اقتصاد آزاد من - بودجه خود را با دستمزد بهتر پس انداز کنید

اقتصاد آزاد

من فقط خواندن را تمام کردم Freakonomics. مدتی است که نتوانسته ام کتاب تجارت را کنار بگذارم. من این کتاب را شنبه شب خریداری کردم و از روز یکشنبه خواندن آن را شروع کردم. چند دقیقه پیش تمومش کردم اعتراف می کنم که حتی بعضی از صبح های من را به خود اختصاص داد و باعث شد که من برای کار دیر کنم. در هسته اصلی این کتاب چشم انداز منحصر به فردی قرار دارد استیون دی لویت زمان را تحلیل می کند

چیزی که من از نظر هوش ، املا و دستور زبان کم دارم - من فوق العاده سرسخت هستم که سعی می کنم قبل از توصیه راه حل ، از هر منظر به یک مسئله نگاه کنم. در بیشتر مواقع ، شخص دیگری در واقع راه حل مناسب را رفع می کند ، زیرا من برای کسب اطلاعات بیشتر و بیشتر خواهش می کنم. پدر از کودکی به من آموخت که سرگرم کننده است که به جای کار به همه چیز به عنوان یک معما نگاه کنم. گاهی اوقات خطا می شود ، این نحوه برخورد من با عنوان مدیر محصولات نرم افزاری است. به نظر می رسد "خرد متعارف" خرد داخلی شرکت ما باشد. در بیشتر موارد ، مردم فکر می کنند که آنها می دانند مشتری چه می خواهد و سعی می کنند راه حل مناسبی را ارائه دهند. تیمی که ما اکنون ایجاد کرده ایم این روش را زیر سال می برند و با گفتگو با همه ذینفعان ، از فروش تا پشتیبانی ، از مشتری گرفته تا اتاق هیئت مدیره ما ، واقعاً به این مسائل حمله می کنند. این رویکرد ما را به سمت راه حلهایی سوق می دهد که یک مزیت رقابتی هستند و مشتریان ما گرسنگی از ویژگی های را برآورده می کنند. هر روز یک مشکل است و برای رسیدن به یک راه حل تلاش کنید. این یک کار عالی است!

بزرگترین "اقتصاد آزاد" شخصی من زمانی اتفاق افتاد که برای روزنامه ای به شرق کار می کردم. من به هر حال با کسی مثل آقای لویت درخشان نیستم. با این حال ، ما تجزیه و تحلیل مشابهی انجام دادیم و به راه حلی رسیدیم که خرد متعارف شرکت را تحریک کند. در آن زمان ، ما بیش از 300 نفر از افراد نیمه وقت و بدون مزایا و حداکثر با حداقل دستمزد یا بالاتر از آنها داشتیم. گردش مالی ما وحشتناک بود. هر یک از کارمندان باید توسط کارمند دیگری آموزش ببینند و رسیدن به یک سطح تولیدی چند هفته طول کشید. ما داده ها را جستجو کردیم و مشخص کردیم که (تعجب آور نیست) که همبستگی طول عمر برای پرداخت وجود دارد. چالش یافتن "نقطه شیرین" بود ... پرداخت دستمزدی عادلانه به مردم که در آنها احترام قائل شوند ، در حالی که اطمینان حاصل کنید که بودجه از بین نمی رود.

با تجزیه و تحلیل های فراوان ، ما تشخیص دادیم که اگر 100 هزار دلار هزینه کنیم می توانیم 200 هزار دلار برای حقوق اضافی برای اضافه کار ، گردش مالی ، آموزش و غیره جبران کنیم بنابراین ... ما می توانیم 100 هزار دلار هزینه کنیم و 100 هزار دلار دیگر پس انداز کنیم… و یک کل مردمان خوشحال! ما یک سیستم طبقه بندی افزایش دستمزد طراحی کردیم که هم حقوق اولیه ما را برداشته و هم کارگران بخش را خسارت می دهد. تعداد معدودی از کارمندان بودند که حداکثر دامنه خود را افزایش داده بودند و بیشتر دریافت نمی کردند - اما ما احساس کردیم که حقوق آنها به صورت عادلانه پرداخت می شود.

نتایج بسیار بیشتر از آنچه پیش بینی کرده بودیم. در پایان سال تقریباً 250 هزار دلار پس انداز کردیم. واقعیت این بود که سرمایه گذاری در دستمزدها تأثیر دومینویی داشت که ما پیش بینی نکرده بودیم. اضافه کار به دلیل افزایش بهره وری کاهش یافت ، ما یک تن در هزینه های اداری و زمان صرفه جویی کردیم زیرا مدیران وقت کمتری را برای استخدام و آموزش و مدیریت بیشتری را صرف کردند و اخلاق کلی نیروی کار به طور قابل توجهی افزایش یافت. در حالیکه هزینه های انسانی ما کاهش یافت ، تولید همچنان افزایش یافت. بیرون تیم ما همه سرشان را می خاراندند.

این یکی از افتخارآمیزترین موفقیت های من بود زیرا توانستم هم به شرکت و هم به کارمندان کمک کنم. برخی از کارمندان پس از اعمال تغییرات در واقع تیم مدیریتی را تشویق کردند. برای مدت کوتاهی ، من راک استار تحلیلگران بودم! من در حرفه خود چند پیروزی بزرگ دیگر هم داشته ام ، اما هیچ کدام خوشبختی این یکی را به همراه نیاورد.

اوه ... و صحبت از پرداخت ، آیا شما بچه ها سایت من را بررسی کرده اید ، ماشین حساب پرداخت حقوق؟ این در واقع اولین سرگرمی جاوا اسکریپت من بود ... بسیاری از ماه ها قبل.

3 نظرات

  1. 1
  2. 2

    حیرت انگیز است که چگونه می توان یک کتاب مفید و بینش آور را به دست آورد و در عین حال آن را به شیوه ای آشفته در زندگی خود به کار برد
    من یک دوره اقتصاد مقدماتی را یادآوری می کنم که یک تابستان گذراندم
    یک زن میانسال بود که برای تحت تأثیر قرار دادن هوش ادعایی خود دوره را گذراند
    موضوع او چه بود ، همه باید موضوع را به زندگی خود و اینکه او و خانواده اش در زندگی مالی و مادی خود به خوبی کار می کردند ، ربط می داد.

    • 3

      سلام بیل ،

      چشم انداز جالب من سعی نمی کردم "هوش" خود را با یک کتاب تقویت کنم. هر کسی که من را بشناسد می داند که من یک پسر منظم هستم. امیدوارم قبل از اینکه چنین سخنان کوته بینانه ای بیان کنید ، دور هم بچرخید و چند پست دیگر بخوانید.

      رسالت این کتاب این است که مردم را وادار کند تا خارج از منطق متعارف فکر کنند. مثال من در بالا به سادگی مثالی برای تقویت تفکر غیر متعارف بود. اکثر شرکت ها اعتقاد ندارند که می توانید با پرداخت هزینه بیشتر به مردم پس انداز کنید - این کار بسیار جنجالی است و کار من برای این کار آماده است.

      من به آنچه تیم من هنگام انجام این کار به دست آورد افتخار می کنم و می خواستم آن را با خوانندگانم به اشتراک بگذارم.

      و - بله - من اعتراف می کنم که غوغا می کنم.
      داگ

شما چه فکر میکنید؟

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید که چگونه نظر شما پردازش می شود.