رسانه ها به دلیل عدم ایمان به خود شکست می خورند

Depositphotos 20464339 s

دیروز من یک گفتگوی عالی با کفش ساز برد، یک متخصص رسانه محلی با سابقه طولانی سعی دارد رادیو را به عصر دیجیتال بکشاند. اتفاقاً یک دوست دیگر ، ریچارد سیکلز، وارد دفتر شد. ریچارد در رادیو نیز سابقه ای عالی داشت. ما درباره صنعت رادیو یک تن صحبت کردیم و من شب گذشته همچنان به آن فکر کردم.

As فروش هوا همچنان رو به زوال است و امپراتوری های رادیویی به سندیکا و تحکیم خود ادامه می دهند ، این واقعاً به مسئله اصلی رسانه های سنتی اشاره دارد ... آنها به سادگی دیگر به خود اعتقاد ندارند. من معتقدم که این مسئله مشابه روزنامه ها و تلویزیون نیز هست. به جای شخصی سازی ، تقسیم بندی ، اتخاذ فناوری های محلی و اجتماعی ... این صنایع همچنان در جهت مخالف حرکت می کنند. این امر بین منبع اطلاعات و مخاطبانی که سعی در ارتباط با آنها دارند فاصله ایجاد می کند.

ادغام و سندیکا ، عبارات جذاب در دنیای تجارت هستند. آنها مترادف با صرفه جویی در هزینه هستند. اگر استعداد خود را متمرکز کنید و دامنه آن را گسترش دهید ، منطقی است که هزینه تولید محتوا را کاهش دهید. ایستگاه های رادیویی ستاره های ملی را سندیکا می کنند و ایستگاه های خود را خالی می گذارند. روزنامه ها همچنان مقاله های آسوشیتدپرس را تحت فشار قرار می دهند و کارمندان محلی را کاهش می دهند. ایستگاه های تلویزیونی همچنان به استعدادیابی در بازارها ادامه می دهند و گردش مالی بیداد می کند.

به این دلیل که آنها دیگر به استعداد خود اعتقاد ندارند. اگر رسانه های اجتماعی و وبلاگ نویسی چیزی به ما یاد داده اند ، تقاضا برای محتوای متنوع ، شخصی ، تقسیم شده و پرشور در حال افزایش است ، نه کاهش می یابد. مردم به دنبال اطلاعات بیشتر ، نه کمتر ، در مورد زندگی خود ، سرگرمی ها ، مشاغل و دولت خود هستند. رسانه های اجتماعی به دلیل فناوری سر به فلک نکشیدند ، زیرا به خود ایمان داشتند سر به فلک کشیدند.

بیش از هر سایت رسانه ای سنتی نگاه نکنید و این همان مزخرفات قدیمی است ... محتوایی که در وسط دریای تبلیغات منحرف کننده گیر کرده است. تبلیغات بیشتر به معنای درآمد بیشتر است؟ درست نیست. آنها محتوایی را که ما برای آن بیشترین اهمیت را داریم رقیق می کنند. و اکنون ارزش متوسط ​​محتوای ارائه شده در حال کاهش است. باز هم ... نه به دلیل رسانه ، بلکه به دلیل اشتیاق صدای پشت آن.

ایستگاه های رادیویی ، به طور خاص ، استاد کیفیت صدا ، سرگرمی و دسترسی شخصی هستند. چرا آنها همچنان به تمرکز خود ادامه می دهند فروش هوا بجای فروش صدا فراتر از من است من باید بتوانم وارد هر ایستگاه رادیویی شوم و نرخ آنها را برای کمک به مشاغل در توسعه برنامه های صوتی خود ، توزیع این برنامه از طریق برنامه های تلفن همراه و وب و کسب درآمد به مشاغل آنها با شناسایی ، هدف گذاری و دستیابی به مخاطب مناسب ببینم. نمایش ها حتی نیازی به اجرای روی موج های هوا ندارند! رسانه مهم نیست ... این اعتقاد پرشور به صدایی است که شنیده می شود مهم است.

من مطمئن نیستم که امید به روزنامه ها وجود دارد - زیرساخت های لازم برای ادامه چاپ روی درختان مرده و توزیع آن بسیار گران است. آنها باید مطبوعات را ریخته و پول خود را در استعدادهای محلی سرمایه گذاری کنند تا ارزش دوباره در صنعت مرده خود تزریق کنند. به نظر می رسد تلویزیون تنها تلویزیونی است که امیدوار است ... اجتماعی را در آغوش گرفته و رسانه باورنکردنی خود را از طریق interwebs به مخاطبان گرسنه منتظر منتقل می کند. من می خواهم ببینم آنها درها را به روی مشاغل و مصرف كنندگانی كه مایل به استفاده از ویدئو هستند ، بدون علائم تماس ، برای تولید ، توزیع و درآمدزایی از فیلم های خود نیز باز می كنند.

من عاشق رسانه های سنتی هستم و همچنان به قدرت مردم پشت هر یک از این رسانه ها اعتقاد دارم. فقط آرزو می کنم آنها به خودشان ایمان داشته باشند.

توجه داشته باشید: من به عنوان خوانده شده مداحی برای توییتر در کاهش تعامل توییتر. از قضا ، من چند روز قبل یک بیانیه مطبوعاتی دیدم که به تبلیغ توییتر می پرداخت رشد14 XNUMX میلیون کاربر دیگر. من می ترسم که توییتر بتواند ردپای رسانه های سنتی را دنبال کند و روی آن تمرکز کند چشم های چشم به جای کیفیت اطلاعاتی که ارائه می دهد. امیدوارم که نه ... اما خواهیم دید.

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.