کرده است. وقتی مشتری مناسب را پیدا کردم ، با صبر و حوصله منتظر کار با آنها شدم ، انتظارات مناسبی را تعیین کردم و اطمینان یافتم که آنها به محصولات و خدمات من احتیاج دارند و می خواهند ... این زمانی بود که ما رابطه برقرار کردیم.

بگذارید چند نمونه از این موارد را ذکر کنم:

  • من کمک می کنم شرکت جمع آوری سرمایه که در حال حاضر با مدارس کار می کند آنها طی دو سال گذشته رشد چشمگیری داشته اند كه من به آنها كمك كرده ام - اما دلیل این امر این است كه آنها كاملاً بر روی اینكه كدام مدارس مناسب كار كنند متمرکز شده اند. آنها از کار در مدارسی که کالای آنها می تواند باعث تضاد بین دانش آموزان شود اجتناب می کنند ... و در عوض ، آنها از طریق خیرخواهی از آنها پشتیبانی می کنند. آیا آنها می توانند با فروش به آنها درآمد کسب کنند؟ البته ... اما آنها می دانند که این به صلاح مدرسه نیست.
  • من کمک می کنم شرکت مرکز داده که نوآور و مستقل است. آنها می توانند با فروش معاملات کوچک در طول سال درآمد کسب کنند ... در کوتاه مدت بسیار سودآورتر هستند. با این حال ، آنها می دانند که مشتریان بزرگ و بزرگ سازمانی که چالش های پیروی از آن را رعایت می کنند ، محل درخشش آنهاست. بنابراین ، آنها به مشاغل بزرگ بازاریابی می کنند و از بازاریابی به شرکت های کوچک اجتناب می کنند.
  • من کمک می کنم خدمات خانه مشاغلی که بام ، نمای سایدینگ و سایر خدمات خارجی را انجام می دهد. آنها یک تجارت خانوادگی هستند که تقریباً 50 سال در جامعه وجود داشته است. رقابت آنها نویدهایی می دهد و با استفاده از فروش سنگین و هل دادن هر مشتری به سمت پایان فروش یا افزایش ، رد پای تعاملات وحشتناک می گذارد. مشتری من ترجیح می دهد از آن تعاملات دور شود و در عوض ، برای دوستان ، خانواده و همسایگان مشتریان خود بازاریابی کند.
  • من کمک می کنم آزمایش آب مشاغلی که هدف اول آنها کمک به مصرف کنندگان برای تست کیفیت آب خود با کیت های خانگی بود. با این حال ، آنها مسئله بسیار بزرگتری را شناسایی کردند که در آن شهرداریها نرم افزار ردیابی نداشتند تا کاملاً با مقررات محلی ، ایالتی و فدرال مطابقت داشته باشند. آنها می دانستند كه در صورت تمایل و تمرکز طولانی مدت بر قراردادهای دولتی ، می توانند با هدف خود در جهت كمك به تغییر كیفیت آب ، تأثیرات بیشتری ایجاد كنند.

در همه این موارد ، ما به دنبال آن نیستیم پول را. تلاش های بازاریابی ما بهینه سازی و تطبیق محصولات و خدمات مشاغلی است که با مشتریان احتمالی که می توانند به آنها کمک کنند ، کمک می کنیم. همه این شرکت ها رشد چشمگیری دارند ، اما به این دلیل است که آنها می دانند چه موقع باید از درآمدزایی دور شوند ... دنبال این کار نروند.

هر بازاریابی می تواند به یک شرکت کمک کند پول را. کمتر بازاریابی با مشتریانی که از محصولات و خدمات آنها قدردانی می کنند ، به رونق و رشد کسب و کارها کمک می کند. در دهه گذشته با مشاغل شخصی خودم دریافتم که پول در واقع در نتیجه یافتن و کار با مشتری های مناسب حاصل می شود. بازاریابی من یافتن آن شرکت ها است ، نه جستجوی و کسب درآمد. امیدوارم مورد توجه شما هم باشد.

 

 

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.